عقلانیت
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩  

آیت‌الله جوادی آملی گفته است:

اگر حضرت حجت(ع) امروز ظهور کند این 7 میلیارد انسان را بر اساس عقل اداره می‌کند

(روزنامه فرهنگ آشتی صفحه 2، 21/1/89)

 

 

 

*سخنی با متدینین

-آیا متدینین عرفی، ولایت مدارها و بسیجی‌ها، قلباً چنین اظهاراتی را باور می‌کنند؟

-آیا آنها برای عقل تا این اندازه اعتبار قائل هستند که حکومت امام زمان سلام الله علیه را از این دریچه نگاه کنند؟

 

*علی (ع) می‌فرماید (نقل به مضمون):

جبرائیل بر آدم(ع) نازل شد و گفت ای آدم من مأمورم تو را میان سه چیز مخیر سازم تا یکی از آنها را برگزینی

آدم پرسید آن سه چیز کدامند؟

جبرائیل گفت عقل، حیا و دین

آدم گفت عقل را برگزیدم

جبرائیل به حیا و دین گفت شما برگردید

حیا و دین گفتند ما دستور داریم هر کجا عقل باشد با آن همراهی کنیم

جبرائیل گفت اختیار با خودتان است

سپس جبرائیل بالا رفت

(اصول کافی جلد 1 کتاب عقل و جهل حدیث دوم)

 -بدین ترتیب دین و حیا در سایه عقل باقی ماندند و آدم (ع) با گزینش عقل به حیا و دین نیز مزین شد

 

 

 

*نتیجه گیری اول:

1ـ حیات دین در سایه عقل است

2ـ دین و حیا (اخلاق) دو نشانه از نشانه‌های عقل‌اند

3ـ هر جا عقل حضور داشته باشد دین و حیا (اخلاق) نیز مشهود است

 

*سخنی با روشنفکران 

-آیا روشنفکران و نخبگان جامعه ما حدیث فوق را که منتسب به حضرت امیر (ع) است دال بر حقانیت خود نمی‌دانند؟

-آیا باورشان غیر از این است که عملکردشان عقلانی است و دعوتشان به عقلانیت است؟

-آیا با تصور به عقلانی بودن اندیشه و عمل روشنفکران، روشنفکران ضرورتی برای تعجیل در ظهور حضرت بقیه‌الله (ع) حس می‌کنند؟

-آیا با ملاکهای عقلانی نخبگان جامعه ما، مدیریت جهانی امروز غیرعقلانیست؟

-اگر مدیریت جهانی امروز عقلانیست این نوع تعقل چه التزامی به اخلاق و دیانت دارد؟

-آیا بود و نبود دیانت در این نوع تعقل تأثیر دارد؟

-آیا از این دریچه حکومت معاویه غیر عاقلانه بود؟

 

* فردی از حضرت صادق (ع) درباره عقلانیت معاویه پرسش کرد امام صادق فرمود (نقل به مضمون):

ویژگی معاویه زیرکی و نیرنگ اوست که به عقل شباهت دارد لیکن عقل نیست بلکه "نکر" است

آن حضرت در پاسخ به آن فرد که پرسیده بود عقل چیست فرمود (نقل به مضمون):

عقل چیزیست که به وسیله آن خداوند رحمان را می‌پرستند و با اتکا به آن بهشت به دست می‌آید

(کتاب اصول کافی جلد اول کتاب جهل و عقل حدیث سوم)

 

*نتیجه گیری دوم:

1ـ اندیشه‌ای که بشر را به سوی پرستش پروردگار دلالت نکند عقلانی نیست بلکه «نکرانی» است

2ـ اندیشه‌ای که محصولش بهشت و آخرت نباشد عقلانی نیست

3ـ هر جا که دیانت و حیا حضور نداشته باشد از عقل هم خبری نیست

۴- لازم است که ما یا اهل تعقل باشیم یا نسبت به عقلای جامعه تبعیت‌پذیر

 

 

*هنگامی که ملائکه دوزخ از اهل آتش می‌پرسند چرا عاقبت امرتان بدینجا ختم شد اهل دوزخ در پاسخ به آنان می‌گویند: (نقل به مضمون):

اگر تعقل می‌کردیم و یا به پند عقلا گوش فرا می‌دادیم کار ما به اینجا نمی‌کشید

(سوره ملک آیه 8 تا 10)

 

 

*خداوند متعال خطاب به عقل می‌فرماید (نقل به مضمون):

بهتر از تو و محبوب تر از تو مخلوقی نیافریدم و تو محبوب‌ترین مخلوقات در نزد من هستی

 من به واسطه تو مواخذه خواهم کرد و به واسطه تو ثواب می ‌بخشم

(کتاب اصول کافی کتاب جهل و عقل حدیث 32)

 

*نتیجه گیری نهایی:

1ـ اگر می‌خواهی محبوب خداوند شوی عاقل باش

2ـ یا باید از طایفه عقلا بود و یا نسبت به عقلا تبعیت پذیر

3ـکسی اهل دیانت است که در سایه عقل زندگی کند

4ـ دو نشان از نشانه های عقلانیت؛ دینداری و حیا‌ (عفت)است واگر این دو نشانه را ندارم از عقل فارغ خواهم بود

5ـ زیرکی و باهوشی الزاماً متعلق به عقلا نیست

6ـ تاریخ موج می‌زند از نقش شیاطین هوشمندی که در پشت پرده تظاهر به عقلانیت، نیت‌های پلیدشان را دنبال می‌کنند


کلمات کلیدی:   جوادی آملی ،معارف ،اهلبیت عصمت
     
 
یامحول الحول والاحوال
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٩  

سال هشت و هشت با تلخی گذشت

می ندانستم چه بذری کشت گشت

 حالیا هشتادونه  از ره رسید

می کنم برداشت کشت هشت و هشت

 از مکافات عمل غافل مشو

کز درون کوزه بحران کرده نشت

 اندر آن خمره خدا داند چه بود

از چه افرادی ز بام افتاد تشت

 ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

کفر می خواهد نماید بازگشت

 کفر شاید آید اما تحت دین

پوششی دینی ولی قومی پلشت

 تا نگیرد از خمینی انتقام

این جماعت هیچ آسوده نگشت

 شعر ما باشد ضمیرش مستتر

دسته ای این سوی یا آن سوی دشت

 بهتر آن باشد حدیث دیگران

گفته نا گردد برای دلبران

********************************************************************************

پی نوشت

١-در زبان شعر "اغراق" مرسوم است

٢-مستندات برخی از ابیات شعر فوق، برداشت های من است از برخی "عوامل نامرئی" حوادث اخیر و پاره ای از "فرمایشات رهبری"

 -"رهبری" در گذشته نه چندان دور ، دو جناح "اصلاح طلب" و "اصولگرا" را به منزله دو بال انقلاب و خودی معرفی کرده و گرایشات تندروانه در هر دو جناح را غیر خودی و مردود دانست

 -"رهبری" در واکنش به حوادث تلخ "کوی دانشگاه" که بعد از انتخابات رخ داد انزجار خود را از حمله به کوی دانشگاه که "به نام حمایت از ولایت فقیه" انجام شد ابراز، داشت

 -"رهبری" در فرمایشات اخیرش پیرامون حوادث بعد از انتخابات ، هدف از آشوب های مزبور را "انتقام ٣٠ ساله" از "انقلاب" و "امام خمینی" دانست

 -"رهبری" برای تمیز حق و باطل ، با اشاره به دسته بندی های طرفین جنگ صفین ، ملاکی را ارائه کرد تا ببینیم آنهایی که از ابتدا در مقابل انقلاب قرار داشتند ، امروز در کجای صحنه بعد از انتخابات قرار دارند و نیز آنهایی که از گذشته با انقلاب همراه بودند امروز در کجا ایستاده اند

*************************************************************************************

-به نظر بنده انتخابات اخیر بهانه ای شد برای صاحبان گرایشاتی که با "اصل ولایت فقیه" (البته از نوع قرائت امام خمینی نسبت به ولایت فقیه) در تقابل اند تا به توانند خواسته های قلبی خود را عملیاتی کنند 

 -مقابله کنند گان با "ولایت فقیه" دو گرایش ظاهرا" متضاد دارند لیکن هر دو گرایش آب به یک آسیاب می ریزند

 -هر دو گرایش ساز پایان نظام "جمهوری=اسلامی" را کوک کرده اند

 -یک گرایش در صدد است که "جمهوری اسلامی" را به "جمهوری لائیک" تبدیل کند

 -گرایش دیگر در صدد است که "جمهوری اسلامی" را به "خلافت اسلامی" مبدل سازد

 -این هر دو گرایش "اندیشه سیاسی خمینی" را هدف گرفته اند

 -چهره های شاخص طرفدار "جمهوری لائیک" کسانی می باشند که در زمان حیات "خمینی" از انقلاب سهم می خواستند . ولی "طوفان انقلاب" نگذاشت آنها "سوار موج انقلاب" شوند  و انقلاب اسلامی مردم را به نفع خود مصادره کرده کشتی انقلاب را تصاحب کنند تا آن را به ساحل دلخواه خود رهبری کنند . لذا در صدد انتقام از انقلاب و خمینی برآمدند

 -شاخص های طرفدار "حکومت اسلامی" کسانی هستند که از روی "فرصت طلبی" مخالف همزیستی "دین و سیاست" بودند و ضمن تایید "حکومت جبار پهلوی" ، "اندیشه و عمل خمینی" را تخطئه می کردند . ولی بعد از فرو ریختن "حکومت پهلوی" در پی "فرصت طلبی جدید" برآمدند و به خصوص از زمان ،صف بندی "لیبرال ها" در برابر انقلاب، دورگرفتند و از انقلابی ها انقلابی تر شدند . آنها اگرچه با "لیبرالیسم" مخالف باشند ولی مخالفت شان با گرایشات "لیبرالیستی" و حتی فرقه های "بهائیت" و "وهابییت" بهانه ای برای نفوذ بیشترشان در "نظام جمهوری اسلامی" است

هدف این گروه اثبات نظریه "جدایی دین از سیاست" است و اتفاقا" این شعارشان از هر دو سوی صحنه به گوش می رسد

اهالی این گرایش در صددند تصویری از "اصل مترقی ولایت فقیه" به جامعه عرضه کنند که مردم نتوانند تمیزی بین "سلطنت" و "ولایت فقیه" قائل شوند تا جایی که کم کم نسبت به لزوم عزل "شاه" و فرو ریختن "سلطنت" دچار تردید شوند و انقلاب بزرگ خود را بیهوده و از گذشته خویش پشیمان شوند

*******************************************************************************************

متاسفانه ملاحظه می شود که هدف های فوق به میزان ملموسی در جامعه ما رسوخ کرده و برای برون رفت از این وضعیت باید تدبیری اندیشید

................................................

صاحب العصر کجایی که بروبی شبهه

شبح شبهه همه جامعه را پوشانده

شبح شبهه ندیدند ، ولی من دیدم

که حقیقت رخش از دیده ما پوشانده

 ...............................................

ندایی هاتفی کرده مرا با صوت داودی

که در راه است ای مستکبران! طوفان نابودی

الا مستضعفان! همراهی مستکبران هرگز!!!

که "نصرالله" با "فتح قریب" آید همین زودی!  

....................................................

اللهم عجل لولیک الفرج