ولایت فقیه
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩  

سایت تابناک ٢٩تیر٨٩

به گزارش ایسنا در این استفتاء (از آیت الله خامنه ای) آمده است:

خواهشمند است در خصوص«التزام به ولایت فقیه» توضیح دهید؛ به عبارت دیگر چگونه باید عمل نماییم تا بدانیم که به جانشین بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام کامل داریم؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرموده‌اند: ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌باشد و همین که از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین اطاعت کنید نشانگر التزام کامل به آن است.

.............................................

 در سایت تابناک در ۴ مرداد ١٣٨٩ در مقاله سیدعباس صالحی آورده است:

شاید در این مجال، این تعبیر را بتوان داشت که مقام معظم رهبری در ابعاد ولایت فقیه، در مواردی، عبارتی رقیق‌تر از تعبیرات امام راحل - قدس سره - دارند. نمونه‌هایی برای این مدعا، می‌توان شاهد آورد؛ اما به یک نکته بسنده می‌کنم: همانگونه که یادآور شدیم امام خمینی، ولایت مطلقه را به معنای حق تعطیل و یا توقف موقت احکام شریعت توسط فقیه حاکم می‌دانند و آن را بخشی از اختیارات ولی‌فقیه می‌دانند، اما ظاهرا چونان توسعه‌ای را مقام معظم رهبری پذیرا نیستند و در پاسخ به استفتایی در مورد مفهوم ولایت مطلقه، آن را در ارتباط با اختیارات آحاد مردم تفسیر می‌کنند و نه حق تعطیل و یا توقف موقت احکام شریعت. به عبارتی دیگر، ایشان ولایت فقیه را در چهارچوب احکام شریعت (اعم از حکم اولی و ثانوی) می‌دانند و نه فراتر از آن! ایشان در اجوبه‌الاستفتائات در پاسخ به سوال 63، در تفسیر ولایت مطلقه فقیه می‌نویسند: «تصمیمات و اختیارات ولی‌فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات و آحاد مردم مقدم و حاکم است و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.» همان‌گونه که می‌نگرید، ایشان «ولایت مطلقه فقیه» را در تفسیری رقیق‌تر از تفسیر امام راحل ارائه می‌کنند. یادکرد این نکته با این عنایت است که به نظر می‌رسد دایره مفهومی- مصداقی که امام راحل (قدس سره) برای ولایت فقیه، قائل بودند، بس وسیع و گسترده‌تر از دیدگاه‌های رایج است. ایشان به صراحت درباره قانون اساسی قبل از اصلاح و بازنگری فرموده بودند: «این‌که در قانون اساسی هست، این بخشی از شئون ولایت فقیه است نه همه شئون ولایت فقیه!» (صحیفه نور، ج 11، 464)

با این احوال، چگونه می‌توان مقام معظم رهبری را در استفتاء یاد شده، مبدع ادبیات توسعه‌ای در ولایت فقیه دانست!
.........................................
همچنین سایت تابناک نظر آیت الله سیستانی را درباره ولایت فقیه به نحو زیر منشر کرده است:

حضرت آیت الله العظمی سیستانی به سه استفتاء درباره بحث ولایت فقیه پاسخ داده اند.

به گزارش «تابناک»، این پرسش و پاسخ که در سایت شخصی معظم له منتشر شده، به شرح زیر است:

پرسش: آیا ولایت فقیه تحقیقی است یا تقلیدی؟

پاسخ: تقلیدی است.

پرسش: نظر معظم له درباره ولایت فقیه چیست؟

پاسخ: ولایت در آن چه ـ به اصطلاح فقها ـ امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است، هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است، از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.

پرسش: می‌خواستم بدانم اگر حکم مرجع تقلیدی با حکم ولی فقیه فرق داشت، مقلد باید از کدام اطاعت کند؟

پاسخ: حکم کسی ولایت شرعی دارد، در امور عامّه [که] نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است بر همه نافذ است حتی بر مجتهدین دیگر، مگر اینکه علم به خطا بودن آن یا مخالفتش با آنچه از کتاب و سنت قطعاً ثابت شده داشته باشد.
.....................................

به گزارش تابناک در تاریخ ١١ مرداد ١٣٨٩  محمد باقر قالیباف پیرامون اظهارات آیت الله خامنه ای گفته است:

رهبری نیز چندی پیش در صحبتی که با دانشجویان داشتند فرمودند چه کسی گفته از ولایت فقیه انتقاد نکنید. چه کسی همه آنچه شخص ولی فقیه می گوید الا و لابد باید مورد پذیرش قرار گیرد. این سخنان از تلویزیون هم پخش شد و گواه دیدگاه والای ایشان در ترویج فرهنگ نقد پذیری است.

*امام و مقام معظم رهبری اینقدر موضوع را باز می بینند اما یک قشر اندکی در حوزه سیاسی می خواهند مرتب با این حربه آدمها را از درون نظام حذف کنند، آنها استفاده ابزاری کنند. ما در واقع از این بخش و از اینگونه رفتارها گله مندیم و آسیب می بینیم

*دوست داشتن نسبت به یک امری یا میل داشتن ولایت فقیه نسبت به یک کاری مادام که حکم حکومتی نیست، حجیتی شرعی برای انجام آن کار بوجود نمی آورد. اگر ایشان دستور حکومتی دادند آن موقع برای همه حجیت پیدا می کند و همه مکلف می شویم آن را اجرا کنیم .در موارد عادی انتظار رهبری این است که ما باید به عقلمان، تحلیلمان، نگاهمان و به آن چیزی که فردای قیامت و امروز جامعه از ما سئوال می شود رجوع کنیم. معنای فتوای رهبری پویایی عقلانیت است نه تعطیلی آن. ما باید بیندیشیم تا پاسخی داشته باشیم که با چه حجتی این کار را انجام داده ایم. این نکته خیلی مهمی است یعنی ما از این فتوا این را برداشت می کنیم که فقه شیعه واقعا چقدر پویا است.


 
قطع نامه 598
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩  
خبرنگار سایت پایگاه اطلاع رسانی جماران به مناسبت سالگرد قطعنامه ۵٩٨ مصاحبه ای را با من ترتیب داد که کپی آن را در اینجا ملاحظه می نمایید
............................................................................................................. 
سردار رشید:

پذیرش قطعنامه با خود بار فرهنگی و عقیدتی آورد

کد خبر: 15139   تاریخ خبر:  29/04/1389        
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
بحث قطعنامه حادثه ای است که مثل همه حوادث تاریخی یک بار فرهنگی و عقیدتی را با خود می آورد یکی از زوایای آن این است که امام هم فرمودند که مگر فراموش کرده اید که ما برای انجام تکلیف جنگ کردیم .وقتی امام بحث ادای تکلیف را مطرح می کند یک باب فرهنگی ویژه ای را برای ما باز کرد.

 

انتهای پیام /*

سردار محسن رشید پیرامون تاثیر طولانی شدن جنگ در پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی حضرت امام خمینی(س) گفت: زمانی که به بررسی بسیاری از قضایای سیاسی و اجتماعی می پردازیم می بایست آنها را سطح بندی کنیم و از دو دیدگاه  نگاه کنیم.درباره  تاثیر طولانی شدن جنگ در پذیرش قطع نامه نیز دیدگاه مردم و رزمندگان و دست اندرکاران و تصمیم گیران صحنه نبرد که بخشی از نخبگان کشور هستند متفاوت بود. در بخش مردمی انگیزه ها عموما بر سه شاخصه مهم متمرکز بود. انگیزه شهادت طلبی، انگیزه آزادی و زیارت کربلا و انگیزه تنبیه صدام و رژیم بعث به عنوان آغازگر و مسبب جنگ سه انگیزه مهم مردم و رزمندگان در جنگ بود. لذا برای آنان خیلی مفهومی نداشت که جنگ چقدر طول می کشد. درست است که هر قشری علاقه داشتند که زودتر به هدفشان برسند شهادت طلب ها دوست داشتند زودتر به شهادت برسند و عموم مردم هم دوست داشتند صدام زودتر تنبیه بشود ولی نگران این نبودند که جنگ طول کشیده است اما در سطح مدیران جنگ موضوع فرق می کرد نمونه اش نیز همین بحثی که آقای شمخانی در یک گفتگوی تلویزیونی اعلام کردند که اولین نفری بودند که به آقای هاشمی گفتم برای جنگ باید فکری کرد.

 

این رزمنده سال های دفاع مقدس درگفتگو با پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران  در توصیف واکنش رزمندگان به خبر پذیرش قطعنامه افزود: من جدا کردن مردم و رزمندگان را به عنوان دو قشر متفاوت قبول ندارم و نبایستی این دو قشر را از یکدیگر جدا مطرح کرد بلکه به نظر من رزمندگان در پیوند با مردم و بخشی از مردم بودند و بنابراین دیدگاه رزمندگان نیز همان دیدگاه عمومی مردم بود. این اتفاق برای مردم قابل باور نبود ویک حالت بهت زده ای برایشان به وجود آورد. حتی فرماندهان لشکرها نیز که صحنه گردان جنگ بودند چون در رده تاکتیکی فعالیت داشتند واز مباحث استراتژیک جنگ اطلاع نداشتند، آنان نیز در این بحث متعجب بودند. در حالی که در سطح مدیران این گونه نبود و آنان آمادگی امر را داشتند.

 

این محقق و پژوهشگر دوران دفاع مقدس در تحلیل واکنش رژیم بعث عراق به پذیرش قطعنامه نیز افزود: هر رژیم سیاسی و دولتی در پی آن است تا از فرصت ها بهره ببرد برای آن که موقعیت عمومی خود را بهبود ببخشد. عراق هم از گذشته دور به دنبال آن بود تا هم ساحل خود را در خلیج فارس گسترش دهد و هم مرزهای شرقی خودش را برای تامین امنیت بغداد که تنها 120 کیلومتر با مرزهای ایرانی فاصله دارد عمق بیشتری ببخشد. در گذشته نیز بین رژیم عراق حتی دولت های قبل از صدام و رژیم پهلوی درگیری هایی وجود داشته است. وقتی که انقلاب اسلامی روی داد رژیم عراق احساس کرد که به لحاظ بین المللی ایران از دید آنها حامی خود را که آمریکا و بلوک غرب بود از دست داده و تنها مانده است به ویژه آن که آزادی های سیاسی در داخل کشور نیز قدری ناهنجاری و تنش را نشان می داد که به زعم آنان نشانگر تفرقه در میان ملت ایران بود و احساس آماده بودن زمان را به ارتش عراق القا می کرد و به همین خاطر به ایران حمله کرد.

 

وی ادامه داد: در پایان جنگ هم احساسشان این بود که امام به عنوان تبلور ملی و الگوی خدشه ناپذیر مردم با پذیرش قطعنامه شکسته شده و شیرازه حکومت نیز پاشیده است و الان وقتش است تا به آن چه که در اول جنگ دست پیدا نکرده بود در آخر جنگ دست پیدا کند. ضمن آن که در این برهه یک اتفاق نظر و اشتراک هدفی نیز با منافقین پیدا کردند و منافقین هم که از قبل خود را برای در دست گرفتن مصادر حکومت آماده کرده بودند زمان را برای این کار مناسب دیدند و لذا دست به یک عملیات مشترک زدند و عراقی ها از جنوب و منافقین نیز از غرب حمله کردند. عراقی ها تا نزدیکی ها ساحل غربی رود کارون را مورد حمله قرار دادند و این منطقه چند بار میان دو طرف دست به دست شد منافقین هم با یک حرکت دوگانه که حرکت از مرز و یک شورش نیز از طریق زندانی های طرفدار سازمان منافقین در تهران بود فعالیت کردند.

 

این محقق و پژوهشگر دوران دفاع مقدس در تحلیل استراتژی ایران در طی هشت سال جنگ تحمیلی افزود: ما در طی هشت سال جنگ چهار استراتژی داشتیم.دوره زمانی استراتژی اول از آغاز جنگ تا شکستن محاصره سوسنگرد است که در این استراتژی ما در مقابل یک هجوم غیر قابل پیش بینی سعی کردیم یک موقعیت ناهنجار را بر دشمن تحمیل کنیم و در عین این که زمین نمی دهیم زمان بگیریم. در دوره دوم که از شکستن محاصره سوسنگرد آغاز می شود ما در پی آن بودیم که سرزمین های اشغال شده را آزاد کنیم که تقریبا تا فتح خرمشهر ادامه پیدا می کند اگر چه صددرصد زمین های اشغال شده آزاد نشده بود اما در کل، استراتژی موفقی بود. پس از آن استراتژی جدید ما تنبیه متجاوز بود که طراحی شد و پنج سال و نیم از جنگ را در بر می گیرد که با سقوط فاو این استراتژی نیز پایان یافت.

 

رشید خاطرنشان کرد:بین استراتژی سوم و استراتژی چهارم ما حدود دو تا سه ماه فطرت هست که از سقوط فاو در29 فروردین 67 تا 27 تیرماه 67 و پذیرش قطعنامه ادامه دارد. استراتژی سوم مثل دو استراتژی قبلی کاملا موفق نبود و استراتژی چهارم ما نیز با پذیرش قطعنامه آغاز می شود که تحمیل پایان جنگ و آتش بس به عراق است. ما در فاصله سقوط فاو تا پذیرش قطعنامه ابتکار عمل را از دست دادیم و دشمن آن را به دست گرفت. اقدام حضرت امام(س) در پذیرش قطعنامه هم وجهه ما را در نظام بین الملل بالا برد چرا که صدام تبلیغ می کرد که ما قطع نامه را پذیرفته ایم و این ایرانی ها هستند که آن را نمی پذیرند و به جنگ ادامه می دهند.پذیرش قطعنامه  در حوزه داخلی هم جبهه ها را احیا  و شوکی را به چرخه حوادث وارد کرد واین شوک باعث شد که ابتکار عمل مجددا به دست ما برگردد و یک انرژی را در مردم احیا کرد. گفتمان صادقانه امام تحولی را در مردم ایجاد کرد و باعث شد که هجوم بسیار گسترده ای به سمت جبهه ها صورت بگیرد.

 

وی افزود:در صورتی که در تابستان مرسوم نبود نیروها به جبهه ها بروند ولی در تابستان بسیار گرم سال 67 مردم آمدند و در مقابل عراق ومنافقین ایستادند. در واقع این استراتژی جدید بود که پتانسیل بازدارنده و ملی ما  که همان پتانسیل مردمی است را بالفعل کرد و آن توان بالفعل در مقابل این یورش ایستاد.

 

سردار رشید در پاسخ به شبهه تحمیل پایان جنگ به حضرت امام(س) از سوی مسوولین وقت افزود: نکته اول این است که در پایان جنگ یک ماه پس از پذیرش قطعنامه زمانی که ارتش عراق سه بار تا کناره های رود کارون پیشروی کرد و رزمندگان مجددا آن ها را تا لب مرز بین المللی عقب راندند بار آخری که این اتفاق افتاد رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای در منطقه بودند و آقای محسن رضایی فرمانده سپاه ازطریق ایشان برای امام پیغام می دهند که ما آماده ایم دشمن را آن سوی مرز هم تعقیب کنیم. این پیام برای امام می رود و امام نیز آن جمله معروف را می فرمایند که ما همان طور که در جنگ جدی بودیم در پذیرش قطعنامه نیز جدی هستیم. بنابراین شرایط برای ادامه جنگ پس از پذیرش قطعنامه هم وجود داشت و امام نخواست ادامه بدهدو نکته دوم این است که دوستانی که چنین تحلیل هایی می کنند عمدتا درایام جنگ حوزه فعالیت شان حوزه تاکتیکی بوده است و نه حوزه استراتژی و یک مقدار با پیچ و خم های جنگ آشنا نیستند و تحلیل هایی می کنند که منطبق با واقعیت نیست.

 

وی افزود: ضمن اینکه شخصیت حضرت امام این گونه نیست که تحمیل را از سوی کسی بپذیرند. اگر قرار بود حضرت امام(س)این قدر تاثیر پذیر باشند که ما نمی توانستیم انقلاب بکنیم و در برهه های مختلف از بحران ها عبور کنیم. همه شنیده ایم و می دانیم و مرحوم حاج احمد آقا نیز گفتند که امام بعد از فتح خرمهشر موافق ادامه جنگ نبودند اما نظر کارشناسان را شنیدند و پذیرفتند.این در واقع مدل مدیریت حضرت امام است. با این استدلال بنابراین باید بگوییم که ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر هم به امام تحمیل شد.این دیدگاه غلط است.نوع مدیریت امام این گونه بوده است که با تیز هوشی پس از مشورت با نخبگان و کارشناسان و مسئولین قوا و سنجیدن شرایط تصمیم گیری می کردند. پس از فتح خرمشهر آقایان در تهران نمی توانند امام را قانع کنند و پس از این که فرماندهان نظامی از منطقه می آیند و خدمت حضرت امام و ادله آنها مطرح می شود امام می پذیرند که جنگ ادامه پیداکند. چنانچه امام فرد تاثیر پذیری  بود چرا در مقابل اصرار مسئولین سیاسی نظام در این برهه تاثیر نمی پذیرد؟ اگر امام در مقابل ادله نظامیان ادامه جنگ را می پذیرد ما باید بگوییم ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را نظامیان به امام تحمیل کردند؟

 

سردار رشید در پایان افزود: بحث قطعنامه  حادثه ای است که مثل همه حوادث تاریخی یک بار فرهنگی و عقیدتی را با خود می آورد یکی از زوایای آن این است که امام هم فرمودند که مگر فراموش کرده اید که ما برای انجام تکلیف جنگ کردیم .وقتی امام بحث ادای تکلیف را مطرح می کند یک باب فرهنگی ویژه ای را برای ما باز کرد.

کلمات کلیدی:   سیاسی ،دفاع مقدس ،امام خمینی
     
 
تقدم مشروعیت
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩  

با فرض این که خط امام بر دو پایه مشروعیت دینی و مشروعیت مردمی استوار باشد , باید به یک سوال اساسی پاسخ داد!

سوال:

کدام یک از دو پایه فوق بر دیگری تقدم دارد؟

جواب:

١-اگر مقصود از مشروعیت , اعتبار دینی باشد , مسلما مشروعیت دینی به مشروعیت مردمی تقدم دارد و مشروعیت مردمی فرع بر مشروعیت دینی خواهد بود! 

٢-اگر مقصود از مشروعیت , ستونی باشد که حکومت بدون اتکای بر آن  , شکل نخواهد گرفت و استمرار نخواهد یافت تقدم با مشروعیت مردمی است!

شرح:

تقدیر الهی همواره بر این قرار داشته است که آنچه را مردم بخواهند محقق شود.

مردم چه عافیت طلب باشند و چه عاقبت اندیش , به خواسته شان خواهند رسید.

آیه مشهور "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" از جمله آیاتی است که نشان می دهد , در تقدیر الهی , خواسته های اقوام و ملت ها نقش قطعی در سرنوشت آنان دارد. اعم از مسلمان و غیر مسلمان! مشروط بر این که شروط زیر را دارا باشند!

١-خواست لفظی کافی نیست!

٢-برای دستیابی به خواسته های‌شان باید قبول هزینه کنند!

هزینه کردن شرط لازم است ولی شرط کافی نیست!

٣-شرط کافی , "ایجاد ظرفیت لازم" است!

درخواست کننده باید ظرفیت لازم متناسب با خواسته اش را ایجاد کرده باشد!

به عبارت دیگر خواست مردم ممکن است ارزشی نباشد!

اگر مردم "ارزش مدار" باشند ارزش ها حاکم می شود!

اگر مردم نخواهند , حکومت دینی شکل نمی گیرد!

البته هر ملتی که با ارزش ها بیگانه باشد , مشروعیت الهی ندارد , و از طرف ارزش مداران نهی از منکر خواهد شد.

حاکمیت همواره با خواست اکثریت همراه است اگرچه در ظاهر خانواده کوچکی بر اکثریت مردم حکومت کنند!

خواست و ظرفیت مردم رژیم ها را حاکم می کند و پایدار یا متزلزل می سازد!

مردم زمان صفویه , افشاریان , زندیه , قاجاریه , پهلوی مستعد پذیرش حکومت های زمان خود بودند!

نظام جمهوری اسلامی هم بر اساس ظرفیت و استعداد مردم به صحنه آمده و تا زمانی که مردم بخواهند برقرار می ماند!

البته هر فرد مسلمان موظف به ادای تکلیف است و تکلیف را هم  شرع مشخص می کند و کسی اجازه ندارد که با اتکای به عرفان و حکمت , با ظواهر شرع پیغمبراکرم مخالفت کند!   

نتیجه می گیریم که پایه های خط امام از زاویه "حکمت" و "تکلیف" دو تعریف متفاوت دارد , حکمت برای ما شناخت ایجاد می کند و تکلیف "بایدها و نبایدها را" معین می نماید :

١-حکمت الهی ایجاب می کند که استعداد و مستعد بودن مردم موجب شکل گیری و تعیین نوع حاکمیت ها شود!

٢-حاکمیت دینی بدون خواست مردم دین مدار به وجود نخواهد آمد و حفظ آن به استمرار خواست اکثریت مردم است!


کلمات کلیدی:   سیاسی ،امام خمینی ،انقلاب ،معارف
     
 
خط امام
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ تیر ۱۳۸٩  

خط امام چیست؟

شناخت خط امام (خمینی) بدون داشتن روش میسر نیست!

روشی را که برای شناسایی خط امام پیشنهاد می کنم , لزوماٌ تنها روش برای شناسایی خط امام نیست.ولی من -در حال حاضر- تنها این روش را برای معرفی خط امام مناسب می دانم !

روشی که احتمالا چالش زا خواهد بود !

از نظر من خط امام را باید در ۴ سطح برسی کرد !

١-سطح پایه

٢-سطح اصول و مبانی

٣-سطح فروع و قو انین

۴-سطح سیره و رفتار

البته پیشاپیش یاد آور شوم :

١-مقصود ما از خط امام "خط عرفانی" , "فلسفی" و "خط فقهی" امام نیست بلکه موضوع بحث ما "خط سیاسی امام" است !

٢-مقصود ما از خط سیاسی امام عملکرد راهبردی ایشان در دوره کاربردی بودن استراتژی علامه مجلسی نیست(برای توضیح این مساله به پست نگاه تکراری رجوع فرمایید)

٣-مقصود ما از خط امام عملکرد راهبردی ایشان در دوره ای است که استراتژی علامه مجلسی کاربرد خود را در (ایران) از دست داده بود و امام خمینی خود پایه گزار راهبرد جدیدی شد , که جمهوری اسلامی ایران محصول آن راهبرد است !

من چنین می پندارم که , برای شناسایی خط امام باید ؛ پایه , اصول , فروع  و  سیره امام را از یکدیگر تفکیک کرد و الا نمی توان تعریف علمی از خط امام ارائه کرد و پرسش کنندگان دچارسردرگمی خواهند شد !

از سطح بندی خط امام روشن می شود؛پایبندی به خط امام مراتب دارد !

البته مراتب آن به هم پیوسته است و اگرکسی -بدون پذیرش پایه های مکتب خمینی- ادعای وفاداری به خط امام کند از اوپذیرفته نیست !

پذیرش پایه های مکتب خمینی شرط اولیه است و هرکسی که مرحله پایه را گذراند , از حداقل نمره قبولی برخوردار خوهد شد!

اگر به پایه  و اصول پایبند شد به مرتبه خوبی دست یافته است !

اگر به پایه , اصول و فروع پایبند باشد به رتبه عالی رسیده است !

و اگر به هر۴ سطح ملتزم شود نمره او اعلی خواهد بود !

واضح است که اگرکسی بدون التزام به پایه های خط امام هرالتزام دیگری به خط امام ابراز کند از او پذیرفته نیست و نمره اش بیشتر از صفرنخواهد بود !

حال بد نیست که این مبحث را بهانه کرده و انتقاد کنم از کسانی که غربی ها را در رعایت قوانین اجتماعی(فروع) مسلمان تر از مسلمانان می دانند و یا پای بندی اهل سنت به فروع دین را ملاک برتری آنان بر شیعان می خوانند !

این نوع نگرش , نوعی ظاهر بینی است , هرچند که روشنفکران منادی آن باشند !

ارزیابی افراد بدون شناخت اندیشه آنان کاری عبث است !

و اندیشه افراد نیز بدون شناخت مبانی فکریشان میسر نیست !

برتری اولیه برای کسی است که مبانی اندیشه اش صحیح باشد !

و از همین جهت است که  -درنهایت- شیعان علی علیه السلام اهل نجات اند , -حتی اگرگناهکار باشند- زیرا تبعیت یا عدم تبعیت ازعلی علیه السلام یک امر راهبردی و استراتژیک است و گناهان کسی که در گزینش استراتژی به خطا نرفته به مراتب کمتر از کسی است که استرتژی غلطی را برگزیده ولی در تاکتیک به زیبایی عمل می کند !

(امیدوارم حاشی پردازی موجب گم شدن سرنخ بحث نشود . آری

برای تشریح عرایضم مجبور به حاشیه پردازی بیشتری هستم!)

برگردیم به اسلام:

سطح پایه برای اثبات مسلمانی افراد , شهادت به یگانگی پروردگار و رسالت پیمبر اکرم (ص) است !

اما دین اسلام -بنا به اعتقاد شیعه- ۵اصل دارد که ٢اصل از آن اصول همان شهادتین است !

فروع دین و عمل به سیره پیمبر اکرم(ص) نیز هر کدام مکمل مسلمانی است!

مسلمان کامل کسی است که به هر۴ سطح ملتزم  باشد.ولی به مجرد پذیرش لفظی ٢ پایه اولیه (شهادتین) از کلیه حقوق اسلامی برخوردار می شود حتی اگر امامت امیرالمومنین(ع) را قبول نداشته باشد !

پایه های خط امام

من براین باورم که خط سیاسی امام خمینی ٢ پایه بیشتر ندارد !

١-مشروعیت دینی

٢-مشروعیت مردمی

هر کس این ٢ پایه را بپذیرد اولین مرحله التزام به خط امام را طی کرده است !

اگر نپذیرد ,هرقدر هم که مشهور به التزام به برخی از ابعاد خط امام باشد , نمی توان او را طرفدار خط امام دانست !

اصول خط امام

اصول خط امام شامل موارد زیر است:

١-التزام به "اصل اسلام ناب محمدی(ص)" 

٢-التزام به "اصل میزان رای ملت است"

٣-التزام به "اصل ولایت فقیه  واختیارت او"

۴-التزام به "اصل مستضعفین ولی نعمت ما هستند"

۵-التزام به "اصل طرفداری از مظلوم و دشمنی با ظالم"

۶-التزام به "اصل ملاک وضع فعلی افراد است"

٧-التزام به "اصل گذشتگان چه حقی داشتند برای ما تصمیم بگیرند"

٨-التزام به "اصل نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد"

٩-التزام به "اصل ادای تکلیف و فرعی دانستن نتیجه"

١٠-التزام به "اصل عدم واگذاری سمت های کلیدی کشور به مرفهین بی درد"

فروع خط امام   

از نگاه من قانون اساسی -که یک میثاق ارزشمند ملی است و پایبندی به آن ضرورتی غیر قابل انکار است- محصول ٢ پایه خط سیاسی امام -یعنی ؛ مشروعیت دینی و مشروعیت مردمی- است و هرگاه یکی از این ٢ پایه حذف شود , این میثاق نامه بی اعتبار می شود !

به همین دلیل قانون اساسی را از فروع خط امام می دانم !

قوانین مصوب مجلس هم در سایه قانون اساسی معتبرند !

سیره امام خمینی

امام خمینی با کتابت وصیت نامه گرانقدر خویش , بخش مهمی از سیره اش را برای ما مکتوب کرد !

اما بسیاری از رفتار(امام) برای ما نانوشته مانده که باید خود به نگارش آن همت کنیم !

چیزی که در حال حاضر به نام شاخص از رسانه ملی پخش می شود درواقع تبیین سیره امام از منظر گرایش مدیران صدا و سیما است !

اختلافات امروز بر سر تبیین سیره امام در بین دو طرف جریان سیاسی کشور نیز نشان می دهد که اگر وصیت نامه امام در دسترس ما نبود دچار اختلافات عمیق تری می شدیم !

.....................

در پایان از دوستان گرامی تقاضا دارم که با ایجاد فضای علمی و طلبگی موجبات راهنمایی حقر را در فهم بهتر خط امام فراهم آورند !


کلمات کلیدی:   امام خمینی ،سیاسی