تدبیر صحیح
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠  

میزان برجستگی رهبران در مدیریت بحرانها مشخص می شود.

انسانهای مطلع و منصف می دانند که جبهه ی اصلاحات از فردای دوم خرداد 1376( چه در حاکمیت و چه در محکومیت) چه روزهای دشواری را پشت سرگذاشته است.

حوادثی که از فردای دوم خرداد 1376آغاز شد و - به گفته خاتمی- هر چند روز یکبار با بحران جدیدی روبرو بود و تا امروز ادامه دارد،‌از خاتمی، موسوی خوئینی ها و همفکرانشان ذخیره ای ایجاد کرده که در محاسبات توان ملی جایگاه خود را باز کرده است.

من این پتانسیل ملی و  ذخیره استراتژیک را به مردمی که به آینده کشور علاقمند می باشند تبریک می گویم.

آخرین تدبیر ارزشمند اصلاحات نحوه ی تصمیم گیری در مورد انتخابات مجلس نهم بود که هر چند سازوکارهای لازم برای تصمیم سازی وجود نداشت اما به بهترین وجه ممکن تصمیم گرفته شد.

بدین ترتیب جبهه ی اصلاحات، ضمن بهره برداری از حداکثر فضایی که حاکمیت برایشان قائل بود، حاضر به سرمایه گذاری بیهوده و صرف انرژی بدون بازده در انتخابات نشدند.


 
ارزش یا ابزار
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠  

 عکسهای زیر که از راهپیمایی 22 بهمن 1390 و 1389توسط سایت های اصولگرا ارائه شده این سوال را در ذهن متبادر می کند:

 

 تصاویری که از راهپیمایی های 1390 و 1389توسط سیمای جمهوری اسلامی و سایت های اصولگرا ارائه می شود این سوال را در ذهن متبادر می کند:

بد حجابی پسندیده است یا ناپسند؟

اگر خوب است، چرا مشارکت این عناصر در بین اصلاح طلبان به عنوان آثار عدم تقید دینی معرفی می شود؟

اگر بد است، چرا اصولگرایان حضور حتی انگشت شماری از آنان را در بین خود به عنوان سند افتخار ارائه می کنند؟

به عبارت دیگر، آیا غیرت دینی ما را به جبهه گیری علیه اصلاح طلبان وادار کرده، یا حمایت از ارزشها مشزوط به پیشبرد هدفهای جناحی ماست؟

 


کلمات کلیدی:   سیاسی ،اصولگرایان ،اجتماعی ،اصلاح طلبان
     
 
انجمن حجتیه و رهبری
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠  

مصاحبه حضرت آقای خامنه ای با روزنامه اطلاعات  در20 دی 1360 که توسط سایت رجانیوز منشر شده، نطر مرا جلب کرد.

البته تنها سوال و جواب درباره ی انجمن حجتیه ی آنرا در اینجا عرضه می کنم 

خبرنگار:

مسأله‌ای که مدت هاست مطرح شده و حق مطلب این است که گذشته از گروه هاى منحرف چپ و راست وابسته به شرق و غرب و گروه‌هاى مذهبى التقاطى مدعى پیروى از خط امام بعضا برادران متعهد و حزب اللهى نیز نگرانى‌ها و پرسش‌هایى درباره‌ی آن داشته‌اند و دارند، مسأله‌ی انجمن حجتیه است. آیت الله جنتى هم در آغاز با شدت خاصى این مسأله را مطرح کردند و نوع سؤالات ایشان از یک امر مهم حکایت داشت که ما واقعا در این مورد نمی‌دانیم حقیقت چیست. و لذا شما به عنوان یک روحانى آشنا و خبره و سابقه دار در این مورد بفرمایید اولا انجمن حجتیه به چه کسانى گفته می‌شود و آن‌ها در چه وضعیتى بسر می‌برند؟ ثانیا در مورد این انجمن و این طرز فکر آیا باید احساس نگرانى داشت یا خیر؟

 جواب:

انجمن حجتیه به آن عده‌ای گفته می‌شود که در طول بیست و چند سال همت خود را مصروف داشتند براى پاسخگویى و مقابله با شبهات فرقه‌ی ضاله‌ی بهائیت در ایران. و این را همه می‌دانیم که بهائى‌ها بیشتر یک باند سیاسى بودند تا یک گروه مذهبى و فکرى. اما این سؤال که آیا اینها چگونه هستند و اشاره به فرمایشات آقاى جنتى، به نظر من این سؤال شما سؤال طبیعى و درستى نیست و من بدون این که شما را در طرح این سؤال متهم بکنم، نفس وجود این مسأله و عمده کردن مسأله‌ی انجمن حجتیه را در جامعه متهم می‌کنم و کسانى را که براى اولین بار سعى کردند این شایعه و بحران مصنوعى را به وجود بیاورند، ناخالص می‌دانم. به نظر من در میان افراد انجمن حجتیه عناصر انقلابى مؤمن صادق و دلسوز براى انقلاب و مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهورى اسلامى پیدا می‌شوند، هم‌چنان که افراد منفى بدبین کج فهم بى‌اعتقاد و نق‌زن و معترض هم پیدا می‌شوند. پس انجمن از نقطه نظر تفکر سیاسى و حرکت انقلابى طیف وسیعى است و منحصر به دایره‌ی محدود نیست.

 بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم کل انجمن نوع اول است یا نوع دوم، زیرا در انجمن هم از نوع اول و هم از نوع دوم کسانى هستند و شاید هم از هر دو نوع کسان زیادى وجود دارند. و من وقتى نگاه می‌کنم، از یک طرف چنین حقیقتى را می‌بینم و از طرف دیگر سؤال از حال انجمن و اصرار بر رد یا قبول انجمن را امروز از سوى گروه‌هایى در جامعه می‌بینم، احساس می‌کنم این یک حرکت طبیعى نیست بلکه دارند یک حرکت جدیدى را به وجود می‌آورند.

 رادر عزیزمان جناب آقاى جنتى که بنده براى ایشان احترام زیادى قائلم، بعد از آن خطبه‌ای که طى آن راجع به انجمن حجتیه سؤالاتى کردند، یک شب پیش من آمدند و من از ایشان سؤال کردم چطور شد این مسأله را مطرح کردید؟ ایشان در حالى که از آنچه واقع شده بود، خشنود نبودند، گفتند کارى است که صورت گرفته و حالا چگونه باید جبران کنیم؟ من به ایشان پیشنهاد کردم براى جبران این قضیه شما در نماز جمعه نسبت به کسانى که می‌خواهند از بیان شما سوء استفاده کنند و این مسأله را به صورت یک جریان عظیم در بیاورند و آن را در جامعه عمده کنند، تا به شکل یک تضاد اصلى انجمنى و ضدانجمنى در بیاید، اخطار کنید و بگویید نظرتان به هیچ وجه این نبوده است که تضاد اصلى در جامعه‌ی ما تضاد انجمنى و غیر انجمنى است. و اگر خود انجمنى‌ها در پاسخ سؤالات شما یک حرف قابل قبول و قابل تعریف آوردند آن را مجددا در نماز جمعه مطرح کنید. ایشان هم قبول داشتند که این مصلحت است و بعد انجام گرفت. اما به شکل کافى یا وافى دقیقا نمی‌دانم. پس عمل جناب آقاى جنتى به معناى این نیست که طرح این گونه مسائل امروز در جامعه‌ی ما یک کار بحق و عمل صالح است.

 و لذا من معتقدم تضادهاى اصلى در جامعه‌ی ما این‌ها نیست، بلکه تضاد انقلاب ما با ضدانقلاب‌هاى جهانى و داخلى است. لذا ما باید ضدانقلاب‌هاى داخلى را پیدا کنیم و از حرکاتشان جلوگیرى و پیشگیرى کرده جراحاتى را که بر پیکر جامعه به وجود می‌آورند، درمان کنیم و با ضدانقلاب هاى خارجى به شدت بجنگیم

منبع: سایت رجا نیوز 20 بهمن 1390

...........................

به نظر شما - با توجه به خبر زیر- هدف سایت رجانیوز از انتشار این خبر چیست؟

1-سایت فردا نیوز در 19 بهمن 1390به نقل از خبرگزاری فارس گزارش داد:

‌ حجت الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ... اظهار داشت: بنابر اطلاعات موثقی که بدست آمده دشمن به دنبال ایجاد بحران و چالش در مسیر انتخابات است که این امر نیاز به هوشیاری دستگاه‌های امنیتی و آحاد ملت غیور و انقلابی را در مباحث امنیتی دو چندان می‌کند. ....

مصلحی ... تصریح کرد: در شرایطی که دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامی از اوباما گرفته تا انجمن حجتیه و جریان های غیر همسو با امام (ره) و رهبری برای سوء استفاده از فرصت انتخابات و مقابله با آرمان های نظام و ولایت متحد و همسو شده‌اند باید با هوشیاری و بصیرت مراقب ترفندهای آنها باشیم.

2-سایت انتخاب در 20 بهمن1390 به نقل ازسایت 24 و به نقل ازسایت بنیاد تاریخ پژوهی متعلق به  حجت الاسلام سیدحمید روحانی آورده است:

*انجمن حجتیه که اکنون در دفتر ریاست جمهوری جاخوش کرده است با تز شیطانی «باید فساد را گسترش داد تا امام زمان ظهور کند» اختلاس، رشوه و دستبرد به بیت‌المال و فساد اخلاقی و اقتصادی را هرچه شدیدتر گسترش می‌دهد و گرانی و تورم و هرج و مرج اقتصادی را دامن می‌زند تا نظام جمهوری اسلامی را به چالش بکشد و توده‌ها را ضد این نظام بشوراند تا زمینه برای ظهور امام زمانشان (امریکا ـ انگلیس) فراهم شود.


 
پیروزی تدریجی
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠  

 بدیهی است سازمانهای اصلاح طلب با گرایشات اصلاح طلبی متفاوت است.

همچنین بدیهی است که شاخصه های پیروزی در انتخابات را سهم قانونی احزاب در ساختار سیاسی یک نظام مشخص می کند. ولی شاخص پیروزی گرایشات سیاسی، تحقق آرمانها و شعارهای آنان است. 

 قدر مسلم احزاب اصلاح طلب برنده ی انتخابات 88 نبودند، ولی رسوخ گرایشات اصلاح طلبی در جریان رقیب حکایت از پیروزی اندیشه اصلاح طلبی دارد.

اگر مواضع اخیر برخی عناصر شاخص اصولگرا مورد مطالعه قرار گیرد، ملاحظه می شود که شعارهای اصلاح طلبی در حال تحقق تدریجی است.

از سوی دیگر هدف راهبردی اصلاحات در انتخابات 88 برپایه ی اصلاح روش مدیریت کشور بود که با حذف حقوقی احمدی نژاد به دست می آمد.

در این راستا به ذکر دو نکته زیر توجه کنیم:

1-در مناظره معروف احمدی‌نژاد ـ موسوی، احمدی‌نژاد از موسوی پرسید که چرا بعد از 20 سال، در این دوره برای حضور در انتخابات اقدام کردی؟ چرا در دوره‌هایی که خاتمی یا هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بودند، وارد عرصه انتخابات نشدی؟

میرحسین موسوی در قالب جملاتی ممزوج با حجب و حیا، پاسخ نچندان روشنی به وی داد. اما در پایان مناظره با ذکر این نکته: من برای مقابله با رمالی آمده ام بطور شفاف به این سوال پاسخ داد.

به عبارت دیگر علت موجده ی نامزد شدن میرحسین موسوی، تنها و تنها به جهت ناصواب بودن مدیریت احمدی‌نژاد بود.

 میرحسین موسوی قبل از اعلام آمادگی خود برای نامزد شدن، طی گفتگویی دو جانبه در اتاق دربسته از(مشاور اقتصادی و یار دیرینه اش) دکتر فرشاد مومنی سوال می کند:

 به نظر شما اگر من نامزد انتخابات شده و پیروز شوم چقدر می توان در تغییر وضعیت موجود موثر باشم؟

دکتر فرشاد جواب می دهد: حداکثر 10 درصد می توانی وضعیت ایجاد شده را تغییر دهی.

میرحسین می گوید: پس لزومی ندارد که نامزد انتخابات شود.

دکتر فرشاد می گوید: اتفاقا نامزد شدن شما ضروری است، زیرا اگر چه حداکثر 10 درصد می توانی وضعیت را بهبود ببخشی ولی مساله مهمتر این است که می توانی روند جاری را متوقف کنی

و میرحسین که مدیریت احمدی نژاد را ناکارآمد و بلکه آفت زا و از نوع  رمالی می داند، با هدف پالایش مدیریت کشور وارد صحنه ی انتخابات می شود.   

2-هدف راهبردی آقای کروبی هم همین گونه بود:

پیش از نتخابات من با آقای کروبی دیدار داشتم، در آن جلسه سخنی گفتم که بیان عمومی آن را به صلاح نمی‌دانم و امروز از گفتن آن جمله پشیمانم.

 اما آنچه مهم است اینکه آن حرف من روی تصمیم گیری اقای کروبی برای نامزد شدن در انتخابات موثر واقع شد، و بلافاصله شروع به قدم زدن کرد  و در همان حال چنین گفت:

آدم وقتی فکر می‌کند که قرار است احمدی نژاد 4 سال دیگر توی این مملکت رئیس جمهور باشد، زانوانش می‌لرزد.

یقینا میرحسین و کروبی به جهت نگرانی از نحوه مدیریت احمدی نژاد وارد عرصه انتخابات شدند.

حال امروز موقعیت احمدی‌نژاد در بین کسانی که به وی رای دادند، بویژه نزد طیف اصولگرایان چگونه است؟!

به عبارت دیگر گذشت زمان هدفهای میرحسین و کروبی را به تحقق نزدیک کرده است!

البته این هدف می توانست در همان روز انتخابات رقم بخورد و نیازی به این هزینه سنگین نباشد.

از منظر دیگر، اندیشه اصلاح‌طلبی در پی آشنا کردن افکار عمومی با نگرش‌های جزمی آقای مصباح یزدی و شاگردانش است که امیدوارم انتخابات مجلس نهم، جدایی کامل جریان طرفدار آقای مصباح از اصولگرایان را در پی داشته باشد.

من معتقدم اساساً جریان مصباح بود که احمدی نژاد را در سال 84 رئیس جمهور کرد. آن‌ها بودند که بدنه‌ی نیروهای مذهبی سنتی را به نفع احمدی نژاد و علیه هاشمی رفسنجانی بسیج کردند. 

 اگر امروز فقط شخصیت‌هایی مانند علی مطهری، افروغ، توکلی، باهنر، زاکانی و علی لاریجانی مخالف این جریان بودند شاید می‌شد باور کرد که وضعیت عوض نشده ولی هنگامی که حزب موتلفه و جامعه ی روحانیت مبارز با آنها خط و خط کشی دارد و متقابلا جریان طرفدار مصباح، علیه سران جامعه ی روحانیت جزوه پخش می کند. باید گفت که اصولگرایان در حال پالایش هستند و این امر مبارکی از جنس اصلاحات است.1

 وقتی اقای مهدوی کنی به صراحت نگاه‌ محوری آقای مصباح را در حوزه انتخابات نهم به نقد می‌کشد، نشان می‌دهد که جناب مصباح که با هدف نزدیک شدن به سنگر ولایت فقیه اینگونه بی مهابا شخصیت‌هایی چون هاشمی رفسنجانی را مورد تعرض قرار می‌داد، بعد از انتخابات 88 نه تنها موقعیتش تقویت نشده بلکه به طور باورنکردنی، تضعیف شده است.

نتیجه: آن‌چه که اندیشه اصلاح‌طلبی در بستر انتخابات 88 در پی آن بود، با صبر و تحمل و گاهی سکوت، به تریج در حال تحقق است.

البته تجربه ی تاریخی چیز دیگری است.

تاریخ می گوید: علی القاعده پیروزی باید نصیب کسانی باشد که فرزند انقلاب نیستند، و فرزندان انقلاب صرفا موتور پیروزی هستند و سود انقلابها را همواره موج سواران مهمان انقلاب ها می برند.

.......................................

1- امیدوارم جریان اصلاحات نیز در این دست اندازها مسیر پالایش را طی کند.