حلول سال 1391
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠  

قبل از هر چیز شرکت ایثارگرانه ی همه کسانی را که با وچود ناملایمات موجود در انتخابات شرکت کردند، تشکر می کنم.

و نیز به بهانه ی حلول سال 1391 را پیشاپیش تبریک گفته و دوبیتی زیر را تقدیم می کنم:

از 90 هم گذشت این ایام                    کام از دیگران، ز مردم نام

سهم مردم هماره خون دل است         قرنها حفظ شد چنین، اسلام

 


کلمات کلیدی:   معارف ،اجتماعی
     
 
جبهه متحد چرا شکست خورد
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠  

طی 9 دوره ی انتخابات مجلس همواره ملاک شکست و یا پیروزی جریانها و جناح های سیاسی را نتایج انتخابات پایتخت تعیین می کرده است.

به عبارت دیگر فارغ از نتایج کلی انتخابات که طیف بندی 4 ساله ی مجلس را تعیین می کند و جناح پیروز واقعی را مشخص می نماید، برنده ی روانی انتخابات جریان پیروز در تهران است و این موفقیت روانی در انتخاب هیئت رئیسه و تشکیل کمیسیونهای مجلس تاثیر گذار است.

هرچند تکلیف بیش از 80 درصد منتخبین مردم تهران به دور دوم انتخاب کشیده شده، ولی بررسی 5 نفری که از تهران به مجلس راه یافته اند، شکست محسوس جبهه متحد را دربرابر رقیبش(جبهه پایداری) نشان می دهد.

به ویژه اینکه جبهه پایداری تحت مدیریت کاریزماتیک مصباح یزدی به جهت داشتن ایده ئولوزی منسجم، در مراحل بعدی هم موفق خواهد بود.

زیرا که جبهه متحد هم از مدیریت نسبتا دموکراتیک مهدوی کنی برخورداراست و هم از منظر ایده ئولوژی صرف، به مسائل پیش رو نمی اندشند.

حال با این مقدمه شناسایی علل شکست جبهه متحد در دور اول برای تداوم حرکت این جبهه لازمست و چه بسا شناسایی صحیح علل شکست دوره ی اول بتواند موجبات پیروزی دور دوم را رقم بزند.

به نظر می رسد موارد زیر را می توان از جمله عوامل شکست قلمداد کرد:

1- جبهه متحد و سایر جبهه های سیاسی واقعا جبهه هستند و از سلیقه ی واحدی تبعیت نمی کنند و حال آنکه جبهه پایداری اگرچه واژه ی جبهه را برگزیده است ولی به یک سازمان ایده ئو لوژیک بیشتر شبیه است تا به یک جریان سیاسی و رقابت با یک سازمان دارای ایده ئولوژی و برخوردار از رهبری متمرکز و کاریزماتیک توسط جبهه های غیر منسجم دشوار است.

2- جبهه متحد همان اشتباه جناح اصلاح طلب را (البته در ابعاد بسیار کوچکتر) دنبال کرده است و اگرچه  کوشیده، نقش کاریزماتیک برای مهدوی کنی قائل شود ولی ویژگی دموکراتیک مهدوی کنی مانع از تاثیر روحیه ی کاریزمایی وی در تصمیم سازی شده است.(متاسفانه اصلاح طلبان نه تنهاحاضر نیستند به ضرورت رهبری کاریزماتیک امثال خاتمی تن دهند بلکه نقش محوری مجمع روحانیون مبارز را هم نمی پذیرند و لذا بیش از جبهه متحد اصولگرا در تصمیم سازی ناتوانند)

3- سپردن نقش محوری به شخصیتهای دوگانه ای شبیه حداد عادل بیشترین ضربه را به جبهه متحد زد:

1/3- به رغم اتحاد مستحکم جبهه پایداری با مصباح یزدی و رقابت علنی پایداری با جبهه متحد، اصولگرایان مورد غضب جبهه ی پایداری نه تنها(ناکامانه) کوشیدند حساب مصباح را از پایداری جدا سازند، بلکه عناصر متمایل به مصباح یزدی را در صدر هیئت تصمیم سازی خود قرار دادند.

2/3- سپردن نقش محوری به شخصیت دوگانه ای به نام حداد عادل که می خواست درصدر دو لیست رقیب قرار گیرد را باید به عنوان مدیریت خوش باورانه مهدوی کنی فرض کرد.

3/3- باوجودی که بسیاری از عناصر سرشناس جبهه متحد، مشترک نبودن نامزدهای دو جبهه متحد و پایداری را ضروری می دانستند، لااقل زمانی که حدادعادل این حریم را رعایت نکرد، باید از گروه تصمیم گیری جبهه متحد کنار گذاشته می شد.

4/3- برخی اقدامات حدادعادل که جایگاه خود را در دو لیست رقیب قطعی می دید، موجب تجزیه جبهه متحد اصولگرایان شد و این مسال ضربه ی بزرگی به آرای جبهه متحد در این انتخابات زد.

بنابر اطاعات آشکار علی مطهری که در شورای تصمیم گیری جبهه متحد رای لازم را کسب کرده بود، صرفا به علت نفوذ خارج از ضابطه ی حدا عادل از لیست حذف شد.

حال آنکه اولا صرف نام مطهری در هر لیستی می توانست میزان آرای آن لیست را بالا ببرد و هم مانع از لیست مستقل صدای ملت( که توسط مطهری و سایر اصولگرایان منقد دولت ارائه شد) شود.

4- اشتباه دیگر جبهه متحد به بازی نگرفتن جبهه ایستادگی و به نوعی بی اعتنایی به آنان بود. در صورتیکه تنها با گنجاندن نام یک نفر (امیدوار رضایی) می توانستند مانع از انشقاق جبهه ایستادگی از جبهه متحد شوند.

5- این نوع تصمیم گیری را باید به یکی از دلایل زیر دانست:

1/5- بی تجربگی سیاسی

2/5- غرور ناشی از خود بزرگی بینی

3/5- حضور عناصر رقیب  در مرکزیت جبهه و نقش تخریبی آنان


 
تشکر از سیدمحمدخاتمی
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠  

وظیفه می دانم که به دلایل زیر از عملکرد سید محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم نهایت تشکرم را ابراز دارم:

1- اگر اصلاح طلبان در این دوره با اصولگرایان به رقابت می پرداختند، عملی اصلاح طلبانه تلقی نمی شد.

بلکه در این دوره "مساعدت به اصولگرایان معتدل(جبهه متحد+ ایستادگی + صدای ملت) برای جدا شدن از اصولگرایان افراطی (جبهه پایداری)" رفتار اصلاح طلبانه شناخته می شد.

2- تفکیک بین دو گرایش افراطی و معتدل اصولگرایان یک ضرورت راهبردی است، زیرا از آنجایی که هردو گرایش در سطوح ملی، در تصمیم سازی، برنامه ریزی و اجرا نقش دارند، باید نقش هرگرایش در طرحریزی ها و اجرا مشخص شود تا مردم و نخبگان عوامل تاثیر گذار در میادین خوب و بد را با شفافیت تشخیص دهند  و اگر لازمست به مردم تفهیم شود که باید به استقبال بحران بروند، بدانند با طناب چه گرایش وارد چاه می شوند.

3- همچنین تفکیک بین دو گرایش اصلاح طلبی ضرورتی غیر قابل انکار است:

گرایشی که فعالیت خود را منحصر به چهارچوب قانون اساسی می داند و گرایش دیگری که از اصلاح طلبی عبور کرده و درپی برپایی نظامی جدید است.

مسلما اگر اصلاح طلبان در انتخابات نهم لیست ارائه می کردند، این جدایی صورت می گرفت. لیکن این جدایی زایمان زودرس تلقی می شد و هزینه اش سنگین تر از ثمره اش بود.

همانطور که تفکیک معتدلین اصولگرایان از افراطیون در انتخابات 88 میسر نبود، تفکیک اصلاح طلبان پایبند به قانون اساسی از گرایشاتی که به خروج از نظام می اندیشند نیز هنوز مقدور نیست، لیکن حضور سید محمدخاتمی در پای صندوق های رای مجلس نهم، می تواند نقطه آغازین تفکیک این دو گرایش محسوب شود. 

4- راهبرد من (به عنوان یکی از اعضای فعال ستاد انتخاباتی 88 مهندس محبوبم میرحسین موسوی) در انتخابات 88 جلب اعتماد از دست رفته رهبری نسبت به جریان اصلاح طلب بود.

در این حوزه خیلی تلاش کردم، موفق هم بودم.

انتشار عکس رهبری در کنار میرحسین و خانواده او با پیگری من و اقدام خواهرزاده میرحسین(سید رضا موسوی که برادر گرامیش در عاشورای 88 به نحو مشکوکی شهید شد) انجام شد.

حتی سید رضا موسوی قسمتی از عکس را که تصور می کرد انتشار آن مورد پسند رهبری نیست از آن تصویر حذف نمود و سپس آنرا برای انتشار دراختیار ما گذاشت.

راهبرد من در انتخابات 88 مبتنی بر دو پایه بود اول تجربه مجلس ششم و دوم سخنان رهبری در نوروز 88 در مشهد

در نوروز 88 ایشان گفته بود برای من فرقی نمی کند که چه کسی انتخاب شود. ولی نمی دانم در فاصله نوروز88 تا سفر رهبری به کردستان چه حوادثی اتفاق افتاد که علاقه رهبری به انتخاب مجدد احمدی نژاد آشکار شد.

من بعد از استماع سخنان رهبری در کردستان به بسیاری از دوستانم پیامک زدم که: "موسوی و کروبی بی خود وقت خود را صرف می کنند و نظر رهبری انتخاب مجدد احمدی نژاد است" اما آن روز دیگر دیر شده بود و حتی خودم هم نتوانستم از فعالیت انتخاباتی کناره گیری کنم.

درعین حال راهبرد برگزیده شده ی من صحیح بود و جریان اصلاح طلب می بایست اعتماد از دست رفته رهبری را که در اثر رفتار افراطی ما در مجلس ششم پیش آمده بود، بازسازی کند و هرچند که حوادث 88 این بی اعتمادی را در دو سوی صحنه تعمیق بخشید، اما جریان اصلاح طلب باید به باز سازی اعتماد رهبری نسبت به خود بیاندیشد.

5- من دورادور و هم در توفیقاتی که برخی اوقات در دیدار خصوصی با خاتمی داشته ام، با قاطعیت می گویم که خاتمی هماره درپی جلب اعتماد رهبری بوده است، لیکن از سویی دوستان کیهانی و از سوی دیگر دوستان زخم خورده ی انتخاب 88 فضا را برای آشکار شدن تلاش خاتمی مسدود می کنند.

همچنانکه حضور خاتمی در پای صندوق رای مجلس نهم را هر دو گروه تخطئه کرده اند.

6- من به سهم ناچیز خود از این تلاش خاتمی نهایت تشکر را می کنم و درخواست های زیر را از ایشان دارم:

1/6- تا زمان جلب اعتماد رهبری همچنان از تلاش های حزبی پرهیز نمایید.

2/6- مجمع روحانیون مبارز را از جرگه ی احزاب خارج کرده و آن مجموعه را به اندیشه پردازی و پشتوانه سازی جریان اصلاح طلب در حوزه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی مبدل سازید.

3/6- لویی جرگه ی اصلاحات را (در صورت عدم واکنش رهبری)  با محوریت مجمع روحانیون مبارز تشکیل دهید.

4/6- مراودات خود را با جامعه ی روحانیت مبارز و اصولگرایان معتدل برقرار نمایید.

5/6- برای احیای فعالیت احزاب معتدل به ویژه حزب اعتماد ملی بیاندیشید.

6/6- مجاری فعالیت رسمی مشارکت و مجاهدین انقلاب را به کمک افرادمورد اعتماد نظام (مانند سلامتی و شکوری راد) بررسی نمایید.

7/6- برا ی رفع حصر خانگی میرحسین و کروبی با رهبری وارد گفتگو شوید.  


 
چرا رای میدهم؟
ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠  

به دلایل زیر رأی میدهم، اگرچه کسی را به رأی دادن تشویق نمیکنم:

1- به عنوان یکی از اعضای فعال ستاد مرکزی میرحسین موسوی در انتخابات 88، در انتخابات مجلس نهم پای صندوق میروم، تا شاید آنهایی که به ما تهمت براندازی میزدند، در خلوت خویش از خدای متعال عذر خواهی کنند.

2- به عنوان کسی که بر این باور است که اگر میرحسین موسوی امروز رئیس جمهور بود، نه با این مشکلات سرسام آور اقتصادی روبرو بودیم، نه با اختلاس های افسانه ای، نه تحریم های جهانی دو ساله اخیر و نه گره های جدید در فعالیت انرژی هسته ای پیش می آمد

با این باور پای صندوق میروم تا آنانی که اینهمه بحران برای کشور به وجود آورده اند، ناکارآمدی خود را به گردن مخالفین خود نیندازند.

3- به عنوان کسی که میرحسین موسوی را سالم ترین مدیر کشور در 30 ساله اخیر بعد از رجائی میدانم، پای صندوق میروم تا اثبات کنم ما برای حکومت کیسه ندوخته بودیم و حاضریم برای اداره کشور حتی با گروه هایی که کمر به حذف بهترین ها بسته بودند، همکاری کنیم.

4- پای صندوق میروم تا اثبات کنم برای حفظ اقتدار نظام در برابر تحریم های بین المللی و تهدیدهای نظامی حاضریم از حقوق مدنی خود صرف نظر کنیم (هرچند که سوء مدیریت عوامل جناح رقیب مورد تشدید تحریم ها و تهدیدها شده باشد).

5- پای صندوق میروم و به نفع اصولگرایان رأی میدهم تا به سهم خود، مانع از نفوذ بیشتر پیروان مکتب "مصباحیه" شوم (هرچند که از مواضع اصولگرایان، به ویژه در دوره امام خمینی، اندوه تاریخی دارم ولی به هر صورت، آنان را از جمله صاحبان انقلاب میشناسم و امثال جناب مصباح را مهمان موج سوار انقلاب میدانم).

6-پای صندوق میروم و به اصولگرایان رأی میدهم، زیرا که شرم اصولگرایان را در حاکم کردن جمعیت احمدی نژاد، کاملا حس میکنم و حاضرم بدون سرزنش، آنان را در نجات کشور از دست احمدی نژاد یاری دهم.

7- پای صندوق میروم به دلیل اینکه می بینم عناصر اصولگرا اندک اندک به اندیشه های اصلاح طلبی گرایش پیدا کرده اند (هرچند که همچنان از رسانه ی ملی و سایر رسانه های در امنیت شان یکطرفه به ما هجوم می آورند و امکان دفاع را از ما سلب میکنند).

اما لیست مورد نظرمن که از با محور قرار دادن لیست "صدای ملت" و "مردمسالاری" و تکمیل آن با لیست جبهه متحد و جبهه ایستادگی تهیه کرده ام بدین نحو است:

- علی مطهری (کد انتخاباتی: 7824)

2-علیرضا محجوب ( کد (7457))

3-الهه راستگو (مردمسالاری)

4--سهیلا جلودارزاده ( کد (2478)   )

 5- علی عسگری (کد انتخاباتی: 5412)

6- نبی رودکی (کد انتخاباتی: 4258)

7-  مجتبی رحماندوست (جبهه متحد)

8- سید محمد حسن ابوتربی (کد انتخاباتی: 1274)

9- غلامرضا مصباحی مقدم (کد انتخاباتی: 7815)

10- حسن غفور فرد (کد انتخاباتی: 5457)

11- امیدوار رضایی میرقائد (کد انتخاباتی:8547 )

12- -احمد توکلی (2415)

13- حمیدرضا کاتوزیان(کد انتخاباتی: 7125)

14- حسین شیخ الاسلام ( کد (4874) )

15- علی عباسپور تهرانی فرد(کد انتخاباتی: 5271)

16- الیاس نادران (8257)

17- رضا حسینی قطب آبادی (کد انتخاباتی: 4241)

18- سید حسین هاشمی (کد انتخاباتی:8452)

19- محمد رضا باهنر(کد انتخاباتی: 1814)

20- حسین مظفر (کد انتخاباتی: 7827)

21- حسن زمانی( کد (4524)  )

22-سید مهدی هاشمی (کدانتخاباتی: 8458)

23- علی رضا دهقانی(دهقان) ( کد (4128)  )

24--ناصری زنجانی ( مردمسالاری)

25-  سید محمود ابوالمعالی ( کد (1271)  )

26- حسین ابراهیمی (1251)

27- ایراندخت فیاض  (کد انتخاباتی: 5784)

28-اکبر ولی زاده (کد انتخاباتی:8487)

29- محسن کازرونی (کد انتخاباتی: 7127)

30- سید ابوالحسن نواب (کد انتخاباتی: 8417)