دیدگاه من در7 پرده (پرده ششم قسمت دوم)
ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠  

همراه با عذر خواهی از دوستان!!!

انشاءالله در اولین فرصت جمع بندی نظراتم را پیرامون نسل جدید اصولگرایان ارائه خواهم کرد.

و در آخرین پست نیز نظرات خودم را ارائه می کنم.

شاید بعد از اتمام دو پست یاد شده فرصتی برای پاسخ به نظرات دوستان فراهم آید.  


 
طنزی دوست داشتنی
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠  
ایمیلی به نام« افسانه عشق ـ» از سوی فردی با اسم «عاصی معرفت» برایم رسید که با رؤیت آن لبخندی زدم و حیفم آمد آن را ذخیره نکنم. اما برای ذخیره کردن جایی بهتر از این پست ندیدم. لذا گرچه با مطالب پست های من تفاوت بسیاری دارد اما ارائه آن را خالی از لطف ندانستم؛ تا نظر دوستانم چه باشد؟!
آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.
روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.
و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...
همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛

خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛

اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛

هوس به مرکز زمین رفت؛

دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛

طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.

و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...

همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.
نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.

دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.

اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.

او از یافتن عشق ناامید شده بود.

حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .

عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش   صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.
او کور شده بود.

دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.»

عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»

و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست

کلمات کلیدی:   عشق ،طنز
     
 
میان پرده
ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠  

مثل این که قرار نیست  ٧ پرده ی من به آخر برسد!

حوادث این روزهای کشور آنقدر دیدنی شده که حتی خود من هم دلیلی برای ادامه مباحث قبلی نمی بینم!

از قدیم گفته اند:

شنیدن کی بود مانند دیدن؟!!

آنچه که طی دو سال اخیر با هزار ایماء و اشاره می خواستم بگویم تا برای دوستان عزیز ولایتی من قابل هضم باشد امروز به طور زنده روی پرده نمایش آمده و آنقدر شفاف است که جایی برای شرح و توضیح ما باقی نگذاشته است!

دیگر وقت حرف زدن امثال من نیست!

فعلا دوران گفتگوی "درون جناحی" جریان حاکم است!

حرف های دست و پا شکسته ی امثال من در برابر این نمایش زنده, مانند قبای بعد از عید است که به درد گل منار می خورد.

فقط باید بایستی و تماشا کنی!!!

خدا آخر و عاقبت کارها را به خیر کند!

من گمان می کردم لااقل تا پایان ریاست جمهوری دهم طرفین طیف اصولگرا یکدیگر را تحمل خواهند کرد!

غافل از آن که, انتخابات نهمین مجلس گلوگاه ریاست جمهوری یازدهم است و هرکدام از طرفین در صورت شکست در انتخابات نهمین مجلس, باخت خود را در مبارزه ریاست جمهوری یازدهم مسجل خواهد دید.

خدایا مبادا دوستان اصولگرا فکر کنند که ما دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود هستیم!

به خدا قسم!

اگر در انتخابات ریاست جمهوری دهم, همانقدر که ما از تکیه زدن احمدی نژاد بر کرسی مدیریت کشور نگران بودیم, شما هم نگران بودید, چه بسا که پا به میدان رقابت نمی گذاشتیم!

هر چند کسانی که امثال مرا برانداز و دست اندرکار کودتای مخملی می دانستند, بعید است باور کنند که راست بگوییم!

یادم نمی رود؛ آقای کروبی قبل از این که تصمیم به کاندید شدن بگیرد می گفت:

آدم وقتی فکر می کند که قرار است تا ۴ سال دیگر رئیس جمهور این مملکت احمدی نژاد باشد زانوانش می لرزد!

من به او گفتم:

حاج آفا حمایت رهبری از احمدی نژاد, حمایت از شخص نیست, حمایت از ارزشهاست.

آقای کروبی گفت:

راست می گویی حق با تست.

تصور می کنم که این دیالوگ بی تاثیر در کاندید شدن ایشان نبود.

ایکاش آنروز این حرف را به آقای کروبی نگفته بودم!!!!!

من تردید ندارم که یکی از عوامل مهمی که موجب کاندیداتوری آقای کروبی شد, نگرانی او از تداوم ریاست جمهوری به دست آحمدی نژاد بود.

میرحسین موسوی هم که در مناظره اش با احمدی نژاد در باره انگیزه نامزد شدنش گفت:

من احساس خطر کردم!

احمدی نژاد هم از میرحسین پرسید:

آقای موسوی چرا در این ٢٠ ساله گذشته احساس خطر نکردی؟

و میرحسین که گویا حیا کرد بی پرده سخن بگوید به پاسخ اجمالی اکتفا کرد.

 

یادتان هست چه هیاهویی به راه افتاده بود و می گفتند:

همه ی این کاندیداها آمده اند که احمدی نژاد نباشد!

چشم بسته غیب می گفتند!

توجه به آمار ارائه شده از سوی برگزار کنندگان انتخابات هم جالب بود:

طبق آن آمار ۴٠ میلیون پای صندوق آمده بودند تا بگویند جابجایی دولتمردان شایسته نیست!!!

به هر صورت این شما و این هم کرسی های ریاست!

مملکت مال شما!

خوشتان باشد!

ولی محضا" لله!

٨ سال سکان کشور را به احمدی نژاد سپردید!

ترا به خدا ٨ سال بعدی اش را به مشایی ندهید!

هر وقت هم یقین کردید دوستان ما قصد براندازی شما را ندارند و فقط منتقد شما هستند, فضا را برای فعالیت سیاسی منتقدین تان بگشایید!

و می دانیم؛ هرجا که در به روی انتقادگران بسته شود روزنه ها به روی چاپلوسان گشوده خواهد شد.


کلمات کلیدی:   مشایی ،احمدی نژاد ،انتخابات ،اصولگرایان
     
 
دیدگاه من در 7 پرده (پرده ششم-قسمت اول)
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  
  • *پرده ششم؛ گرایشات درون جناحی اصولگرایان (نسل قدیم)
  • 1-قبل از هرچیز مجددا یادآور می شوم که ارائه این نوع دسته بندی ها مدلی است برای شناسایی گرایشات موجود در جناح های سیاسی  کشور ولی می توان مدل های دیگری نیز طراحی کرد.
  • 2-برای شناسایی گرایشات درون جناحی اصولگرایان ابتدا مجبور به تقسیم بندی این جناح به دو نسل قدیم و جدید هستیم.
  • *نسل قدیم اصولگرایان(که شامل نسل اول و دوم انقلاب می باشند) با سه گرایش قابل شناسایی اند:
  • *اصولگرایان دهه اولی(یا اصولگرایان سنتی) که در دهه اول انقلاب به جناح راست, بازار و یا محافظه کاران شناخته می شدند.
  • *اصولگرایان دهه دومی(یا اصولگرایان انقلابی) که بخشی از بدنه چپ گرایان دهه اول انقلاب, یعنی بخشی از جناح خط امامی های دهه اول شناخته می شدند.
  • *اصولگرایان دهه سومی(یا اصولگرایان ناپایدار) که گرایش مستقلی در دهه اول انقلاب نداشتند؛ رفتارشان راستگرایانه(اصولگرا) و عضویت شان در چپگرایان(خط امامی ها) تلقی می شد.
  • 3-اصولگرایان دهه اولی یا اصولگرایان سنتی:
  • *مهمترین شاخصه ی این گرایش در دهه اول را باید در ارتباط و تعامل با مرجعیت سنتی دانست, تا بدانجا که به طور عادی دستورات امام خمینی را در عرض سایر مراجع قرار داده, آن را به احکام مولوی و ارشادی تفکیک کرده و تنها در صورت صدور حکم مولوی از سوی امام خمینی, خود را ملتزم به اجرای آن می دانستند و در سایر موارد یا به عقل جمعی درون گروهی خود و یا به فتاوی سایر مراجع رجوع می کردند.
  • *بی تردید رفتار اصولگرایان سنتی در دهه اول که نمایانگر هویت فکری آنان بود, چیزی نیست که با جایگزینی آیت الله خامنه ای به جای امام خمینی, قابل تغییر باشد. لذا  هرگونه اعلام مواضع طرفداران این گرایش که با هویت فکری شان منطبق نباشد, موضعی مصلحتی و تاکتیکی شناخته می شود.
  • *همانطور که از جوهره این گرایش بر می آید, با وجود پیوند بسیار نزدیک این گرایش با آیت الله خامنه ای در دهه اول انقلاب, این گرایش نمی تواند بازوی چندان مطمئنی برای رهبری باشد.
  • 4- اصولگرایان دهه دومی یا اصولگرایان انقلابی:
  • *اصولگرایان انقلابی که ریشه در چپ خط امام دارند و رقیب سرسخت دهه اول اصولگرایان  سنتی بودند, با آغاز دهه ی دوم و تحولاتی که بعد از ارتحال امام خمینی صورت گرفت, ابتدا رقابت با جریان سازندگی را جایگزین رقابت با اصولگرایان سنتی کردند و سپس از اواخر دهه دوم انقلاب به مقابله با جریان تازه متولد شده اصلاحات روی آوردند.
  • *این گرایش درعین حال از دو خرده گرایش تشکیل شده است:
  • *شاخصه دو خرده گرایش درون اصولگرایان انقلابی را باید در میزان تعلقات آنان به آیت الله  مصباح یزدی دانست:
  • رهروان این گرایش که مواضع شان در دهه اول انقلاب علیه آقای مصباح سرسختانه بود, بعد از امام خمینی مواضع شان نسبت به مصباح یزدی تغییر کرد.
  • *یکی از خرده گرایشات اصولگرایان انقلابی, در آستانه تولد جریان اصلاح طلبی به این باور رسید: که آیت الله مصباح مفسر تیزبین اسلام ناب است.
  •  نگاه جدید آنان به آقای مصباح کار را به جایی کشاند که رابطه آنان با آیت الله مصباح به رابطه مرید و مردای شباهت پیدا کرد. بدین ترتیب پشت سر وی گام برداشتند و به راحتی از جنبه جمهوریت خط امام به جنبه اسلامیت آن غلطیدند و با جریاناتی که گرایش به جمهوریت نظام را در عرض اسلامیت آن قرارمی دادند به شدت به مبارزه برخواستند.
  • *اما خرده گرایش دیگری از اصولگرایان انقلابی, ضمن عدم تداوم مواضع سرسختانه ی خود علیه آیت الله مصباح, برخوردهای نرم تری نسبت به جریان سازندگی و اصلاحات پیشه کردند.
  • *یکی از شاخصه های خرده گرایش اخیر, تداوم ارتباط با آیت الله هاشمی رفسنجانی است و حال آنکه خرده گرایش طرفدار آیت الله مصباح, گویا قصد ندار د که از موضع  سرسختانه علیه آیت الله رفسنجانی دست بردارد.
  • *لذا می توان گفت: مهمترین شاخص شناسایی این دو خرده گرایش, منحصر به میزان  تعلق شان به آیت الله مصباح نیست بلکه تعلق و یا تعامل با آیت الله رفسنجانی نیز شاخصه ی مهم دیگری است که این دو خرده گرایش را از یکدیگر تفکیک می کند.
  • *اصولگرایان انقلابی توانستند چپ خط امام را با ترکیب اصولگرایان انقلابی+آیت الله خامنه ای باز سازی کنند و لذا بهترین جمعیت مورد نظر رهبری را برای پیشبرد اندیشه های رهبری ایجاد کردند.
  • 5-اصولگرایان دهه سومی یا اصولگرایان ناپایدار:
  • *اصولگرایان ناپایدار از نسل اول انقلاب بهره ای نبرده اند و شاید به ندرت در بین آنان از  عناصر نسل اول یافت شود.
  • *این گروه در بین جناح های دهه اول انقلاب هویت مستقلی نداشتند و با گرایشات راستگرایانه در جناح چپ خط امام بسر می بردند.
  • *تاریخ شکل گیری اولیه ی این گرایش در دهه اول را می توان  از دانشگاه علم و صنعت تهران و از دوران مسئولیت آقای...در استان آذربایجان غربی (که شائبه حجتیه یی بودن وی می رفت) دانست.
  • *نطفه ی این گروه در دهه اول بسته شد, در دهه دوم با امتزاج با جریان سازندگی خود را بالا کشید و در دهه سوم با تابلوی اصولگرایی سکان مدیرت کشور را در دست گرفت و هم اکنون(در ابتدای دهه چهارم) در حال عبور از اصولگرایی است.
  • *تغییرات شعارهای سیاسی این طیف نشان می دهد که مبانی اندیشه ی آنان با هیچ کدام از جریانات سازندگی و اصولگرایی منطبق نبوده و اردوی ١٢ ساله ی آنان در جناح اصولگرایی از ابتدا ناپایدار بوده است.
  • *حمایت آیت الله خامنه ای از این گرایش طی سال های اخیر به جهت سه ویژگی زیر بوده است:
  • ١-استکبار ستیزی
  • ٢-مستضعف گرایی
  • ٣-سخت کوشی
  • *اگرچه می توان سخت کوشی آنان را به جهت روحیات شاخص ترین عناصر آنان (دکتر احمدی نژاد) عاملی ذاتی دانست ولیکن استکبار ستیزی و مستضعف گرایی شان موقتی و متاثر از شرایط زمانی بوده است.
  • *تئوریسین های این طیف نه به درخواست های بزرگان اصولگرا توجه دارند و نه برای منشور اصولگرایی اعتنایی قائلند.
  • *اصولگرایان ناپایدار مدتی است که برای به دست گرفتن ریاست قوه مقننه و تبدیل فراکسیون اصولگرای مجلس هشتم به اقلیت مجلس نهم خیز برداشته و لذا درحال خروج علنی از جناح اصولگرا بوده و از موضع گیری صامت و یا آشکار علیه اصولگرایی استقبال می کنند.
  • *تلاش بزرگان اصولگرا برای حفظ طیف مزبور در جناح اصولگرایان به نتیجه نخواهد رسید. زیرا لازمه ی بقای طیف مزبور در جناح اصولگرایی ترک راهبردهایی است که تئوریسین های این طیف دنبال می کنند.
  • *آیت الله مصباح یزدی و شاگردانش که نقش فوق العاده ای در به قدرت رساندن این طیف داشتند, نیز به نظر می رسد که از بازگشت آنان به اردوی اصولگرایی نا امید شده اند.
  • *فعل و انفعالات مهمی درحال شکل گیری است و چه بسا پیش بینی حجةالاسلام حسین طائب(مسؤل واحد اطلاعات سپاه پاسداران که از کودتای مخملی در سال ١٣٩٠ سخن گفته بود) اشاره به همین حادثه داشته است.

 
دیدگاه من در 7 پرده (پرده پنجم)
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  

 *پرده پنجم؛ گرایشات درون جناحی اصلاح طلبان

١-اصلاح طلبان باید خارج از رودربایستی های جناحی , طیف خود را بازشناسی کرده و گرایشات مختلف درون جناحی را شفاف سازی کنند زیرا که عدم شفافیت در تصمیم سازی ها موجب عدم دستیابی به تصمیمات پایدار خواهد بود و در اجرا نیز وحدت رفتاری آنها را متزلزل خواهد کرد.

٢-در یک نگاه کلی می توان دو گرایش عمده را در این جناح مورد شناسایی قرار داد:

١/٢-گرایشی که از امکان اصلاح در درون نظام ناامید شده و لازمه تغییر وضعیت موجود را در برپایی نظام جدیدی می داند و اگر در گذشته با تئوری تشکیل جمهوری اسلامی مخالفت نداشته اند, امروز لااقل با تداوم حیات جمهوری اسلامی در وضعیت جدید به سختی مخالفند.

٢/٢-گرایش دیگری که تنها به اصلاحات در درون نظام می اندیشد و حاضر به تغییر نظام موجود نیست اگرچه هیچ روزنه ای برای اصلاح وضعیت موجود سراغ نداشته باشد.این گرایش نه تنها تعلق خاطر به حفظ نظام موجود دارد بلکه تعلق ویژه ای هم به بنیان گزار این نظام دارد.

١/٢/٢-برخی از طرفداران اصلاحات در درون نظام, قانون اساسی را بستر اصلاحات دانسته و ضمن قبول اصل ولایت فقیه به عنوان یکی از اصول اساسی قانون اساسی, منتقد جدی وجه مصداقی آن هستند.

اما برخی دیگر از طرفداران اصلاحات در درون نظام, ضمن تاکید بر قانون اساسی و تاکید بر اصل ولایت فقیه, درصدد جلب اعتماد آیت الله خامنه ای هستند.

٢/٢/٢-تعریف اصلاح طلبان طرفدار اصلاحات در درون نظام نسبت به امام خمینی نیز متفاوت است؛ گروهی نقش امام خمینی را در برپایی جمهوری اسلامی منحصر به عمل مصلحانه وی می دانند و بر این باورند که انقلاب اسلامی او حلقه ای است از جنبش اعتراضی یکصد ساله مردم ایران که از مشروطه آغاز شد و به انقلاب اسلامی سال ١٣۵٧منجر گردید.

اما گروه دیگر , علاوه بر نقش مصلحانه امام خمینی در بنیان گزاری نظام جدید , وی را بنیان گزار مکتب سیاسی جدیدی می دانند و ضمن قبول تاثیر پذیری پدیده های بزرگ اجتماعی از حوادث تاریخی و پیرامونی, بین ماهیت انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی تفاوت جوهری قائل بوده و مبدا انقلاب اسلامی را حوادثی می دانند که تجلی آن را در ١۵ خرداد سال ١٣۴٢ باید دانست.

٣-البته طیف اصلاح طلبان را با پارامترهای دیگری نیز می توان آنالیز کرد , ولی سایر دسته بندی ها در راستای مباحث فعلی من نیست.

۴-اصلاح طلبان حتی اگر هم بخواهند وحدت رویه داشته باشند -قبل از این که در ادامه مسیر دچار اختلاف شوند-باید مرزهای اندیشه ای گرایشات درون جناحی خود را شفاف نمایند.

۵-قدر مسلم بخش مهمی از بدنه اصلاح طلبان را معترضین به وضعیت موجود تشکیل می دهند. این وضعیت, شرایط را برای رغبت بدنه اصلاحات نسبت به هرگونه ندای اعتراضی ممکن می نماید و این مساله آفت بزرگی است که به شدت جریان اصلاحات را تهدید می کند.

۶-به نظر می رسد؛ یکی از گرایشات درون جناحی اصولگرایان -با شاخصه ی رحیم مشایی توام با حمایت احمدی نژاد- در حال برپا کردن پرچم اصلاح طلبی است تا با بهره برداری از تمایلات مثبت بدنه اصلاحات (نسبت به نداهای مخالف جریان حاکم) بخش عمده ای از بدنه اصلاحات را مصادره کند.

٧-بدین ترتیب, بعید نیست که به زودی شاهد گرایش جدیدی در جناح اصلاح طلبان باشیم که به چند دلیل سهم بیشتری از گرایشات شناخته شده اصلاح طلبی در حاکمیت داشته باشند. لذا اگر اصلاح طلبان همچنان در فضای تعارف بمانند و حاضر به شفاف کردن تفاوت های گرایشات درون جناحی خود نباشند به زودی بخش عمده ای از بدنه خود را به طور کاملا انفعالی از دست خواهند داد.


 
دیدگاه من در 7 پرده (پرده چهارم)
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  

*پرده چهارم؛ اصلاح طلبان و انتخابات مجلس نهم

١-اگر حضور در انتخابات را از منظر اصولگرایان بررسی کنیم با دو نگاه تقریبا متفاوت روبرو می شویم:

١/١-گروهی که در اندیشه ی شان رای گیری مفهومی ندارد و برای فتوای مشهور خمینی (میزان رای ملت است) هرگز اعتبار دینی قائل نیستند و منتظرند و تا درصورت  مهیا بودن زمینه های اجتماعی مخالفت خود را با این فتوای مشهور اعلام نمایند.

لذا این گروه نه تنها با حضور اصلاح طلبان در انتخابات مخالفند بلکه با اساس انتخابات مخالفند. 

٢/١-گروه دیگری که مخالفتی با فتوای میزان رای ملت است ندارند ولیکن نسبت به مبانی فقهی این فتوا نیز بی تفاوت هستند.

این گروه از حضور اصلاح طلبان  به عنوان عامل گرم کننده انتخابات استقبال می کنند مشروط بر آنکه اصلاح طلبان برنده انتخابات نشوند.

٢-بدین ترتیب گروهی از جریان حاکم با حضور اصلاح طلبان در انتخابات با نهایت قدرت مخالفت می کنند و گروه دیگر , حضور اصلاح طلبان در انتخابات را تنها شبیه به هیزمی محسوب می کنند که می تواند تنور انتخابات را گرم کند.

٣-به نظر من رهبری نظام در ذهن خود -بعد از مجلس ششم- اصلاح طلبان را به دو بخش معتدل و رادیکال تقسیم کرده است و در این تقسیم بندی دوحزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رادیکال و مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی را معتدل فرض کرده و بنا بر این امر داشته که مانع از تصدی امور کشور به دست گروههای رادیکال اصلاح طلب شود و از حضور معتدلین اصلاح طلب نیز حداکثر به عنوان فراکسیون اقلیت در مجلس استقبال کند.البته بعید است که بعد از انتخابات سال٨٨نظر رهبری نسبت به مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتمادملی تغییر نکرده باشد.هرچند که هنوز احزاب کوچکتری از اصلاح طلبان وجود دارند که رهبری آنها را رادیکال نمی شناسد.

۴-با وجود محدویت هایی که اصلاح طلبان در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم داشتند , توانستند فراکسیون اقلیت مجلس را تشکیل دهند و از نهایت موفقیتی که جریان حاکم برای آنها قائل بود بهره مند شوند.

۵-همکنون عناصر شاخص اقلیت مجلس هشتم همچون کواکبیان , قنبری , خباز و ...به گونه ای رفتار می کنند که صلاحیت شان توسط شورای نگهبان رد نشود و لذا بعید نیست که اصلاح طلبان بتوانند از همین حداقل امکان حضور در مجلس نهم نیز برخوردار باشند.

۶-برخی از عناصر شاخص اصولگرا مانند حبیب الله عسگر اولادی از اصلاح طلبان خواسته اند که با رهبران جدیدی وارد مبارزات انتخاباتی شوند. ولی حضور اصلاح طلبان با رهبری جدید به معنای حضور کم رنگ آنان در انتخابات بوده و چندان به گرمی انتخابات مجلس نهم کمک نمی کند. 

٧-ممکن است حاکمیت به این نتیجه برسد که زمینه را برای حضور گسترده تر اصلاح طلبان کمی آماده کند و چه بسا شروطی را که چندی پیش سید محمد خاتمی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات گذاشته بود به جهت پیش بینی چنین وضعیتی بود.

اما نباید فراموش کرد؛جریان حاکم هزینه سنگینی برای حذف اصلاح طلبان از صحنه سیاست کرده است و این مساله مانع روانی بزرگی برای بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشور محسوب شود.

٨-به هر حال چه برای حضور اصلاح طلبان رفع موانع شود(که بسیار بعید است) و چه نشود گمان کنم به دلایل زیر حضور مردم درپای صندوقهای مجلس نهم چشمگیر نباشد:

١/٨-اصولا اقبال مردم از انتخابات مجلس به اندازه انتخابات ریاست جمهوری نیست.

٢/٨-مردم به ویژه مردم تهران به دلیل خاطرات بسیار تلخ شان از انتخابات ٨٨ و حوادث بعد از آن حداقل از انتخابات پیش رو استقبال فراوانی نخواهند کرد.مگر این که وضعیت فوق العاده ای پیش بیاید.  

  ٩-به نظر من اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس نهم نباید هزینه کنند و نه با انتخابات قهر کنند بلکه در این دوره نیز به حداقل ها بسنده نمایند و احزاب کوچکتر و یا افرادی را که می توانند درپی تحقق حداقل ها باشند یاری کنند و تلاش آنان را تخطئه نکنند.

١٠-زمزمه های موجود مبتنی بر ارائه لیست واحد اصلاح طلبان و اصولگرایان منتقد دولت نیز اقدام صحیحی به نظر نمی رسد زیرا که بهانه ای برای وحدت اصولگرایان می شود.در حالی که ضروری است گرایش طرفداران و منتقدین اصولگرای دولت شفاف شود.   

١١-باید بپذیریم جوهره ی رقابت مبارزاتی در انتخابات مجلس نهم , مبارزه اصولگرایان موافق و مخالف احمدی نژاد است در صورتی که برخی از عناصر تاثیر گذار در جریان حاکم می خواهند مانع از بروز جدایی این دو گرایش در درون طیف اصولگرایی شوند و از قضا یکی از عواملی که می تواند مانع از تفکیک این دو گرایش شود ,بزرگنمایی حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم است.

١٢-طیف های درون جریان اصولگرایی حد اکثر تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با شفافیت بیشتری خود نمایی خواهند کرد. و انتخابات مجلس نهم نمی تواند خیلی به این شفافیت کمک کند ولی بهتر است که قبل از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری گامهای اولیه برای شفاف تر شدن طیف های درون اصولگرایان برداشته شود.

به عبارت دیگر؛جامعه سیاسی امروز کشور آبستن تفکیک چند گرایش ناهمگون در طیف اصولگرایان است و ایجاد تاخیر در این زایمان به پیچیدگی و ابهامات جامعه می افزاید و موجب کندتر شدن حرکت های جبری اجتماعی است. لذا نباید اصلاح طلبان با حضور احساسی خود در انتخابات باعث تاخیر در این زایمان اجتماعی-سیاسی شوند.


 
دیدگاه من در 7 پرده (پرده سوم)
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  

*پرده سوم؛ کلیات وضعیت فعلی ما

1-پیدایش جمهوری اسلامی تولد مکتب سیاسی جدیدی است در جهان معاصر و اگر کسی به این نکته واقف نباشد نمی تواند تحلیل صحیحی از وضعیت موجود ایران داشته باشد.

2-فلسفه تاریخ به ما می آموزد:عمر اندیشه های سیاسی _بویژه اگر به حاکمیت برسند_طولانی خواهد بود و به میزانی که از محتوای بهتری برخوردار باشند به طول عمر آنان افزوده خواهد شد.لذا نظام جمهوری اسلامی که هنوز در دهه های اولین تاسیس بسر می برد هنوز تا دور ه میان سالی و کهن سالی خود فاصله بسیاری دارد در نتیجه , حاصل تلاش کسانی که برای سقوط نظام جمهوری اسلامی برنامه ریزی می کنند آب به آسیاب دیگران ریختن است.

3-تاریخ می گوید بسیاری از مکاتب سیاسی از مسیر اصلی خود منحرف می شوند و کارشان بجائی کشیده می شود که وسیله ای برای به حاکمیت رسیدن مخالفین ائدئولوژیک خود می شوند در حالی که صورت ظاهری مکتب خود را حفظ خواهند کرد.لذا طول عمر یک مکتب سیاسی الزاما به معنای تداوام راه بنیان گزار آن نیست.

۴-افرادی که دغدغه اصلاح طلبی در جامعه سیاسی کشور را دارند اگر بستر تلاش خود را خارج از مکتب سیاسی خمینی طراحی کنند به علت جبر تاریخ محکوم به شکست خواهند شد.

۵-مکاتب و اندیشه های سیاسی دارای انرژی و پتانسیل های نهفته ای هستند که مخالفین ایدئولوژیک خود را خرد می کنند ولی در برابر تزویرکاران ,‌ فاقد قدرت ایمنی هستند و لذا طرفداران هر مکتب سیاسی باید بیش از هر چیز نگران جریانات منحرف و تزویر گونه درون مکتبی باشند و به همین ترتیب اصلاح طلبان پایبند به خط امام باید در هدف گذاری های مبارزاتی خود به جلوگیری از آسیب پذیری درون مکتبی توجه ویژه ای داشته باشند. 

۶-حیات مکاتب به ارائه الگوهای انسانی است؛ بویژه الگوهای درقید حیات , لذا اصلاح طلبان نمی توانند بدون ارائه یک الگوی موفق انسانی و یا ارائه الگوی موفقی از جامعه مورد نظر خود امیدی به پیروزی داشته باشند. از سوی دیگر اگر رفتار و عملکرد اصلاح طلبان با الگوی مورد ارائه شان تطابق نداشته باشد , پیشاپیش عدم موفقیت خود را اثبات کرده اند.


کلمات کلیدی:   اصلاح طلبان ،انقلاب ،امام خمینی
     
 
دیدگاه من در 7 پرده(پرده دوم)
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠  

*پرده دوم؛ مبانی انقلاب اسلامی

1-از نگاه من نقش خمینی در دوره ی معاصر برتر از نقش بنیان گزار یک نظام جدید است بلکه بر این عقیده ام که خمینی پایه گذار یک مکتب سیاسی-اسلامی جدیدی است که بر اساس آن چگونگی روش اداره سیاسی جامعه اسلامی در زمان غیبت کبرای حضرت صاحب العصر(ع)مشخص شده است و این مدل حکومت داری برای سایر کشورهای اسلامی قابل نسخه برداری است. 

 2-معتقدم که مکتب خمینی تبلور دکترین معروف "فاما الحوادث واقعه فارجعوا الی روات احادیثنا" است و لذا اگر جامعه ای با بحران اساسی روبرو شود باید به فقها رجوع کند, البته در آن صورت نظرات فقیهی متاع است که بتواند بر مبانی نصوص اسلامی فتوای راهبردی ارائه کند.همچنانکه فتوای راهبردی خمینی؛ "میزان رای ملت است" راهگشای مردم پس از سرنگونی رژیم پهلوی گردید.

3-بر این عقیده ام که مکتب خمینی متکی است بر پایه ی ترکیبی و تجزیه ناپذیر دو عامل اسلام و آرائ مردم و لذا نفی و یا کمرنگ کردن هریک از آن دو عامل به معنی تحریف در مکتب خمینی است.

 نکته:حاج سیدحسن خمینی در مصاحبه اخیرش(درفروردین١٣٩٠) اظهار داشته که اندیشه امام خمینی تلاقی سه خواسته تاریخی مردم ایران یعنی؛دینداری,آزادی و استقلال است(نقل به مضمون).

4-معتقدم هر فقیهی که در جمهوری اسلامی ما به ولایت برسد اجازه ندارد که مبانی مکتب خمینی را نادیده بگیرد.

5-معتقدم قضاوت در باره عمکرد سلسله ولات فقیه _که (انشاء الله) پی درپی به مسند ولایت تکیه می زنند_ را تنها باید با اندیشه خمینی به ارزیابی گذاشت.و ارزیابی هریک از فقها با فقیه قبلی –بغیر از فقیه بنیان گزار- باعث می شود که دیوار نظام تا ثریا به انحراف برود.

6-معتقدم ولات بعد از خمینی تنها باید پایبند به مبانی(پایه دوفاکتوری) و اصول دهگانه(١) خمینی باشند ولی در تاکتیک و روش پیاده سازی اصول و مبانی باید بنا به مقتضیات زمان تدبیر کنند.

7-معتقدم که الزاما رهبر بعد از آیت الله خامنه ای نباید در زمان حیات آیت الله خامنه ای نعل به نعل پشت سر آقای خامنه ای گام بردارد,همچنانکه نظرات آیت الله خامنه ای با نظرات امام خمینی در زمان حیات ایشان_در مواردی همچون ولایت مطلقه , ابقای نخست وزیری میرحسین موسوی و... _متفاوت بود. و ایشان باوجود این تفاوت های آشکار با نظرات امام به رهبری رسید و همگان بر صحت انتخاب وی برای جانشینی خمینی مهر تایید زدند.

8-معتقدم درصورت بروز بحران در جمهوری اسلامی , باید به اصول و مبانی مکتب خمینی و تدابیر ولی فقیه زمان روی آورد و در صورتی که بحران بوجود آمده,مکتب خمینی را از حیض انتفاع خارج کرده باشد باید به اسلام(قرآن و عترت) رجوع کرد. 

.........................................................

پ.ن

اصول دهگانه خط امام:

١-التزام به "اصل اسلام ناب محمدی(ص)" 

٢-التزام به "اصل میزان رای ملت است"

٣-التزام به "اصل ولایت فقیه  واختیارت او"

۴-التزام به "اصل مستضعفین ولی نعمت ما هستند"

۵-التزام به "اصل طرفداری از مظلوم و دشمنی با ظالم"

 

۶-التزام به "اصل ملاک وضع فعلی افراد است"

٧-التزام به "اصل گذشتگان چه حقی داشتند برای ما تصمیم بگیرند"

٨-التزام به "اصل نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد"

٩-التزام به "اصل ادای تکلیف و فرعی دانستن نتیجه"

١٠-التزام به "اصل عدم واگذاری سمت های کلیدی کشور به مرفهین بی درد"