خیابان خالداسلامبولی
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠  

طی سال های اخیر هر وقت ایران و مصر (چه در زمان حسنی مبارک و چه بعد از سقوط وی) خواسته اند روابط دیپلماتیک برقرار کنند , شرط طرف مصری تغییر نام خیابان خالداسلامبولی بوده و طرف ایرانی این تغییر نام را به معنای عدول از انقلاب تلقی کرده و حاضر به قبول این شرط نشده است.

حال صرفنظر از این که رابطه دیپلماتیک با مصر اهمیت دارد یا ندارد لازم است به مساله ی مهمی اشاره کنم:

موضوع اصلی اینجاست که ما انقلابی های دهه ی اول هیچ گاه نخواستیم درباره ی حمایت خود از خالداسلامبولی تردید کنیم و حال آنکه امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب نه تنها هیچ وقت خالداسلامبولی را تایید نکرد بلکه ترور انورسادات(رئیس جمهور مصر) توسط خالداسلامبولی را حرکتی آمریکایی دانسته و در باره ترور انور سادات گفت: کار خودشان است.

تحلیل من از موضع امام خمینی در همان روزها چنین بود:

انورسادات با امضای پیمان صلح با اسرائیل (پیمان کمپ دیوید) بزرگترین خدمت را به منافع آمریکا و اسرائیل کرده بود وی با این کار که به معنای به رسمیت شناخته شدن اسرائیل بود , قبح مراوده اعراب با اسراییل را شکست و راه را برای سایر کشورهای عربی باز کرد تا بتوانند با اسرائیل رابطه برقرار کنند.

اما بعد از این خدمت بزرگ به آمریکا , به مهره ای سوخته برای آمریکایی ها تبدیل شد و آمریکایی ها (بویژه بعد از تحقق انقلاب اسلامی در ایران) نمی خواستند با مهره ی سوخته ی سادات بازی را ادامه دهند. لذا به گونه ای ظاهرا شرافتمندانه(لیکن به دست انقلابیون مسلمان) او را ترور کردند و زمینه را برای انتقال آرام قدرت از سادات به مبارک فراهم آوردند.

و ما متوجه این حرکت آمریکایی نشدیم در حالی که رهبرما خمینی به صراحت تاکید کرد که ترور سادات کار خودشان بوده است.

اما نه دولتمردان وقت, نه نخبگان و نه انقلابی ها هیچ کدام حاضر نشدند از امام حمایت کنند بلکه در ضمیر پنهان خود نسبت به موضع امام انتقاد هم داشتند.

 این تحلیل آن روز من بود هرچند که خودم هم جرات آن را نداشتم که مبلغ نظرات امام در باره ی ترور سادات باشم.

اما از زمان تولد گروه طالبان به نکته ی جدیدی رسیدم و به این فکر افتادم که چه بسا امام در پشت اقدام خالداسلامبولی تولد جریان طالبان را می دید, بویژه که امام حرکت انقلابیون عربستان سعودی را نیز که در همان سالهای اول انقلاب به وقوع پیوست تایید نکرد. هر چند که آل سعود در خانه ی خدا آنان را کشتار کردند.


کلمات کلیدی:   امام خمینی ،خالداسلامبولی ،ایران ،مصر
     
 
ولایت مطلقه
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠  

درج مطلبی در روز ١٧ خرداد ١٣٩٠ در سایت آینده پیرامون موافقان و مخالفان ولایت مطلقه فقیه در مجلس بازنگری قانون اساسی باعث شد گوشه ای از نظرات خود را در این باره ارائه کنم:

گروهی از کسانی که در زمان امام خمینی برای فقیه قائل به ولایت مطلقه نبودند و نسبت به گنجاندن آن در قانون اساسی مخالفت می کردند امروز طرفدار پروپاقرص ولایت مطلقه برای آیت الله خامنه ای هستند.

همچنین گروهی از کسانی که به تبعیت از نظرات امام از ولایت مطلقه فقیه حمایت می کردند این اختیارات را برای آیت الله خامنه ای قائل نیستند.

به نظر من هرچند که آیت الله خامنه ای در زمان امام یکی از مخالفین اندیشه ی امام در مطلقه بودن اختیارات ولی فقیه بود ولی به نظر من لازمه قبول مسولیت در جایگاه رهبری داشتن اختیارات وسیع است حتی اگر جامعه و رهبر آن مسلمان هم نباشند.

این مساله محدود به جامعه سیاسی نیست بلکه حتی یک مدیر ورزشی هم باید اختیارات گسترده داشته باشد تا در مواقع ضروری از اختیارات خود بهره بگیرد.

لذا مساله ولایت مطلقه علاوه بر این که امری عقلی و مقدس است تجربی نیز هست و حتی می تواند غیر مقدس هم باشد.

مساله ی مهم اینجاست:

قبل از این که اختیارات رهبری مورد بحث باشد باید نحوه ی گزینش او مقبول باشد

نیز رهبری و یا هر شخصیتی که در جایگاهی قرار می گیرد(حتی یک مدیر ورزشی) به میزانی که به او اختیار داده می شود به همان میزان هم باید پاسخگو باشد.

همان طور که آیت الله خامنه ای بارها تاکید کرده است؛ در این کشور تمام مسولین کشور (باواسطه و یا بی واسطه) با رای مردم انتخاب می شوند و رهبری نیز از این امر مستثنی نیست.

به عبارت دیگر مردم با رای باواسطه خود رهبری را وکیل خود قرار داده اند و بر اساس مواد مصرح در قانون اساسی به او اختیار داده اند و متقابلا رهبری نیز در برابر کسانی که به او رای داده اند باید پاسخگو باشد.

پاسخگو بودن ولی فقیه تعارضی با اختیارات مطلقه وی ندارد.

او می تواند برای دفاع از منافع ملی و حفظ حصن حصین اسلام در مواقع حساس  تصمیم مقتضی را بگیرد و به آن عمل کند.

ولی موضوع به اینجا ختم نمی شود بلکه رهبری باید در برابر مجلس خبرگان پاسخگوی نحوه ی بهره برداری از اختیارات مطلقه خود و علل تصمیم گیری خود در موارد متخذه باشد.


 
چه دیدیم و چه شنیدیم؟!
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠  

سایت آینده در ١۴ خرداد ١٣٩٠ با گزینش تیتر زیر از سخنان دیروز رهبری در مرقد امام خمینی نوشت:

امام بارها گفت: "اشتباه کردم"، اقرار به خطا درس مهم امام به ماست

همچنین بنا به گزارش سایت آینده:

رهبر انقلاب اسلامی در مراسم امروز سالگرد امام خمینی(ره) ...تصریح کردند:

 اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم.

 اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

 اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

...................................

در تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩٠ سایت آینده به مصاحبه رسول جعفریان با مرحوم مهندس سحابی پرداخت که گوشه ای از آن چنین است: 

از مهندس درباره آخرین دیدار و آخرین خاطره اش از امام پرسیدم

...مهندس پس از کمی تأمل در باره آخرین خاطره گفت؛ « آخرین خاطره هم که آقای موسوی اردبیلی برایم نقل کرد این بود که گفتند امام در اواخر عمرشان به من (موسوی اردبیلی) توصیه کردند که بعداز من این دکتر سحابی و پسرش را اذیت نکنند، من به اینها اطمینان دارم ......»

.......................................

و نیز علی شکوهی عضو اصولگرای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در سیات خود به نام نقد زمانه دریکشنبه 15 خرداد 90 می نویسد:

 

امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در بیان ضرورت اجرای عدالت، نکاتی را می‌گوید و به آن عمل هم می‌کند. آن حضرت برای مخالف، حقوقی قائل است و در عمل هم به رعایت آن حقوق، پایبند است. وقتی به ایشان می‌گویند طلحه و زبیر در فکر قیامند و قصد توطئه دارند، امام علی(ع) با آنکه از انگیزه طلحه و زبیر برای رفتن به مکه به منظور جنگ‌افروزی آگاه بود با آنان مدارا کرد و در پاسخ به ابن عباس که از وی ‌خواست تا آن دو را زندانی کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: آیا از من می‌خواهی که آغازگر ستم باشم و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز به خدا قسم از رفتار عادلانه که خدا مرا بدان امر فرموده، روی برنمی‌گردانم (دانشنامه امام علی ج 6. ص،241

 


 
چه می بینیم و چه می شنویم؟!
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠  

سایت آینده در ١۴ خرداد ١٣٩٠ با گزینش تیتر زیر از سخنان دیروز رهبری در مرقد امام خمینی نوشت:

امام بارها گفت: "اشتباه کردم"، اقرار به خطا درس مهم امام به ماست

همچنین بنا به گزارش سایت آینده:

رهبر انقلاب اسلامی در مراسم امروز سالگرد امام خمینی(ره) ...تصریح کردند:

 اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم.

 اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

 اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

...................................

در تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩٠ سایت آینده به مصاحبه رسول جعفریان با مرحوم مهندس سحابی پرداخت که گوشه ای از آن چنین است: 

از مهندس درباره آخرین دیدار و آخرین خاطره اش از امام پرسیدم

...مهندس پس از کمی تأمل در باره آخرین خاطره گفت؛ « آخرین خاطره هم که آقای موسوی اردبیلی برایم نقل کرد این بود که گفتند امام در اواخر عمرشان به من (موسوی اردبیلی) توصیه کردند که بعداز من این دکتر سحابی و پسرش را اذیت نکنند، من به اینها اطمینان دارم ......»

.......................................

و نیز علی شکوهی عضو اصولگرای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در سیات خود به نام نقد زمانه دریکشنبه 15 خرداد 90 می نویسد:

امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در بیان ضرورت اجرای عدالت، نکاتی را می‌گوید و به آن عمل هم می‌کند. آن حضرت برای مخالف، حقوقی قائل است و در عمل هم به رعایت آن حقوق، پایبند است. وقتی به ایشان می‌گویند طلحه و زبیر در فکر قیامند و قصد توطئه دارند، امام علی(ع) با آنکه از انگیزه طلحه و زبیر برای رفتن به مکه به منظور جنگ‌افروزی آگاه بود با آنان مدارا کرد و در پاسخ به ابن عباس که از وی ‌خواست تا آن دو را زندانی کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: آیا از من می‌خواهی که آغازگر ستم باشم و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز به خدا قسم از رفتار عادلانه که خدا مرا بدان امر فرموده، روی برنمی‌گردانم (دانشنامه امام علی ج 6. ص،241


 
یادی از عزت الله سحابی
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠  

خاطره ای از امام خمینی به روایت عز‌ت‌الله سحابی

از مهندس درباره آخرین دیدار و آخرین خاطره اش از امام پرسیدم که پاسخ داد: «در بهار سال 1359 ، در آخرین جلسات شورای انقلاب خدمت امام می رفتیم و بحث می کردیم . آن موقع من رئیس سازمان برنامه و بودجه هم بودم . امام در جلسات به من میدان می دادند تا حرف بزنم . ایشان خیلی خوب با ما برخورد می کردند . مهندس پس از کمی تأمل در باره آخرین خاطره گفت؛ « آخرین خاطره هم که آقای موسوی اردبیلی برایم نقل کرد این بود که گفتند امام در اواخر عمرشان به من ( موسوی اردبیلی) توصیه کردند که بعداز من این دکتر سحابی و پسرش را اذیت نکنند ، من به اینها اطمینان دارم ......»


کلمات کلیدی:   امام خمینی ،مهندس عزت الله سحابی
     
 
رحلت امام خمینی
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠  

غصه

ای روح ما کجایی- فریاد از جدایی

                    دور از تو با وفایی -  اینگونه بی وفایی

پیوند ما گسستی -  با قدسیان نشستی

                   دلهای ما شکستی - خوش بی خبر زمایی

سوز غم تو کم نیست - جز غصه در دلم نیست

                   لیکن مجال دم نیست - ...

زمستان

رفت   دگر    قوت   دلهای  ما                   بشنو زنی ناله وآوای ما

آنکه به یک جامعه جان می‌دمید                جان جهان با نگهی می‌خرید

رفت و برون برد  ز تن جان ما                ...

دوگانگی

ماتم از این بلا      که آمده است                          سایه بر گلستان ما زده است

این گلستان پر از  صفا می بوُد                          زچه بابت شده دروغ آلود

نَفَسم تنگ     و    کام ها  بسته                          مرغ جان‌های دوستان خسته

کس نفهمیده   درد ما زکجاست                          بلکه درد حقیقی‌ام اینجاست

شام وصل است اینکه حیرت زاست                   یا که این دوزخ است و حاصل ما...


کلمات کلیدی:   امام خمینی
     
 
دیدگاه من در7 پرده (پرده ششم قسمت دوم)
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠  
همراه با عذر خواهی از دوستان!!!
انشاءالله در اولین فرصت جمع بندی نظراتم را پیرامون نسل جدید اصولگرایان ارائه خواهم کرد.
و در آخرین پست نیز نظرات خودم را ارائه می کنم.
شاید بعد از اتمام دو پست یاد شده فرصتی برای پاسخ به نظرات دوستان فراهم آید.
..............................................
مطالب فوق پوزشی بود که هنوز نتوانسته ام در صدد جبران آن برایم با این وجود و به رغم خستگی چشم و قول و قرار برنامه فردا, شروع به قلم دوانی کنم تا شاید طلسم قلمم باطل شود!
..................................................
آری برای دسته بندی نسل جدید اصولگرایان باید گفت که تقسیم بندی نسل قدیم به طور بسیار کمرنگی در نسل جدید هم وجود دارد.
ولی بنیه اصلی و کمیت اصولگرایان انقلابی در این نسل بر دو گرایش دیگر کاملا می چربد.
حال در اینجا به توضیح اجمالی ٣ گرایش اصولگرایی سنتی, انقلابی و ناپایدار در نسل جدید اصولگرایان می پردازم:
١-نسل جدید اصولگرایان سنتی
١/١-از آن جهت که حافظه ی تاریخی نسل جدید اصولگرایان سنتی, خالی از نقش مرجعیت در نهادهای مذهبی در یک نظام لائیک است. و نیز بدان سبب که پایگاه اجتماعی ولی فقیه حاضر(آیت الله خامنه ای) را با پایگاه اصولگرایان منطبق دانسته اند؛ لذا اتکای ویژه به مرجعیت را ضروری ندیده و همچنین تعلقات شان به مرجعیت و حوزه های علمیه, به مراتب کمتر از نسل گذشته ی شان بوده است.
 ٢/١-نکته فوق باعث شده؛ نسل جدید اصولگرایان سنتی از تعارضی که نسل قدیم شان با امام داشتند بی خبر و آسوده خاطر باشند و حتی(فارغ از واقعیت های تاریخی) نسل قدیم خود را پیرو پروپاقرص ولی فقیه فرض کرده و برای بازسازی صحنه تعارض امام خمینی#نسل قدیم اصولگرایان سنتی در برابر آیت الله خامنه ای احساس نیاز نکنند و شاهد تقابل آیت الله خامنه ای#نسل جدید اصولگرایان سنتی نباشیم.
٣/١-از سوی دیگر به جهت نقش محوری اقتصاد بازار در جبهه ی اصولگرایان سنتی و انتقال این گرایش به نسل جدید آنان, طبعتا" گرایشات این دسته با سوداگری اقتصادی درهم تنیده شده و حمایت آنان از هر شخص و گروهی مشروط به تداوم اصل محوری اقتصاد بازار است.
١/۴-از موضوع فوق استنباط می شود؛ در صورتی که ولی فقیه بعدی از پایگاه مخالف اصولگرایان برخیزد و یا به اقتصاد بازار توجه لازم را نداشته باشد از حمایت امروزی نسل قدیم و جدید اصولگرایان سنتی برخوردار نخواهد بود.
٢-نسل جدید اصولگرایان انقلابی:
ادامه بحث در فرصت بعدی
انشاء الله

کلمات کلیدی:   اصولگرایان ،مرجعیت
     
 
نکاتی در باره میرحسین موسوی و اصلاح طلبان
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠  

علی شکوهی در سایت خود به نام نقد زمانهhttp://naghdezamane.com/) سخنان اخیر دکتر احمد توکلی را دستمایه ای برای طرح پاره ای از مسایل قرار داده که گزیده هایی از آن را در اینجا ارائه می کنم

علی شکوهی:   

اخیرا دکتر احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس و دوست محترم بنده، مصاحبه‌ای با سایت خودش (الف) انجام داده که عنوان آن چنین است: «آدم‌های اصلی‌ احمدی‌نژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هر دو». من به مباحثی که در این مصاحبه محورند و نکاتی که در نقد دولت مطرح شده است، کاری ندارم اما یک نکته در این گفتگو جلب توجه می‌کند که مربوط به مقایسه میرحسین موسوی با احمدی‌نژاد است و من می‌خواهم در این باره نکاتی را عرض کنم. دکتر توکلی گفته است:

«...در انتخابات سال ۸۸ من به هیچ وجه از ایشان(احمدی نژاد) دفاع نکردم و به بزرگان کشور نیز اعلام کردم که حمایت از ایشان را بر خودم حرام می‌دانم. در عین حال اعلام کردم که اضطرارا به ایشان رای می‌دهم؛ علت این رای اضطراری را آن زمان اعلام نکردم اما الان برای اولین بار در شکل رسانه‌ای می‌گویم. ...گفتم که آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعی‌ای است که ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریک اجتماعی در برابر رهبری را دارد و آقای احمدی‌نژاد دارای پایگاه اجتماعی است که ولو بخواهد، قدرت تحریک اجتماعی در برابر رهبری را ندارد....چون مقابله با رهبری را سم مهلکی برای جامعه می‌دانم، اضطرارا به کسی که حتی اگر بخواهد نمی‌تواند کاری کند رای می‌دهم و به کسی که می‌تواند این تحرک را ایجاد کند، ولو نخواهد رای نمی‌دهم گرچه مزیتی برای احمدی‌نژاد بر موسوی قائل نیستم، ...».

شکوهی در ٩ بند به نقادی سخنان توکلی پرداخته که بند اول آن  به گرایشات دهه اول انقلاب توکلی در باره نحوه تبعیت پذیری او از نظرات امام خمینی اشاره دارد:

۱ – توکلی به اصل ولایت فقیه اعتقاد دارد و رهبری موجود را مصداق این اصل می‌داند و تبعیت از وی را مبنای رفتار سیاسی خود قرار داده است اما در عین حال قبول دارد که می‌توان در مقابل نظرات رهبری، نظراتی دیگر داشت و برای اداره بهتر جامعه، مصلحت‌اندیشی متفاوتی کرد و کسانی را که رهبری از آنها دفاع می‌کند، مورد نقد و خدشه قرار داد و حتی آنان را مستحق حمایت ندانست. این نگاه در مواضع و عملکرد توکلی از دوران امام تاکنون قابل استنتاج است....

۲ –...

۳ – دکتر توکلی از پایگاه متفاوت اجتماعی میرحسین موسوی و احمدی‌نژاد حرف زده‌ است ... توکلی معتقد است که این پایگاه اجتماعی متفاوت، موسوی را حتی اگر نمی‌خواست در مقابل رهبری قرار می‌داد ولی احمدی‌نژاد را ناتوان از این تقابل می‌کرد حتی اگر می‌خواست. این سخن، مهم است و به نظر من می‌تواند مادر همه خطاهایی تلقی شود که از سالهای قبل در «توصیف» وضعیت موجود کشور و در نتیجه در «تجویز» راه‌حلها، رخ داده است.

۴ – نماینده مردم تهران در مجلس به صورت تصریح نشده، می‌پذیرد که یک پایگاه اجتماعی نسبتا بزرگ در جامعه ایرانی وجود دارد که در مقابل رهبری قرار دارد و ...

۵ – من قصد وارد کردن خدشه بر این تحلیل آقای توکلی را ندارم و ... در عین حال نحوه تعامل با این جریانهای سیاسی و نوع تنظیم رابطه با این پایگاه نسبتا بزرگ اجتماعی را بزرگترین هنر حکومت و ملاکی برای سنجش کارآمدی نظام ارزیابی می‌کنم....

۶ – حکومت چرا فرصت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری را به افرادی مانند موسوی و خاتمی می‌دهد؟ آیا برای این که پز دمکراسی و مردم‌سالاری بدهد و ... مشکل اساسی این است که رهبران نظام، این حضور را بیشتر برای گرم کردن تنور انتخابات می‌خواهند و نه برای پیروز شدن احتمالی آنان و به همین دلیل بلافاصله پس از شکل‌گیری رقابت انتخاباتی و رسیدن به اهداف تعیین شده، صحنه بازی را تغییر می‌دهند تا نامزد مورد حمایت این پایگاه اجتماعی، پیروز نشود و این بزرگترین تعارض درونی جمهوری اسلامی است ....

۷ – ....

۸ – به عنوان یک تحلیلگر و نه بازیگر سیاسی، معتقدم که در ذهن میرحسین موسوی هم نمی‌گنجید که با او در مجموعه نظام، برخوردی بشود که شده است. او انتظار نداشت که حضور او در صحنه رقابت انتخاباتی که واقعا یک فرصت بود، به عنوان یک تهدید تلقی و وانمود شود. او هرگز انتظار برخورد دوگانه با خود را نداشت و باور نمی‌کرد که رهبران و مسئولان نظام که در ظاهر از به صحنه آمدن او اظهار خوشحالی می‌کردند، در خفا تحلیل دیگری داشته باشند و برای رای نیاوردن او، صحنه رقابت انتخاباتی را تغییر دهند. او گمان نمی‌کرد که تمام امکانات، نهادهای فراجناحی حکومت و منابع مشروعیت‌بخش نظام، به نفع کاندیدایی وارد صحنه شود که خودشان به کارکردهای بغایت نامعقول و غیرقانونی و خودمحورانه او اذعان داشتند و رای دادن به چنین نامزدی را بر خود حرام می‌دانستند. موسوی هرگز تصور نمی‌کرد که یک جریان سازمان یافته سیاسی و نظامی در کشور وجود دارد که با استفاده از همه امکانات سیاسی، قضایی، امنیتی –  انتظامی و  تبلیغاتی – رسانه‌ای موجود و با توسل به همه روشهای قانونی و غیرقانونی، برای پیروز نشدن او تلاش می‌کند و در این زمینه، موسوی خود معترف است که با گذشت حدود دو ماه از انتخابات و مشاهده همه جوانب کار، قانع شده که چنین جریانی وجود داشته است. موسوی علیرغم همه انتقادهایی که در دو سال گذشته بر کلیت نظام وارد کرده و علیرغم همه جفاهایی که از سوی نظام متوجه خود می‌داند و خود را به عنوان نماینده طیف بزرگی از مردم، محق به پیگیری برخی از اعتراضات تلقی می‌کند اما هرگز حرمت شخص رهبری را نشکسته و از مرز قانون اساسی نظام عبور نکرده و آرمانهای انقلاب را نادیده نگرفته است. این واقعیت نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، کارآمدی لازم برای حفظ نیروهای معتقد به خود را ندارد و این قوت اعتقادی افراد و اصالت جریانهای سیاسی منتقد و نجابت چهره‌های سرشناس آن طیف است که مانع خروج آنان از چارچوب نظام شده است و علیرغم همه تنگ‌نظری‌ها و حذف‌ها و در دوسال اخیر، علیرغم همه محدودیتها و حبس‌ها و دستگیری‌ها و ظلمها و ناجوانمردیها، آنان را به انقلاب وفادار و بر آرمانهای امام خمینی مستقیم نگه داشته است.

٩-...