علائم خطر
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ۱۳٩۱  

هشدار امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی 

امام رضا(ع) در نامه ای به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) می نویسند: دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند.

حجت الاسلام قرائتی ...درشرح این نامه گفتند:

پیام امام رضا(ع)، پیام خیلی مهمی است. انگار این شفای دردهای امروز جامعه‌ ماست.

امام رضا(ع) به عبدالعظیم حسنی فرمود:

 به شیعه‌ها بگو دیدن همدیگر بروند.

...اگر می‌خواهید به من نزدیک شوید، دیدن همدیگر بروید....

 امام رضا(ع) فرمود:

من نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعیان را بریزد.

 تعهد کردم. که کسی که آبروی مؤمنی را بریزد...

در دنیا به زندگی نکبتی گرفتار شود

... خیلی امام رضا دلش درد می‌آید....

امام رضا فرمود:

... خدا همه‌ شیعیان را می‌بخشد جز دو رقم شیعه!

 شیعه‌ای که مشرک شود.

 (و)شیعه‌ای که مؤمنی را اذیت کند....

....یا در دلش بدخواه باشد.

اصلاً دلش بخواهد فلانی خراب شود.

...خدا یک چنین آدمی را نمی‌بخشد، جز اینکه از اذیت کردن برگردد.

...کسی که مؤمنی را اذیت کند، مؤمنی را تخریب کند ... خداوند روح ایمان را از قلبش می‌گیرد.

کار به آیت‌الله و فوق دیپلم و لیسانس و دکتر ندارد.

امام رضا پیغام داد،...

 آبروی همدیگر را بریزید، نفرینتان می‌کنند.

از ولایت خدا دور هستید.

 در همین دنیا عذاب شدید می‌شوید.

در آخرت نصیبی ندارید.

 آبرو ریختن خیلی خطر دارد.

این نکته‌ای است که امام رضا فرمود از طریق عبدالعظیم حسنی.

.................

منبع: سایت انتخاب،  به نقل از خبر گزاری مهر

کد خبر: ۹۶۴۳۰       تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹


کلمات کلیدی:   معارف
     
 
اسماء الهی
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱  

جمعبندی من  از نظر سنجی اخیر (که برخی از دوستان مرا از راهنمایی خویش بهره مند ساخته بودند) این است که گاهی به مباحث معرفتی گریز زده شود.

البته چیزی در چنته برای عرضه ندارم و نیز امید چندانی به اقبال خوش مخاطبین محترم نمی رود، درعین حال فرازی را آزمایشی ارائه می کنم تا واکنش مخاطبین ادامه مسیر را روشن کنند.(انشاﺀالله)

ناگفته نماند که سخنی جز عامی سازی مفاهیم مرحوم استادم ندارم. به هرصورت به عون الله تعالی، مطلبی را درباره اسماﺀ الهی از دعای جوشن کبیر کلید بزنیم تا ببینیم قسمت ما چه خواهد بود.

این مباحث، توشه ای از شرح دعای جوشن کبیر ملاهادی سبزواری توسط استاد ما (مرحوم سید محمد علی نجفی یزدی) است که طی سالهای 1367 تا1371 در هیئت خانواده شهدای مسجد قندی ایراد شده است.

جمله استاد:

 "موجودات عالم مظاهر اسماء الهی هستند"

شرح عامیانه:

 آنچه که در عالم است، بجز اسماﺀ الهی نیست و دسته بندی ارزشها به خوب و بد مربوط به عالم خلقت و عالم بشریت است، که البته بشر نیز در عالم دنیا موظف است به این ارزشها مقید باشد و یکی از تعابیر بندگی و عبودیت به درگاه باری تعالی، به مفهوم همین تقید است. یعنی بشر باید بداند که هیچ موجوی نیست مگر آنکه در دایره اسماﺀ الهی می گنجد و در عین حال بندگان خدا کسانی هستند که به ارزشهایی که انبیاﺀ الهی از جانب پروردگار متعال آورده اند پایبندند.           

والسلام


کلمات کلیدی:   معارف
     
 
یوم الله 22 بهمن
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱  

شک ندارم، حق بود این انقلاب

گرچه حال و روز ما باشد خراب

جبر تاریخ است این اوضاع زشت

زشتی ما، پای حق منما حساب


کلمات کلیدی:   انقلاب ،22بهمن
     
 
انتقاد از خود
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱  

دوستم بهرام علیزاده در پاسخ نظر سنجی من (در پست قبلی) نوشته بود:

"فکرکنم الان جوانان وجامعه راباگفتارعرفانی واخلاقی آشناکنیدبهتراست.ازمباحث سیاسی اکثریت متنفرشده واین تنفربه دین واعتقادات سرایت کرده. دراین باره من نظرخاصی پیداکردم ؛وآن این است؛خداازمردم فقط انسان بودن رامیخواهدونوع آن در10فرمان خلاصه شده وتمام ادیان به آن دعوت میکنند..."

من هم پاسخی برای او ارسال کردم و از آنجایی که گمان دارم بازگویی آن در یک پست مستقل، تکراری محسوب نمی شود، پاسخ وی را بطور کامل ارائه می کنم. باشد که مورد نقد دوستان واقع شود.

 

سلام همه اهل محبت بر انسانهای انسان دوست

1- بر مصداق دیدگاه امام که می گفت:"منافقین از کفار بدترند" حق با شماست و ریاکاران زاهدنما از بت پرستان لامذهب بدترند.

2- از زاویه دیگری هم حق را به شما می دهم:

آری "انسانیت عین دیانت است"

3- البته نباید فراموش کرد که بعد از بعثت پیامبر اسلام، جایی برای تبعیت از سایر ادیان الهی باقی نمی ماند.

4- درعین حال ما نگران ادبیاتی هستیم که مسیحت گرایی جدید و عرفان گرایی کاذب را مشروعیت می بخشد.

5- انسانیت جزء لاینفک اسلام ناب محمدی است. ولی چه کنیم که امروز اسلامی در جامعه ما معرفی شده که این بخش از اسلام در آن تعطیل است و نتیجه اش همین می شود که شد.

6- وظیفه ما اینستکه نشان دهیم، اسلام ناب محمدی با آنچه امروز عرضه می شود متفاوت است.

7- متاسفانه اگر بخواهیم درباره اسلام ناب سخن بگوییم، بر مصداق "چون چوب برداری گربه..." نمی توانیم از حقوق حقه اسلام دفاع قابل قبولی کنیم.

8- نباید از نظر دور داشت؛ متاسفانه در زمانهایی که ما فرصت داشتیم، به جهت "جوان اندیشی" و "خام اندیشی" ابعادی از عملکرد ما، ظلم به اسلام بوده است و لذا لازمست ابتدا انتقاد از خود کنیم.

9- متاسفانه دیده می شود که بجای انتقاد از خود، از امام خمینی انتقاد می کنیم و حال آنکه، آنچه ما کردیم، عملکرد ماست و در موارد یادشده مغایرت نظرات امام با عملکرد ما محسوس است.

10- متاسفانه دیده می شود که بجای انتقاد از خود، اسلام را ناکارامد جلوه می دهیم که این ظلم مضاعف در حق دین مبین اسلام است.

11- متاسفانه رقیب، چون در پاره از موارد، برای اثبات صحت رفتار خود، به مستندات گذشته نیاز دارد، و از جمله این مستندات خطاهای گذشته ماست، لذا آندسته از "انتقاد از خود" ما را که ممکن است آن مستندات را تضعیف کند، خروج از خط امام می نمایاند و با رسانه های فراوانش، کلام صادقانه ما را بشدت مخدوش جلوه می دهد.

12- متاسفانه رقیب، با تردستی تمام، "انتقاد از خود" ما را، دال بر خیانت ما به اسلام، انقلاب و امام و تداوم و پایبندی حزب و جناح خود به اسلام، انقلاب و خط امام معرفی می کند.

13- خدائیش، ما هم حق نداریم خطاهای امروزی خود را به گردن جناح رقیب بیاندازیم.

14- به هرحال تا بوده چنین بوده و ما چاره ای نداریم، جز اینکه اسلام ناب را، آنطور که خدا و پیامبرش می پسندند، سرلوحه خود قراردهیم، خطاهای گذشته را تکرار نکنیم، و به گردن این و آن نیاندازیم، اگرچه هیچ رسانه ای هم نداشته باشیم، باید عملکرد فردی و جمعی ما، تابلوی سلامت اندیشه ما باشد.

15- باید چنان کنیم که اگر روزگار، دوباره شاهین بخت را به دوش ما نشاند، در دوره جدید، پالوده از خطاهای گذشته، عملکرد ما موجب زینت اسلام و بشریت محمدی و ایران و ایرانی باشد. 


 
تغییر یا ادامه؟!
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱  

با سلام خدمت دوستان و منتقدین محترم

از سال1386 که وب حاضر راه اندازی شد، تا آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری، به مباحث سیاسی ورود نکرده بودم. اما از انتخابات دهم بدین سو، همواره پست های من رنگ و بوی سیاسی داشته است.

از سوی دیگر ملاحظه می کنم اگر بخواهم شفاف صحبت کنم، هم از طرف هم دوستان اصلاح طلب و هم از طرف دوستان اصولگرا متهم می شوم و هم مصالح عمومی کشور و یا شرایط امنیتی مانع از گفتگوی شفافتر خواهد بود.

مسئله دیگری که موجب نگرانی است، شکاف های اجتماعی خطرناکی است که زمینه را برای روزهای تلخ تر، مهیا می کند و لذا وظیفه هر انسان بشردوست اینستکه برای جلوگیری از تعمیق بیشتر این شکاف تلاش کند.

درحالیکه گمان دارم راهکارهای پیشنهادی خود را برای برون رفت از وضعیت موجود، به مناسبت های مختلف مطرح کرده ام و شاید حرف تازه ای برای گفتن نداشته باشم.

حرفهایم را زده ام درعین حال  نگرانم از اینکه راهکارهای پیشنهادی من که بر اساس واقعیت شناسی بناشده، دفن آرمانها را در بطن خود داشته باشد.

البته و هرگز از آرمانهایم چشم نمی پوشم(انشاﺀالله) ولی پیوند بین آرمانهایم و راهکارهای واقعگرایانه ام را نمی توانم شفاف بیان کنم.

از سوی دیگر، از جمله عواملی که باید بار دیگر به آن روی آورد و برای ثبات جامعه و جلوگیری از خطرات پیش رو ضروری است، تعمیق پیوندهای معرفتی است.

در نتیجه بی میل نیستم که بدان سو چرخش کنم و با دستمایه قراردادن سخن اهل معرفت، حال و هوای این وبسایت را تغییر دهم.

این مسئله تا به حال چندین بار در نظرم جدی شده، حال از دوستان بزرگواری که منت گذاشته و مطالب نه چندان باارزش این وبسایت را رویت می کنند؛ خواهش دارم، با نظر خویش مرا راهنمایی کنند.


کلمات کلیدی:   نظرسنجی
     
 
کار بزرگ عسگراولادی
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱  

آنچه این روزها از سوی عسگراولادی منتشر شده، صرفنظر از عدم اتفاق نظر ما با فرازهایی از سخنان وی، نشان می دهد که برخی از بزرگان نظام و یا بزرگان اصلاح طلب، می توانند برخلاف جو حاکم بر جناح خویش، خط شکنی کرده و با هدف ممانعت از شتاب روبه افزایش شکافهای اجتماعی، قبل از تبدیل کینه های موجود به کینه جویی های غیرقابل جبران، ایثار کرده و جامعه را از خطر یک تجزیه اجتماعی- تاریخی نجات دهند.

چندی پیش جناب شکوری راد، یکی از پایه گذاران حزب مشارکت، در نقدی از دوره حاکمیت اصلاح طلبان گفته بود:

از اشکالات آن دوره تفوق روحیه ژورنالسیتی بر روحیه مدیریتی بود.(نقل به مضمون)

اینجانب ضمن تشکر از این نقد صحیح، براین باورم که هنوز هم اصلاح طلبان اسیر نگاه های ژورنالیستی هستند. بطوریکه حتی محوری ترین شخصیت اصلاحات، یعنی آن بزرگوار جناب سید محمد خاتمی نیز، به رغم رفتارهای معتدلش نتوانسته از گزند شدید نگاه ها و قلم های ژورنالیست های اصلاح طلب خلاصی یافته و گامی اساسی در جهت تغییر وضعیت بردارد.

وقتی عسگر اولادی به جنبه های مثبت ابوالحسن بنی صدر اعتراف می کند، چرا اصلاح طلبان جنبه های مثبت آیت الله خامنه ای را بر زبان نمی آورند؟!

البته هنگامی که جناب کروبی اعلام کرد "دولت مستقر" (یعنی دولت دهم) را قبول دارم و نیز زمانی که جناب میرحسین با بیانیه17 پنجره گفتگو با حاکمیت را بازکرد، طلسم قهر بین دو جناح شکسته شد، ولی نمی دانم چرا رسانه جناح حاکم، روزنه ایجاد شده را بست؛ میانه روی کروبی را "دست و پا زدن در بن بست" و پنجره گشوده شده میرحسین را "رونویسی از روی دست سازمان سیا" معرفی کرد.

گوئیا که داغ بودن فضای جامعه و شعله ور بودن تنور اختلافات ماموریتی بود که رسانه مزبور موظف به داغ نگهداشتن آن داشت.

با معذرت از اطاله سخن، گزیده هایی از مصاحبه حبیب‌الله عسگر اولادی با هفته نامه آسمان (که از سایت انتخاب اقتباس کرده ام) اشاره می کنم :

... چرا شما آقایان میرحسین موسوی و کروبی را فتنه‌گر نمی‌دانید؟

به این علت که موسوی و کروبی واقعاً‌ فتنه‌گر نیستند و مفتون واقع شده‌اند...

واقعاً‌ چه اتفاقی افتاد که شما به ناگهان بیایید و این حرف‌ها را بزنید. حرف‌هایی که هزینه‌های بسیاری را برای شما داشته و دارد؟

من برای تلطیف فضای سیاسی کشور احساس وظیفه شرعی کردم ...

یعنی مبنای این اظهارات شما جلوگیری از استمرار فضای تخاصمی و حذفی‌ای است که در فضای سیاسی کشور به‌وجود آمده است؟

بله، ....

چه لحظه‌ای به این نتیجه رسیدید ...

شب عاشورای امسال بود که به این نتیجه رسیدم باید این حرف را بزنم.

جنابعالی فرمودید به دنبال این هستید که صحنه انتخابات را به جشن ملی تبدیل کنید...

بله قطعاً همینگونه است. بنده ممکن است بتوانم به سربازگیری دشمن از اردوگاه انقلاب خاتمه دهم... باب گفت‌وگو در کشور بسته نیست... باید یک نفر می آمد و این فضای بسته را می‌شکست. یک نفر می‌آمد و می‌گفت که می‌توانیم به رغم اختلاف سلیقه‌ها با یکدیگر در کمال عزت و احترام سخن بگوییم

اخیراً در یکی از اظهارات خود فرموده بودید. حتی ابوالحسن بنی‌صدر هم به انقلاب و نظام خدمت کرد و ...

این مسئله را اتفاقاً قبلا هم مطرح کرده‌ام. این حرف‌های من چهار پایه و رکن دارد. اولین پایه است که تاریخ ایران پس از انقلاب باید قابل نگارش باشد. اگر از دو رهبر، شش رئیس‌جمهور و چند نخست‌وزیر بگویید که همه به غیر از احمدی‌نژاد منفی هستند چه می‌شود؟ وقتی در صحنه تاریخی کشور حضور دارم و بسیاری از مسائل را دیده‌ام کسی در دوره‌ای جرأت نمی‌کرد اسم بنی‌صدر را ببرد. او با بالاترین رأی را در کشور دارا  بود و در دفاع مقدس کارهای مثبتی داشت اما کارهای منفی هم داشت. باید تاریخ را آنگونه که هست گفت. بنی‌صدر یکی از توفیقاتش این بود که برای اولین‌بار رأی بالای 10 میلیون مردم را به دست بیاورد و این مثبت است اما در تمسک به ولایت، شکست جدی و قطعی خورد.

من در شرایط بحران به همراه چهار نفر دیگر با موسوی ملاقات داشتم. من با کروبی هم تنها دیدار کردم. از جلسه‌ای که با این افراد بیرون آمدم تشخیصم این بود که فتنه‌گر بودن به اینها نمی‌چسبد اما اطراف اینها را عناصر تندرو و فتنه گرفته است. من نمی‌خواهم جوری حرف بزنم که برایم زنده‌باد بگویند. باید این واقعیت‌ها را بگویم که پیش خدا جوابی داشته باشم...

...............................................

آخرین نیوز:

(زیبا کلام) این تحلیل گر مسائل سیاسی با اشاره به اینکه با طرح چنین مواضعی(که عسگر اولادی اتخاذ کرده) عده‌ای حیات سیاسی خود را در خطر می‌بینند، گفت: اگر بپذیریم آنچه به عنوان فتنه مطرح می‌شود اساسا ساخته ذهن اصولگرایان بوده که با تکرار آن خودشان هم آن را باور کرده‌اند، در این صورت طبیعی است که اگر این فرش را از زیر پای آن‌ها بکشیم چیزی دست آن‌ها نخواهد ماند و شروع به حمله و مخالفت می‌کنند. بنابراین معتقدیم در این شرایط این عده مجبور هستند به ادبیات گذشته خود همچنین ادامه دهند.


 
هدف گزاری جدید اصلاح طلبان
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱  

سید محمد خاتمی در دیدار با سازمان جوانان مجمع نیروهای خط امام:

ما [اصلاح‌طلبان] باید رویمان را بیشتر به سمت مردم بگردانیم، تا به سوی حکومت.

نه این‌که پشت به حکومت کنیم، نه!

حکومت به ما پشت کرده

و ما هم با بزرگواری این پشت‌کردن آنها را تحمل می‌کنیم.

..........................

منبع: وب سایت بنیادباران 3بهمن 1391


کلمات کلیدی:   سید محمد خاتمی ،اصلاح طلبان ،انتخابات