سال انتخابات به خیر
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱  

بازهم سال انتخابات است

یا که هنگام دفع آفات است

 کورخواندی دوباره ای پسرک

نظراتت کمی خیالات است

 پای صندوق رو، هزاران بار

گرچه سهم تو مثل اموات است

 با خدا کن معامله همه وقت

به حضورت بسی مباهات است

 کوری چشم دشمنان نظام

کار ما حفظ این نظامات است

 گر رقیب تو هست بی انصاف

غمض عین تو، چون کرامات است

 خاتمی را ببین که با منشش

زینت صابران و سادات است

 رای در دجله ریختن، بی مزد

کار مستان در خرابات است

 ما همه تشنکام و آن ساقی  

قدحش "لوح محو و اثبات است"

 مزد ما جز رضای مهدی نیست

آن عزیزی که پرتو ذات است

 پیشه کن صبر، می رسد والعصر

کج مرو راه، کز خسارات است


 
تاملی بر مصاحبه مجیدانصاری(3)
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۱  

نکته سوم از مصاحبه اخیر مجید انصاری با نشریه آسمان:

.... من به وضوح می‌بینم که هم در جامعه چنین علاقه‌ای وجود دارد و هم وفاق صد در صدری اصلاح‌طلبان بر روی آقای خاتمی را دور از ذهن نمی‌بینم، وقتی چنین ظرفیت بالفعلی وجود دارد چرا ما روزه شک‌دار بگیریم؟

 

توضیحات من:

با نظر ایشان- از این بابت که اقبال عمومی و درون جناحی درباره آقای خاتمی وجود دارد- موافقم و لذا از این زاویه، نامزد شدن غیر از خاتمی را می توان به "روزه شک دار" تعبیر کرد.

لیکن غیر از پارامتر اقبال عمومی و اتفاق درون جناحی، عوامل دیگری هم وجود دارد که نادیده گرفتن آنها، ما را درشناسایی وضعیت دچار خطا می کند و لحاظ نکردن آنها، خروجی محاسبات ما را با اشتباهات توام خواهد کرد. آنوقت ریسک نامزد شدن خاتمی از "روزه شک دار" هم  بیشتر خواهد بود. (شاید بتوانم برخی از این پارامترها را در لابه لای پست های آینده توضیح دهم)

اما آنچه را که در حال حاضر می خواهم بپردازم چنین است:

1- قبل از هرچیز باید راهبرد اصلاح طلبان را در انتخابات پیش رو مشخص کنیم و باید به این سوال پاسخ دهیم که درحال حاضر اصلاحات کشور مهمتر است یا پیروزی اصلاح طلبان؟

البته پاسخ روشن است، اصلاحات کشور به پیروزی اصلاح طلبان ترجیح دارد.

2- حال که اصلاح کشور بر پیروزی اصلاح طلبان ترجیح دارد، باید از نامزد شدن شخصیتی حمایت کرد که در وضعیت فعلی بیشترین قابلیت را برای اصلاح کشور دارد (خواه در جناح اصلاح طلبان باشد یا نباشد)

3- بی تردید درحال حاضر، هاشمی رفسنجانی برترین شخصیت کشور برای اصلاح امور است. لذا هرکس به اصلاح وضعیت می اندیشد، باید نامزد اولش وی باشد، هرچند که وی عضوی از جناح اصلاح طلبان نیست.

4- البته نامزد شدن هاشمی به شرطی جایز است که هاشمی بتواند تضمین لازم را - درباره عدم دخالت نهادهایی که اعلام کرده اند خود را آماده مهندسی انتخابات می کنند- به دست آورد.


 
تاملی بر مصاحبه مجیدانصاری(2)
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱  

نکته دوم از مصاحبه اخیر مجید انصاری با نشریه آسمان:

آقای خاتمی یک چهره برجسته، فرزند فاضل و با تقوای امام راحل، فردی که سابقه هشت سال ریاست جمهوری دارد، در دنیا یک چهره شناخته شده‌ای است و حداقل تجربه هشت سال گذشته هم نشان داد که در عمل نسبت به حفظ حرمت‌ها و رعایت خطوط قرمز و پایبندی عملی به جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه ملتزم و پایبند بوده و عمل کرده ...

توضیحات من:

همه می دانند که رفتار احمدی نژاد با رهبری چگونه بوده است، از شایعاتی که گفته می شد"وی خود را رئیس جمهور امام زمان می داند، نه رهبری" تا خانه نشینی معترضانه 11 روزه و...

در مقابل این همه خط و خطکشی احمدی نژاد با رهبری، حیا و اخلاق مداری خاتمی در رفتار متقابل برهیچکس پوشیده نمانده است.

حتی در مقایسه روابط هاشمی و خاتمی با رهبری در زمان ریاست جمهوری شان، از رهبری نقل شده که "آقای هاشمی نظرات مرا می پذیرفت ولی کار خودش را می کرد. اما آقای خاتمی در گفتگوها زیربار نمی رفت ولی در عمل نظرات مرا اجرا می کرد"

حال سوال اینجاست که باوجود چنین رفتاری از سوی خاتمی، چرا بین این 3 نفر بیش از همه رهبری از آمدن خاتمی به صحنه نگران است؟

نگاهی به دهه اول انقلاب نشان می دهد که تقابل جناح چپ با جناحی که آقای خامنه در آن طیف قرار داشت، ریشه پاره ای از حوادث کشور پس از رحلت امام خمینی بوده است.

انتخابات مجلس ششم و حمایت رهبری از نتیجه چپ گرایانه انتخابات، حکایت از چشم پوشی رهبری از اختلافات گذشته داشت، لیکن رفتارهای خام نمایندگان اصلاح طلب، خاطرات تلخی برای رهبری به وجودآورد که هنوز اصلاح طلبان تاوان آن رفتار را پس می دهند.

همچنین نقل قول دیگری از رهبری نشان می دهد، وی شخصیت خاتمی را تاثیرپذیر از تندروهای اصلاح طلب می داند.

درنتیجه به نظر می رسد تا تندروی های اصلاح طلبان تعدیل نشود، نگرانی رهبری از خاتمی هم کاهش نمی یابد.

ناگفته نماند که نگرش های جهانی خاتمی و نیز زاویه دید وی نسبت به اسلام، مطلوب رهبری نیست و شاید این اختلاف نظر را چاره ای نباشد و با وجودی که خواستگاه آقای خامنه ای قبل از انقلاب و حتی قبل از زمامداری رهبری، روشنفکرانه بوده است، و طبعا به دیدگاه امثال خاتمی شباهت داشته است، اما به مرور پس از سکانداری رهبری گرایشی پیدا کرده که در آن مصباح یزدی، مطهری زمان معرفی می شود.

لذا مجددا تاکید می شود که درحال حاضر، این زاویه اختلاف نگرش رهبری و خاتمی قابل همپوشانی نیست.


 
پاسخ به 12 سوال
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱  

سایت انتخاب در 8 اسفند1391 به نقل از روزنامه اعتماد سوالاتی را مطرح کرد که جالب بود و به نظرم رسید، بد نیست اگر با درج سوالات مزبور، پاسخ های کوتاهی به آنها داده باشم.

 1- آیا اصلاح‌طلبان باید به احمدی‌نژاد به مثابه یک تهدید بنگرند یا یک فرصت بالقوه؟

جواب: نه تنها برای اصلاح طلبان تهدید بوده، بلکه حال و روز کشور نشان می دهد، دولت او چه بر سر کشور آورده، به ویژه اگر دولت یازدهم به دست دوستان او بیفتد.

 2- آیا اصلاح‌طلبان باید نظاره‌گر تخاصم و تنازع اصولگرایان با یکدیگر باشند یا آنکه باید اکت سیاسی مشخصی از خود نشان دهند؟

جواب: حتما باید واکنش متناسب با این شرایط را از خود بروز دهند. ولی تخاصم آنها هیچ رابطه مستقیمی با اصلاح طلبان ندارد.  

 3- آیا اصلاح‌طلبان در شرایط مذکور می‌توانند با سران جناح حاکم بر سر محمود احمدی‌نژاد وارد تعامل و گفت‌وگو شوند؟

جواب: خیر، نتیجه این بازی، باخت اصلاح طلبان خواهد بود.

 4- آیا اصلاح‌طلبان باید سنگینی بار بر دوش مانده اصولگرایان را بر دوش خود منتقل کنند؟

جواب: هرگز

 5- آیا در دعوای درون خانوادگی اصولگرایان، روزنه و فرصتی برای حضور دوباره اصلاح‌طلبان فراهم خواهد آمد؟

جواب: دربین مردم آری و لی از سوی اصولگرایان خیر.

 6- آیا اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری باید با سراسیمگی ورود پیدا کنند یا آنکه باید از کاندیدای غیربومی و «دگر» کمی نزدیک به خود حمایت کنند؟

جواب: سراسیمگی خیر ولی حمایت از کاندیدای غیربومی را نباید سراسیمگی فرض کنید.

 7- آیا اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری با هیبتی مستقل ورود پیدا نکنند ظرفیت و پایگاه اجتماعی خود را از دست خواهند داد؟

جواب: اگراصلاح طلبان استراتژی خود را مشخص کنند و در راستای تحقق استراتژی خود هر گزینه ای را انتخاب کنند، پایگاه اجتماعی شان ریشه دارتر می شود.

درغیر این صورت عدم شرکت مستقل با کاندیدای واحد موقعیت آنان را بیش از پیش تضعیف می کند.

 8- آیا اصلاح‌طلبان به انتخابات باید به مثابه نقطه هزیمتی از دست مخالفان بنگرند یا آنکه انتخابات می‌تواند پایان عزلت اصلاح‌طلبی را به ارمغان بیاورد؟

جواب: اصلاحات نیاز همیشگی بشریت است. ولی منهزم شدن اصلاح طلبان در هر زمانی متصور است.

اگر اصلاح طلبان از فرصت موجود برای انسجام و تعیین راهبرد استفاد نکنند، موقعیت درونی و اجتماعی شان بیش از گذشته تضعیف می شود.

درضمن فراموش نکنیم که رای دادن خاتمی در انتخابات مجلس نهم، تیغ سرکوبگران را برای فشار بیشتر به اصلاح طلبان کُند کرد.

لذا عدم مشارکت در انتخابات، مشروط برآنکه از روی بی برنامگی و یا به علت عدم قدرت تصمیم گیری باشد، اصلاح طلبان را بیش از پیش آسیب پذیر می کند.

 9- آیا اصلاح‌طلبان که هزینه‌های بی‌شماری را تا به امروز پرداخت کرده‌اند توانایی دادن هزینه‌های بیشتر برای برخی تغییرات در مناسبات اجرایی و حقوقی ساختار را دارند؟

جواب: اساسا تلاش برای تغییر ساختار نظام، امری اصلاح طلبانه شناخته نمی شود و در حوزه رادیکالیزم تعریف می شود.

تاکنون هم اصلاح طلبان درپی تغییر نبوده اند، بلکه دنبال اجرایی کردن همه ظرفیت قانون اساسی بوده اند که متاسفانه جناح مخالف، این خواسته را براندازی تعبیر کرده است.

به عبارت دیگر باید مفهوم سوال را چنین تغییر داد:

آیا اصلاح طلبان باید همچنان به اجرای بی کم و کاست قانون اساسی پافشاری کنند؟

جواب: اصلاح طلبان در صورتی می توانند به خواسته "اجرای بی کم و کاست قانون اساسی" پافشاری کنند که به اصل ولایت مطلقه ولی فقیه، به عنوان یکی از اصول قانون اساسی به طور شفاف تاکید داشته باشند.

 10- آیا اصلاح‌طلبان می‌توانند هیبت گفتمانی خود را برای دریافت مجوز ورود به عرصه کنشگری سیاسی از جناح حاکم اصولگرا، مطابق با آبشخور و خاستگاه این جناح تنظیم و تعریف کند؟

جواب: حداقل در این دوره خیر

ولی اگر بتوانند طی یک پروسه، اعتماد رهبری را جذب کنند، کم کم وضعیت تغییرمی کند.  

 11- آیا اصلاح‌طلبان باید برای رجعت به جایگاه دیروز خود بر چهره‌های اصلاح‌طلبی تمرکز کنند که حساسیت‌های کمتری نسبت به آنها وجود دارد یا آنکه اکت سیاسی‌شان را باید بر مدار چهره‌‌های صاحب‌فکر و ایده خود تعریف کنند؟

جواب: اصلاح طلبان در حوزه سیاست باید دو رویکرد مکمل داشته باشند.

رویکرد اصلی آنها باید تحکیم بخشیدن به روابط درونی باشد( که بهترین سازوکار، تشکیل پارلمان اصلاحات است) و رویکرد آنها به انتخابات، موضوع ثانویه باشد.

پارلمان اصلاحات باید مسئله محوری اصلاح طلبان باشد، همت اصلاح طلبان باید افزایش توانایی پارلمانشان باشد عناصر فکور و شخصیت های محوری خود را نباید هزینه انتخابات کنند، بلکه دست پروردههای پارلمان را به صحنه فرستاده و آنان را پشتیبانی و تغذیه فکری کنند.  

 12- آیا اصلاح‌طلبان توان و ظرفیت سبز کردن چراغ قرمز ثابتی را که پیش روی آنها قرار گرفته است دارند؟

جواب: آری دارند.

اما به شرط داشتن استراتژی برنامه ای که یکی از هدفهایش جلب اعتماد رهبری باشد.


 
تاملی بر مصاحبه مجید انصاری (1)
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱  

برادر بسیار عزیز و ارجمندم آقای مجیدانصاری در مصاحبه اخیرش با نشریه آسمان، اظهارات مفصلی کرده که با توجه به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، باید موشکافانه مورد نقد و بررسی واقع شود.

البته به جهت تفصیل مصاحبه ایشان و نیز حوصله کم "وبگردان" و همچنین فرصت اندک حقیر، تنها به نکات کوچکی از اظهارات ایشان اشاره می کنم و درصورتی که دوستان نظر دهنده مایل به توضیح و تفصیل بودند، مطالب موجود را در حد بضاعت خویش شرح می دهم(انشاءالله)

نکته اول:   

جناب انصاری اظهار می دار: نظرسنجی‌های مختلفی که در این مدت شده حتی از سوی مراکزی که رقیب جدی ما هستند و  قطعا مایل نیستند برای اصلاح‌طلبان نظرسازی کنند و با احتیاط تمام هم  نظرسنجی کردند و احیانا مایل هم نبودند نتایج این باشد نشان می‌دهد که آقای خاتمی با اختلاف بسیار زیاد از همه کاندیداهای مطرح بالا هستند.

اشاره مختصر بنده: آری درحال حاضر محبوب ترین شخصیت کشور برای ریاست جمهوری یازدهم سید محمدخاتمی است.

ایشان ویژگی های ارزشمندی دارد. ولی من براین باورم که ایشان نباید نامزد انتخابات یازدهم شود. حدود یک سال پیش هم که با بعضی از دوستان با ایشان دیدرا داشتیم، من از ایشان خواهش کردم که اصلاح طلبان برای انتخابات یازدهم کسی را نامزد نکنند.

البته نظر من در امروز با یک سال پیش کمی تفاوت دارد.

امروز بنظرم می رسد، شرکت اصلاح طلبان در انتخابات بهتر از عدم حضورشان است، هرچند که معتقدم اگر اصلاح طلبان برای پیروزی وارد معرکه شوند، خطای راهبردی از آنان سرزده است.

نامزد کردن خاتمی به معنی خیز برداشتن اصلاح طلبان برای پیروزی است.

چنین اقدامی نه تنها به معنی اتخاذ راهبردی ناکارامد است، بلکه به معنای هزینه کردن لیدر اصلاحات است.

اما اینکه چرا باید در انتخابات شرکت کنیم و چرا نباید با هدف پیروزی وارد صحنه شویم، خود بحث مفصلی است که نه من فرصت پردازش آن را دارم و نه شما حوصله خواندنش را   


کلمات کلیدی:   انتخابات ،اصلاح طلبان ،سید محمد خاتمی