شایعه توافق ایران و آمریکا
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱  

شایعات پیرامون گفتگوهای پشت پرده بین ایران و آمریکا کم نیست. ضمن اینکه هر شایعه ای را نباید بد تلقی کرد.

به نظر من هرگونه توافقی با آمریکا که مغایرمنافع ملی ما نباشد، ارزنده است.

به هرحال مناسب دیدم خبری را که سایت انتخاب از سوی رسانه های اسراییلی منشر کرده ارائه نمایم:  

دبکا مدعی شد: توافق 8 ماده ای ایران و آمریکا

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سایت دبکا  با انتشار خبری مدعی شد که ایران و ایالات متحده آمریکا بر سر ادامه برنامه هسته ای به توافق رسیده اند و یوکیا آمانو مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای در سفر غیرمنتظره روز یکشنبه خود به تهران متن توافق هشت بندی مورد گفتگوی ایران و آمریکا را نهایی خواهد کرد.

به گزارش عصر ایران، این وب سایت امنیتی – اطلاعاتی اسراییل با ادعای اینکه به متنی هشت بندی از توافق احتمالی ایران و آمریکا دست یافته است ، مفاد هشت توافق بین ایران و آمریکا بر سر بحث هسته ای را منتشر کرد.

بر اساس این گزارش مسوولان ایران با قبول این توافق با آمریکا در صدد به انزوا بردن رژیم تل آویو هستند چرا که به خوبی می دانند بندهایی از این توافق مورد موافقت اسراییل نیست و در عین حال از دستور کار خارج شدن بحث حمله به ایران و تشدید اختلاف در موضع دولت اوباما با رژیم نتانیاهو مطلوب دولتمردان جمهوری اسلامی است که با رسیدن به این توافق حاصل خواهد شد.

در مقابل بنا بر این گزارش ، آمریکا نیز از بازی دو گانه خود و اسراییل (سیاست چماق و هویج) در برابر ایران منفعت می برد چرا که ترکیب تهدید اسراییل به حمله نظامی به ایران با تلاش های دولت اوباما برای حل مساله از راه دیپلماتیک شرایطی را فراهم می کند که دولتمردان ایران برای گریز از جنگ به رویکرد دیپلماتیک روی آورند و با غرب بر سر مساله هسته ای به توافق برسند.

دبکا فایل در ادامه هشت بند ادعایی خود درباره توافق ایران و آمریکا را چنین بر می شمرد:

1- ایران و آمریکا توافق می کنند که با توجه به عدم انعطاف پذیری در بعضی مواضع شان این توافق به صورت محرمانه بین دو کشور باشد و در نتیجه این توافق ، هم دولت ایران بتواند ادعا کند که به خواست های هسته ای خود رسیده هم دولت آمریکا بتواند در برابر افکار عمومی و جامعه جهانی این ادعا را مطرح سازد که جلوی تهدید اتمی ایران را گرفته است.

2- ایران غنی سازی بیست درصدی را متوقف می کند اما فعالیت سایت هسته ای فردو را بر خلاف خواست اسراییل متوقف نمی کند.

3- ایران 110 کیلو اورانیوم غنی شده 20 درصدی اش را به یک کشور ثالث صادر می کند و در عوض میله های سوخت تحویل می گیرد.

4- هیچ حد نصابی برای تولید اورانیوم با غنای 3.5 تا 5 درصد برای ایران تعیین نمی شود .( ایران تا هر میزان می تواند در این غنا اورانیوم داشته باشد)

5- ایران پروتکل الحاقی پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا می کند و
با این کار فعالیت بازرسان آژانس در ایران گسترش می یابد.

6- سایت های مخفیانه هسته ای ایران که واشنگتن هیچ اطلاعی از آنها ندارد کاملا خارج از دید ناظران بین المللی قرار می گیرد.

7- آمریکا واروپا مرحله به مرحله تحریم ها علیه ایران را کاهش می دهند و اجازه می دهند کشورهایی چون چین ، روسیه و ترکیه به همکاری های مالی و بانکی خود با ایران ادامه دهند.

8- آمریکا و اروپا تحریم نفتی را که قرار بوده از اول جولای سال جاری میلادی علیه ایران اعمال شود ، لغو می کنند.

 
حوادث88 فتنه بود یا سوء مدیریت
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱  

 محسن رضایی در 27 اردیبهشت1391 در همایش نقش مردم در تولیدملی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران در آمفی تئاتر علوم برگزار شد، ضمن طرح مباحث اقتصادی، اعتراض را حق قانونی و یک روی سکه مردمسالاری دانست و افزود:

 مشکل فتنه‌، آمدن مردم به خیابان‌ها نبود بلکه مشکل این بود که آنها نتوانستند اعتراض مردم را مدیریت کنند.

 اعتراضی که می‌شد در مدت یک ماه آن را حل و فصل کرد، هفت ماه طول کشید و حوادث بعد از انتخابات بر مشارکت مردم و جایگاه سیاسی ایران در دنیا تأثیر گذاشت.

وی تأکید کرد: مردم به نتیجه انتخابات معترض بودند و اعتراض آنها از نوع اجتماعی بود نه سیاسی و در حالی که می‌توانست مسالمت آمیز ادامه یابد و ختم شود اما به علت ضعف مدیریت، به فتنه تبدیل شد.


وی در پاسخ دانشجوی دیگری، مبنی بر اینکه چرا شما علی رغم سخنان رهبری مبنی بر صحت انتخابات باز همگام با میر حسین موسوی و کروبی بحث تقلب در انتخابات را به پیش کشیدید گفت:

 در آن زمان افکار عمومی دچار تشویش شده بود و اگر دولت در آن زمان اجازه شمارش آرا را می داد، هیچ موقع تظاهرات به ناهنجاری کشیده نمی‌شد.

رضایی در ادامه گفت: بنده هیچ موقع اسم تقلب را نیاوردم بلکه از آن به عنوان تخلف یاد کرده ام و اسناد آن در سخنرانی های بنده موجود می باشد .

در انتهای جلسه مجری برنامه  سوال کرد که آیا شما حوادث  بعد از انتخابات را فتنه می دانید یا اعتراض؛ که رضایی در پاسخ گفت:

 بنده آنها را تخلف واعتراض میدانم و اگر مسئولان نظام با سوء مدیریت با آن بر خورد می کردند فتنه بوجود نیامده  بود. 

................................

منبع: سایت های خبری


 
اسراییل عامل شکست مذاکرات
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  

باید همه موظف به حمایت از تیم مذاکره کننده ایرانی در برابر آمریکایی ها باشند.

همه می دانند که این مذاکرات با هدایت رهبری در حال وقوع است.

نیز باید بدانیم؛ سیاست خارجی ما در نقطه عطفی قراردارد که درصورت ناتوانی ما برای  عبور از این مرحله عوارض نامطلوبی را برجای خواهد گذاشت و چه بسا باید آماده جنگ بزرگی شویم که شاید علاوه بر آمریکا و اسراییل، کشورهای جنوب خلیج فارس نیز در آن جنگ مشارکت خواهند داشت.

لذا کسانی که رعایت منافع ملی را بر سایر ابعاد سیاسی ترجیح می دهند، در این وضعیت حساس نباید عملکرد و مواضعی داشته باشند که موجب تضعیف گروه مذاکره کننده شود.

من در دیدار خصوصی اخیر خود با آقای خاتمی، ضمن تشکر از حضور وی درپای صندوق انتخابات مجلس نهم، یکی از فواید راهبردی این اقدام شایسه را، تقویت موضع تیم مذاکره کننده دانستم و به ایشان گفتم آمار حضور چشمگیر مردم سرجای خود محفوظ، لیکن حضور شخص شما به عنوان نماینده جناح مقابل حاکمیت در تقویت موضع تیم مذاکره کننده بسیار موثر است.

فراموش نکنیم که همواره اسراییلی ها یکی از عوامل تداوم تنش روابط ایران و آمریکا بوده اند. آنها بودند که موجب افشا شدن مساله مک فارلین شدند.

اگر سفر مک فارلین به ایران افشانشده بود، چه بسا اطلاعات عملیات کربلای 4 فاش نمی شد وچه بسا وعده مسئولین کشور که سال 1365 را سال سرنوشت جنگ تعیین کرده بودند، تحقق می یافت. اما اسراییلی ها که نمی خواستند در مذاکره فی مابین ایران و آمریکا کنار گذاشته شوند، از طریق جاسوس دوجانبه شان که یک ایرانی بود، موجب فاش شدن مذاکرات شدند.

در این هنگام امام که عمق فتنه گری اسراییلی ها را دریافته بود، آقای هاشمی رفسنجانی را مامور به افشاگری کرد، تا اینکه توپ را به زمین دشمن بیاندازد.

حال باید از تجربه گذشته درس گرفت و نباید اجازه داد که اسراییل برای به شکست کشاندن مذاکرات،علاوه بر لابی های آمریکایی و اروپایی اش، از عناصر وابسته ی داخلی نیز استفاده کند.


 
چرا رای دادم
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱  

رای دادن من از زوایای مختلف معنا داراست. اما در اینجا تنها از یک دریچه انگیزه ام را باز می کنم. ولی قبل از شرح مساله، به انتقاداتی که برایم ارسال شده و مرا به سخن آورده اشاره می کنم:

برادر دوست داشتنی من دکتر غلامعلی رجایی برایم چنین کامنت گذاری کرده بود:

سلام به بذر پاش دیگه چرارای می دهید اقا محسن؟! 

عزیز دیگری به نام مرتضی دردمندانه نوشته بود:

سلام حاجی خدا را شکر من این لیست را ندیدم! صد هزار مرتبه شکر ... من به پشت گرمی سرداریت، مردانگی و شرافتت این بار رای دادم! اما باور نمی کنم که شما به برخی از این افراد رای داده باشید. زاکانی!!!!!؟ جهان را نمی خوانی سردار؟ فدایی!؟ ... دیگر اسم نمیارم ... دلم شکست حاجی! دلم شکست

محمد مهدی هم چنین گفته:

 در مورد افرادی که نوشته اید.. واقعا فکرم به رای دادن نمی رود و واقعا دلیلی برای خودم پیدا نمی کنم که رای دهم.. در هر حال اینکه متعصب نیستید و تنها خدا و صلاح مملکت را در نظر می گیرید قابل تقدیر است. همیشه موفق و صبورتر باشید در پناه حق..

پس از سلام و با تشکر از اعتراض دوستان، ملاک انتخاب من در دور دوم نبودن در لیست جبهه پایداری بود.

من از 50 نامزد دور دوم انتخابات، به هرکس که درلیست پایداری نبود رای دادم. به همه 25 نفر حذف شده از لیست پایداری رای دادم تا درحد توانایی ام میدان را برای دوربرداشتن جبهه پایداری -تا آنجاییکه شرایط به من اجازه می دهد- محدود سازم.

  زیرا به نظر این برادر کوچک شما، مساله اصلی در انتخابات مجلس نهم، ممانعت از توسعه مصادره مناصب کشور توسط جریان حامی جناب مصباح یزدی است.

 هرچند که تجربه تاریخی به من می گوید: حاکمیت تدریجی به دست آنها ختم می شود و اگرهم روزی اصلاح طلبان به مناصب خودشان بازگردند، دولت شان کوتاه مدت خواهد بود و کینه هایی که توسط تریبونهای این گرایش، به قشر متدین بی خبر تزریق شده، رورگار را بر آنان تلخ و سرخ خواهد کرد.
 درعین حال تکلیف ما این نیست که فلسفه تاریخ را مبنای تصمیم گیری قراردهیم. بلکه اصلاح طلبی ایجاب می کند، به هر میزانی که نظام ظرفیت اصلاح پذیری دارد، به تقویت آن بکوشیم و چه بسا که در یک پیچ تاریخی مناسبات موجود تغییر اساسی کرد.
از منظر این حقیر، جبهه پایداری در دوره نهم مجلس (به رغم موفقیت های آماری) شکست راهبردی خورد.
باورهای من می گوید: جبهه پایداری برای منزوی کردن رقیب درون جناحی خود (جبهه متحد اصولگرایی) مانورهای "ظاهرا رهبری پسندی" را تهیه کرده و درحال اجرا بود، اما رهبری به این نمایش هدفمند روی خوشی نشان نداد. درصورتی که پایداریچی ها می خواستند به توده های اصولگرا تلقین کنند که " جناح رقیب در حمایت از رهبری صادق نیست و بلکه تنها وفاداران جبهه پایداری پای ولایت فقیه ایستاده اند".
حال خارج از باورها و یا ناباوریها نسبت به فرضیه ولایت فقیه و مصداق آن،اصلاح طلبان باید از بی تفاوتی رهبری نسبت به ابراز وفاداری (شبه دوستی...) جبهه پایداری خشنود بوده و از این پنجره برای احیای مراودات خود با اصولگرایان معتدل بهره برداری کنند.
در پایان ضمن تشکر از انتقادات برادرانه شما، طالب تداوم نقدهای ارزشمندتان هستم. 


 
بازهم رای می دهم
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  

بازهم رای می دهم!

به همان دلایلی که در دور اول انتخابات مجلس نهم رای دادم!

لیست انخاباتی دوره دوم من به شرح زیر است:

 1- علی مطهری

2- علیرضا محجوب

3- سهیلا جلودارزاده

4- محمدنبی رودکی

5- مجتبی رحماندوست

6- حسن غفوری فرد

7- حسین مظفر

8- غلامرضا مصباحی مقدم

9- محمدرضا باهنر

10- احمد توکلی

11- الیاس نادران

12- محسن کازرونی

13- حسین نجابت

14- علی اصغر خانی

15- پرویز سروری

16- الهام امین زاده

17- زهره الهیان

18- فاطمه رهبر

19- لاله افتخاری

20- علیرضا زاکانی

21- فدایی آشتیانی

22- اسدالله بادامچیان

23- محمد نبی حبیبی

24- ابراهیم انصاریان

25- مهرداد بذرپاش


کلمات کلیدی:   انتخابات مجلس نهم
     
 
مذاکرات ایران و آمریکا
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  

هرچند که در هیئت 5+1 مواضع روسها و چینی ها به ما نزدیکتر است تا 4 کشور دیگر، ولی مواضع چینی و روسی را باید از منظر منافع ملی خودشان بررسی کرد. قدر مسلم دو کشور چین و روسیه بیشترین سود را از روابط متشنج ایران و غرب می برند. زیرا که از سویی ایران مجبور می شود که در اثر فشار غربی ها اتکای بیشتری به روس و چین نماید و از سویی دیگر آن دو کشور با در دست داشتن برگ ایران، می توانند در گفتگو با غربی ها قدرت مانور بیشتری داشته باشند. لذا آنان از ادامه وضعیت فعلی بهره فراوانی می برند، در نتیجه نباید موافق بهبود روابط ایران و غرب باشند.

از سویی دیگر، نقش آمریکا در تصمیم سازی 5+1 نقش محوری است و 3 کشور اروپایی بیشتر از چین و روس با آمریکایی ها هماهنگ هستند.

بدین ترتیب می توان 5+1 را ابزاری دانست که آمریکایی ها برای تعامل با ایران و یا تحت فشار قراردادن ایران به آن نگاه می کنند.

و متقابلا می توان 5+1 را بستری دانست که در آن بستر ایران می تواند ارتباطش را با نظام بین الملل – با محوریت آمریکا – تنظیم کند.

با این مقدمه، می توان گفت در وضعیت فعلی 5+1 بستری است که ایران و آمریکا میزان تعامل و یا تقابل خود را مشخص می کنند.

قدر مسلم ایران  و آمریکا درپی منافع خویشند.

رئیس جمهور آمریکا که طی سال گذشته با جنبش وال استریت روبرو بوده است، در آستانه انتخابات جدید قرار دارد و به رای جنبش وال استریت نیاز دارد، سعی می کند نمایشی از پایبندی خود بر سیاست های صلح آمیز ارائه کند.

این خواسته در وضعیتی است که اوضاع منطقه ای، آمریکا را به برپایی جنگ در سوریه سوق می دهد و نیز اسرائیل و رقبای انتخاباتی اوباما درصدد بودند تا قبل از پایان ریاست جمهوری اوباما او را آلوده جنگ با ایران کنند.

لذا امروز نیاز آمریکا به گفتگوی با ایران مسئله ای اساسی است. زیرا نه تنها یافتن راه حل غیر نظامی در سوریه به نقش ایران بستگی دارد، بلکه یافتن راه حل غیرنظامی در برخورد با ایران نیز از همین طریق جستجو می شود.

اوباما برای بازکردن گره گفتگو با ایران، باید چراغ سبزی را نشان می داد. این چراغ سبز، پذیرش حق ایران درغنی سازی 3.5 درصد اورانیوم بود - که اردوغان در دیدار با رهبر ایران  حامل این پیام از سوی اوباما برای ایشان بود.

اوباما با قبول این امتیاز منتظر امتیازات طرف ایرانی است. وی از ایرا ن امتیازی می خواهد که بتواند آنرا دربرابر رقبای انتخاباتی اش روی میز انتخابات بگذارد. همچنین وی نمی تواند فرصت زیادی برای کسب امتیاز از ایران داشته باشد. زیرا که انتخابات آمریکا در آبان ماه 1391 برگذار می شود و او باید در زمانی امتیاز بگیرد که بتواند در فعالیت انتخاباتی خود از آن بهره کافی ببرد.

اما اگر نتواند امتیاز مورد نظر را در زمان مورد نظر دریافت کند، آنگاه باید در انتظار شکست بزرگی باشد که نه تنها باعث سرافکندگی او می شود بلکه شکست بزرگی به حزب دموکرات آمریکا وارد می آورد و در آن صورت تنها چیزی که می تواند مانع شکست حزب دموکرات باشد، آغاز جنگ علیه ایران است تا در آن صورت اگر اوباما هم شکست خورد لااقل حزب دموکرات از خود اعاده حیثیت کرده باشد.

حال به نظر می رسد آمریکایی ها در سه حوزه منطقه ای، هسته ای و حقوق بشر با ایرانی ها به گفتگو بنشینند.

 سابقه اخیر تعامل ایران و آمریکا درمسایل پیرامون افغانستان و عراق و همچنین توافقات طرفین برسر طرح کوفی عنان نشان می دهد که تعامل منطقه ای قابل تحقق است.

 در زمینه هسته ای نیز به نظر می رسد که ایرانی ها از مواضع اخیر آمریکایی ها راضی هستند.

 تنها چیزی که ممکن است موجب بن بست مذاکرات شود، تعریف آمریکایی ها از رعایت حقوق بشر در ایران است.

 البته قضاوت در این باره زود است و باید دید اوباما برای برنده شدن در انتخابات آینده آمریکا، چه تصویری از مذاکرات با ایران  می خواهد به نمایش بگذارد.