خبرهای جدید از مصر
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱  

محمدمرسی رئیس جمهور جدید مصر، که به نظر می رسید از دوستان جمهوری اسلامی ایران باشد، خلیج فارس را خلیج عربی دانست و علیه حمایت ایران از سوریه موضع گرفت. ضمن این که برپایبندی روابط مصر جدید با اسرائیل سخن گفت: 

به گزارش انتخاب (به نقل از شبکه خبری العالم) "محمد مرسی"، در مصاحبه با روزنامه "الکویتیه" در پاسخ به سئوالی در خصوص "روابط مستقیم اخوان المسلمین با ایران " گفت:

 "این مسائل توهم، افترا و بی اساس است؛ ما ... هیچگاه در صف هیچکدام از قدرتهایی که کشورهای دوست در منطقه خلیج عربی را تهدید می کنند، قرار نمی گیریم".

 خبرنگار الکویتیه در ادامه مرسی را به چالش کشیده، و با بیان اینکه "ایران بارها تلاش کرده روابط خود با مصر را آغاز کند"؛ از او می پرسد "تأثیر روابط قاهره - تهران بر روابط مصر با کشورهای عربی و بالعکس چیست؟" ..

مرسی در پاسخ می گوید:

 "من دیدار با کاردار ایران در مصر را نپذیرفته ام !!!

 البته حداقل تا هنگامی که موضع آنها در خصوص سوریه مشخص شود !!! "

 وی ... درباره معاهده کمپ دیوید (بین مصر و اسرائیل) گفت:

 ما به توافقنامه های رسمی مصر تا زمانی که آنها به نفع ملت مصر باشند احترام می گذاریم !!!


کلمات کلیدی:   خلیج فارس ،اسراییل ،ایران ،مصر
     
 
حداد عادل+مصباح یزدی
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱  

به گزارش سایت انتخاب، مصباح یزدی، اظهارات هاشمی را به خودش گرفت/

 پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

پس از آنکه آیت الله هاشمی رفسنجانی طی سخنانی مبنی بر اینکه بی‌اعتقادان به مبارزه با شاه "هدایت برخی گروه‌های افراطی و تندرو را در دست گرفته‌اند"، ظاهراً آیت الله مصباح یزدی پاسخ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را داده است.

به گزارش سرویس سیاسی "انتخاب"؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته بود: متاسفانه شاهدیم کسانی که اعتقادی به مبارزه با شاه نداشتند و یا آن را بی‌فایده و غیرضروری برمی‌شمردند، امروز مستقیم و یا غیرمستقیم هدایت برخی گروه‌های افراطی و تندرو را در دست گرفته‌اند و برای کشور راه‌حل تجویز می‌کنند.

پس از آن برخی رسانه ها مدعی شدند که منظور هاشمی، مصباح یزدی بوده است.

مصباح یزدی ... در دیدار ... گفته است: همانطور که در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی کسانی صداقت نداشته و به دنبال کسب قدرت بودند امروز نیز عده ای به دنبال مصادره انقلاب به سود منافع خود هستند.

وی افزود: در زمان انقلاب حتی کسانی بودند که امام(ره) را به عنوان ایدئولوگ انقلاب قبول نداشته و صرفا ایشان را وسیله ای برای اسقاط شاه می دانستند.

مصباح یزدی که بسیاری از سابقون انقلاب، وی را از دسته مبارزانی می دانند که پس از دوره ای "مبارزه را بر طاقچه نهاده"، می گوید: پس از انقلاب برخی از همین افراد به پست های مهمی در نظام دست پیدا کردند و اکنون نیز منتظر فرصت هستند.

به گزارش سرویس سیاسی "انتخاب"؛ وی گفت: در زمان صدر اسلام نیز عده ای به ظاهر مسلمان حکومت نبوی را در قالب رقابت های سیاسی عادی ارزیابی می کردند و به دنبال بازستاندن قدرت از بنی هاشم بودند.

 .................................................................

در اینجا اشاره به بعضی کامنت هایی که در همین مورد در سایت انتخاب وجود دارد خالی از لطف نیست:

یک ناشناس:

حرف آقای هاشمی کاملا" دقیق هست شما ببینید دو جریان رادیکال که خود را انقلابی تر از همه معرفی می کنند یکی "جبهه پایداری" است که توسط آقای مصباح هدایت میشود و یکی هم "رهپویان-ایثارگران" هست که آقای حداد آن را حمایت میکند، خوب سوابق مبارزاتی این دو آقای محترم چگونه است؟ چند روز زندان رفتند؟ چقدر شکنجه شدند؟ در دفاع مقدس خود و فرزندان و خانواده شان چه نقشی داشتند؟ مثلا" آیا خانواده محترم آنان همانگونه که برای پیروزی کاندید مورد نظر خود در انتخابات طلاهای خود را فروخته و خرج نمودند برای پیروزی رزمندگان اسلام هم اینکار را کردند؟ آقای مصباح چرا در صحنه های مبارزه و تبعید و شکنجه در رژیم سابق و روزهای ترور و خون و حماسه پس از انقلاب و دفاع مقدس پیشتاز نبودند؟ حالا که موقع تقسیم غنائم است و بر علیه سابقون و یاران امام شمشیر تیز کرده اند؟ آقای حداد همکاری خود با موسسه فرهنگی وابسته به فرح پهلوی را چگونه توجیه می کند؟ چه سابقه مبارزاتی و انقلابی دارد؟ حال چه اتفاقی افتاده که از همه انقلابیون هم انقلابی تر شده است؟

 

یک ناشناس دیگر:

.... خدا پدر آقای محمد خاتمی را بیامرزد که صدقه سر  فحاشی به محمد خاتمی ... خیلی ها به خیلی جاها رسیدند تریبون های مهم پیدا کردند مبارزین نام ونشان دار و مسئولین به نام را به انواع تهمت ها از گردونه راندند و خلاصه بقیه اش ... 


 
ارزیابی نشست بغداد
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱  

دوست من حکمت که در پست قبلی از من خواسته بود شایعه توافقات پشت پرده ایران و آمریکا را باور نکنم، برایم چنین نظرگذاری کرده است:

سلام بر حاجی عزیز . حاجی در مورد مذاکرات بغداد و نیز این شایعه ای که نوشته اید هم توضیح بفرمایید .

اما پاسخ من:

سلام بر دوست خوبم حکمت

یعنی می گویی بازهم شایعه بنویسم؟

حتما منظورت این است که تحلیل خودم را ارائه دهم. ولی هنوز فرصت نکرده ام نشست اخیر را ارزیابی کنم. فقط می توانم بگویم:

1- نظرات متناقضی درباره این نشست دیده می شود.

2- مسلما نتیجه نشست بغداد با آنچه درافکارعمومی شایع بود تفاوت زیادی دارد و هیچ بعید نیست (همانطوری که در پست های قبلی گفته ام) عوامل اسرائیلی این بارهم سد بهبود روابط شده اند. همچنان که دیدیم بازتاب مذاکرات استانبول 2 از سوی طرفین مثبت تلقی می شد ولی 2 هفته مانده به مذاکرات بغداد، معاون اوباما در محفل خاخام های یهود، از انشقاق در اردوی ایرانی خبر داده بود.

شاید هم گربه رقصانی های طرف مقابل در فاصله چند روز مانده به نشست بغداد بی ارتباط به برخی پالس هایی که از ایران احساس می شد نباشد؟!     

3- به نظر می رسد انتخاب مسکو به عنوان محل نشست بعدی، کفه آمریکا و اروپایی ها را سبک و کفه ایران و روس را کمی سنگین کرده است.مسلما روس ها از این بابت خشنود هستند درصورتی که هزینه ای را هم متحمل نخواهند شد بلکه این ایران و آمریکا هستند که باید هزینه کنند. 

4- باید حدس زد اگر این مذاکرات شکست بخورد اوباما در برابر رقبای انتخاباتی خود چه پاسخی خواهد داشت؟

آیا برای ترمیم شکست خود مجبور به رویکرد نظامی می شود؟

در این صورت پاسخ افکار عمومی مردم خود را چه خواهد داد؟     

5- باید برای این سوال پاسخ صحیحی داشت باشیم "هدف محوری طرف آمریکایی در این مذاکرات چیست"؟

آیا آمریکا درحال زمینه چینی افکار عمومی جهانیان علیه ایران است تا مقدمات روانی برای هجوم نظامی علیه ایران آماده شود، یا تنها به افزایش تحریم ها بسنده می کند و براین باوراست که افزایش تحریم ها طرف ایرانی را از پا در می آورد؟

آیا استراتژی آمریکایی ها همچنان براندازی حکومت ایران است یا آنها ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای پذیرفته اند و به همین دلیل باب مذاکره با ایران بازکرده اند؟

اگر ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای شناخته شود، به هدف های انقلاب دست یافته و یا از اهداف مبنایی انقلاب منحرف شده است؟

آیا دست یابی به سند چشم انداز در جنگ با آمریکا محقق تر است یا با مصالحه؟

آیا تهدیدات کشورهای عربی جنوب خلیج فارس جدی است یا نه؟

آیا نزدیک شدن ایرن به آمریکا، عربستان و امارات را شاد می کند یا خشمگین؟     

6- باید دید اروپایی ها آثار وضعی تحریم نفتی ایران را می توانند مدیریت کنند، یا نه!

7- باید دید آیا ایران می تواند به گونه ای مذاکرات را مدیریت کند که جنگی رخ ندهد، یا نه!

8- باید دید که ایران قادر به مدیریت آثار اجتماعی- اقتصادی ناشی از تحریم های طرف مقابل هست، یا نه!

* لذا می بینی که ارزیابی این نشست دشوار است به ویژه وقتی ملاحظه شود که نه از جزئیات نشست باخبرم و نه از تحلیل عناصر تصمیم گیرنده    


 
جایگاه سیاسی روحانیت
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۱  

 بنا به گزارش سایت اصولگرای مشرق:

 تعداد روحانیون راه یافته به مجلس نهم 27 نفر است.

بنا براین گزارش تعداد نمایندگان روحانی درمجلس اول168، مجلس دوم153، مجلس سوم85، مجلس چهارم67، مجلس پنجم53، مجلس ششم38،مجلس هفتم43 و مجلس هشتم 44 نفر بوده است.

توضیح:

اگرچه با حضور روحانیت در سطوح اجرایی مخالفم و به نظرم حضور نمایندگان رهبری در نهادهای اجرایی، به پرستیژ ولی فقیه ضربه زده و خیرخواهانه می گوییم: که نمایندگان رهبری در سراسر کشور باید انگشت شمار و محدود به شخصیت های شاخصی همچون ائمه جمعه باشندکه دارای موقعیت های اجتماعی مستحکمی باشند.

 درعین حال حضور روحانیت را در مجلس ضروری می دانم و هرچند که برخی از نمایندگان روحانی مجلس های گذشته را مناسب نمایندگی نمی دانم ولی براین باورم که حضور نمایندگان روحانی مجلس (با گرایشات مختلف از مکاتب اساتید حوزوی سرشناس و شاگردان مراجع مختلف) نباید کمتر از 10 درصد کل مجلس باشد. درحالی که نه تنها روحانیت حاضر در مجالس اخیر، گرایشات مختلف حوزوی را نمایندگی نمی کنند بلکه کمیت آنها نیز از حداقل لازم کمتر است و این نکته را می توانید یکی از شاخصه های ارزیابی وضعیت موجود نظام ما تلقی نمایید.   

اما آنچه موجب این نوشتار شد، مطالب فوق نبود بلکه توجه دادن به جهت گیری سی ساله ای است که کشورمان در آن مسیر قرارگرفته و مشاهده می شود، در وضعیتی که اصولگرایان با پرچم تبعیت از روحانیت، رقبای خود را غیر اصولی می خوانند و در شرایطی که ریش و قیچی انتخابات مجلس دست آنان است، سهم روحانیت در مجلس همچنان رو به کاهش است و اصولگرایان از این تغییر و تحول ابراز نگرانی نمی کنند.