انصاف بدهید
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱  

درصورتی که محمدرضاخاتمی از جمله عناصر رادیکال اصلاح طلب شناخته می شود، مواضع وی که به نقل از سایت انتخاب در 28تیر1391 ارائه شده است، نشاندهنده نهایت نرمش یک جریان سیاسی است. لذا بعد از اطلاع از مواضع وی، کوبیدن برطبل انشقاق اصلاح طلبان از بدنه نظام، اگر مشکوک نباشد، بی عقلی است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

مهمترین بخش از سخنان وی در گفت و گو با با یک نشریه دانشجویی پی می آید:

* شاید عده ای خود را عین جمهوری اسلامی و نظام و اسلام می‌دانند و می‌گویند هر که به من انتقاد کند برانداز است اما ما این معیار را نداریم. معیار ما یک سری اصول و ارزش‌هایی است که در تاریخ ما ثبت شده و مکتوب است. ما روی این‌ها پافشاری می‌کنیم.

* ما قبول داریم عده ای هستند که براندازند. اما شما ببینید آن مراکز و رسانه‌هایی که به نفع براندازی تبلیغ می‌کنند شاید بیشتر از آن که مثلاً به نظام جمهوری اسلامی حمله کنند، به آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان حمله می‌کنند. چرا؟ برای اینکه از یک سنخ نیستند. اما اینکه ما هر روز بیاییم اعلام کنیم که سلطنت طلب نیستیم، وابسته نیستیم و ... خوب این را که همه می‌دانند. ما داریم کار خودمان را انجام می‌دهیم. من فکر می‌کنم مرزها کاملاً مشخص است.

* نباید اسیر تبلیغاتی شویم که می‌خواهد ما را دچار مسائل فرعی کند تا مردم یادشان رود که قرار بوده چه وضعیتی داشته باشند و اکنون چه وضعیتی دارند. اما ما اخلاق هم داریم. به صرف اینکه یک نفر با جمهوری اسلامی مخالف باشد نمی‌آییم هزار انگ و تهمت به او بزنیم.

* در داخل کشور یک سری افراد، نحله‌ها و یک سری عقاید هستند که با افکارشان بزرگترین ضربه را به جمهوری اسلامی می‌زنند. آن‌ها هم باید آزاد باشند تا حرفشان را بزنند. اما حق ندارند بگویند ما عین نظام هستیم، عین جمهوری اسلامی هستیم، عین اسلام هستیم. جمهوری اسلامی مال مردم است. مال جمهور مردم است. مردم باید انتخاب کنند چه تفکری به جمهوری اسلامی نزدیک تر است و چه تفکری دورتر است.

*  ساختار حکومت در جمهوری اسلامی به گونه ای است که امکان یکدست شدن آن وجود ندارد. الان اصلاح طلب شاخص و تاثیرگذاری درون مجلس نیست. اما ما می‌بینیم کسانی حرف‌هایی با رنگ و بوی اصلاح‌طلبانه می‌زنند که هرگز انتظار نداشتیم این حرف‌ها را بزنند. چه در مسائل سیاسی و چه در مسائل اقتصادی.

* جامعه ما و ساختار حکومت ما این قدر صلب، سفت و سخت نیست که امکان یک دست شدنش وجود داشته باشد. عمر انحصار طلبی مطلق در ایران حداقل بعد از انقلاب چهار سال بیشتر نیست. و بعد از چهار سال شروع می‌کند به شکاف ایجاد شدن در این بدنه ای که ما فکر می‌کنیم خیلی سخت است.

* اصلا مهم نیست که مثلا حسن حرف اصلاح‌طلبانه بزند. حسین هم می‌تواند بزند. از همین روست که من می‌گویم اصلاح طلبی ریشه دارد. مشی و منش این جریان جا می‌افتد در داخل کشور و حتی روی افراد اقتدارگرا هم اثرمی گذارد. این جاست که ما می‌گوییم اصلاح طلبی را نباید در یک دوره زمانی چند ساله مورد قضاوت قرار داد.

* بنده تردید ندارم که سال های آینده دوران انفتاح و گشایش در امور سیاسی ایران خواهد بود. البته به یک شرط، آن هم به شرط این که قدرت های خارجی از طریق امکاناتی که دارند، چه امکانات اقتصادی و چه امکانات نظامی، جامعه ایران را زمین گیر نکنند. اگر خدای ناکرده جنگی اتفاق بیفتد و یا تحریم های اقتصادی آن چنان شود که مردم به لحاظ وضعیت اقتصادی زمین گیر شوند، این تنها می‌تواند اصلاحات را برای سالیان سال به تعویق بیاندازد.

* اگر ما این عامل را در نظر نگیریم، درون مایه جامعه ایرانی به نظرم اگر برداری بکشیم به طرف بازگشت به اصلاحات است. البته منظورم اصلاحات درون حکومت است. چون جامعه را که فکر می‌کنم بخش قابل توجهی از آن طرفدار اصلاحات است. درون حکومت را هم گمان می‌کنم به طرف گشایش و اصلاحات خواهد رفت.

* باید دعا کنیم این مداخلات خارجی که وجود دارد پروسه اصلاحات را که به نظرم بعد از یک قرن در ایران به عقلانیت رسیده و دچار احساسات نمی‌شود مختل نکند.

* راه اصلی این که ما طمع خارجی‌ها را نسبت به کشورمان قطع کنیم، بازگشت به پشتوانه و اعتماد مردم است. این تجربه را ما در دوم خرداد داریم. به لحاظ امنیت خارجی ما بسیار آسیب پذیر شده بودیم و یک انتخابات همه تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد.

* آن زمان، به خاطر حوادثی که اتفاق افتاده بود همه موشک های کروز در خلیج فارس روی ایران نشانه گیری شده بودند. یک انتخابات، نه تنها سر آن موشک‌ها را برگرداند بلکه دنیا مشتاق شد که بیاید و با ایران ارتباط سازنده برقرار کند. الان هم راهش این است.  وقتی ما این را می‌گوییم برخی اشتباه می‌کنند. فکر می‌کنند که ما می‌گوییم مثلا بنده رضا خاتمی را بیایید اجازه دهید نماینده مجلس شود. من که این را نمی‌گویم.

* ما می‌آییم تضمین می‌کنیم که مثلا اگر نسبت به این پانصد نفر، هزار نفر حساسیت وجود دارد ما قول می‌دهیم این‌ها در انتخابات شرکت نکنند. اما بقیه را بگذارید بیایند، یک انتخابات آزاد برگزار شود و هر کسی که از صندوق بیاید بیرون این امنیت ملی را تضمین می‌کند. اما اگر شما این راه اصلی را انتخاب نکنید، یعنی پشتوانه مردمی برای خود نسازید، تنها یک راه برای دفع فشار خارجی باقی می‌ماند و آن تسلیم شدن است.

* اصلاحات هیچ مسئله ای را حیثیتی نمی‌کند، سیاست عرصه امور نسبی است. یک جا جلو می‌روی، در جایی عقب می‌نشینی. زمانی فضا را برای طرف مقابلت باز می‌کنی، زمانی از او فضا می‌گیری. کاری که آقای خاتمی حداقل در طول یک سال گذشته انجام داده این است که مدام فضا را برای طرف مقابل باز کرده است. من نمی‌دانم دیگر چه کار باید کرد.

* دیگر چقدر باید عقب نشینی کنند اصلاح‌طلبان؟ شما آقای خاتمی را در نظر بگیرید. ایشان با یک لحن خاصی که دارد آمد و گفت که اگر این طرف اشتباه کرده، بیاید و پوزش بخواهد. اگر آن طرف هم اشتباهی کرده جبران کند. کلی هم بد و بیراه شنید به خاطر این اظهارات. خوب این یعنی چه؟

* این یعنی عقب نشینی دیگر. نمی‌خواهم بگویم که عقب نشینی کار بدی است. این یعنی باز کردن فضا. بعد آقای خاتمی آمد و گفت که اگر انتخابات این شرایط را داشته باشد همه ما می‌خواهیم شرکت کنیم، کار کنیم و برنامه داشته باشیم. جواب آن را هم که آن طوری دادند. بعد هم که خود آقای خاتمی آمد و رای داد که هنوز هم محل بحث است. خوب دیگر چه کار می‌بایست می‌شد؟ آیا باید میلیونها نفر بیایند و نامه بنویسند که ما اشتباه کردیم؟!

* همه این کارهایی را که شما می‌گویید آمدند و انجام دادند. اما متاسفانه هیچ پاسخ مثبتی از طرف مقابل دیده نشد. اگر راهی که آقای خاتمی انتخاب کرده است به نوعی تقویت می‌شد ما خیلی سریع تر بر مشکلات غلبه می‌کردیم. ولی من تاکنون اراده ای برای این که به این سمت برویم ندیده ام.


 
ریاست جمهوری مشایی
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱  

مدتی است که می خواهم در باره تشکر از رهبری به جهت عدم استقبال از نقش جبهه پایداری در انتخابات مجلس نهم و درباره لزوم تداوم یا پایان شعارمرگ بر آمریکا چیزی بنویسم ولی تا کنون فرصت نکرده ام.

از سوی دیگر دو موضوع جدید به ذهنم خطور کرده که یکی از آنها استشمام زمینه تشکیل جوخه های ترور و دیگری بررسی احتمال ریاست جمهوری مشایی است.

حال سخن درباره استشمام تشکیل جوخه های ترور را به تامل بیشتر درباره اظهارات نچندان دور داود احمدی نژاد(برادر محمود)، درباره مسلح شدن جریان خاص، بسنده می کنم.

اما سوژه ریاست جمهوری یازدهم که همچنان می تواند منجر به ریاست جمهوری مشایی شود، خود نیز در اندک پردازشی قابل گفتگوست:

1- آیا صلاحیت مشایی تایید می شود؟

پاسخ: پیش بینی می شود که ابتدا شواری نگهبان او را ردصلاحیت میکند و سپس رهبری با هدف گرم شدن تنور انتخابات وارد عمل شده و صلاحیت او تایید می گردد.

2- آیا اصولگرایان به او رای می دهند؟

پاسخ: او نمی خواهد با رای اصولگرایان به ریاست برسد و زیربار منت اصولگرایان باشد، او در فکر جذب آرائ مخالف اصولگرایان اعم از اصلاح طلب ها، سبزها، ایرانیان خارج کشور است و لذا تبلیغات اصولگرایان -به ویژه جریانات مذهبی- علیه او موجب تقویت موقعیت او در منظر جریانات مخالف اصولگرایان است.

3- آیا اصلاح طلبان و جریان سبز به وی رای می دهند؟

پاسخ:

الف: آن دسته از اصلاح طلبان و سایر جریانهای مشابه که نسبت به خط امام پایبندی دارند، به او رای نخواهند داد.

ب: بخش دیگری از اصلاح طلبان و جریان سبز -به ویژه نسل جدید آنها- که مرام و رفتار اصولگرایان را کپی خط امام می دانند و لذا به خط امام تعلقی نداشته و بلکه مخالف آن نیز هستند، بعید نیست که به مشایی رای دهند.

4- در چه صورتی دسته<ب> اصلاح طلبان وجریان سبز به او رای می دهند؟

پاسخ: درصورتی که دو شرط زیر محقق شود 

الف:اصلاح طلبان نامزد مشهوری برای ریاست جمهوری نداشته باشند و یا کاندیدای مشهور آنان رد صلاحیت شده باشد.

ب: درصورتی که مشایی بتواند نشان دهد که مخالف سرسخت اصولگرایان است و حاضر است برای این مقابله، هزینه های سنگینی بپردازد. 

5- به نظر شما با این وجود آیا شورای نگهبان نسبت به تایید صلاحیت اصلاح طلبان مسامحه نخواهد کرد؟

پاسخ: خیر!

شورای نگهبان هم مشایی را رد صلاحیت می کند و هم کاندیدای احتمالی اصلاح طلبان را

حال نمی توانم پیش بینی کنم که آیا رهبری -برای گرم شدن تنور انتخابات- برای صلاحیت کاندیدای اصلاح طلبان هم اقدام می کند یا نه.

6- درصورت انتخاب مشایی به ریاست جمهوری یازدهم، نیروهای بسیجی و حزب اللهی چه عکس العملی نشان خواهند داد.

پاسخ:

الف: بستگی به مواضع رهبری دارد.

ب: اگر مشایی رای بیاورد رهبری با آن مخالفت نخواهد کرد.

ج- درصورت بند<ب> نیروهای بسیجی با تعبیر نوشیدن جام زهر از سوی رهبری، پیوندشان با رهبری عاطفی تر خواهد شد.

7- رهبری چگونه می تواند مشایی را تحمل کند؟

پاسخ: مشایی خواهد کوشید ضمن پیگیری آرمانهایش، اشتراکات خود را با رهبری رعایت کند.

8- آرمانهای مشایی چیست؟

پاسخ:

الف: او نشان می دهد که آرمانهایی دارد ولی تردید دارم که آرمانهای معرفی شده از طرف او بهانه برای هدف های ناشناخته دیگری نباشد.

از جمله آرمانهای که او طی سالهای اخیر به آنها تعلق نشان داده؛ مکتب ایرانی، هنر و فرهنگ ایرانی، صوفی گری و نزدیکی به دشمنان 30ساله اخیر از جمله اسرائیل است.

9- یعنی رهبری می پذیرد که وی کشور به سمت برقراری رابطه با اسرائیل ببرد؟

پاسخ:

مسلما" خیر!

او سعی می کند روی مشترکات خود با رهبری گام بزندو بی مهابا به خطوط قرمز نزدیک نخواهدشد.

10- اشتراکات وی با رهبری چیست؟

پاسخ: رهبری ضمن برخورداری از شاخصه های بارز مذهبی و انقلابی، شخصیتی روشنفکر است و مشایی می تواند از این زاویه نظر رهبری را به خود معطوف کند.

11- چشمگیرترین هدف مشایی درصورت رسیدن به ریاست جمهوری چیست؟

پاسخ: مشایی با سیمای مثبت وارد صحنه می شود، تا تخریب های احمدی نژاد را بر طرف کند به عبارت دیگر مشایی مکمل احمدی نژاد است.

احمدی نژاد بنیادهای اعتماد مردم به نظام، انقلاب و دیانت را تخریب کرد و مشایی می آید که با حفظ تابلوی جمهوری اسلامی، بر روی خرابه های احمدی نژاد نظام و دیانتی برپاسازد که بیش از هر جریانی به گرایشات پنهانی انجمن حجتیه  شباهت دارد.

12- چند درصد احتمال پیروزی مشایی را می دهید؟

پاسخ:بیش از 50 در صد به شرط زیر

الف: به شرط کاندید شدن مشایی

 ب: با فرض اینکه اصلاح طلبان نامزد مشهوری نداشته باشند.


 
انسجام ملی؛ عامل بازدارنده جنگ
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱  

موضوع حفظ تمامیت ارضی کشور و دفاع از میهن و سرزمین، عامل مشترکی است که می تواند موجب تقویت انسجام ملی و افزایش قدرت بازدارندگی دربرابر تجاوزات نظامی بیگانگان باشد.

رعایت این مسئله که از هر موضوع دیگری واجب تر است، هرگز نباید در گرداب نزاع و کشمکش های جناحی به فراموشی سپرده شود.

از سوی دیگر جنگی بزرگ منطقه خاورمیانه و سرزمین ایران اسلامی را تهدید می کند که -اگرچه امیدواریم هرگز بروز نکند- ولی تدبیر صحیح ممکن است بتواند مانع از وقوع آن باشد.

مسلما یکی از مهم ترین عوامل جلوگیری از وقوع جنگ احتمالی، بستگی به قدرت بازدارندگی ما دارد و یکی از شاخص های بازدارندگی تقویت انسجام ملی است.

در همین رابطه سایت بولتن نیوز که داری گرایشات نزدیک به جبهه پایداری(طرفداران آیت الله مصباح یزدی) است، مطلبی به نقل از وزیرخارجه محمدرضا پهلوی (اردشیرزاهدی)  منشر کرده که -فارغ از چرایی اینگونه اظهارات از طرف زاهدی و چرایی درج چنین مطالبی از سوی چنین شخصیتی در سایت متمایل به جبهه پایداری - این وحدت گرایش بین دو قطب کاملا متضاد جای تامل دارد و حکایت از نقاط مشترکی است که می تواند قدرت ملی ما را افزایش داده و موجب افزایش توان بازدارندگی ما در برابر تهدیدات نظامی پیش رو باشد.

.............

لطفا به مطلب درج شده 17تیر1391 در سایت بولتن نیوز توجه نمایید. 

 

وزیر امور خارجه ایران در دوره محمدرضا پهلوی:

ایرانی‌ها باید بدون هیچ‌گونه دخالت خارجی سرنوشت‌شان را خودشان تعیین کنند/ فراموش نکنید ایران لیبی نیست!

بین برخی حرف بر سر این است که جلوی دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای گرفته شود. در منطقه‌ای که تسلیحات هسته‌ای جزئی از زرادخانه کشورهاست، کشورهایی نظیر اسرائیل و هند حتی پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را هم امضا نکرده است...

بولتن نیوز: اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه ایران در کابینه امیرعباس هویدا در دوره محمدرضا پهلوی، در متنی که در سایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر کرده، به مطالب جالبی اشاره کرده است.

به گزارش بولتن، زاهدی که در میان درباریان محمدرضا پهلوی، به «پسر خوب واشنگتن» شهرت داشت، در ابتدای این مطلب نوشته است: «در تاریخ طول چند دهه اخیر به دفعات بوده که ایران و ایرانی‌ها صلح خواهی خود را به کشورهای نشان داده و برای حفظ آن کوشیده‌اند. ما به کمک ملت‌های برادرمان رفته‌ایم. زمانی که بین هند و پاکستان درگیری وجود داشت، ایران به شدت کوشید تا اختلاف را حل کند.

بارها و بارها ایران سعی کرد تا اختلافات بین پاکستان و افغانستان پایان بگیرد یا در جریان درگیری‌ها بین پاکستان و مالزی، ایران کوشید تا بین نخست‌وزیران این کشور ذوالفقار علی بوتو و تونکو عبدالرحمان وساطت کند. ما به مردم بحرین که زمانی خاک ایران بود، اجازه استقلال دادیم.

بحرین اینک بدل به پایگاه نظامی آمریکا شده است و نیروهای پلیس‌ آن به دلیل دوستی این کشور با آمریکا، به روی مردم خودشان آتش گشوده‌اند. پنجمین پایگاه نظامی آمریکا در آب‌های این کشور بسیار کوچک واقع شده است، کشوری که کوچک‌ترین جنبش‌های دموکراسی‌خواه را به شدت سرکوب می‌کند. یک خاندان سنی کشور را اداره می‌کنند، در حالی که بیشتر جمعیت بحرین شیعه هستند.

داماد محمدرضا پهلوی سپس با اشاره به اقدامات مداخله جویانه غرب در مسائل داخلی ایران در طول تاریخ 150 سال گذشته و مشکلات و ضررهایی که برای ایران فراهم آوردند، ادامه می‌دهد:

«ایرانی‌ها باید حس وطن‌پرستی‌شان را حفظ کنند. هر رژیمی که روی کار باشد، ایران میهن ماست. ایرانی‌ها باید بدون هیچ گونه دخالت خارجی سرنوشت‌شان را خودشان تعیین کنند و به مشکلات فعلی‌شان خاتمه دهند.

بین برخی حرف بر سر این است که جلوی دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای گرفته شود. در منطقه‌ای که تسلیحات هسته‌ای جزئی از زرادخانه کشورهاست، کشورهایی نظیر اسرائیل و هند حتی پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را هم امضا نکرده است.

یک دشمنی قدیمی بین ایران و عربستان سعودی وجود دارد، که یا به دلیل روابط بسیار خوب بین آمریکا و عربستان سعودی تشدید می شود، یا به دلیل اختلاف مذهبی بین ایران شیعی و عربستان سنی بالا می گیرد.»

سفیر دوره پهلوی در واشنگتن سپس به موضوع توافقات تسلیحاتی آمریکا و عربستان پرداخته و چنین می‌نویسد:

«در توافقات انجام شده بین عربستان سعودی و آمریکا قرار است ۸۴ هواپیمای عقاب اف ـ ۱۵ اس ای به عربستان فروخته شود و ۷۰ جنگنده اف ـ ۱۵ موجود در این کشور به روز شود و باقی قطعات اضافی و مهمات لازم نیز به آن‌ها داده شود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که توافق فروش تسلیحات منجر به کاهش تنش بین عربستان سعودی و آمریکا خواهد شد، تنش‌هایی که در نتیجه کمک ایالات متحده در ناآرامی‌های اخیر کشورهای عربی شدت گرفته بود. با آنکه ایالات متحده نیروهای خود را از عراق بیرون آورده است، اما این توافق نشان می‌دهد که تصمیم دارد همچنان در خلیج فارس و خاورمیانه حضور خود را حفظ کند.

آیا همچنان باید منتظر بمانیم تا ببینم انگیزه ایالات متحده در فروش اسلحه به عربستان سعودی چیست؟ آیا این تسلیحات در جهت دفاع از عربستان به کار خواهند رفت یا علیه یکی از کشورهای منطقه؟

بر اساس گفته‌های یکی از منابع آگاه آمریکایی بسیار محتمل است که تسلیحات فروخته شده به نحوی برای کاهش آمار بالای بیکاری در ایالات متحده بوده باشد، و اوباما بخواهد به این وسیله توجه رای‌دهندگان را در انتخبات ریاست جمهوری پیش رو جلب کند.

ایالات متحده به دفعات در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت کرده است و هر بار هم برای یک دلیل واحد این کار را کرده است: جلب توجه رای‌دهندگان. درگذشته شاهد اتفاقاتی مشابه در کشورهایی چون پاکستان و عراق بوده‌ایم.

آمریکا به عراق حمله کرد و برای ده سال این کشور را اشغال کرد، به این بهانه که صدام حسین مشغول ساختن سلاح‌های کشتار جمعی، هسته‌ای و شیمیایی است. با این وجود هیچ‌گاه هیچ سلاح اتمی‌ای در عراق پیدا نشد. دخالت ایالات متحده در امور داخلی پاکستان و افغانستان نیز بنا به دلایلی مشابه صورت گرفته است. من به شدت مخالف این هستم که کشورم دچار همان سرنوشتی شود که عراق، پاکستان و افغانستان دچارش شدند.

زاهدی با اشاره به اینکه ایران در سال‌های اخیر فکر حمله به هیچ کشوری نبوده، اما ادامه می‌دهد:

«فراموش نکنید، ایران لیبی نیست. ایران کشوری است که هزاران سال تاریخ دارد. هر بار که به این کشور دست‌درازی شده، مردم صلح‌دوست و شجاع‌اش از مرزهای آن دفاع کرده‌اند و هویت خود را فراموش نکرده‌اند.

وقتی عراق به کشور ما حمله کرد، همگی ما اختلاف نظرهای سیاسی‌مان را کنار گذاشتیم، متحد شدیم و برای هشت سال از کشور دفاع کردیم.»

در نهایت وی نتیجه می‌گیرد:

«ایران صاحب تاریخی ۳ هزار ساله است و تاریخ گواه این نکته است که در این سالیان بارها و بارها مورد هجوم قرار گرفته و حتی بخش‌هایی از خاکش را نیز از دست داده است. شکل این تهدیدها هرچند در هر دوره ای متحول شده اما ماهیت این تهدیدها در طول تاریخ هرگز تغییر نکرده است.»


کلمات کلیدی:   حمله آمریکا ،اسراییل ،ایران ،محمدرضا شاه
     
 
جبهه جدید علیه ایران
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱  

تاکنون سابقه نداشته است که آمریکا با ادعای کشورهای عربی برسر جزایر ایرانی خلیج فارس همنوایی کند.

بیانیه مشترک آمریکا و امارات برسر جزایر ایرانی را باید فاز جدیدی از فشارهای آمریکا علیه ایران دانست و در پیش بینی حوادث نظامی آینده خلیج فارس، باید به پایگاههای نظامی آمریکا در امارات توجه ویژه ای نمود. 

در این باره گزارش زیر را مشاهده کنید. 

حمایت اوباما از امارات در خصوص جزایر سه گانه

  به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، اوباما رئیس جمهور امریکا و محمد زیاد ال نهیان ولیعهد ابوظبی روز چهارشنبه (7 تیر 1391) بایکدیگر دیدار کردند. این دو در کاخ سفید با یکدیگر ناهار خوردند و خواستار حل مسالمت امیز وضعیت جزایر سه گانه شدند.

در بیانیه این دو رهبر آمده است: آمریکا قویا از ابتکار امارات برای حل مسئله ی جزایر سه گانه از طریق مذاکره ، دادگاه بین المللی و دیگر گفتگوهای بین المللی حمایت می کند. 


 
اسرائیل و تحولات خاورمیانه
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱  

منطقه خاورمیانه درحال تغییرات اساسی است.

از همان روزی که آمریکا پذیرفت دولت خودگردان فلسطینی تشکیل شود، سوت پایان مسابقة توسعة سرزمینی اسرائیل زده شد.

قدر مسلم تغییرات در مصر (حتی اگر با تمایلات ضد ایرانی باشد) به معنای پایان تهدیدات مرزهای صحرای سینا توسط اسرائیل است.

بدین ترتیب اسرائیلی ها اندک اندک باید در فکر روابط دیپلماتیک با بهار اسلامی باشند.

 

در این باره به گزارش سایت خبری انتخاب توجه داده می شود:

به گزارش فارس، «بنیامین بن الیعازر» همزمان با اعلام پیروزی «محمد مرسی» در اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سقوط رژیم «حسنی مبارک» متحد دیرین اسرائیل، نگرانی شدید درونی اسرائیل را نشان داد.

 وزیر جنگ سابق اسرائیل در این خصوص با انتقاد از سران تل‌آویو که هشدارهای وی را جدی نگرفته بودند، تاکید کرد که بهار عربی (انقلاب‌های عربی) به بهار اسلامی تبدیل شده است.   

بن العیازر، وزیر جنگ سابق اسرائیل در گفت‌وگو با رادیو اسرائیل گفت: همه چیز مبهم و مه‌آلود است.

ما مقابل دنیای دیگر [از مصر و منطقه] هستیم. دیگر دنیای مبارک نیست.

این همان خاورمیانه اسلامی و افراطی است و از اسرائیل متنفر است.

این مقام صهیونیست در عین حال تصریح کرد:

اعتقاد دارد که ملت مصر محمد مرسی را برای رویارویی ( و جنگ با اسرائیل) انتخاب نکرده است.

بن الیعازر تاکید کرد:

اسرائیل باید به دنبال کانال‌های گفت‌وگو و تفاهم با جریان‌های اسلامی باشد که منطقه را درنوردیده‌اند و تلاش کند که نمایندگانی برای ارسال پیام گفت‌وگو با اسلامگراها اعزام کند.


کلمات کلیدی:   اسراییل ،مصر ،انقلاب ،آمریکا