آیا خاتمی می آید؟
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢  

شنبه 31 فرورردین 1392 به همراه گروهی از ایثارگران(رزمندگان دوران دفاع مقدس، زندانیان سیاسی قبل از انقلاب) و فرزندانشان با خاتمی دیدار داشتیم، موافقان و مخالفان نامزد شدن خاتمی سخن گفتند، من نیز از جمله مخالفان بودم.

بعد از ما نوبت خاتمی شد. وی سخنانش را در دوحوزه خصوصی و عمومی مطرح کرد.

در حوزه عمومی گونه ای سخن گفت که من به دوست مجاورم اشاره کردم وگفتم خاتمی با این سخنان، دارد مواضع انتخاباتی خود را اعلام می کند.

اما در صحبت خصوصی، باور مرا سست کرد و اهل مجلس را در وضعیت پنجاه پنجاه قرار داد.

بعد از پایان مجلس و در حین خروج از سالن، اتفاقا با وی روبرو شدم و دو نگرانی خودم را بی پرده تر به او گفتم. اما او نگرانی مرا نداشت و لحن او بوی کاندید شدن می داد.   


 
اگر خاتمی بیاید
ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢  

ما در انتخابات 1392 ، چند هدف راهبردی را درپیش رو داریم؛ سامان بخشیدن به اقتصاد از هم پاشیده و تقویت مواضع بین المللی از جمله اهداف ما در انتخابات 92 می باشد.

ولی مهمترین هدف راهبردی ما در این انتخابات، جلوگیری از تداوم حاکمیت جریانی است که میرحسین موسوی، آنها را "رمال" نامید.

لذا اگر مهمترین هدف ما، چنین است، پس جدال اصولگرا و اصلاح طلب در این انتخابات فرعی است و جدال اصلی بین جریانات "عقل اندیش" و جریانی است که میرحسین آنها را "رمال" دانسته است.

البته نامزد شدن هیچ شخصیتی نمی تواند به میزان نامزد شدن خاتمی، ما را در دست یابی به هدف فوق امیدوارکند. درعین حال با توجه به آنچه در پست های قبلی اشاره کرده ام، نامزد شدن خاتمی را مصلحت نمی دانم. اما بااین وجود اگر خاتمی نامزد شود، نه تنها به او رای می دهم، بلکه دیگران را هم برای رای دادن به او تشویق می کنم.

حال امیدوارم

1- امیدوارم خاتمی از طرف جریانات مشکوک، با خطر ترور روبرو نشود.

2- امیدوارم شورای نگهبان منافع فراجناحی را در نظر گرفته و او را رد صلاحیت نکند.

3- امیدوارم درصورت رد صلاحیت وی توسط شورای نگهبان، رهبری پاجلو گذاشته و مانع از چنین رخدادی شود.

4- امیدوارم دوستان اصلاح طلب با اظهارات پنهان و آشکار خود باعث ترس رهبری از حاکمیت دوباره اصلاح طلبان نشوند.

5- امیدوارم مهندسان انتخاباتی، مهندسی انتخابات را به مردم واگذارند.

6- امیدوارم درصورت بیرون نیامدن خاتمی از صندوق- به هر علت که باشد- واکنش های خاتمی و اصلاح طلبان، با آرامش کامل همراه باشد.

7- امیدوارم درصورت بیرون آمدن خاتمی از صندوق، تعامل اصلاح طلبان با رهبری، خاطرات دوره 8ساله 1376تا1384 را تداعی نکند.  


 
فاطمیه در نگاه خاتمی
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢  

در مراسمی که به مناسبت شهادت حضرت زهرا.س در دفتر سید محمد خاتمی برگزار شد، وی درباره آن حضرت سخنرانی کرد.

وی با تسلیت ایام فاطمیه گفت:« حضرت زهرا یک عالم است، عارف است، زاهد است، دارای بینشی قوی است و البته معصوم است، همچنین که پیامبرعظیم الشان اسلام و اولیای گرام اینگونه بوده‌اند.»

ادامه داد:« در ورای اینها و به خاطر همه این خصوصیت‌ها؛ زهرا(س) یک الگو و معلم است، معلم زندگی دین خدا دین هدایت است، هدایت انسان به سوی کمال و این بزرگواران راه کمال را پیمودند و به ما نشان دادند و بخصوص زندگی را برای ما معنا کردند.»

خاتمی با بیان اینکه در مورد دین دو بینش و دیدگاه یک بعدی به ویژه در خصوص اسلام وجود داشته است، اظهار داشت:«یک دید، دید صوفیانه است که دین را  فقط متکفل کمال بخشیدن آدمی و رسیدن او به کمال ابدی می‌داند. البته هدف اقصی دین نیز همین است که انسان به زندگی جاوید کمال یافته برسد.»

وی تصریح کرد:«مشکل کار این است که به تعبیر فارابی این دید می‌گوید درک وجود حقیقی مستلزم ترک وجود طبیعی است. یعنی شما باید دنیا را رها کنید، در خود فرو روید تا به کمال واقعی برسید، غافل از اینکه اگر شما دنیا را رها کنند دنیاخواران و دنیاداران، شما را و زندگی و دنیا را رها نمی‌کنند بلکه دنیا را بر شما سخت می کنند و جای شما را می‌گیرند.»

رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه «خالی کردن صحنه زندگی به قصد رسیدن به هدف غایی، سبب می‌شود که ظالمان، زورگویان و دنیاخواران عرصه را پر کنند»، ادامه داد:« به همین دلیل فارابی این بینش را از اقسام مدینه جاهله می داند که می گوید درک وجود حقیقی مستلزم ترک وجود طبیعی است، دنیا را نفی می کنند و طبعا زندگی مدنی و اجتماعی و پرداختن به آن زندگی را مورد غفلت قرار می‌دهند.»

خاتمی در تشریح دید دوم که به ظاهربینان تعلق دارد، گفت:« آنها دین را در ظواهر می بینند، ظواهری که مهم هستند اما قالب و صورتی هستند برای یک واقعیت بزرگتر. البته هدف اصلی و نهایی دین، رساندن انسان به کمال است و کمال واقعی و اصلی در جهان دیگر تحقق پیدا خواهد کرد یا بهتر بگوییم نتیجه کمال در این دنیا در دنیای دیگر ظاهر می‌شود و هدف اصلی دین هم این است.»

وی سپس با طرح این سئوال که«از آنجا که انسان به وجود می‌آید تا به نشئه دیگر می‌رسد،چه باید کرد؟»، اظهار داشت:«دید اول می گوید این فاصله را رها کنید و دید دوم می گوید فقط به ظواهر بپردازید و نه به عمق‌ها.متاسفانه بر اثر حکومت‌های جبار و مسبتند، هم دید صوفیانه بر دنیای اسلام به این معنا تقویت شده و هم ظاهرگرایی و ظاهر بینی، قدر دید و درصدر نشست و وآنچه فراموش شد روح دین است.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« علاوه بر رسالتی که دین برای کمال بخشیدن به  انسان دارد و هر انسانی باید با عرفان و آگاهی و عبادت و سلوک و معنویت آن مراحل کمالی را درک کند تا بتواند آن نتایج کمال را در زندگی جاوید و ابدی ببینید، دین ناظر بر زندگی این جهانی هم هست، دست کم با برداشتی که ما داریم و در واقع  در مقایسه اسلام با سایر دین‌های بزرگ، به این بخش زندگی عنایت و توجه شده است.»

به گفته خاتمی این بدان معناست که شهر خدای آگوستین در برابر شهر دنیا در اسلام با یکدیگر عجین می‌شود، در واقع شهر خدا در همین زمین و به دست خود انسان باید محقق شود.

وی یادآورد شد:«در اینجاست که روح دین اهمیت فراوان پیدا می‌کند، ظواهر دینی هم ناظر به این  روح است و اگر از این روح تهی شد ارزشی ندارد. به نظرم  برای این روح می‌توان مشخصاتی را جستجو کرد ولی اجمالا اشاره می کنم که آن روح، عدالت است و اخلاق.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با اشاره به آیه شریفه« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»، اظهار داشت:« در اینجا محور خود انسان و آگاهی است.این انسان است که باید به قسط و عدل و عدالت در همین دنیا قیام کند و در روابط و مناسبتاتی که در جامعه برقرار می‌شود عدالت و اخلاق حاکم باشد و انسان متکفل و مسئول در برابر این مسئله است.»

وی ادامه داد:« پیامبر فقط معلم است و مذکر، این انسان است که باید با آگاهی خود قسط را برقرار کند، اخلاق و عدالت، روح زندگی این جهانی است که اگر بود آن زندگی، زندگی مناسب دینی است و اگر نبود، هرنامی داشته باشد آن زندگی، زندگی مطلوب دینی نیست.»

رئیس بنیاد باران، پیامبراکرم(ص)، حضرت زهرا(س) و حضرت امیرالمومنین(ع)  را نمونه معلمان چنین زندگی‌ای دانست و گفت:« وقتی می‌گوییم عدالت و اخلاق، منظور عدالت و اخلاق شخصی نیست البته مهم است بلکه منظور این است که سیستم و نظام عادلانه و اخلاقی باشد.»

وی در ادامه و پیش لز قرائت فرازی از فرمایشات حضرت صدیقه طاهره، گفت:«امروز در فن تحلیل در دنیا مطرح است گرایش‌های مختلفی وجود دارد، از جمله اینکه وقتی ما به یک متن مراجعه می کنیم یک گفته یا نوشته را می‌بینیم، باید به آن سوی آن برویم و ناگفته را ببینیم و ناشنیده و نانوشته را ببینم، البته در اصول ما هم بحث ابتدایی اینکه ممدوح و مفهوم گفته شده است.»

خاتمی سپس اظهار داشت:« بعد از آن حادثه تلخ، زنان مهاجر و انصار خدمت حضرت فاطمه(س) رسیدند و چند جمله‌ای با ایشان سخن گفتند و احوال ایشان را جویا شدند که حضرت پاسخ دادند بسیار بد است.»

وی افزود:« سپس ایشان فرمودند: « واطمئنوا للفتنة جأشاً» مطمئن باشید فتنه‌ای فراگیر خواهد آمد و دامنگیر و گریبانگیر شما خواهد شد،« وأبشروا بسیف صارم» منتظر شمشیر بران باشید که بر سر شما فرود خواهد آمد،« وبهرج شامل» به گسست و هرج و مرج و از هم پاشیدگی جامعه خواهد رسید،« واستبداد من الظالمین» دچار استبداد، خودکامگی و تمامیت خواهی ظالمین خواهید شد که آن استبداد« یدع فیئکم زهیداً» آنچه که باید در اختیار شما قرار بگیرد و حقی که شما از زندگی دارید بسیار ناچیز می‌گذارند که به دست شما برسد، یعنی یک محرومیت اجتماعی و اقتصادی بسیار سخت در انتظار شماست،« وجمعکم حصیداً »  آنچه شما می کارید را آن اسبتداد و ستم خواهد دروید، یعنی بهره‌های شما را او خواهد گرفت،« فیا حسرة لکم ، وأنى بکم ، وقد عمیت علیکم » و آن حسرت و افسوس بر شما که شما را چه می شود که این همه مسئله بر شما تاریک و مبهم مانده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« اینها نشانه بینش بالای حضرت زهرا(س) است که پیش بینی روزهای بعد و نقطه‌ای که از آن انحراف شروع شد و  وضعیتی که جامعه اسلامی به آن می رسد را نشان داد، نکته پشت این سخنان این است که این وضع مورد قبول حضرت زهرا(س) و مورد قبول دین خدا نیست.»

وی افزود:« حضرت زهرا(س) جامعه‌ای را مطلوب می‌دانند که جامعه ای بدون فتنه و هرج و مرج باشد و دارای انسجام و پیوند، جامعه‌ای که در آن از استبداد و خودکامگی به هر نام و عنوانی خبری نباشد، جامعه‌ای که به لحاظ اجتماعی و اقتصادی عدالت حاکم باشد و هرکسی به حق خود برسد و به آنچه شایسته است برسد و نیز جامعه‌ای که افرادش بیدار باشند.»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«خطاب حضرت زهرا به مردم و مهاجران و انصار است و آنها را مورد خطاب خود قرار می‌دهد گرچه این زنان و مردان خود مستقیما آن جریان را به وجود نیاوردند ولی حضرت می‌فرماید که شما مسئولید و نمی‌توانید بنشینید و ببینید که دیگران چه می کنند و آن هنگام که آن حادثه رخ داد دیگر شما و غیر شما، کسانی که مستقیم و غیرمستقیم دست اندرکار بودند فرق نمی‌کند و همه و همه مسئولیت دارند.»

خاتمی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به روایات متعددی که امروز را روز شهادت حضرت زهرا(س) می‌داند، گفت:« امروز روز سختی است برای خانواده اهل بیت و خانواده علی(ع)، زن جوان و بازمانده محبوب و مطلوب رسول خدا که پیامبر اکرم بر دست او بوسه می زد و او را مادر خود می داند، یعنی مادر آن حقیقت محمدیه‌ای که از ازل تا ابد گسترده است می‌داند در اوج جوانی در بستر افتاده است و  گرداگرد او امیر المومنین، فرزندان او و نیز برخی بستگان او حضور دارند و فضایی بسیار غمگینانه در این خانه کوچکولی به بزرگی همه زیبایی‌ها  و حقیقت‌ها حاکم است.»

وی افزود:« در گوشه این اتاق کوچک، دختری پنج شش ساله به نام زینب(س) ایستاده است، زینب میراث دار زهرا است، بعد از زهرا، زینب زهرای دوم است، ما می توانیم تصور کنیم که آن لحظات برای آن فرزند عزیز با آن همه مهر و عطوفت و علاقه‌ای که بین او مادرش است چقدر لحظه سختی است ولی من نمی‌دانم آن لحظه بر زینب کبری سخت‌تر گذشت یا وقتی از خیمه بیرون آمد و دید در گودال  قتلگاه به جای خویشان و به جای نزدیکان، دشمنانی با تیغ‌ها و نیزه‌ها و سنگ‌ها  گرداگرد بدن مبارک اباعبدالله را گرفته‌اند، من معقتدم که این لحظه، لحظه سخت تری است.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« گرچه او دختر فاطمه و دختر علی است و دل او از آسمان‌ها روشن‌تر شد و از دریاها گسترده‌تر است و همین خصوصیات است زینب کبری را میراث‌دار حضرت زهرا(س) می‌کند، سلام بر زینب و سلام بر زهرا و سلام بر امیرالمومین علی بن ابیطالب و اولاد راستین او.»

...........................

منبع: سایت بنیاد باران


کلمات کلیدی:   سید محمد خاتمی ،اصلاح طلبان ،فاطمیه ،معارف
     
 
کیش و مات در انتخابات
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢  

بازهم حامد مرا وادار به نوشتاری دیگر کرد. اما سخن حامد:

با سلام آقای زیباکلام تاثیر مشایی را بیش از حد بزرگ تصور می کنند البته این تحلیل ایشان بر میگردد به اینکه " اصولاً براساس تجربه قبلی احمدی نژاد را هم سال 84، کسی به حساب نمی آورد و همین در قد و قواره نبودن و پایین بودن در همه نتایج نظرسنجی سال 84 و قرار گرفتن در برابر فرد قدرتمندی همچون آقای هاشمی و تخریب های گسترده ایشان توسط مراکزی خاص (...) و ایجاد دوگانگی "ساده زیست" و "تجمل گرا"سبب پیروزی به احمدی نژاد شد" در ضمن نتایج دور اول 84 هم ابهامات پیچیده ای دارد که با مطالعه بیانیه آیت الله هاشمی به نکات جالبی میتوان دست یافت. ولی آقای زیباکلام یک اشتباه دارند و اون هم اینکه شرایط امروز احمدی نژاد با سال 84 ، 88 کاملا متفاوت و اینکه روش هایی که احمدی نژاد را در این سالها به قدرت رساند دیگر جواب نمی دهد. البته این یک استثنا دارد و اینکه اگر احمدی نژاد و مشایی سطوح تخریب شان را فراتر (رهبری و نهادهای زیرمجموعه) ببرد ممکن است پیش بینی آقای زیباکلام محقق شود در این صورت اصولگرایان هرچه قدر هم که مهندسی کنند دیگر جواب نمی دهد!

و پاسخ من

از جهتی با تو موافق و از جهتی مخالفم.

1- موافقم که وضعیت سال 1384 قابل تکرار نیست.

2- نباید فکر کنیم که جریان احمدی نژاد- مشایی، در سال 92 دنبال پیاده کردن مدل 84 است.

گفته ای "اگر ...سطح تخریب شان را فراتر ببرند" ولی من براین باورم که آنها قبل از خانه نشینی 11 روزه، تخریب درآن سطوح را شروع کرده اند و کسانی که باید پیام آنها را دریافت کنند، دریافت کرده اند.

تنها موضوع مبهم این است که آیا دریافت کنندگان پیام تخریبی، می توانند نقش تبلیغی خود را ایفا کرده و معترضین را به نفع مشایی پای صندوق بکشانند؟

به نظر می رسد، با توجه به تاثیرپذیری معترضین از رسانه های همخوانواده بی.بی.سی، آن رسانه ها به کمک مشایی خواهند آمد و طوری عمل خواهند کرد که آرای خاموش به سوی مشایی گرایش پیدا کند.

درضمن فراموش نکن که بستن راه به روی خاتمی، حمایت ناآگاهانه از مشایی است و سوق دادن آرای اصلاح طلبان به نفع مشایی خواهد بود. به عبارت دیگر اصولگرایان ناخواسته به کمک مشایی آمده اند.

نیز یادت باشد در اینگونه موارد، لزوما همه دست های فعال در صحنه، آشکار نیستند و باید نقش دست های پنهان مفروض گرفته شود.

می ترسم که نقش آقای مصباح در حمایت از احمدی نژاد در سال84 را یکی از عناصر مشهور (ولی غیرخط امامی) اصلاح طلبان در سال 92 به نفع مشایی بازی کند. هرچند که بعید به نظر می رسد، نفوذ کلام آنان در آرای خاموش به اندازه نفوذ کلام جناب مصباح در اصولگرایان باشد.

اما حوزه تاثیر مهندسی انتخابات را هم نباید دست کم بگیری، منتها این بار مهندسان در برابر جریانی قراردارند که قدرت مالی بسیاری دارد و نیز قوه مجریه در اختیار آنهاست و لذا میدان انتخابات این دوره، صحنه رقابت آن دو جریان است.

به نظر می رسد که مهندسان، دست برتر داشتن خود را باور دارند، لیکن نمی توان به قطعیت گفت که کیش مهندسان به مات شدن دولتمردان می انجامد.   


 
خطای محاسبات زیبا کلام
ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢  
صادق زیباکلام درگفتگو با خبرنگار مهر:در صورت تایید مشایی و عدم حضور اصلاح طالبان، مشایی خواهد توانست با رای 2  حتی 3 برابر هر نامزد مورد نظر اصولگرایان آنان را براحتی  شکت دهد.

زیباکلام افزود: بنابراین در این وضعیت تنها چاره اصولگرایان برای جلوگیری از پیروزی مشایی آنست که اجازه ورد به هاشمی و خاتمی بدهند.

وی گفت: اگر گزینه خاتمی و هاشمی برای اصولگریان بد است، رحیم مشایی برای آنها بدتر است

خبرگزاری مهر کد خبر: 2027703
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۱/۲۳ 

 

1- اصولگراها خاتمی را خطرناکتر از مشایی می دانند، به این دلیل که تاکنون چندبار با صراحت از صدا و سیما خاتمی را به همکاری با آمریکاو...متهم کرده اند، لیکن برخورد اصولگراها با مشایی تا کنون بسیار رقیق تر از برخورد با خاتمی بوده است

2- اصولگراها براین باورند که با مهندسی انتخابات، مانع از پیروزی مشایی می شوند و لذا برای شکست مشایی هیچ نیازی به حضور خاتمی یا هاشمی احساس نمی کننند.

 

 
الگوی ظلم ستیزی
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢  

در صحیفه امام جلد 16 صفحه192 به نقل از امام خمینی آمده است:

"صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقر(فاطمه.س) که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است."

ایام فاطمیه در بطن خود برای همه ظلم ستیزان یادآور درس ایستادگی است. لیکن فراموش نکنیم که صرف ظلم ستیزی بدون برخورداری از یک الگوی موفق، عقلانی نیست.

اما متاسفانه اکثر دوستان اصلاح طلبی که خواستگاهشان خط امام بوده است، در خارج از خواستگاه خویش(بیرون از ریل و بستر خط امام) درحال رقابت با رقبا و ظلم ستیزی با ستم آفرینان هستند.

صریح تر بگویم: اگر خط امامی ها- مانند دهه اول انقلاب- همچنان بی آلایشی خانه زهرا.س الگوی زندگی و عدالت علوی سرلوحه شان بود، از طبقه مستضعف جامعه فاصله نمی گرفتند و نیز امکان سوﺀاستفاده رقیب از خط امام را محدود کرده و میدان را به افرادی چون احمدی نژاد نمی سپردند تا فریبکارانه، آرائ مردم طبقه پائین جامعه را به سوی خود جذب کند. 

متاسفانه الگوهای متعالی بشری دهه اول ما خط امامی ها، به علل مختلف به بایگانی سپرده شده است.

البته در تشریح چرایی آن، بی تحلیل نیستم. لیکن چون توضیح آن مفصل است، حوصله اش را ندارم. اما تاکید می کنم تنها راه عقلانی، بازگشت به سیره موفق انسان های متعالی(ائمه معصومین) است

درحالی که اصولگراها با پاسداری از ظواهر دین و بی توجه به باطن آن، خود را نماد دینگرایی جلوه می دهند ، اصلاح طلبان خط امامی نیز که در دهه اول انقلاب، به ظاهر و باطن دین پایبند بودند، ظاهرش را به اصولگراها واگذارکرده و در باطنش هم به مرز خطرناک صوفیگری نزدیک شده اند.

اگر باور خمینی این است که "سیدالشهدا تکلیف ما را روشن کرده است" معنای آن صرف درس آموزی از آزادمردی حسین.ع نیست، بلکه الگوپذیری از "آزدگی در بستر دینمداری حسین ابن علی.ع" تکلیف ماست.

سرمایه خط امامی ها، عطوفت محمدی، ساده زیستی فاطمی، عدالت علوی، صبر حسنی و ایثار حسینی است و همواره باید از این ذخیره های گرانبها ارتزاق کنند و اگر غیر از این باشد، باطن خط امام را به ظاهرش فروخته ایم...

الغرض می خواستم نوحه فاطمیه هیئت خانواده شهدای مسجد قندی را ارائه کنم و آنچه گفتم، بهانه ای بیش نبود.

 ما ذاکریم و ذکرما اسماﺀ حسناست

اسماﺀ حسنای الهی وصف زهراست

 همنشین جلیس الذاکرینیم

 همزبان با امیرالمومنینیم

 جانم زهرا – صفای دلها

 مدفون چرایی- در نیمه شبها

 مولاتی زهرا(2)

 

او لیلةالقدر است و از رموز عالم

در   اختیار او  بُوَد   کنوز  عالم

 خانه ی گِلین او قبلگاهم

 شکر حق به این خانه داده راهم

 جانم زهرا – صفای دلها

 مدفون چرایی- در نیمه شبها

 مولاتی زهرا(2)


 
ای بی انصافها!
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢  
در سر تیتر امروز خبرگزاری مهر آمده است
 
ولایتی در نشست خبری:
توقف غنی سازی در دولت اصلاحات تدبیر رهبری بود/ ائتلاف برای پیشرفت پیروز انتخابات است
مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین الملل، تاکید کرد که هم توقف غنی سازی در دوران اصلاحات و هم تاکید بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای در دوره فعلی تدبیر رهبر معظم انقلاب بوده است.
............
اما سخن من
ای اصولگرایان بی انصاف، چقدر بابت توقف موقت غنی سازی به خاتمی و اصلاح طلبان بد گفتید.
بزرگان تان که می دانستند حقیقت چیست ولی نه تنها حاضر نشدند شهادت دهند، بلکه با دیگران درمتهم نمودن دولت خاتمی مشارکت کردند.
خدا را هزاران بار شکر که قیامتی وجود دارد.

 
پای سخن یک اصولگرا
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢  

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب مصاحبه مفصلی را از حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی منشر کرده که حیف دانستم برخی از نظراتش را برای دوستان منعکس نکنم.

سایت انتخاب:  

 با اینکه خودش را اصولگرا می داند، اما دفترش روی اصلاح طلبان هم باز است و سید محمد خاتمی همین چند ماه قبل یکی از چهره هایی بود که با او دیدار داشته است.

 چند ماه قبل که با شما گفت وگو کردیم، گفتید در ماههای آتی، دو سوه قل اعوذ برب الفلق و الناس را زیاد بخوانید؛ آن شرایط سپری شده است؟

نه! هنوز سپری نشده است. البته مقدماتش طی شده است ولی هنوز مانده است.

 یعنی منظورتان ماههای منتهی به انتخابات سال 92 است؟

همه اش درانتخابات نیست. ممکن است قبل از انتخابات حوادثی رخ دهد.

در جوانی دغدغه مهم زندگی تان چه بود؟

... اولین استادم می گفت، شما باید راه انبیا را بروید. یعنی به مردم خدمت کنید و در عین حال فحش بشنوید.

در زندگی تان ترس را تجربه کردید؟

 بله، در همه دوره های زندگی ام تجربه اش کرده ام. البته این ترس هم دو نوع است. یک وقت است شما ترس دارید از کسی سیلی بخوردید، یک بار ترستان از ریخته شدن حرمتها است.

  دلیل اینکه سیاستمداران در ایران کلی گویی می کنند چیست؟

سیاست کلا کلی گویی است. البته در اجرا نباید کلی گویی کرد. یکی از مشکلات سیاست این است که افراد جایشان را گم کنند. واقعا تشکر و تقدیر لازم است، عفو لازم است. منتها اگر جای اینها عوض شود، خطرناک است.تمجید زیادی می شود تملق. عفو زیادی، هم خود باختگی است. این کلمه تیتر زندگی بنده است:«عذر خواهی به جا و خطا پذیری و به موقع، نشانه عقل و خرد است.»

مهمترین تفاوت سیاستمداران ایران با بقیه مردم در چیست؟

 مهمترین اشکال سیاستمداران در ایران این است که خودیاب نیستند. یعنی خودشان را مقایسه نمی کنند. مادام روی مردم حساب می کند. اشکال دوم آنها خود گم کردن و مردم جویی است. یعنی حساب نمی کند که خودش چطور باید باشد. مهمترین امر در زندگی تشخیص به موقع است. گاهی ما احترام های می گذاریم که اصلا لازم نیست.

از نظر شما یک استعداد سیاسی چه وی‍ژگی دارد؟

شاه کلید این امر این است که دارای شرح صدرباشد. امیر المومنین می فرمانید: از لوازم ریاست، سعه صدر است. باید سینه فراخی داشته باشد. زود برنگردد. چون مردم تا بفهمند کسی ناراحت شد، زود حرفهایشان را عوض می کنند.خاصیت بشر این است که تقرب می خواهد تا به کسی نزدیک شود. ابزار ریاست شرح صدر در دریافت نواقص است. باید باید از نیروهای مختلف در اداره کشوراستفاده کرد.

  یعنی معتقد به ایده دولت ائتلاف ملی هستید؟

 بله، شکی ندارم، اما اینکه چه بکند، بحث دیگری است. مهم این است که نظرات همه گرفته شود. اصلا رئیس جمهور باید مدیریت کند نه مسافرت. باید تشخیص دهد نه تعیین کند. باید درد را لمس کند، نه اینکه بشنود.باید درمان را عملی کند نه اینکه هیاهو و جنجال درست کند. برخی می خواهند گره ها را با فوت باز کنند. معلوم است که نمی شود. گره با عقل و تدبیر باز می شود.

 در میان اصلاح طلبان رفیقتان کیست؟

 من با همه رفیقم. ولی با اصولگراها بیشتر رفیقم.

 سیاستمدار عاطفی چطور؟

 ما در ایران انواع سیاستمدارهای غلط زیاد داریم و صحیح کم داریم.بدتر ازهمه سیاستمدار خود محور و خود دوست است. اینکه فکر کنم من از همه بهتر می فهمم ، کاملا غلط است؛باور کنید بسیاری از افراد که از نظر ما نادان هستند، بسیار فهمیده اند.

 درباره سیاستمداران لطیفه هم می شنوید؟

 می شنیدم.درباره اش بررسی می کردم و به خود افراد تذکر می دادم و می گفتم درباره شما این حرفها گفته می شود.

 واکنش این افراد چه بود؟

 برخی قبول می کردند.گروهی می گفتند من اشتباه می کنم. اکثر از دسته دوم بودند.

معنی لبخند سیاستمداران چیست؟

گاهی باور های غلط خودش است.اوقاتی لبخند متظاهرانه و تظاهر به شادی است.گاهی هم تمسخر دیگران است.

روش ساده برای  شناسایی نقد و تخریب چییست؟

تخریب اعتراض است. فرض کنید کسی بدهکار است و طلبکار نمی تواند وصول طلب کند. بدهکار برای موجه نشان دادن خود و طلبکار روی عصبانیت بده و بیراه می گوید. بعد طرف بدهکارهم متقابلا حرفی می زند و به این ترتیب ذهن ها از موضوع بدهی به سمت فحش کشیده می شود. این همان تخریب است و نقد نیست.

با چه کسی حاضر نیستید پشت یک میز بنشینید؟

 با آدم های نفهم.

با آدم های پرحرف چطور برخورد می کنید؟

 معمولا گوش می دهم تا حرف بزند تا خسته شود. بعد ولش می کنم.اگر هم نتوانم او را تحمل کنم ، موقع حرف زدنش فکر های دیگر می کنم.

  از بین سه شخصیت جامعه امروز به کدام یک نیاز دارد. سلمان فارسی، عمار یا ابوذر؟

 اینها هر کدام تربیت شده زمان خود هستند در روایت هم داریم خیلی مقاسیه نکنید.اما اگر بخواهم به سوال شما پاسخ بدهم باید بگویم که الان موقعیت موقعیت سلمان است.از امام صادق سوال کردند که چرا ایمان سلمان فارسی این قدربالا بود؟ امام فرمودند: چون عقلش زیاد بود.ما امروز به عاقل نیاز داریم. اشکال ما عمار، سلمان یا ابوذر نیست ، ما می گوئییم هر کس هر چه هست باشد نه اینکه خود را عمار بداند. متاسفانه امروز در جامعه عمار پندار زیاد داریم.از عمار باید کار عماریت بیاید.

  فرصت طلبی شما را بیشتر ناراحت می کند یا ساده لوحی؟

 فرصت طلبی خطرناک است.

  نظرتان درباره افشاگری چیست؟

نسبی است. گاهی مفید است و باید گفت . یک جا هم جز به هم ریختگی و اینکه آدم ها را ازانسانیت دور کند، خطر بزرگی است.

نسبت رسانه با سیاست؟

 خیلی موثر است ولی رسانه ها باید آزاد تر باشند.وقتی رسانه ضعیف شود مردم اخبارشان را از جای دیگر اخذ می کنند.

...........

منبع: کد خبر: ۱۰۳۹۰۴تاریخ انتشار: ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ -


 
چالشهای اصلاح طلبان
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٢  

دوستی به نام حامد در پست قبلی در سه کامنت تشریحی مطالبی نوشته که دوستان را به مطالعه آن دعوت می کنم و نیز پاسخ خود را به حامد در این پست عرضه می نمایم.

سلام بر حامد عزیز

بسیاری از مطالب شما را قبول دارم ولی شما نمی توانید مفروضات زیر را نادیده بگیرید:

1- به هرحال حاکمیت دست جریانی است که حاضر به حقوق اصلاح طلبان نیست.در تمام پست هایی که مستقیما توسط رهبری انتصاب می شوند،(مانند شورای نگهبان، قوه قضائیه و ائمه جمعه) ظرف بیست و چند سال گذشته هیچ سهمی برای اصلاح طلبان دیده نشده است.

تنها سهمی که برای اصلاح طلبان منظور شده مربوط به پست هایی است که یک پای آن رای مردم بوده است.

2- اصلاح طلبان در مجلس ششم قاعده بازی را فراموش کرده و میدان را به رادیکالها واگذار کردند. طبعا این اشتباه در بازی سیاسی هزینه خود را داردو از پرداختن آن ابای نیست. در ضمن رقبای اصلاح طلبان به دو علت بسیار سخت گیرند.

اولا هنوز شکست های دهه اول از خاطر آنها نرفته است.

ثانیا چون در منطق آنها رقیب حقانیتی ندارد پس حقوقی هم ندارد.   

3- حال سه راهکار پیش روی اصلاح طلبان است:

الف- کناره گیری از فعالیت سیاسی

ب- کنار آمدن با وضعیت موجود

ج- مقابله با حاکمیت

4- مسلما مقابله با حاکمیت از دایره اصلاح طلبی خارج است، در ضمن با وجود همه تنگناها، امکان فعالیت مشروط وجود دارد، و شرط عقل این است که از حداقل شرایط، حداکثر بهره برده شود. لذا کنار آمدن با وضعیت موجود بهترین اقدام است.

5- در نظر داشته باشیم که خواستگاه آیت الله خامنه ای، روشنفکری دینی است و اساسا شخصیت وی اصلاح طلب است، دیدی که نه تنها در انتخاب وزیر زن در کابینه احمدی نژاد موضع مخالف نداشت، بلکه درباره ورود بانوان به ورزشگاهها، باوجود اعتراض بعضی مراجع بزرگوار، مخالفتی از سوی ایشان شنیده نشد.

لذا ظرفیت مبنایی آیت الله خامنه ای برای بازسازی روابط با اصلاح طلبان مثبت است. بلکه رویدادهای چهار دهه اخیر است که روابط ایشان را با اصلاح طلبان تیره کرده است.

شاید یکی از عواملی که باعث شده، در طول چهار دهه اخیر، هیچگاه انجمن حجتیه از سوی ایشان مورد عتاب قرار نگیرد، زمینه های روشنفکری انجمن حجتیه است و اصلاح طلبان نباید چشم خود را در این باره ببندند.

6- اگر خاطرتان باشد، آیت الله خامنه ای در دوران حاکمیت اصلاحات تاکید کرد: "اصلاحات آری ولی با سرانگشت رهبری" ولی متاسفانه اصلاح طلبان این سخن را نشنیده گرفتند.

البته این نظریه با تئوریهای اصلاح طلبان همخوانی نداشت؛ اصلاح طلبان براین باور بودند که به جهت در اختیار داشتن رای اکثریت، آنها باید راهبرد و کاربردهای اصلاحات را تعریف کنند. درصورتی که این تئوری نه با قانون اساسی همخوانی دارد و نه با تجارب سایر ملل منطبق است. مرکز طراحی استراتژیک هرکشور فراتر از سازوکارهای انتخاباتی باید باشد.

اگر آن روز پذیرفته می شد که "اصلاحات با مدیریت رهبری" کار به اینجایی که کشیده، نمی کشید.

حال باید این مدل را بازسازی کرد و درآن صورت است که نه تنها می توان به احیای روابط اصلاح طلبان و رهبری امیدوار بود، بلکه می توان با اتکا به خواستگاه اولیه آقای خامنه ای (که روشنفکری دینی است) آرام آرام به برطرف کردن کدورت ها امید بست.


 
چرا نامزد شدن خاتمی را مصلحت نمی دانم
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢  

 در پاسخ دوستی که پرسیده بود چرا موافق نامزد شدن خاتمی در دوره یازدهم ریاست جمهوری نیستی چنین نوشتم:

راستش را بخواهی تا پارسال نظرم این بود که اصلاح طلبان نباید در انتخابات شرکت کنند. برای این کار دو دلیل داشتم:

1-اگر از صندوق بیرون نیایند، نمی توانند پاسخ قانع کننده ای به طرفدارن بدهند.

2-اگر از صندوق بیرون آیند، به جهت عدم تمایل رهبری به تشکیل دولت اصلاح طلب، نارضایتی ایشان از دولت اصلاح طلب، روی نهادهای تحت پوشش ایشان اثر وضعی می گذارد و دولت را دچار چالش هایی شبیه دوران حاکمیت 8ساله خاتمی می کند.

 

اما چرا امروز از معرفی نامزد اصلاح طلبان استقبال می کنم و در عین حال مخالف نامزد شدن خاتمی هستم.

1- حفظ کشور برای ما مهم تر از اصلاح کشور است و شرکت در انتخابات به تقویت بنیه ملی منجر می شود و قدرت بازدارندگی کشور را افزایش می دهد.

همچنین فرصت انتخاباتی، امنیت مناسبی برای اصلاح طلبان ایجاد می کند تا به انسجام درونی و تدوین و تبیین نظراتشان بپردازند.   

2- نباید فراموش کنیم که رهبری در انتخابات مجلس ششم،مانع از ضایع شدن حقوق اصلاح اصلاح طلبان شد و توقع داشت که اصلاح طلبان نیز متقابلا رهبری وی را بپذیرند. ولی عملکرد اصلاح طلبان در مجلس ششم، در تقابل با مدیریت رهبری قرارگرفت و از آن تاریخ به بعد اصلاح طلبان تاوان آن قضایا را می دهند.

3- یکی از ابعاد راهبردی امروز اصلاح طلبان، بازسازی روابط شان با رهبری است، برای این بازسازی باید هزینه کرد.

4- حضور اصلاح طلبان در انتخابات در این دوره می تواند به بازسازی روابط شان با رهبری کمک کند، مشروط برآنکه اولا رهبری با انتخاب نامزد آنان مخالف نباشد، در ثانی به وضعیتی که به نام قانون ترسیم می شود، تمکین کنند.

5- با توجه به موارد فوق، پیروزی در انتخابات جمهوری یازدهم، نمی تواند برای اصلاح طلبان یک هدف راهبردی محسوب شود. لذا برای چه اصلاح طلبان شاخص ترین شخصیت خود را هزینه انتخابات کنند.

از سوی دیگر نامزد شدن شخصیتی که رهبری موافق با کاندید شدن وی نیست، ( از نظر من) خلاف هدف های راهبردی این زمان اصلاح طلبان است.