بازهم روابط ایران و آمریکا
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢  

سایت مشرق که نگران است مذاکرات ظریف با 5+1 زمینه ساز آب شدن یخ های روابط ایران و آمریکا شود نوشت:

 چندی پیش، دکتر «حسن روحانی» در حاشیه اجلاس جهانی اقتصادی «داووس» در سوئیس، طی مصاحبه با «شبکه تلویزیونی RTS سوئیس» در پاسخ به پرسش خبرنگار مبنی بر امکان بازگشایی مجدد سفارت آمریکا در ایران گفته بود: «هیچ دشمنی تا ابد پایدار نمی ماند! همچنین هیچ دوستی نیز ابدی نیست ... ایران در واقع، دست دوستی و صلح به سوی همه کشورهای دنیا دراز کرده و خواهان روابطی دوستانه و خوب با همه کشوهاست.»

یک مقام وزارت خارجه ایران در چهارم تیرماه به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که اگر درخواست تأسیس نمایندگی آمریکا در تهران رسماً تحویل ایران شود، ایران آن را بررسی می‌کند

دیروز، «پایگاه خبری - تحلیلی المانیتور» وابسته به «اندیشکده شورای آتلانتیک» - وابسته به ناتو - در گزارشی به قلم تحلیل‌گر ارشد آمریکایی، «باربارا اسلاوین»؛ توصیه تأسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران را مورد بررسی گذاشت. «اسلاوین» نوشت: « از زمان بحران گروگانگیری 1979 - 1981 میلادی، هیچ دیپلمات مستقر آمریکایی در ایران حضور نداشته است اما زمان می‌تواند، به تدریج به بازگرداندن آمریکایی‌ها به ایران، با توجه به پیشرفت‌های اخیر در مذاکرات هسته ‌ی ایران و موفقیت‌های خارق‌العاده در ارتباطات سطح بالا بین مقامات ایران - آمریکا؛ منجر شود.

مقامات رسمی در دولت «اوباما» می‌گویند که اولویت خود را در نهایی‌کردن توافق هسته‌ای جامع با ایران گذاشته‌اند؛ اما اقدامات گسترده‌تر دیپلماتیک هم می‌تواند به دنبالش بیاید ... «جان لیمبرت» یکی از دیپلمات‌های گروگان در 444 روز، موافق است که ایران باید متعهد به حفظ امنیت پرسنل دیپلماتیک و اموال دیپلماتیک باشد. او همچنین، به «المانیتور» گفت که ایران باید به مراسم بزرگداشت سالانه تسخیر سفارت در 4 نوامبر 1979 میلادی را متوقف کند و همچنین، شعارهای ضد آمریکایی را محدود کند و به به بحث برای جبران خسارت‌های گروگان‌ها و خانواده‌های آنان؛ اقدام کند»

چیزی شبیه آنچه «اسلاوین» در پاراگراف اول تحلیل اخیرش نوشته، اینکه مذاکرات هسته‌ای می‌تواند به ایجاد روابط دیپلماتیک گسترده‌تر منجر شود از زبان، مشاور فرهنگی رئیس جمهوری؛ «حسام الدین آشنا» نیز شنیده شده است. «آشنا» - عضو هیئت همراه رئیس جمهور در سفر به نیویورک - می‌گوید: «الآن توپ در زمین طرف آمریکایی است، چون طرف ایرانی می گوید، ما مسئله هسته‌ای ایران را می‌گذاریم روی میز؛ (برای آنکه) ببینیم شما با این چطور برخورد می کنید؛ تا راجع به بقیه مسائل صحبت کنیم»

بنابر این، متأسفانه برخی از مقامات در ایران و در آمریکا، مذاکرات هسته‌ای اخیر را به عنوان یک پایلوت و پیش‌زمینه برای رسیدن به روابط گسترده‌تر بین دو کشور فرض کرده‌اند؛ مسئله‌ای که بارها از طرف رهبری معظم انقلاب اسلامی و عموم مردم نفی شده است.

 در این راستا، رهبری انقلاب اسلامی قویاً تأکید کرده‌اند که مذاکرات باید در حوزه پرونده هسته‌ای محدود بماند. این در حالی است که مقامات ارشد در «وزارت خارجه آمریکا» از «وندی شرمن» گرفته تا سخنگو و خود «جان کری» در دو ماهه اخیر، اظهارات تعجب‌برانگیز و مداخله‌آمیزی درباره دیگر مسائل مانند برنامه موشکی ایران، وضعیت سران فتنه در ایران و ... ایراد کرده‌اند که مع الأسف با سکوت دستگاه خارجی کشورمان روبرو شده است.

مردم و افکار عمومی در ایران، در راهپیمایی امسال در 22 بهمن ماه (سالگرد انقلاب اسلامی) با شعارهایی که دادند و با افزایش حضورشان که حتی رئیس جمهوری نیز طی نطقش در «میدان آزادی» به آن صحه گذاشت؛ اثبات کردند که منظورشان از حمایت از مذاکرات هسته‌ای به معنای وادادگی برای ایجاد رابطه با شیطان بزرگ نیست. اگر این مسئله از سوی برخی مقامات فراموش شده است، لازم است که به آنها یادآوری شود و ترمز "بازی با کبریت" زودتر توسط مجلس کشیده شود.

پیش از این، محافل خبری جهانی بارها و بارها طی یک‌ساله اخیر از مراودات پنهانی بین مقامات ایران و آمریکا و مخصوصاً گرم‌تر شدن آن در دوره مدیریتی دولت جدید؛ خبر داده بودند.

برای نمونه، نشریه «گلوب اند میل» (چاپ کانادا) در گزارشی به متن «جلسه استماع سنا»، برای احراز صلاحیت یک مشاور «اوباما» جهت انتصاب در یک پست مهم در «وزارت خارجه آمریکا» پرداخت. بر این اساس، «پونیت تالوار» - مشاور ارشد اوباما در امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا- در «جلسه استماع سنا» در پاسخ به پرسش سناتورها درباره مذاکرات مخفیانه با ایران؛ ادعا کرده بود که دو بار با یک تیم ایرانی در «عمان»، طی تابستان ۲۰۱۲ و مارس ۲۰۱۳ م. ملاقات کرده است.

مذاکراتی که ادعا می‌شود از دو سال پیش و در دولت احمدی‌نژاد شروع شد اما در دولت فعلی گرم‌تر شده است

او برای ادعای خود که هرگز از سوی مسؤولان ایران تأیید نشد، جزئیات دیگری هم ذکر کرده و مدعی شد که این مذاکرات، تنها پس از روی کارآمدن "رئیس‌جمهور میانه‌رو" «حسن روحانی» رو به گرمی گذاشته و به «کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا» گفت: «ما پس از آن شاهد شتاب گرفتن مذاکرات دو جانبه با ایران بودیم. روشن است که این مذاکرات دوجانبه، تنها بر روی موضوع هسته ای متمرکز بود و نه هیج چیز دیگر و این مذاکرات؛ سپس با مذاکرات ایران و «5+1»، در هم آمیخته شد

..................

منبع: سایت مشرق کد خبر: ۲۸۶۹۷۱تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۲


 
امام خمینی از نگاه آیت الله امجد
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢  

 به مناسبت دهه فجر سایت جماران با آیت الله شیخ محمود امجد، در خصوص مبانی و سیره عملی و شاخصه های شخصیتی امام خمینی گفتگو کرد:

 س: آغاز ارتباط شما با حضرت امام، به چه صورتی بوده است؟

ج: سه سال قبل از رحلت آیت الله بروجردی که در قم بودم، با نام امام با عنوان «حاج آقا روح الله» آشنا شدم. ایشان را به عنوان یک عالم اخلاقی می شناختم و همین مسأله باعث شده بود که ندیده به ایشان عشق بورزم.

ایشان که در مسجد سلماسی فقه و اصول تدریس می کردند، بنده شرح لمعه می خواندم. از آنجایی که خیلی دلم می خواست با معنویت آشنا شوم، و ایشان بین خواص به معنویت معروف بودند، بعد از اینکه تدریس ایشان تمام شد، در فاصله ای که تنها به منزل می رفتند، وقتی به درب منزل ایشان رسیدم، گفتم: «آقا استخاره ای بگیرید!»

استخاره گرفتند و خوشبختانه خوب آمد. عرض کردم: استخاره گرفتم تا بیایم منزل شما. معظم له ابا و امتناعی نداشتند و وارد منزل شدیم و پس از جلوس و سکوت طولانی، به ناچار سکوت را شکستم و عرض کردم: آقا من آمدم قم و شرح لمعه می خوانم ولی آدم نشدم! آن بزرگوار متعجبانه تماشا نمود و فرمود: شما اهل کجایید و چه می کنید؟ گفتم می خواهم از شما استفاده کنم. فرمودند: من دو مباحثه [تدریس فقه و اصول] دارم که همه وقتم را گرفته است، و با یک تواضع و بزرگواری فرمودند: «من هم مثل شما یک طلبه هستم!»

بعد دستوراتی فرمودند. متأسفانه آنچنانکه باید بدان عمل نکردم. بعد از مدتی با درایت یا از چهره ام احساس کردند که خیلی روزه می گیرم، فرمودند: خیلی روزه نگیر! ریاضتی بالاتر از اتیان واجبات و ترک محرمات نیست، قصدت خیر باشد. این جملۀ ایشان معنای خیلی وسیعی دارد که بسیار جای تأمل است.

س: ارتباط شما با حضرت امام قبل و بعد از انقلاب چگونه بوده است؟

ج: وقتی ایشان را بعد از تبعید اول، شبانه به قم آوردند، ترتیبی داده بودند که مردم متوجه حضور ایشان نشوند، اما علیرغم نقشه آنها، مردم فهمیدند و تقریباً ساعت 10 شب بود که مردم همانند مور و ملخ با گریه های شوق به خانه امام رفت و آمد می کردند.

حضرت امام پس از بازگشت به قم احکام مُستحدثات را شروع کردند و من همان زمان، سال اول تحصیل درس خارجم را با درس ایشان شروع کردم که با کمال تأسف بعد از مدتی دوباره تبعید شدند. سخنرانی آن روز ایشان مصادف بود با روز تولد فاطمه زهرا(س) و امام و شاه، که ایشان فرمودند: بجای جشن باید عزا بگیریم.

در همان سخنرانی بود که پیرامون قضیه «کاپیتولاسیون» ایراد سخنرانی کردند و فرمودند: «من این مجلس را منحل اعلام می کنم.» و در ادامه سخنرانی به دولت حمله کردند که ادامه داستان را خودتان می دانید. با کمال تأسف بعداً ایشان را بردند و درس تعطیل گشت.

اما بعد از انقلاب دیگر ارتباطی با امام نداشتم. البته امکان ملاقات فراهم بود، ولی چون در برخی مسئولیت ها بودم و مشکلاتی هم در آن دوره دیده می شد، به خود اجازه ملاقلات نمی دادم و دلیلش این بود که می ترسیدم که اگر امام از من سوال کند که اوضاع چگونه است؟ بگویم: خوب است! که خلافِ عقیده ام بود، و اگر بگویم بد است، امام را ناراحت می کردم. بنابراین خود را از زیارت امام محروم کرده بودم.

روزی با آیت الله بهاء الدینی که از مشهد می آمدیم ایشان قصد زیارت و ملاقات امام را داشتند و قرار شده بود که بنده هم با ایشان نزد امام بروم، با خود گفتم که اگر امام سوال فرمودند، جواب می گویم که: الحمدلله! و خوشبختانه و متأسفانه آیت الله بهاء الدینی منصرف شدند.

س: موفقیت و شاخص ترین بُعد شخصیتی امام خمینی را در چه می بینید؟

ج: موفقیت امام را در وظیفه شناسی و عمل به وظیفه می دانم. ایشان نسبت به اسلام غیرتمند بودند، اما نسبت به خودش حالت دفاعی نداشت و تمام حمایت و غیرت خود را در اعتلای اسلام صرف می کردند.

هیچ وقت علامه طباطبایی و حضرت امام خودشان را بالاتر از بقیه نمی دانستند. نامه های امام به مرحوم سیداحمدآقا را نگاه کنید! واقعا چیزهایی که امام به خودشان نسبت داده اند عجیب است.

این حس را در معصومین(ع) به وضح می بینیم. آنچه امامان معصوم(ع) می فرمودند انسان را مبهوت می کند. در صحیفه سجادیه می خوانیم که: «أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّینَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّینَ وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا»

با این گفته امام سجاد(ع) ما دیگر چه بگوییم؟! ما چطور خودمان را برتر از دیگران بدانیم؟!

کسی که از خدا می ترسد، از احدی نمی ترسد. امام موقع تبعید گفت: «والله من نمی ترسم» و راست گفت. امکان ندارد یک طلبه امام زمان(عج) از احدی بترسد. علامت آخوند این است که از احدی نمی ترسد و به احدی طمع ندارد و در مقابل حق و باطل خودش را مجهز می کند.

حالا ما نمی خواهیم به جنازه شاه لگد بزنیم چه بسا بعضی از ماها از شاه هم بدتریم چون الان بیشتر ما نشستیم روی خون شهدا، آنهم چه شهدای بزرگی، چه جوانان بزرگی، چه علمای بزرگی و چه دکترا و مهندس های بزرگی، چه جوانهای بزرگی قربانی شدند. اگر ما کمترین کوتاهی را بکنیم از شاه بدتریم اما خوب شاه از خدا برید همه چیز از او بریده شد. امام با خدا بود همه اسباب هم با او بودند. زمان شاه اسم امام را حتی از رساله ها برداشتند. از نام امام هم می ترسیدند.

یکی از فضاهای مثبت امام نقدپذیری ایشان در مسایل مختلف بود. مرحوم آقا مصطفی خمینی، فرزند امام بود؛ اما در درس، از امام اشکال هم می ‏کرد و امام هم استقبال می کردند.

امام خمینی، حکیمی الهی و عالم جامعی بود و به خاطر همین جامعیت، موفق بود. امام، ذوب در اسلام بود. او از خودش هیچ دفاع نمی‏کرد؛ اما برای اسلام، هیچ طاقت نداشت و در این راه، همه گونه فداکاری کرد و الحمدلله انقلاب هم پیروز شد و ان ‌شاء ‌الله ما هم پیرو ایشان باشیم تا به نتیجه برسیم. امام از وقتی به نجف رفتند، به این مقامات رسیدند؛ یعنی در واقع، امیرالمؤمنین علیه السلام قلب امام را قاپید و بعد از رفتن به نجف بود که امام به اوج رسید.

افق آیت الله بهاءالدینی با امام یکی بود و با هم برادر و برابر بودند. او نشسته بود در گوشه‌ خانه و کسی او را نمی‏شناخت؛ اما امام در جامعه مطرح شده بود و ایشان به امام ذوق می‏کرد و می‏فرمود:‌ ائمه علیهم السلام از وجود امام، ‌خوشحال و مسرورند. چون امام، اسلام را مطرح کرده بود، ایشان مبتهج و مسرور بود که امام در خدمت اسلام بود.

س: شما با وجود انتقاداتی که در موقعیت های مختلف دارید، همیشه از حضرت امام به عنوان شخصیتی بزرگ و مقدس یاد می کنید، دلیل این مسأله چیست؟

ج: هر شخصی که با امام و مبانی ایشان مأنوس باشد، به این نتیجه می رسد که جایگاه ایشان به قدری بالاست که انسان به خود اجازه نمی دهد که ایشان را فراموش کند.

امام مرد با فضیلتی بود که به یاد دارم و با گوش خود از زبان ایشان شنیدم که آیت الله بهاء الدینی فرمودند که :«امام در روحانیت شاخص بود.» و چون آیت الله بهاء الدینی اهل کشف و شهود بود، همانگونه که گفتم، این را هم از ایشان شنیدم که می فرمودند: «حضرات معصومین(ع) به ایشان مبتهج بودند!»

س: از چه دیدگاهی به امام خمینی باید نگریست تا جفایی به جایگاه ایشان صورت  نگیرد؟

ج: امام در یک مقطعی بسیار سنگین و با مشکلات زیاد، مسئولیت سنگینی را به عهده داشت و فقط فکر انجام وظیفه بود و بس!

منتها چون انتقال قدرت صورت گرفته بود و قهراً مشکلات جنبی پیش می آمد، دیگران ناراحت می شدند، ولی با سابقه ای که از امام موجود است، یک عمر خودسازی و توجه به حق و سعی و کوشش فراوان، لذا نمی توان به راحتی اشکالات را به شخص ایشان متوجه کرد.

هر عیب که هست از قامت ناساز ماست، نظام خیلی ارزشمند و بی سابقه در تاریخ بود، ولی ما ضایعاتی داشتیم، اگر درایت و حُسن نیت و سعه صدر امام نبود، حتماً در مملکت، قحطی و هرج و مرج می شد و مفاسد زیادی به دنبال داشت. مثلاً اگر مردم اطمینان داشته باشند که نان نباشد، دچار مشکلات بسیاری می شوند. نرخ نان و نرخ عمومی در تمام دوران جنگ ثابت بود و این خیلی در آرامش مملکت تأثیر فراوانی داشت.

متأسفانه امروزه کمتر نسبت به اندیشه های ناب آن رادمرد جهان اسلام توجه می شود. حرفم این است که باید شخصیت امام را در مقام ثبوت دید و دانست که قدیسی به جز معصوم علیه السلام را مصون از خطا نبوده و نیست.

امام کسی بود که در طول حیات علمی و معنوی اش، اگر حتی گامی برای ریاست و زعامت و مرجعیت و ریاست دنیوی برداشته بود، حتماً موفق بود ولی همه دیدیم که از آن بیمناک و گریزان بود.

پس از شهادت حاج آقا مصطفی که به حق او را «امید آینده اسلام» می دانست، آنچنان صبر و تسلیم و رضا از خودش نشان داد که همه اطرافیان را متعجب و مبهوت ساخت.

روزی او را در گوشه اتاق در حال تفکر دیدند و گمان کردند که به خاطر مصیبت بزرگی که دچارش شده، فکر و ذهن ایشان مشغول است. نگران می شوند و هرکس به فراخور خود قصد دارد سر صحبت باز کند تا پدر داغدار مقداری گریه کند و سبک شود. ولی با کمال تعجب مشاهده می کنند که آثاری از ناراحتی و ناآرامی در ایشان دیده نمی شود. امام هم رو به آنها می فرمایند: «داشتم فکر می کردم که استدراج نباشد.»

حضرت آیت الله بهاءالدینی که از قبیله عارفانی چون امام بود، درباره ایشان گفته بودند: «ما اوایل، در جوانی های امام به امام شک داشتیم که چگونه می شود با این همه فهم و فراست و این همه پاکی و صداقت، جمع شود؟ ولی دیدیم خیر! ایشان واقعاً مقدس است.»

شخصیت امام دارای تقدسی بود در حالی که در همه عمر با مقدس مآبی مبارزه می کرد. او خردمندی بود که طهارت درون را بر صلاحیت برون ترجیح می داد و باکی نداشت که در مسیر سلوک الی الله و سعادت اخروی همه گونه طعنه و لعن و جفاکاری ها و بازیگری ها را حتی از ناحیه همگنان وهم لباس های خود مشتاقانه خریدار باشد و مع الوصف بی آنکه با جاهلان درگیری جاهلانه کند و از سلوک معنوی اش بازماند، با دلی آرام و مطمئن به راه خود ادامه داد.

س: روحانیت در عصر امام چگونه بود؟ دلیل موفقیت روحانیون در آن زمان چه بود؟

ج: یکی از دلایل اصلی که در جایگاه و امتیاز حوزه آن زمان اهمیت بسیاری دارد و نمی توان از آن غفلت نمود، این بود که امام نقدپذیر بودند و موارد بسیاری در سیره ایشان مشاهده می شد که نقدها را قبول می کردند و بر این باور بودند که نپذیرفتن نقد و انتقاد، نشانه کم فروغ بودن چراغ تهذیب در درون جان است و پذیرش نقد، نشانه بزرگی روح و شرح صدر:

«اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمی آمد که یک رعیتی هم به او اشکال کند و از انتقاد بدش نمی آمد.»[صحیفه، ج13، ص74]

همچنین در عبارت دیگری هم داریم که: «نباید ما ها گمان کنیم که هر چه می گوییم و می کنیم، کسی را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهی است برای رشد انسانها.»[صحیفه، ج20، ص170]

در باب نقدپذیری ایشان، حکایتی معروف است که روزی امام از قول استادش آیت الله شیخ عبدالکریم موسس نقل فرموده که «مرد است و دو قولش!» یعنی اگر انسان متوجه شد که اشتباه کرده، باید به اشتباه خود اقرار کند و از بیان آن نهراسد.

آدم خودساخته حتماً نقدپذیر باید باشد، نقد را بشنود، اگر نقد وارد بود اصلاح کند و در غیر این صورت توضیح دهد. البته نکته ای که می بینم از آن غفلت می شود این است که نقد را در جایگاه و فضای خود مطرح نمی کنند. نقد را باید معقولانه و در فضایی که هست، باید دید که آیا وارد است یا خیر.

س: شکل حکومتی که اسلام به دنبال آن است، چیست؟

ج: حکومت می بایست عقلایی باشد. ما اگر بخواهیم اسلام ناب را عنوان کنیم، باید از سلیقه های شخصی خود دست برداریم تا جامعه ای سالم و دور از بداخلاقی داشته باشیم.

در حکومت اسلامی، باید انسان ها در حدّ موازین اسلامی، آزاد و کرامتشان محفوظ باشد. در واقع در حکومت اسلامی هیچگاه نباید معروفی را با منکری، و منکری را با معروفی تبلیغ کرد!

هدف اساسی امام اعتلای کلمه اسلام و نجات مردم در پناه اسلام بود که فرمود «جمهوری اسلامی»، لبّ همه مطالب اینجاست که اگر واقعا می خواهیم خدمت کنیم باید خودمان را بسازیم و برای مردم ارزش قائل شویم تا همگان در صحنه باشند. نظریات سودمند افراد دلسوز و فهیم را بپذیریم. احترام به امام این است که اندیشه های ناب امام را سر لوحه برنامه های اصلاحی قرار دهیم.

«اسلام بذات خود ندارد عیبی      هر عیب که هست از قامتِ ناساز بی اندام ماست!»

علامه طباطبایی رضوان الله علیه درجلد دوم المیزان می فرماید: (به این مضمون) اگر فقط ظواهر دینی باشد، بدون محتوا و معنویت فساد جامعه بیشتر خواهد بود. تمام سخنرانی ها و صحیفه امام از اول تا آخر بر یک محور می چرخد که خود بینی و بزرگ بینی و خودخواهی بزرگترین و وسیله هلاکت است.

شاخص ترین و بارزترین دلیل بر بی هوایی ِ امام، پذیرش قطعنامه 598 بود.

س: مرحوم آیت الله بهاء الدینی از اساتیدی بود که با او مانوس بودید و از محضرش بهره می بردید، از خصوصیات اخلاقی ایشان هم برایمان بفرمایید .

ج: آیت الله بهاء الدینی خیلی راحت و آزاد بود و کلا از هرگونه حیله و بازیگری ای بدش می آمد. با هیچ کس هم رو در بایستی نداشت و مرد حق بود.

روزی ایشان را به منزل دعوت کردم، بعضی از طلاب جوان هم از سر علاقه به ایشان همراه شدند. بنده مخالفتی با همراه شدنشان نداشتم ولی نگران بودم طلبه های جوان با عظمت ایشان آشنا نباشند و خدای ناکرده خامی و کم حرمتی ای از جمعمان سر بزند. بنده هم میزبان آقا بودم. لذا خودم را جمع و جور کردم و خیلی مودب نشستم که بلکه آنها متوجه باشند. آقا فرمود فلانی چرا آنطور نشسته ای؟ درست بنشین. یعنی تا این حد از بازیگری ابا داشت و احتراز می کرد.

بنده در کنگره نکوداشت آیت الله بهاء الدینی گفتم پیام آیت الله بهاء الدینی به روحانیت  این بود که بازیگری نکنید. این واقعا کلامی است که باید در آن بسیار فکر کرد. نکند  یک عمر در لباس علم و دین و تقوی با همه چیز بازی شود. این بزرگترین خیانت است. چون باور مردم را از بین می برد. مردم از کسانی که در لباس روحانیت هستند انتظار  خلاف ندارند.

این لباس قرار است نشانه علم و تقوی باشد. بارها به دوستان و عزیزان و نسل جوان تذکر داده ام که اگر شخصی مثل بنده در لباس روحانیت بد بود دلیل بر این نیست که عالمان حقیقی با عالم نماها اشتباه شوند. دین یک حقیقت است و اصل آن قرآن و اهل بیت. خداوند ما را بیدار کند که روز روشن خودمان را به کوری نزنیم.

من شنیده ام حضرت امام به نوه شان فرمودند: حسن طلبه شو! بدترین و بهترین انسانها در این طیف و طبقه س: سخنان پایانی تان را می شنویم.

هستند!

ج: «یک دهان خواهم به پهنای فلک

                        تا بگویم شرح آن رشک ملک»

حد و اندازه ما چیست که از امام بگوییم! امام خمینی تمام همّ و غم خود را برای دفاع از دین خدا معطوف کرد، پس باید به بزرگی از ایشان یاد کنیم، در واقع امام با خدا بود، لذا همه اسباب هم با او بودند.

............

منبع: سایت انتخاب  ۲۴ بهمن ۱۳۹۲ - کد خبر: ۱۴۸۱۳۲


 
انتقاد از دکتر روحانی
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢  

 سیدمصطفی تاجزاده در نامه‌ای از زندان خطاب به رییس‌جمهور به بیان برخی نکات در خصوص سخنرانی اخیر وی در دانشگاه شهید بهشتی پرداخته و در حالی که با امید آفرین خواندن سخنان حسن روحانی این سخنان را نشانه ای بر پایبندی رییس‌جمهور برعهدش با مردم خوانده به کم سواد خواندن منتقدان توافق تاریخی ژنو از سوی وی انتقاد کرده است.

 تاجزاده در باره علت زیبنده نبودن این اظهارات رییس‌جمهور چند مورد را تشریح کرده است که در بند اول آن نوشته است: این ادبیات در شأن رئیس جمهور ملت با فرهنگ ایران و شخص شما نیست و رفتار و گفتار آقای احمدی نژاد را تداعی می‌کند که فهم مخالفان عقیده اش را کمتر از بزغاله می‌خواند. از جنابعالی انتظار می‌رود با احیای شعار «زنده باد مخالف من» آقای خاتمی و در عین پاسخ دادن به انتقادات هرگز هیچ منتقدی را، حتی اگر فرق NPT و MPT را نداند، به صفتی ناپسند متصف نکنید و خواهان تعقیب قضایی هیچ روزنامه ای نشوید، حتی اگر اقدام بزرگ دولت را در دست یابی به تفاهم ژنو «وطن فروشی» بنامد. جامعه استبداد زده ما برای صید گوهر آزادی و حفظ آن نیازمند سعه صدر صاحب منصبان است و شما ثابت کرده اید که از شرح صدر لازم برخوردارید.

 وی در بند دوم نامه خود نوشته است: علت مخالفت گروه معدود و سازمان یافته مدّنظر جناب عالی با تفاهم ژنو نه کم سوادی است و نه حسادت، بلکه عقاید و منافعشان اقتضا می‌کند که بکوشند تا مانع دست یابی ایران و۱+۵ به توافقی جامع شوند. چرا که می‌دانند اگر چنین شود دیگر قادر نخواهند بود به نام مقابله با تحریم‌ها و تهدیدها فضای امنیتی را تداوم بخشند، با حقوق و آزادی‌های اساسی شهروندان بجنگند و برای ویژه خواران نفتی و ارزی چتر حمایتی بوجود آورند و جمهوری اسلامی را به جمهوری نظامیان تبدیل کنند. مگر ندیدیم کیهان و وطن امروز تلاش دولت در پیگرد حقوقی سوء استفاده ۹ میلیارد تومانی را با این استدلال تخطئه کردند که چنین اقدامی موجب می‌شود جمهوری اسلامی دیگر نتواند تحریم‌ها را دور بزند و مگر رسانه میلی از مرد دو میلیارد یورویی حمایت نکرد تا آن جا که با اعتراض بعضی از اصول گراها مواجه شد. پس دلیل مخالفت‌ها را هرگز نباید به کم سوادی یا حسادت جنگ طلبان تقلیل داد....

 تاجزاده در بند پنجم نامه‌اش هم اینگونه استدلال کرده است: جنگ طلبان ایرانی می‌کوشند با سوء استفاده از سخن جناب عالی از پاسخ گویی درباره فرصت سوزی‌های هشت ساله خویش طفره روند و هم سویی خود را با جنگ طلبان آمریکایی، اسرائیلی، ارتجاع عرب و نیز فرقه رجوی در به شکست کشاندن توافق ژنو پنهان سازند. آنان می‌دانند که توافق جامع و نهایی مستلزم تصویب پروتکل الحاقی در مجلس در ازای لغو کامل تحریم هاست. بنابراین برایشان کاملا میسر است که به موافقت نامه نهایی رأی ندهند. با این وجود حاضر نیستند این مسیر را طی کنند. چرا که در خود توان ایستادگی در برابر افکار عمومی و خواست اکثریت قاطع ایرانیان را نمی‌بینند. به همین دلیل بر حجم تبلیغات سوء خود در این زمینه به خصوص در صدا و سیما افزوده اند.

...................

منبع خبر: سایت بهارنیوز روز چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ کد مطلب : 32001گروه


 
چالشهای دیپلماسی روحانی
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢  

در 11 بهمن 1392 مصاحبه ای از من در سایت شفقنا منتشر شد که بخشی از آنرا که مرتبط با موضوع این پست میباشد با ویرایش جدید ارائه کرده ام شاید ارزشی داشته باشد (قسمت آخر)

 پرسش: چالشهای دولت حاضر در بخش خارجی از منظری گسترده تر به چه شکل است؟

 پاسخ: آمریکایی ها بعد از فروپاشی نظام دو قطبی تلاش می کردند نظامی تک قطبی در دنیا برقرار کنند. از آن زمان تا به امروز، سناریو های مختلفی را در سطح جهان و به ویژه خاورمیانه دنبال کرده اند که این تلاشها نتیجه نداده و کشتی متلاطم آمریکایی ها در صحنه‌ی بین‌المللی به ساحلی که می خواستند، پهلو نزده است. در همین راستا آمدند محور شرارت را طرح کردند و پیرو آن گفته شد که می خواهند خاورمیانه ای جدید را طراحی کنند که این طرح شکست خورد. بعد از آن حرکتی که به عنوان بهار عربی از آن یاد می کردند هم شکست خورد. بنابراین از سویی حوادث خاورمیانه، آنها را درگیر کرده است و از سوی دیگر، چین و ژاپن نیز تا حدودی آمریکا را در حوزه اقتصاد با مشکل مواجه کرده‌اند، لذا از سوی رقبای خود نیز دچار مشکل هستند. بنابراین آمریکایی ها وضعیت چندان آسوده‌ای برای تصمیم‌گیری ندارند. راهبردهای آنها از فروپاشی شوروی تا امروز - به ویژه در خاورمیانه- با تغییراتی هر چند غیر اساسی روبه‌رو بوده است.

به دلیل وجود این وضعیت، آمریکا می‌خواهد منطقه را به گونه‌ای مدیریت کند که در آن طرح، قدرت ایران را در حداقل ممکن به رسمیت بشناسد.

مساله اینجاست که آنها هم دچار چالش با پارامترهای قدرت داخلی به ویژه جریان لابی صهیونیست هستند که نمی خواهد قدرت ایران به رسمیت شناخته شود زیرا رونق بازار آنها به ایران هراسی بسته است.

از سوی دیگر دموکراتها با روی کار آوردن اوبامای رنگین پوست به دنبال این بودند که با گرفتن پز بشردوستانه و با طرح بهار عربی، تا حدودی موقعیت خود را در خاورمیانه بهبود بخشند و با این برگ برنده، دور بعدی ریاست جمهوری را نیز ببرند. در حالیکه رقبای داخلی‌شان یعنی جمهوری‌خواهان نمی خواهند آنها باردیگر پست ریاست را به دموکراتها واگذار کنند.

 پرسش: و سنگ اندازی می کنند.

 پاسخ: بله! چون موافق نیستند، تلاش می کنند این ایده، حداقل در زمان اوباما به نتیجه نرسد. اوباما نیز وقت چندانی ندارد. تقریبا از تابستان 93 دیگر دوره دولت اوباما تمام شده فرض می‌شود و عملا کاری نمی‌تواند انجام دهد و هر گونه تلاش اوباما بعد از تابستان 93 ، آب در آسیاب جمهوری‌خواهان ریختن است. اینها مشکلاتی است که آنها دارند.

از سوی دیگر همچنان آمریکاییها می‌خواهند حس ابرقدرت بودن را زنده نگهدارند و نمی‌خواهند به رسمیت شناختن قدرت ایران، تداعی کننده افول ابرقدرتی‌شان باشد. لذا مجبورند در افکار عمومی خود وانمود کنند که بلاخره ایران را زیر بلیط خود کشیدند. در حالیکه نمی‌توانند یک روزه افکار عمومی مردم خود و  و افکار جهانی را تغییر دهند.


کلمات کلیدی:   حسن روحانی ،اوباما ،آمریکا
     
 
دیپلماسی و آرمانها
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢  

در 11 بهمن 1392 مصاحبه ای از من در سایت شفقنا منتشر شد که بخشی از آنرا که مرتبط با موضوع این پست میباشد با ویرایش جدید ارائه کرده ام شاید ارزشی داشته باشد(قسمت سوم) 

پرسش: دستگاه دیپلماسی دولت فعلی با چه چالشهایی در منطقه یا جهان رو به روست و چگونه می‌تواند در برقراری روابط بین المللی، آرمان های انقلاب را حفظ کند؟

 پاسخ: تحقق آرمان های انقلاب، وابسته به تقویت نظام است؛ هر چه درون نظام تقویت شود، امکان تجلی آرمان های انقلاب افزایش می یابد. آرمان های انقلاب، دیگر با واژه پروری به باور مردم نمی‌افزاید، مردم نمود و نماد عینی می‌خواهند. این نمادها و نمودهای عینی نیز با موفقیت درونی نظام اتفاق می افتد بنابراین اگر دولتی می‌خواهد موفق باشد، باید در این مسیر حرکت کند.

 پرسش: یعنی فاصله گرفتن از شعار؟

 پاسخ: خیر! مردم عینیت تحقق آرمانها را می‌خواهند. عینیت تحقق آرمانها در نظام موجود و در وضعیت فعلی کشور به معنای ترقی در حوزههای علمی، فنی، صنعت، رفاه عمومی و ... است. امروز وجود شاخص هایی که یک جامعه مترقی را تعریف می کند، برای مردم دال بر ذهنی نبودن آرمانهاست. اما با تخریب شعارها در چند سال گذشته، این باورها آسیب بسیاری دیده و فرو ریخته است.

در پاسخ به بخش دوم سوال می توان گفت بخشی از چالشهای دستگاه دیپلماسی روحانی،  داخلی و بخشی خارجی است. به هر صورت آقای روحانی منتخب کسانی است که رقبای سرسختی دارند که نمی‌خواستند او انتخاب شود. این چالش اهمیت بسیاری دارد اما خوبی داستان اینجاست که آقای روحانی از حمایتهای رهبری برخوردار است. حمایت های رهبری، کمک بسیاری برای از پس این چالش ها برآمدن به شمار می‌رود اما آن هم در عین حال به مصداق های عینی نیاز دارد. در صورتی که دولت فعلی در موفقیت سیاست خارجی، مصداق های عینی داشته باشد خود به خود جریان مخالف داخل، مجبور به تغییر روش می‌شود. اما در صورت موفق نبودن در این زمینه، دولت مجبور می‌شود در بخشی از سیاستهای خارجی به سمت مخالفین خود تمایل یابد. در حوزه‌ی خارجی هم چالشهایی وجود دارد و هنر روحانی این است که در حال استفاده مطلوب از قدرت جمهوری اسلامی است، اتفاقی که در چند سال اخیر نه تنها رخ نداد بلکه این قدرت، تخریب و تبدیل به ایران هراسی شد. 

روحانی باید از مخالفتهای داخلی، در روند دیپلماسی بهره‌برداری کرده و از آن برای افزایش قدرت چانه زنی در پای میز مذاکرات استفاده کند.

موفقیت های خوبی هم به دست آمده و نقشی که جمهوری اسلامی در صحنه بسیار مهم سوریه و در برابر تکفیریها بدست آورده، دارای اهمیت فراوان است. مخالفان سرسختی مانند عربستان نیز دربرابر موفقیتهای ایران وجود دارد.


 
ژئوپلتیک و دیپلماسی
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢  

در 11 بهمن 1392 مصاحبه ای از من در سایت شفقنا منتشر شد که بخشی از آنرا که مرتبط با موضوع این پست میباشد با ویرایش جدید ارائه کرده ام شاید ارزشی داشته باشد(قسمت دوم) 

پرسش: ایران تا چه اندازه توانسته است در این چند دهه از جایگاه ژئوپلیتیکی خود، قرار گرفتن در بیضی استراتژیک انرژی و اشراف بر تنگه هرمز که همواره توجهات جهانی را نسبت به خود برانگیخته است، بهره برداری مناسبی داشته باشد؟

 پاسخ: موقعیت استراتژیک ایران که به آن اشاره شد، خود به خود تاثیر گذار است و این تاثیرگذاری می تواند کنشی یا واکنشی و مبتکرانه یا منفعلانه باشد بنابراین تاثیر گذاری موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از این زوایا قابل بحث است.

از روزی که انقلاب شد، قرار نبود نظام بین الملل با ما آشتی کند بنابراین امکان بهره برداری مبتکرانه از این موقعیت، بسیار دشوار بود.

آنچه باعث شد کشور بتواند از این موقعیت استراتژیک، بهره برداری کند، متاثر از قدرتی است که با تشکیل نظام مستقل جمهوری اسلامی ایران عینیت پیدا کرد.

موقعیت ژئوپلیتیک ایران، خود به خود تاثیر گذار استو گاهی این تاثیرات به خودزنی رقبا تبدیل می شود. به طور مثال در دوران جنگ، کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس، نفت را به بشکه ای  5 دلار رساندند تا ایران را در فشار قرار دهند و مجبور به پذیرش قطعنامه 598 کنند. این در حالی است که ضرر فروانی، متوجه خود آنها نیز شد. خود زنی کردند تا دور موفقیتهای ایران را در جنگ متوقف کنند. بنابراین جایگاه ژئوپلیتیکی کشور، تاثیرگذاری های فراوانی داشته است اما ممکن است این تاثیرگذاری نسل جدید را اقناع نکند. زیرا که در ارزشهای نسل جدید میزان موفقیت را با شاخصهای رفاه عمومی می‌سنجد.

 پرسش: یعنی فکر می کنید موقعیتهایی که کشور در تعاملات جهانی با آن مواجه بود اجازه نداده است که استفاده مبتکرانه از این موقعیت صورت گیرد؟

 پاسخ: در این سی و چند سال، ابتدا ایران و  آمریکا دو سوی صحنه بودند که هنوز هم هستند. آمریکایی ها تا همین دوران اخیر، همواره به دنبال این بودند که به گونه‌ای شکست خود را در ایران جبران کنند. اما به نظر می‌رسد نگرش آمریکایی‌ها تغییر کرده و دانسته‌اند که باید واقعیت توانمندی ایران را به رسمیت بشناسند. هرچند که نسبت به تغییر گرایش آمریکایی‌ها تردیدهایی نیز وجود دارد.

 سوال اینجاست که آیا آمریکایی‌ها واقعا احساس می کنند دیگر نمی‌توانند به جنگ سرد علیه ایران ادامه دهند یا در حال زمینه سازی برای بازگرداندن ایران به پشت خاکریز هستند؟ این سوالی است که جای تامل دارد.

تا کنون ادراک دوجانبه‌ای بین ایران و آمریکا برای گفتگوی به میزان اموز وجود نداشته است.

 پرسش: آیا در حال حاضر رویکرد موجود در زمان جنگ نسبت به ایران تغییر کرده است؟ یا هنوز هم مقاومتی نسبت به قدرت گرفتن ایران وجود دارد؟

 پاسخ: در دوران جنگ نمی‌خواستند ایران پیروز جنگ باشد. اما با پذیرفتن قطعنامه 598 توسط ایران شمارش معکوس سقوط صدام رقم خورد، با سقوط صدام عملا ایران به پیروزی بزرگی دست یافت.

لذا آنچه می‌خواستند ( که ایران طرف پیروز جنگ 8 ساله نباشد) عملا محقق نشد.

پس از آن، درپی این بودند که ایران در مرزهای خود محدود شود و نباید به عنوان یک قدرت منطقه‌ای شناخته شود. اما این خواسته‌ی‌شان هم محقق نشد.

آمریکایی ها در حمله به افغانستان و عراق مجبور شدند با ایران توافق کنند. در سوریه نیز که خواستند ایران را کنار بگذارند اما مشاهده می شود که کارشان مشکل شده و بدون ایران نمی توانند مساله را به نتیجه رسانند. بنابراین هرچند نمی خواهند ایران قدرت منطقه‌ای شود. اما ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده است.


کلمات کلیدی:   خلیج فارس ،آمریکا ،دفاع مقدس ،قطعنامه 598
     
 
دیپلماسی اوائل انقلاب
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢  

در 11 بهمن 1392 مصاحبه ای از من در سایت شفقنا منتشر شد که بخشی از آنرا که مرتبط با موضوع این پست میباشد با ویرایش جدید ارائه کرده ام شاید ارزشی داشته باشد

پرسش: ایران که پیش از انقلاب، ژاندارم منطقه به شمار می رفت، بعد از آن در شرایطی متفاوت قرار گرفت و سیاست ها و تعاملی متفاوت از گذشته با جهان برقرار کرد. کشور در اوایل انقلاب، در عرصه بین الملل با چه شرایطی مواجه شد و جهان با رویکرد اسلام گرایانه این انقلاب، چه برخوردی داشت؟

 پاسخ: با فروریختن عامل ژاندارمی ایران در حقیقت نظام سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه از هم پاشید. جمله منتشر شده از «موشه دایان» که در آن، انقلاب ایران را همانند زلزله ای خوانده بود که آثار آن در آینده به اسراییل می رسد، امروز به وضوح تعبیر شده است.

به دلیل عبور شاهراههای اصلی نفت از خلیج فارس، با به هم ریختن ژئوپلیتیک منطقه، عوامل بسیاری تغییر کرد.

ضمن اینکه شورویها سعی فراوانی داشتند تا در خاورمیانه به ویژه در کشورهای حوزه خلیج فارس، در رقابت با آمریکا دستاوردی داشته باشند، در حالی که هیچ پایگاه غیر از حکومت عراق نداشتند. با تغییر وضعیت اساسی در منطقه، روس ها نیز به این فکر افتادند یک گام اساسی به سوی آبهای گرم خلیج فارس بردارند. و برای محقق شدن این خواسته، به افغانستان حمله کردند. حکومت وقت افغانستان با اینکه گرایش روسی داشت اما در عین حال دچار بحران های داخلی بود.

روس ها با ازهم پاشیده شدن حلقه‌ی نظامی سنتو -که تحت هدایت ناتو مرکب از ارتشهای پاکستان+ ایران+ ترکیه تشکیل شده بود- و با تحقق انقلاب اسلامی ایران، این کمربند امنیتی آمریکیی گسسته شده بود، روسها با تصور تسهیل دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس، تصمیم گرفتند هر چه سریع تر خود را از طریق افغانستان به خلیج فارس نزدیک کنند. اما افغانها با تاثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران، روسها را گرفتار کردند.

 پرسش: سیاست های اتخاذ شده توسط دستگاه دیپلماسی ایران در رابطه با گروه های منطقه‌ای و بین‌المللی در آن دوره چه نقاط ضعف و قوتی داشت؟

 پاسخ: عواملی که حادثه رخ داده در ایران را آفریدند، متاثر از گرایشهایی بودند که بعد از پیروزی انقلاب بر همه مسایل از جمله سیاست خارجی نظام بعد از انقلاب تاثیر گذاشت. نگرش این گرایشها نسبت به نظام بین‌الملل، قدرتهای غرب، شرق، نظامهای مستبد، نظامهای قبیله‌گرا و از این دست نظامها، آنچنان که در کشورهای عربی مشاهده می شد، بسیار منفی بود. این نگرش ها در سیاست خارجی اتخاذ شده توسط کشور تاثیرگذار بود، البته نوع گرایش نهضت‌ازادی و جبهه‌ی ملی از جنس دیگری بود. ولی گرایشات آنان با افکارعمومی سازگاری نداشت و به دلیل اینکه هارمونی لازم بین افکارعمومی و دولت موقت میسر نشد، این دولت فرو ریخت.

آنچه رخ داد، تبعیت از افکارعمومی بود و بی‌تردید دولتها در حوزه‌ی دیپلماسی، باید افکارعمومی مردمشان را نمایندگی کنند و لذا آنچه موجب سقوط دولت مرحوم بازرگان شد، واقعیتی معقول و قابل پذیرش است.

افکارعمومی ایجاب می‌کرد و باعث شد، زمینه‌ی روابط ایران با کشورهایی که ضد امپریالیسم شناخته می‌شدند فراهم شود که از جمله‌ی آنها بهبود روابط با لیبی و کوبا بود.

 پرسش: با توجه به بحرانهای موجود در کشوری تازه انقلاب کرده، چه تمهیداتی اندیشیده شده بود که کشور دچار خلآ امنیتی نشود؟

 پاسخ: در عرصه‌ی داخلی، فضا بسیار آزاد بود. از یکطرف با سوءاستفاده فراوان از این فضا، امنیت به خطر می افتاد؛ از منظر دیگر به دلیل متکی بودن نظام بر حمایت تودههای مردم، این حوادث هر چند بسیار تلخ اما نمی توانست امنیت عمومی را به هم بریزد. حوادث بسیار تلخی در جای جای کشور از کردستان و گنبد تا خرمشهر و... رخ می داد که هر کدام از آنها برای متزلزل کردن دولت مرکزی کافی بود.

اما به دلیل اینکه نظام، متکی به توده‌ی مردم بود، این حوادث نمی توانست تزلزلی در دولت مرکزی ایجاد کند. در مورد امنیت خارجی نیز تاثیرات باورهای عوامل انقلابی که بخشی از آنها نیز ذهنی بود یعنی در محاسبات قدرت، چندان کاربرد نداشت، ایجاب می‌کرد که نگرانی چندانی در مورد عامل خارجی وجود نداشته باشد.

 پرسش: منظور شما کدام باورهاست؟

پاسخ: انقلاب بر دور موفقیت بود و کسی باور نمی کرد پادگانهایی- که قلعه‌های مستحکم نظامی رژیم پهلوی محسوب می‌شد- در برابر شعارهای مردمی "ارتش برادر ماست" فرو بریزد.

احساس پیروزی بر رژیمی که به عنوان قدرت بلامنازع منطقه محسوب می‌شد، با آن حجم تسلیحات، تجهیزات و مستشاران در کنار آن نظریه‌های ابتدایی و آزمایش نشده در حوزه‌ی سیاست خارجی و آرمانگرایی مطلق موجب می‌شد دغدغه‌ی چندانی نسبت به تهدیدات خارجی وجود نداشته باشد. خطا اینجا بود که باید این دغدغه‌ها وجود می داشت اما نبود.

 پرسش: یعنی این موارد موجب شده بود که آمادگی لازم برای مواجهه با خطر های خارجی در داخل وجود نداشته باشد؟

 پاسخ: سوء بهره‌برداری از آزادیهای موجود اول انقلاب بسیار تلخ بود و در نتیجه‌ی آن شهدای فراوانی به انقلاب تقدیم شد. شدت این مسایل به گونه ای بود که در یک روز  یعنی هفتم تیر ماه 1360، حدود هفتاد نفر از مسوولان کشور شهید شدند اما با وجود همه تلخیها، به جهت برخورداری از پایه های مردمی، نظام آسیبی ندید.

 اما در مورد تهدیدات خارجی، در افکارعمومی از تهدیدات آمریکاییها احساس نگرانی وجود نداشت و نگران نبود از اینکه جنگ با آمریکا چگونه خواهد بود و چه هزینه‌هایی برآن متصور بود، همچنان که آمریکاییها نیز واقعا می‌ترسیدند که دست به اقدام نظامی بزنند، بویژه که از حادثه‌ی صحرای طبس خاطره‌ی شکست تلخی داشتند. لذا میزان خودباوری ملی به عنوان نقطه قوت سیاست خارجی ما در آن ایام و عدم نگرانی غیر واقع‌بینانه آنروزها از تهدید خارجی، می‌تواند نقطه ضعف تلقی شود.


کلمات کلیدی:   خلیج فارس ،آمریکا ،جبهه ملی ،نهضت آزادی
     
 
حاج آقامجتبی تهرانی
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢  

به مناسبت سالگرد رحلت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی، سخنانی از آیت الله جوادی آملی دریافت کرده ام که ارائه می شود.

حضرت آیت الله‌العظمی جوادی آملی :

مردان الهی که آیت الله تهرانی رضوان الله علیه از مصادیق بارز این صِنفند، در دو جبهه پیروزند و پیروز بودند. بعضی‌ها در هر دو جبهه گرفتارند، بعضی‌ها در یک جبهه گرفتارند و در جبهه دیگر پیروزند، ولی این بزرگوار در هر دو جبهه پیروز بود. قرآن کریم پیروزمندان این دو جبهه را چنین معرفی کرد و فرمود: این‌ها اصلاً به طرف بازی نمی‌روند و بازی هم آن جرأت را ندارد که به طرف این‌ها بیاید. نه این‌ها به طرف بازیگران می‌روند و نه بازیگران آن قدرت را دارند که خودشان را به ایشان نزدیک کنند. این خصیصۀ مردان الهی است.

بعضی‌ها هستند که در هر دو جبهه شکست‌خورده‌اند؛ یعنی هم بازیگرند و با بازیگران می‌سازند، و هم بازیگران این‌ها را به بازی می‌گیرند. بعضی‌ها هستند که عمداً به طرف بازی و بازیگران نمی‌روند ولی بازیگران احیاناً به طرف این‌ها می‌آیند و این‌ها را به بازی می‌گیرند.

امّا اینکه مردان الهی عمداً به طرف بازی نمی‌روند این را در سورۀ مبارکۀ مؤمنون فرمود: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ٭ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ ٭ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ  این‌ها از بازی و بازیگری و بازی‌کننده‌ها و... اعراض دارند. هرگز عمداً به این طرف نمی‌روند.

دربارۀ اینکه بازی‌کننده‌ها و بازیگری و... به طرف آن‌ها نمی‌روند، آن را در سورۀ مبارکۀ نور فرمود: رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ تازه بیع؛ چه رسد به بازی‌های سیاسی! این دو جبهه پیروزی است. به هیچ وجه بازیگری و اصلِ بازی به طرف آن‌ها نمی‌تواند برود؛ نه تنها این‌ها با بازیگران کاری ندارند به طرف بازی نمی‌روند، بازی و بازی‌کننده‌ها هم آن جرأت را ندارند که به طرف اینها بروند رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ

امّا متأسّفانه گروهی هستند که در هر دو جبهه شکست‌خورده‌اند هم خودشان به استقبال بازی می‌روند، هم بازیگران این‌ها را به بازی می‌گیرند. گروه دیگر که میانه‌رو هستند عمداً به طرف بازی نمی‌روند ولی بازی‌کننده‌ها گاهی اینها را به بازی می‌گیرند. اوحدی اهل ایمان کسانی‌اند که در هر دو جبهه پیروزند؛ هم الحمد لله ربّ العالمین آن نعمت را خدا به این‌ها داد که بوی بد بازی را استشمام می‌کنند، به طرف بازی نمی‌روند و هم در قلّه‌ای به سر می‌برند که بازی و بازی‌کننده‌ها به آن‌ها دسترسی ندارند.

وجود مبارک حضرت امیرسلام الله علیه فرمود: من در جایی هستم که کسی به من دسترسی ندارد و امّا این‌طور نیستم که حالا دیگران به من دسترسی ندارند، من هم دسترسی نداشته باشم! نه؛ من مرتّب فیض دارم امّا دیگران به من دسترسی ندارند. این در همان خطبۀ نورانی که خودش را معرفی می‌کند «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» آمده است. در اطراف تهران کوه هست امّا این کوه‌ها معمولاً سیل ندارد، هر چندین سال ممکن است که یک بار مثلاً سیل بیاید. امّا در قلّۀ دماوند هر وقت باران تند می‌بارد، سیل می‌آید. این شیارهایی که این سلسله جبال البرز را از قلّۀ دماوند جدا می‌کند، این‌ها کوه‌های میانی‌اند. بعضی از شیارها مستقیماً با خود قلّه مرتبطند و هر وقت یک باران تند بیاید چون از بالای قلّه تا این دامنه‌اش چند هزار متر است سیل جاری می‌شود.

حضرت فرمود: من آن کوهی نیستم که مثل کوه‌های عادی باشم، من آن کوهی‌ام که «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ» هر کوهی سیل ندارد! سیل علم هم از هر کوهی نیست! «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ».

از طرف دیگر خیلی از پرنده‌ها روی این کوه‌های تهران می‌توانند بنشینند، امّا شما پرنده‌ای نمی‌توانید ببینید که روی قلّۀ دماوند بتواند بنشیند. لذا حضرت فرمود: «وَ لا یَرْقَی إلَیَّ الطَّیْرُ» نفَس این‌ها بند می‌آید تا آن بالا بروند. کسی به آن قلّه نمی‌سد.

مردان الهی هم همین راه را منتها بالتّبع طی می‌کنند؛ کسی به آن‌ها دسترسی ندارد، امّا برکات آن‌ها مرتّب به مردم می‌رسد. مرحوم آیت الله تهرانی، به لطف الهی از همین نمونه‌ها بود که کسی نمی‌توانست از ایشان سوء استفاده کند، ولی از علومش می‌توانست استفاده کند. لذا برای همه ما داغی بود

... ان‌شاءالله آثار علمی‌ ایشان به وسیلۀ شما منتشر می‌شود و جامعه استفاده می‌کنند و بهره می‌برند.

«و الحمد لله ربّ العالمین»