شش تایی ها
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢  

عنوان طنز آمیزی که انتخاب شده، دردنیای فوتبال مسبوق به سابقه است. البته قصد طنزنویسی ندارم، لیکن گزینش این عنوان می تواند به تلطیف خاطر برخی دوستان و کاهش نگرانی آنان کمک کند.

در این نگاه انتخابات 1392 به تورنمنتی تشبیه شده که تیمهایی چند در آن مشارکت داشته اند و اصلاح طلبان با 6 گل برنده تورنمنت شده اند.

تیم احمدی نژاد، تیم پایداری و تیم حدادعادل هر سه، مسابقه را با نتیجه 0-6 به اصلاح طلبان واگذار کردند، تیم جلیلی و تیم کیهان 1-6 بازی را باختند، تیم قالیباف 3-6 بازی را باخت، تیم ولایتی 4-6 باخت و تیم لاریجانی 5-6 بازنده شد.

یکی از گلهای این مسابقه، ویژه بود و آن تک گلی بود که اصلاح طلبان به تنهایی به دست آوردند. ولی 5 گل دیگر این تورنمنت، مشارکتی زده شد و به جز آنهایی که 0-6 بازنده شدند، بقیه تیمها در گلزنی با اصلاح طلبان مشارکت داشتند.

 گل اول

گل اول تورنمنت، پایان یافتن دولتی بود که طی 8 سال به اعتمادعمومی، ایمان مردم، اقتصاد کشور و پرستیژجهانی نظام لطمه شدیدی زد. زننده این گل، کل ملت ایران بودند که با صبر 8 ساله خود، در نهایت از احمدی نژاد خلاصی یافتند. در این گل، تیم های پایداری و حداد- که تحت عنوان حمایت از گفتمان سوم تیر 1384نخواستند باور کنند که گفتارهای متناقض و رفتارهای نامتجانس احمدی نژاد اساسا گفتمان بردار نیست- سهیم نبودند و به همین جهت تیمهای آنان مانند تیم احمدی نژاد نتوانست حتی یکی از 6 گل خورده را جبران کند.

 گل دوم

گل دوم تورنمنت، انزوای بیشتر تیم پایداری بود. در این گل تمام اصولگرایان و حتی تیم جلیلی و کیهان مشارکت داشتند. البته گل خوردن پایداری ها بدون مقدمه نبوده، بلکه از انتخابات مجلس نهم که طرفند پایداریها برای منزوی کردن سایر اصولگرایان(با شعار برکناری ساکتین فتنه) توسط بیت رهبری و طایفه کیهانی تحویل گرفته نشد، انزوایشان آغاز شده بود و بازی غیرقابل باور رهبرپایداری در انتخابات 92 (پس از رد صلاحیت لنکرانی و تاخیر در قبول حمایت از جلیلی) توپ را به تور پایداری چسباند و درپی آن اصولگرایانی که 4 سال تمام با اتهام ساکتین فتنه تحت فشار بی امان پایداریها بودند، با این گل نفس راحت و عمیقی کشیدند.

 گل سوم

گل سوم تورنمنت، رای نیاوردن جلیلی بود. آنانی که از گفتمان سوم تیر 1384 دم می زدند و نمی خواستند بفهمند که گفتمان سوم تیر84 ابزاری بوده در دست احمدی نژاد برای فریب مردم، در انتخابات 92 به درستی پشت سر جلیلی قرارگرفتند. اما به دلیل عدم تناسب گفتمان سوم تیر با مقتضیات زمان، ملت گل سوم را با ندادن رای به جلیلی وارد دروازه طرفداران سوم تیر کرد تا به ناکارامدی این گفتمان رای داده باشند. لذا در زدن این گل تمام تیمهای غیر رادیکال اعم از اصلاح طلب و اصولگرا مشارکت داشتند.

گل چهارم

گل چهارم تورنمنت، انتخاب مردی بود از طایفه اصولگرایان معتدل با مشی اصلاح طلبانه؛ تمام تیمهایی که نماینده شان، یکی از 6 نامزد نهایی این انتخابات بود، دریافت کننده این گل بودند. البته ولایتی را باید از دیگران استثنا کرد. به طوری که اگر روحانی، ولایتی را به عنوان نماینده خود در گفتگوی با 5+1 معرفی کند، هیچکس تعجب نمی کند.

 گل پنجم

گل پنجم، اعاده حیثیت هاشمی رفسنجانی بود. این گل با درایت توام با صبر شخص هاشمی به ثمر رسید.اما علاوه بر اصلاح طلبان، مراجع تقلید و نخبگان اصولگرای معتدل از به ثمررسیدن این گل خشنود بودند و اگر علی لاریجانی را سمبل تیم یاد شده فرض کنیم، تمامی آنها در این گل با اصلاح طلبان مشارکت داشتند و متاسفانه تیم هایی که صرفا به جهت بستن دهان رادیکالهای اصولگرا، هاشمی را هدف هجوم خود قرار داده بودند، در این تورنمنت، گل پنجم را هم خوردند.

 گل ششم

گل ششم، اقدام خاتمی بود که نقش رهبری خود را در طیف اصلاح طلبان، ثبت تاریخی کرد و با سوق دادن اصلاح طلبان به سوی روحانی، گلهای 1 تا 5 را تثبیت کرد و با گل طلایی خود کشور را به دامن اعتدالگرایی برگرداند.       


 
تفکیک جنسیت در دانشگاه
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢  

مبحث تفکیک جنسیت دختران و پسران در دانشگاه موضوع جدیدی نیست و تمایلی هم برای ورود به این مبحث ندارم، لیکن با کامنتی روبرو شدم که یک دانشجوی حامی احمدی نژاد در سایت مشرق درج کرده بود و اطلاع دوستان از این نوع نگرش را خالی از لطف ندانستم.

در حاشیه مصاحبه ای که در سایت مشرق (خبر: ۲۴۲۷۶۰تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲) از رئیس فعلی دانشگاه علامه طباطبایی درج شده، کامنتی به نحو زیر درج شده بود:

بنده چند دوره تحصیلی در دانشگاه علامه طباطبایی تحصیل کرده‌ام.

با قاطعیت، 2 مورد موجود در مصاحبه را تکذیب می‌کنم:

1. کیفیت غذای دانشگاه، افتضاح است، افتضاح. چند دوره اعتراض کردیم، پیمانکار را عوض کردند، اما بهتر نشد. در واقع به نظر میرسد تقصیر پمانکار نیست و مواد اولیه بی کیفیت است. ماهی اش افتضاح، قرمه سبزی افتضاح، جوجه کبابش سفت. الان چند وقتیست اصلاً دانشگاه غذا نمیخورم.

2. مورد عجیب دوم مربوط به طرح تفکیک جنسیتی است. بنده به عنوان یک دانشجوی حزب اللهی و طرفدار دولت دکتر احمدی نژاد اعلام میکنم اکثریت نزدیک به همه دانشجویان تمام مقاطع با این طرح مخالف بودند و از جمله بنده. طرح برای دانشجویان توجیه نشده بود، با توهین و فاسد انگاشتن دانشجویان اجرا شد و بیان مسئولین وزارت علوم بسیار بد بود. البته شاید اصل طرح خوب باشد، اما این شیوه اجرا بسیار زشت بود.

در مورد اینکه آمار مشروطی‌ها کم شد!!! واقعاً متأسفم که ایشان دانشجویان خودش را نشناخته. دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، دانشجویانی نیستند که حین کلاس بخواهند دید بزنند! و یا در محوطه مشکلی داشته باشند. همیشه دانشجویان برتر کشور بودند و هستند. سر کلاس‌ها همیشه رویمان به تخته بود و بس. شاید آمار کم شدن مشروطی‌ها به یکی از 2 علت زیر باشد که اشاره نشده است:

1. از حدود سال 89، به تدریج اساتید جوان و مدعو زیاد شدند و این اساتید بر خلاف اساتید هیئت علمی، بد نمره نیستند.

2. تعداد جذب دانشجویان کارشناسی به تدریج کاهش یافت و برای برخی رشته‌ها، به جای مهر در بهمن جذب دانشجو انجام شد.

هدفم از نوشتن این نظر این بود که ضمن دفاع از بسیجیان و حزب اللهی‌ها و تشکر از عملکرد مثبت دانشگاه علامه طباطبایی در افزایش ظرفیت پذیرش و نیز حضور اساتید جوان، اعلام کنم همه چیز را تحمل می‌کنیم، اما "دروغ" را نه.

................

متن کامل این مصاحبه را می توانید در سایت مشرق کد خبر۲۴۲۷۶۰تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ مطالعه نمایید. لیکن برخی سوالات سایت مشرق و اندکی از پاسخ های رئیس دانشگاه علامه چنین است: 

*نحوه اجرا طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه علامه طباطبایی چگونه بوده است؟

*از چه سالی طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه علامه اجرا شد؟

شریعتی: در سال 89 ما کلاس‌های عمومی را جدا کردیم

*نتایج مثبت این طرح چه بود؟

شریعتی: هرچه پیش رفتیم آثار مثبت این طرح را بیشتر شاهد بودیم

*عده‌ای به شما به خاطر بازنشسته کردن اجباری اساتید انتقاد می‌کنند آیا روند بازنشستگی اساتید دانشگاه علامه قانونی بوده است یا خیر؟

شریعتی: امسال ما هیچ استادی را بازنشسته نکردیم و تنها با درخواست یک استاد که خودش درخواست بازنشستگی داشت موافقت کردیم. من به خاطر مسائل شخصی و حفظ عفت عمومی نمی‌توانم خیلی مطالب را بیان کنم.

*عده‌ای معتقدند شما در چند روز اخیر و بدون سابقه قبلی 100 عضو هیئت علمی استخدام کردید؟

*عده‌ای معتقدند دانشگاه علامه با بوجود آوردن پردیس دانشگاه‌ها به جذب دانشجویان پولی اقدام کرده است.

شریعتی: در برنامه پنجم مصوب شده است که دانشگاه‌ها از ظرفیت اضافه‌شان در مقطع ارشد و دکتری پردیس دانشگاه و با اخذ پول ایجاد کند و ما نیز همین قانون را عمل کردیم. امسال نیز همین روند را انجام دادیم.


کلمات کلیدی:   دانشجو ،دانشگاه ،معارف ،احمدی نژاد
     
 
چشم مان روشن
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢  

رجانیوز در خبر کد 165224 خود تحت عنوان "پاسخ خواندنی دکتر ابوترابی به هجمه علیه آیت‌الله مصباح" مطالبی را درج کرده که نکته ای از آن برایم تازگی داشت. زیرا که جناب ابوترابی به نمایندگی از آقای مصباح، عزل رهبری توسط مجلس خبرگان را مجاز دانسته اند.  

البته اطلاعات مربوط به دوران حیات امام خمینی، نشان می داد که آیت الله مصباح در زمان امام خمینی، درباره ولی فقیه، گشاده دستی های دوره آیت الله خامنه ای را نداشته اند و لذا مواضع اخیر شاگرد ایشان نباید موضوعی جدید تلقی شود. لیکن از آنجایی که اینگونه موضع گیری در ادبیات بیست و چند ساله - دوران رهبری آیت الله خامنه ای- در گفتمان مصباحیون بکارگرفته نمی شد، لحن بکار رفته دلالت بر مسئله تازه ای دارد که برای توصیف آن عجله ای نیست.  

 

رجانیوز - گروه سیاسی: چندی پیش روزنامه‌ی جمهوری اسلامی سؤال‌هایی اهانت‌آمیز  و ابهام‌آلود  در مورد شخصیت برجسته حضرت آیت الله مصباح یزدی منتشرکرد. متأسفانه این اقدام به قلم محقق‌نمایی از حوزه‌ی علمیه صورت گرفت که حاضر شده بود فارغ از آداب پرسش‌گری ازعالمان دین و بدون توجه به فرمایش رهبر معظم انقلاب که از ایشان به مطهری زمان تعبیر کرده‌اند انتقادهای  سرگشاده  مطبوعاتی و نه چندان مؤدبانه  به منطق قوی و مستحکم ایشان داشته باشد.

به گزارش رجانیوز، هرچند این رفتار موجب رنجش خاطر دلسوزان نظام اسلامی، علاقمندان و شاگردان استاد دلسوز حوزه گردید ولی  در شرایطی که حماسه سیاسی کام امت را شیرین کرده است، بر طبق منش ایشان، اقدامی در قبال این توهین‌ها صورت نگرفت.

با اصرار و پیگیری‌های صورت گرفته، دفتر معظم‌له اجازه داد پاسخ‌های یکی از شاگردان ایشان به سخنان آقای مرتضوی بر اساس قانون مطبوعات در همان روزنامه منتشر گردد که با امتناع مسئولان روزنامه روبرو شد.

پس از امتناع روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، جهت تنویر افکار عمومی متن جوابیه حجت السلام و المسلمین دکتر احمد ابوترابی با کسب اجازه از  دفتر آیت الله مصباح یزدی، در این پایگاه اطلاع رسانی تبیین قرار می‌گیرد:

(به گوشه ای از این مبحث توجه نمایید)

در سؤال چهارم آمده است که چگونه آیت‌ الله مصباح یزدی از یک سو به ولایت مطلقه فقیه قائلند و ولی فقیه را فوق قانون می‌دانند، و در عین حال در برخی از نوشته‌های خود تنها معصومین ـ‌ علیهم‌السلام‌ ـ را فراتر از قانون می‌دانند و می‌گویند خبرگان باید ناظر بر کار رهبری باشند و می‌توانند رهبری را عزل کند ؟ آیا این اختلاف به معنای تغییر دیدگاه ایشان نیست ؟

پاسخ این است که این دو امر با هم منافاتی ندارند؛ چرا که بر اساس مبانی و براهین عقلی و مؤیدات نقلی فراوان ولایت مطلقه فقیه و جانشین امام معصوم در دوران غیبت امام عصر ـ‌ عجل الله تعالی فرجه الشریف‌ ـ فقیه جامع‌الشرایط و عادلی است که بیشترین توانایی را در میان فقهاء برای اداره‌ی جامعه دارد و با توجه به این‌ که نصب این فقیه از سوی خدای متعال به صورت « نصب عام »، یعنی از طریق بیان شرایط و ویژگی‌هاست، باید خبرگان جامعه از میان فقهاء کسی که این شرایط را دارا است، شناسایی، کشف و به مردم معرفی کنند و با توجه به این‌ که وی منصوب از سوی خدا ـ‌ هر چند به نصب عام‌ ـ است، مشروعیت همه نظام اسلامی و قوانین آن به واسطه تأیید اوست.

اما چنین فقیهی چون از سوئی خود، شارع نیست، باید تابع قوانین شریعت باشد، و از سوی دیگر چون منصوب از سوی خدا و مشروعیت او از سوی خداست، مافوق قوانین موضوعه است؛ اما نسبت به احکام الهی و قوانین شریعت تابع قانون است.

 اساساً شرط فقاهت برای فهم قانون الهی و شرط عدالت به معنای ضرورت رعایت احکام الهی برای چنین جایگاهی لازم است و چون از ابتداء ولایت چنین کسی مشروط به وجود شرایط رهبری و از جمله فقاهت و عدالت است، خبرگانی که طبق شیوه‌ی عقلایی او را کشف و معرفی کرده‌اند، وظیفه دارند بقای شرایط رهبری در وی را نیز کنترل کنند و اگر زمانی تشخیص دادند که این شخص شرایط رهبری را از دست داده، باید آن را به مردم اعلام کنند و عزل رهبری از سوی خبرگان در واقع به معنای کشف و اعلام باقی نماندن شرایط رهبری در این شخص است.


 
خسته نباشید
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢  

از فردای 24 خرداد1392 تکلیف جدیدی برای ما رقم خورد.

با انتخاب روحانی که از گروه اصلاح طلبان نیست ولی درعین حال دارای مشی اصلاح طلبانه است، از سویی دغدغه های اصلاح طلبان نسبت به رویکرد دولت یازدهم برطرف شد و ازسوی دیگر واگذاری کمترین سهم -در کابینه- به اصلاح طلبان، افق نگران کننده ای را ترسیم کرد.

اگرچه به نظر می رسد، افق نگران کننده اصلاح طلبان بی اهمیت نیست ولی درعین حال وضعیت پیش آمده خالی از لطف هم نمی باشد.

اصولگرایان با توجه به تلاش شان برای مصادره رای روحانی و ایجاد محدودیت برای او در معرفی اعضای کابینه، راههای تامین حقوق اصلاح طلبان را تا توانستند، تنگ کردند. اما در مقابل روحانی هم توانست با پرستیژ اعتدالگرایی و جلب حمایت "اصولگرایان میانه رو" تیم اقتصادی و سیاست خارجی خود را از صندوق آراﺀ نمایندگان بیرون آورد. 

بدین ترتیب، پیش بینی آینده سیاسی کشور،از برایند تعامل و تقابل سه گرایش در یک معادله سه مجهولی به دست خواهد آمد.

مجهول اول اعتدلگرایان و به عبارتی دیگر اصولگرایان میانه رو هستند که میدان اقتصاد و سیاست خارجی را به دست گرفته اند و میزان موفقیت شان در این دوحوزه، نه تنها بر سرنوشت شان تاثیر می گذارد، بلکه موفقیت و یا عدم موفقیت آنان، موقعیت دو گرایش دیگر را نیز  به شدت متاثر می کند.

موفقیت اعتدالگرایان در دو حوزه مزبور، باعث تقویت موقعیت اصلاح طلبان و کاهش واکنشهای تخریبی اصولگرایان رادیکال خواهد بود و برعکس عدم موفقیت آنان، موقعیت اصلاح طلبان را تضعیف و اصولگرایان رادیکال را تقویت می کند.

لذا اصلاح طلبان باوجود ناروایی هایی که شاهدش می باشند، همچنان به حمایت دولت روحانی پایبندند و اصولگرایان رادیکال، هنوز کابینه از مجلس بیرون نیامده، ساز مخالفت با دولت را نواخته اند.

اصولگرایان رادیکال که مجهول دوم این معادله هستند و آشکارترین شکست خورده خرداد 92 می باشند، طیف منسجم و متحدی نمی باشند.

علت آنکه رادیکالهای اصولگرا در طول 8 سال دولت احمدی نژاد کفن ها را به صندوقچه ها سپرده و فرهنگ کفن پوشی را تعطیل کرده بودند، را می توان گوشه ای از عدم انسجام رادیکالها دانست.

همچنین، مخالفت ابتدایی آیت الله مصباح با کاندیداتوری جلیلی نیز نمونه دیگری از این عدم انسجام است.

البته اعتدالگرایان با رفتار سیاسی خود می کوشند مانع از انسجام رادیکالها شوند و در مقابل، راهبرد امروز رادیکالها، باز سازی انسجامی است که در انتخابات خرداد92 دچار آسیب شد.

اما مجهول سوم معادله یعنی اصلاح طلبان که پیروز حقیقی انتخابات 92 هستند و درعین حال سهم شان در کابینه بسیار کمتر از حق شان می باشد، اولا هرگونه موفقیت روحانی در دو حوزه اقتصاد و سیاست خارجی، موفقیت آنان بوده، در ثانی عدم حضور جدیشان در دولت را مغتنم دانسته و فرصتی برای بازسازی امور درون جناحی تلقی کرده اند.

ضمن اینکه موقعیت های قابل بهره برداری در شورای شهر تهران و انتخابات آینده مجلس دهم را نیز دور از نظر ندارند.


 
کابینه روحانی
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢  

هرچند دوستانی که به جناب روحانی رای دادند، انتظار این کابینه را نداشتند. ولی فراموش نکنیم که روحانی همّ خود را بر روی دو مسئله سیاست خارجی و اقتصاد متمرکز کرده است.

روحانی برای مستحکم کردن موقعیت خود در صحنه بین المللی نیاز به کابینه ای قوی دارد. نماد قوام کابینه، بیش از این که متکی به توانمندی وزرا باشد، متاثر از رای مجلس به کابینه است.

متاسفانه جناح بازنده انتخابات برسرگردنه مجلس نشسته و برای روحانی خط و نشانهای فراوانی کشیدند.

البته توقع رای دهندگان به روحانی این بود که وی در برابر جناح بازنده عقب نشینی نکند. ولیکن روحانی که همّش را به بازسازی روابط بین المللی گذاشته، نمی خواهد با مجلس درگیر شده و اولویت جهت گیری دولتش از مسائل خارجی به سوی مسائل داخلی تغییر کند. ضمن اینکه درصورت تقابل با مجلس، کابینه او از رای بالای مجلس محروم شده و چنین مسئله ای موقعیت بین المللی او را به شدت تضعیف می کند.

فراموش نکنیم که آخرین تصمیم درباره اعضای کابینه، در نشستی که هفته پیش با حضور روحانی، هاشمی، خاتمی و سیدحسن برگزار شد، قطعیت یافت.

همچنین انتخاب 2 عنصر کلیدی یکی به نام نهاوندیان(در سمت رئیس دفتر رئیس جمهور) از طایفه اصولگرایان، رئیس سابق اطاق بازرگانی، یار غار سالهای اخیر بازار و بخش خصوصی، فارغ التحصیل آمریکا و مسبوق به سابقه انجمن حجتیه و دیگری تکنوکراتی به نام ظریف(در سمت وزیر خارجه)، که نقطه مقابل اصولگرایان تندرو، مشهور در بین دیپلماتهای غربی، نماینده ایران در سازمان ملل در دوره میرحسین، هاشمی و خاتمی و دیپلمات فعال در مذاکرات قطعنامه 598 بوده است، از منظر چشم تان دورنماند.

روحانی با اتکا به رای ملت و حمایت رهبری، درصدد است تا کابینه اش از رای بالای مجلس برخوردار باشد تا بدین سبب، با نقشی که به محمدجوادظریف خواهد داد، سیاست بین المللی خود را آغاز کند و با توجه به چهره مقبول نهاوندیان در خارج کشور و ارتباطات وی با بازار و بخش خصوصی، از موضع مسئول دفتر رئیس جمهور، از سویی تضمین لازم را به بخش خصوصی داده و از سوی دیگر امکان برقراری ارتباط بین بخش خصوصی با جهان آزاد را برقرارکند.

لذا از دوستان دل نگرانی که از رای خود به روحانی در اندیشه هستند، دعوت می کنم که زاویه دید خود را به راهبردهای روحانی دوخته و آزردگی خود را از کابینه معرفی شده اینگونه التیام بخشند. 


 
تحریم دولت روحانی
ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢  

تحریم های اخیر که در آستانه آغاز فعالیت دولت حسن روحانی، توسط اکثریت قاطع نمایندگان کنگره آمریکا علیه ایران تصویب شد، یکی از الطاف خفیه الهی است. مشروط برانکه واکنش مناسبی از سوی ما صورت گیرد.

بی تردید همچنانکه در ایران گروههای افراطی، جهت دهی بسیاری از امور کشور را در دست دارند، دولت آمریکا هم از این وضعیت مستثنی نیست. البته گرایشات اوباما و کنگره می تواند متفاوت باشد. اما فراموش نشود که اوباما یک دموکرات است و نمی تواند هویتی فراتر از منافع و خط مشی حزبی داشته باشد. از سوی دیگر اکثر دموکراتهای عضو کنگره آمریکا هم در تصویب تحریم جدید علیه ایران نقش داشته اند. پس کمی سادگی است، اگر به تفاوت گرایش اوباما و کنگره بیش از واقعیت ارزش قائل شویم، هرچند که از تمام روزنه ها برای حفظ قوام نظام باید بهره برد.

توجه داشته باشیم که اوباما هم از این مصوبه استقبال می نماید، زیرا چنین مصوبه ای دست او را برای مذاکره از موضع بالا و فشار بیشتر به طرف ایرانی تقویت می کند.

این حادثه حکایت از آن دارد که آمریکایی ها طرفدار جریانهای افراطی در ایران هستند تا  اینکه برای سوق دادن جمهوری اسلامی به سمت سقوط، از جیب هزینه نکنند. بلکه با دست افراطیون ایرانی سنگ آسیابشان را بگردانند و به دست تندروهای ایرانی خر خویش برانند و به منزل برسانند؛ همچنانکه آن مقام اسرائیلی از خدمات غیر مستقیم احمدی نژاد، برای پیشبرد اهداف صیهونیستی پرده برداشت.

بی جهت نبوده که هروقت میانه روها یا اصلاح طلب ها در ایران روی کار می آیند، آنها ساز ناسازگاری را کوک می کنند و متاسفانه افراطگران داخلی هم با چوب لای چرخ گذاشتن دولت میانه رو و یا اصلاح طلب، تا می توانند در تضعیف دولت ملی می کوشند تا جایی که آمریکایی ها تصور می کنند که با دولت تضعیف شده ای روبرو هستند.

اکنون شایسته است که ما به صبوری خود ادامه دهیم و اگرچه آمریکایی ها با این اقدامشان کفه تندروها را در مقابل روحانی و اصلاح طلبان سنگین کردند، ولی ما نباید تا قبل از استقرار حقیقی و حقوقی دولت جدید کاری کنیم که موجب کاهش بیشتر قدرت مانور دولت جدید شود. بلکه برما وظیفه است که - دربرابر تحریمهایی که آمریکایی ها با هدف تضعیف بیشتر دولت روحانی به تصویب رسانده اند- با حمایت از دولت روحانی کفه دولت او را برای دوئل دیپلماتیک تقویت نماییم.

به عبارت دیگر ما وظیفه مهمی بردوش داریم و تا می توانیم باید به همافزایی قدرت ملی کمک کنیم، هرچند که رقبای بی انصاف ما، در صدد مصادره رفتارهای ایثارگرانه ما باشند.

بی تردید شفافترین نمایش قدرت ملی انتخابات 24 خرداد 1392 بود. اصلاح طلبان باوجود تردیدهای فراوان و با بی رغبتی تمام، در خلق این حماسه بزرگ نقش به سزایی ایفا کردند. ولی دیدیم و می بینیم که چگونه اقتدارگرایان، به جای پاسداشت چنین مشارکتی، و به جای بهره برداری ازاین همافزایی ملی، نه تنها درپی مصادره این حماسه بزرگ هستند، بلکه به طرق مختلف به کمرنگ کردن، ارزشهایی که از این حماسه سیاسی بروز کرده و به افزایش قدرت ملی منجر شده دامن می زنند.

همه می دانند که پیروزی روحانی متاثر از آرائ اصلاح طلبان، کناره گیری عارف و حمایت خاتمی و هاشمی بود. اما اقتدارگرایان نه تنها از وارونه نشان دادن واقعیت ابایی ندارند، بلکه برای مصادره نتیجه انتخابات چیزی را فرو نمی گذارند و در همین راستا دست روحانی را برای انتخاب کابینه بسته اند.

توقع میرفت که پس از خلق حماسه 24 خرداد، با رفع حصر میرحسن و کروبی، پرده دیگری از وحدت ملی به نمایش درآید. اما نه تنها هنوز چنین تدبیری محقق نشده، بلکه مخالفت پرهیاهوی اقتدارگرایان با حضور سیدمحمدخاتمی در مراسم تحلیف، به تضییع بیشتر حماسه 24 خرداد منجر شده است.

وقتی که اقتدارگرایان در تشخیص منافع  ملی نابینا هستند و از تضعیف دولت روی کارنیامده روحانی دست برنمی دارند، چه جای تعجب است که- باوجود بی رغبتی چند روز پیش 131 نماینده کنگره آمریکا به تشدید تحریم علیه ایران- افراطگران آمریکایی، رای اکثریت آنها را علیه ج.ا.ا جلب کنند.

آری اینچنین است برادر ولی عقل گرایی همچنان ایجاب می کند که باوجود ندانم کاری و اقدامات تضعیف کننده اقتدارگرایان، باید به همافزایی قدرت ملی اندیشید و ایثارگرانه برای دست یابی به افزایش وحدت ملی هزینه کرد. 


 
قطعنامه598(قسمت1)
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

خبرنگار مجله آسمان درباره قطعنامه 598 گفتگویی با من کرده که در شماره اخیرش درج گردیده است. حال تصمیم دارم متن آن گفتگو را  در اینجا منتشر نمایم.البته به جهت اینکه حجم مطلب بیش از حوصله مخاطبان است، آنرا در چند قسمت ارائه خواهم کرد.(انشاﺀالله)

1ـ به‌نظر شما در چه شرایطی قطعنامه 598 پس از یک‌سال از طرف جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد؟ آیا شرایط جنگ و مناسبات بین‌المللی باعث پذیرش جنگ شد یا نامه‌ها و نظراتی که فرماندهان و مسئولان کشور به امام خمینی انتقال می‌دادند؟

پاسخ:

البته پس از تصویب قطعنامه در تابستان 1366، جمهوری اسلامی روی خوش به آن نشانداد و دیپلماسی کشور تا زمان پذیرش رسمی 598، همواره در همین مسیر حرکت می کرد. منتها ایران نمی خواست تن به قطعنامه ای بدهد که معلوم نبود بازیگران پشت صحنه به حقانیت حقوق از دست رفته ایران درجنگ تن بدهند.

دیپلماسی کشور صحیح بود. بازیگران پشت صحنه که حکومت وقت عراق با چراغ سبز آنان، به ایران حمله کرده بود، نمی خواستند ایران پیروز میدان جنگ باشد. لذا اعتماد به تصویب کنندگان 598 نمی توانست تضمین کننده مطمئنی تلقی شود و آنان هم در مقابل با تسلیح و تجهیز گسترده ارتش صدام و در اختیارگذاشتن اطلاعات راهبردی و نیز پذیرش بکارگیری سلاح های کشتار جمعی، موازنه جنگ را که به نفع ما در جریان بود، تغییر دادند و لذا امام کسری موازنه نظامی را با یک حرکت سیاسی جبران کرد و بلکه میدان نبرد را که منحصرشده بود به جنگ و نظامی گری به میدان سیاسی- نظامی مبدل کرد.

به عبارت دیگر با پذیرش 598 جنگ  و مقاومت مقدسی که در پایان جنگ رقم خورد، نظامی گری را به خدمت دیپلماسی درآورد.

البته قبل از پذیرش 598 هم نظامی گری در خدمت اهداف سیاسی بود، لیکن تحقق اهداف سیاسی قبل از پذیرش 598 نیازمند قدرت نظامی بیشتری بود.

قوای لشکری براین باور بودند که ظرفیت و پتانسیل کشور برای افزایش قدرت نظامی و برتری بر ارتش عراق وجود دارد. ولی قوای کشوری معتقد بودند که همه ظرفیت قابل تبدیل را بکارگرفته اند.

این مشاجره که مدتها برسر زبان دولتمردان و فرماندهان ارشد زمان جنگ بود، وبه دوگرایش متضاد "جنگ جنگ تا پیروز" و "اجرای یک عملیات بزرگ برای پایان بخشیدن به جنگ" شناخته می شد و بعد از جنگ به سطح جامعه سرایت کرد، ریشه دراختلاف این دو نگرش دارد.


کلمات کلیدی:   امام خمینی ،دفاع مقدس ،قطعنامه 598
     
 
قطعنامه598(قسمت2)
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

2ـ شما چه تحلیلی از نتیجه قطعنامه دارید و آیا پذیرش آن را یک پیروزی برای جمهوری اسلامی ایران می‌دانید یا نه؟

پاسخ:

پیروزی سطوح مختلفی دارد. بی تردید تصویب 598 در شورای امنیت سازمان ملل، نتیجه موفقیت های ما در میدان جنگ بود. به عبارت دیگر دو نبرد بزرگ فاو و شلمچه که به نام های والفجر8 و کربلای 5 انجام شد، پشتوانه تصویب 598 بود و آنچه که سیاستمداران کشور می خواستند که با یک عملیات پیروز مقدمات پایان جنگ را فراهم کنند، با دو عملیات یاد شده محقق شده بود. اما دشمن مقابل ما فقط حکومت صدام نبود که با عملیات پیروز، شاخ او را شکسته باشیم، بلکه ترکیبی بود از حامیان قدر منطقه ای، سردمداران دو بلوک غرب و شرق لذا 598 "بما هو 598" پیروزی بود اما نمی خواستند جمهوری اسلامی بیش از این امتیازی بگیرد. آنقدر فشار آوردند تا در نهایت ما مجبور شویم سطح هدفهای سیاسی مان را کاهش دهیم. 


کلمات کلیدی:   دفاع مقدس ،قطعنامه 598
     
 
قطعنامه598(قسمت3)
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

3ـ گفته می‌شود که در فضای آن زمان مسئولان سیاسی بیشتر طرفدار پذیرش قطعنامه و مسئولان و فرماندهان نظامیان طرفدار ادامه جنگ بودند. شما دسته‌بندی کلی موافقان و موافقان قطعنامه به این صورت را قبول دارید؟

پاسخ:

ببیند طبیعی است گرایش که لشکری ها نظامی باشد و گرایش کشوری ها سیاسی، آنچه مهم است این است که این دوبازو در اختیار منافع ملی به کارگرفته شوند. 

هنر امام به عنوان رهبر نظام این است که میدان را برای حداکثرفعالیت هردو بازوی نظام باز بگذارد و همین طور هم شد؛ آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان لیدر قوای کشوری، چه سفرها و چه گفتگوهایی که نکرد و شما حتی یک مورد سراغ ندارید که امام با فعالیت آقای هاشمی مخالفت کند و اگر مانع دیدار مسئولین رده یک کشوری با مک فارلین شد، به معنای مخالفت با اقدامات عمومی آقای هاشمی تلقی نمی شود.

من در اولین مصاحبه ای که در سال 1380 درباره سفر مک فارلین کردم، به مدیریت امام در بهره برداری از نقش دو بال یا دو بازوی نظامی و سیاسی اشاره کردم و بعد از آن مصاحبه، دفتر آقای هاشمی با من تماس گرفتند و گفتند حاج آقا (آقای هاشمی) گفته اند: به سردار رشید بگویید که همه کارهای انجام شده با نظر امام و با هماهنگی امام بوده است.

من هم در جواب گفتم: سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید که یقین دارم که چنین بوده است

اساسا شخصیت امام به گونه ای بود که برسرمنافع ملی با هیچکس رودربایستی نداشت. اگر امام با فعالیت دیپلماتیک آقای هاشمی مخالف بود حتما مانع از میدانداری ایشان می شد. درصورتی که نه تنها مانع از فعالیت وی نشد بلکه در ماههای پایانی جنگ و زمانی که صحنه نبرد گره خورد، ایشان را جانشین خود به عنوان فرمانده کل قوا کرد.

البته حمایت امام از فعالیت های سیاسی آقای هاشمی به معنی این نیست که امام تقدیر و تدبیر لشکریی ها را به کشوری ها سپرده باشد. خیر بلکه لشکرهای مانند کشوری ها با امام تماس مستقیم داشته به امام گزارش می دادند و از امام راهنمایی می گرفتند و به قدری این روابط عمیق بود که بدنه جامعه که نقش اول را در دفاع مقدس خود داشتند، تبعیت از فرمانده خود را پیروی از امام می دانستند و این مسئله یک باورذهنی نبود بلکه باوری بود منطبق با واقعیت و عینیت خارجی داشت.  

لذا اختلاف بین کشوری ها و لشکری ها اولا امری طبیعی است وثانیا گرایش های هر دو قوا جایگاه مستحکمی درراستای منافع ملی داشت و دارد.


 
قطعنامه598(قسمت4)
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

4ـ آیا در پذیرش یا عدم پذیرش قطعنامه آیا اختلافی بین سپاه و ارتش وجود داشت یا نه؟ 

پاسخ:

ببینید، پذیرش قطعنامه امری نظامی نیست که قوای لشکری برسر آن با یکدیگر اختلاف کنند. البته قوای لشکری وکشوری هم نظر نبودند ولی قوای لشکری، در موضوعی که خارج از ماموریت ذاتی آنان است، چه اختلافی می توانند داشته باشند؟!

البته فراموش نکنیم که سپاه از روز اول تاسیس صرفا این سازمان لشکری نبوده است و هرچند به مرور صبغه لشکری آن تقویت شد و هرچند که اگرچه در دسته بندی قوای کشوری و لشکری، سپاه قوای لشکری صرف نیست، بلکه در قوای کشوری نیز هیچ جایگاهی ندارد.

لذا بازخورد پذیرش 598 در درون سپاه موضوع مستقلی است که باید مستقلا مورد بررسی قرارگیرد. آنچه که در پایان جنگ و پس از پذیرش 598 اتفاق افتاد و مقاومت بی نظیر را در برابر 13 لشکر ارتش عراق در خوزستان رقم زد و در برابر ارتش ویرانگر منافقین در ایلام و کرمانشاه آفرید، چیزی نبود جز تبلور خروش پاسداران و بسیجیان نسبت به غیرباور بودن پذیرش 598 برای آنان  


کلمات کلیدی:   دفاع مقدس ،قطعنامه 598 ،ارتش ،سپاه
     
 
قطعنامه598(قسمت5)
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

5ـ اگر قطعنامه پذیرفته نمی‌شد به‌نظرتان جنگ چه سرنوشتی پیدا می‌کرد و آیا در این صورت هجمه بین‌المللی به ایران افزایش نمی‌یافت و نظامیان و رزمندگان با کمبود امکانات و... مواجه نمی‌شدند و در این صورت آیا ممکن نبود همه چیز به ضرر ایران باشد؟

پاسخ:

ببینید این مسئله از زوایای مختلفی باید مورد بررسی قرارگیرد و ای کاش بجای تداوم روی آنتن رفتن اختلافات، جنگ به عنوان بزرگترین تجربه و پرهزینه ترین تجربه ملی، در فضاهای آکادمیک به نقد ودرس آموزی گرفته می شد.

چه پایان نامه ها و تزهایی که در این باره ضرورت داشت ودارد که تدوین شود و هرچند که بیش از بیست سال از این مسئله می گذرد ولی هنوز ضرورت چنین اقدامات پژوهشی غیرقابل انکار است. اما چه کنیم که بهره گیری ملی از این سرمایه  بزرگ، تبدیل به سنگربندی جناحی شده، گرایشاتی برای اثبات حقانیت خویش، دستاوردهای جنگ را نادیده و بعضا به سخره می گیرند و گرایش دیگری، پکیج 8 ساله جنگ را به مقوله ای مقدس تبدیل کرده و دریچه های ورود علمی به آن محدود به زوایای ارزشی نموده، به جای تعقل، تنها دریچه توصیف را باز گذاشته اند و ضمنا اجازه دخول دیگران به این مقوله را نمی دهند.

واقعا یکی از استدلالهایی که برای پذیرش قطعنامه هست، مسئله پیامی است که از بمباران شمیایی حلبچه به دست آمده. حال باید کنکاش شود که آیا واقعا بمباران حلبچه چنین پیامی داشت و اگر چنین است، چرا اجازه دادیم کار بدانجا بکشد و ما برای بازدارندگی و تقویت بنیه دفاعی آن روز چه باید می کردیم و امروز چه باید بکنیم

و یکی از زوایایی که به آن پرداخته شود، گرایشات و شاخص های تبلیغاتی در زمان جنگ است.به هرصورت نظام تبلیغاتی ما باید روی نقاط قوت خودی ها وضعف های دشمن مانور می کرد. ولی 2 ماه آخر جنگ که یکباره عِده و عُده عراقی ها موجب تغییر موازنه به نفع عراق شد، چالشی بُهت آوری را درپی داشت که امام با نوشیدن جام زهر، جامعه را با مسئله ای بزرگتری روبه رو ساخت که گره ذهنی اجتماعی در حال شکل گیری، قبل از بروز جدیدی، به محاق فراموشی رفت. حال چنین متدی که امام به کاربرد، از چه اصولی تبعیت می کند ودر چه شرایطی قابل الگو برداری است؟

اینها درسهایی است که باید از کنکاش خُرد و کلان جنگ به دست آید ولی خبری از آن نیست.


 
قطعنامه598(قسمت آخر)
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

 6ـ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در تازه‌ترین اظهار نظرشان قبول قطعنامه را نتیجه اعتدال امام خمینی دانسته‌اند، شما چه تحلیلی در این باره دارید؟

پاسخ:

این سوال شما ازدو منظر قابل گفتگوست، منظر اول نگاه، ادبیات و گفتمان آقای هاشمی است. آقای هاشمی که در دهه 1360، بعد از شهادت شهید بهشتی، لیدر جریان چپ خط امام شناخته می شد، از حدود سال 63-62 از جریان چپ فاصله گرفت و کوشید جریانی با گرایش میانه روی ایجاد کند و از آن روز تاکنون بر همین مدار حرکت کرده و مروج این گرایش بوده وهست. لذا طبیعی است که ایشان هر اقدامی را با شاخص میانه روی و اعتدال، نقد و ارزیابی کند و از آنجایی که پذیرش 598 توسط امام، اقدامی ضروری بود، طبیعی است که توصیف این اقدام امام از منظر آقای هاشمی تعبیر به اعتدال شود.

اما در منظر دوم، بستگی به گفتمان شناسی و رفتار شناسی ما از امام خمینی دارد. من به عنوان کسی که باوردارم که خمینی یک فرد نیست بلکه یک مکتب است و در حوزه علم سیاست یک مکتب سیاسی را پایه گذاری کرده و من از پایبندان به مکتب او هستم، معتقدم، خمینی در گفتمان آرمانگرا و در رفتار واقعیتگرا بود.

به عبارت دیگر تعاریف ما و سایر جناح ها از امام لزوما منطبق با حقیقت نیست،به طور مثال؛ شعار "جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان" که استنتاج ما چپ های خط امامی از دیدگاه امام بود،نوعی تندروی محسوب می شد. زیرا که ما توجه نکرده بودیم که امام ضرورت "جنگ تا رفع فتنه" را در یک جمله شرطی مطرح کرده بود و ما به اشتباه این جمله شرطی را قطعی فرض کرده بودیم.

یکی از واژههایی که از امام به یادگار مانده ولی درک آن از منظر گرایشات مختلف همراه با چالش بوده، موضوع "عمل به تکلیف"است.

اساسا آنچه که در پایان جنگ، در پیام مهم و به عبارتی رنجنامه امام خمینی در اسفند 1367 تحت عنوان پیام به روحانیون منتشر شد و درپی آن واژه تکلیف گرایی وارد ادبیات سیاسی شد، صرفا نباید از منظر فقهی و یا ایدئولوژیک بکار گرفته شود، بلکه تکلیف گرایی نوعی واقعیتگرایی را تداعی می کند. ادای تکلیف یعنی همسان سازی بین اندیشه و اعتقاد در قالب ظرفیت پذیری واقعیت ها

البته نباید فراموش کرد که ما داریم در باره مسائلی گفتگو می کنیم که از جنس علوم انسانی است و شاخص های مربوط به درک واقعیت ها در مقوله های انسانی متاثر از مکتبی است که مبانی فکری و هویت ادراک کننده را تشکیل می دهد و متاثر از تجربه اندوزی صحیح و یا غیر صحیحی است که فرد تحلیلگر در کوران زندگی با سرد وگرمی آنها آبدیده شده است.

لذا اگر تعریف اعتدال یعنی این که "آرامانهای مان را فراتر از واقعیت ها دنبال نکنیم" آری پذیرش598 به معنی اعتدالگرایی امام خمینی است ولی اگر قرار باشد شاخص های واقعگرایی را تعریف کنیم، به نظر می رسد تحلیل واقعیتهای دوره زمانی تصویب تا پذیرش 598 از منظر مسئولین کشوری و امام متفاوت باشد.

اگر خاطرتان باشد، از مرحوم حاج سید احمد خمینی نقل شد که ایشان پس از رحلت امام به نقل از امام گفتند(نقل به مضمون) بعد از پذیرش 598 و بعد از هجوم ارتش عراق و سازمان منافقین به مرزهای ایران و واکنش پرشتاب مردم در رفتن به سوی جبهه برای مقابله با متجاوزین-که به سرکوب متجاوزین هم منجر شد-، امام گفته بود اگر می دانستم اینچنین شوری در بین مردم هست، قطعنامه را نمی پذیرفتم.      

اگر این نقل قول را یکی از شاخص های واقعیتگرایی امام قراردهیم، شاید نتیجه ای که عاید می شود چنین باشد که باوجود واقعیتی به نام، قدرتمندشدن فوق العاده ارتش عراق با رهبری دژخیمی که ازبمباران شمیایی ملت خود ابایی ندارد و باوجود واقعیتی به نام، شدت فوق العاده تحریمها و نزول صادرات نفت به حداکثر روزی 400 هزار بشکه، آن شاخصی که در منظر امام بر سایر شاخص ها ترجیح دارد، مطالبات پنهان و آشکار جامعه است. برای مردم بسیار تلخ بود اگر به آنها گفته می شد: به عنوان مصلحت، ضرورت یافته که مسئولین کشور پای میز گفتگو با دژخیمی به نام صدام حسین بنشینند و یکی از ابعاد تلخی جام زهر امام همین بُعد بود.

در صورتی که به نظر می رسد عامل دشمن در واقعگرایی آقای هاشمی نقش محوری را داشته است و نیز از سخنان آن روزهای آیت الله خامنه ای که ریاست جمهوری را برعهده داشت استباط می شود که عامل محوری موضوع اقتصاد بوده است، همچنانکه ایشان در علت یابی چرایی پذیرش 598 عامل اقتصاد را به عنوان عامل اصلی معرفی می کرد.


 
شبهای قدر مسجد قندی
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢  

ساعت 23: مناجات

ساعت 24: سخرانی پیشنماز مسجد، حجةالاسلام اکبر رضایی

ساعت 1 بامداد: مراسم احیا توسط حاح حسین مظفری نژاد

ساعت 2:30 :ذکر مصیبت 

ساعت 2:45 : پایان برنامه

نشانی:

تهران- میدان وحدت اسلامی (شاپور سابق)- خیابان شهید فروزش (مهدیخانی سابق) - مسجد قندی