جهاد نکاح
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۳  

موضوع جهاد نکاح از سوی تکفیریها را نباید صرفا از زاویه لذتهای جنسی نگریست، بلکه وقتی عامل جنسی با انگیزههای انقلابی و توجیه مذهبی ترکیب می شود، پتانسیل فوق العاده ای در شخص مبارز ایجاد می کند که تاثیرات آن غیرقابل انکار است. ضمن اینکه این همافزایی در جنس مونث مشهودتر است.

نمونه تاریخی این نوع رفتار در ترور ایدئولوژیک علی علیه سلام الله کاملا مشهود است، آنجایی که قطام(دختری که در مسجد اعظم کوفه اعتکاف کرده و مشغول عبادت بود) درشب نوزدهم ماه مبارک رمضان 40 هجری، حمایل ابن ملجم متدین! را با پارچه ای از جنس حریر (فارغ از ضوابط شرعی) به کمر آن مرد نامحرم بست و او را روانه مسجد کوفه کرد تا بهترین فزندان آدم و فخر بشریت را به قتل برساند.   

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب با گزینش تیتر " 7 زن خطرناک داعش را بشناسید" در خبر کد ۱۷۶۹۴۹ در ۲۶ مرداد ۱۳۹۳به نقل از جام جم آنلاین نوشت:

پایگاه خبری الحدث پرس عراق 7 زن خطرناک داعشی را که در جهان عرب معروفیتی دارند و نقش بارزی در تشکیلات گروه داعش دارند معرفی کرده است.

این 7 زن را بشناسید:

1-دوقلوهای انگلیسی:

سلمی و زهره سومالی الاصل هستند و تبعه انگلستان. این دو زن در ماه گذشته میلادی به سوریه منتقل شدند تا به داعش بپیوندند و همزمان با به دست گرفتن سلاح، به مردان داعش خدمات جنسی ارائه دهند. یکی از این دو نام ام جعفر را به خود نهاده است و گفته می شود به لقب خود (دوقلوهای تروریست) افتخار می کنند.

روزنامه دیلی میل انگلستان نیز در خبری نوشته است که دوقلوها تعهد داده اند که به انگلستان بازنگردند و آموزش کامل استفاده از نارنجک و تیراندازی با کلاشینکوف را گذرانده اند.

2-ام مقداد:

این زن به امیر زنان داعش معروف است. مسئول سربازگیری از زنان و دختران جوان در استان الانبار عراق است و تابعیتی عربستانی دارد. وی 45 ساله است و در ‍ژانویه گذشته یک بار دستگیر شده بود.

3-ام مهاجر:

به عنوان مسئول گردان «الخنساء» در رقه سوریه شناخته می شود که شامل 60 زن مسلح می شود. ام مهاجر تابعیت تونسی دارد و با همسرش به سوریه برای پیوستن به داعش رفت. همچنین این زوج دختران خود را به عقد نکاح اعضای داعش در آورده اند.

زنان این گردان، با پوشیه مشکی بر صورتشان و حمل سلاحهای کشنده معروفند.

یکی از شرایط پیوستن به گردان زنان داعشی، سن بالای 18 و پایین تر از 25 سال است.

4- ندی القحطانی:

اولین زن عربستانی است که به همراه برادرش که یکی از اعضای فعال داعش است به این گروه ملحق شد و نام خود را ام جلیبیب گذاشت. او همسرش را طلاق داده و کودکانش را رها کرده است. بر این باور است که اکثر مردان بی عرضه اند و به عنوان اولین زن داعشی برای انجام عملیات انتحاری اعلام آمادگی کرده است.

ام جلیبیب ارتش آزاد سوریه (گروه دیگر مخالف اسد) را متهم به هدف قرار دادن داعشی ها در تل رفعت کرده است و از آنها نفرت دارد.

5-ام لیث:

این زن، مهاجری انگلیسی است که کسی نام واقعی او را نمی داند اما نام ام لیث را برگزیده است. او دائما زنان غربی را به پیوستن به داعش تشویق می کند و گفته است زنان برای ادای تکلیف خود در جهاد نکاح نباید گوش بدهند که دنیا درباره آنها چه می گوید.

6-ام حارثه:

شبکه العربیه گزارش داده است که ام حارثه دوست نزدیک ام لیث است. صفحات فعالی در شبکه های اجتماعی دارد و به انگلیسی می نویسد. ضمنا عضو گردان «الخنساء» هم هست. دائما تصاویر پیروزی های داعش در سوریه را منتشر می کند. از جمله تصاویر منتشر شده به دست او سر بریده سربازان سوریه در عید فطر است.


کلمات کلیدی:   داعش ،علی علیه السلام ،ابن ملجم ،قطام
     
 
پایان بهار عربی
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۳  

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده آمریکا، پرده از تغییر سیاست خاورمیانه ای آمریکا برداشت. ولی به صراحت نگفت که علت تغییر  وضعیت پیش آمده، شکست مرسی در مصر بوده است. بلکه با موضع گیری مبهمی سعی کرد نشان دهد "مصری ها طرفدار ارتش (کودتاچیان) هستند و آمریکا در برابر خواست مردم مصرنمی توانست واکنشی نشان دهد"

به گزارش ،خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)  ۱۵ مرداد ۱۳۹۳  در خبر کد: 93051507194 آمده است:

به نوشته روزنامه الاهرام، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا در کتاب خاطرات خود که اخیرا در آمریکا چاپ شد، نوشته است: ما وارد جنگ عراق،‌ لیبی و سوریه شدیم و همه چیز بر وفق مراد و بسیار خوب بود اما ناگهان انقلاب مصر در 30 ژوئن رخ داد و همه چیز ظرف 72 ساعت تغییر کرد.

وی در ادامه آورده است: من به 112 کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تاسیس داعش این گروه به رسمیت شناخته شود اما ناگهان همه چیز فروپاشید. توافق شده بود تا دولت اسلامی(داعش) در روز 5 / 7 / 2013 اعلام شود و ما منتظر اعلام تاسیس آن بودیم تا ما و اروپا هرچه سریعتر آن را به رسمیت بشناسیم.

این مقام سابق آمریکا خاطرنشان کرده است: همه چیز در مقابل ما بدون هشدار قبلی فرو ریخت. اقدام هولناکی رخ داد. ما به توسل به زور فکر کردیم اما ارتش مصر، سوریه‌ یا لیبی نیست؛ ارتش مصر بسیار قدرتمند است و مردم مصر هیچگاه ارتش خود را تنها نمی‌گذارند. زمانی که ما با ناوهای آمریکایی به سمت اسکندریه رفتیم از سوی گروهی از زیردریایی‌های بسیار جدید با نام "گرگ‌های دریا" زیر نظر گرفته شدیم، این زیردریایی‌ها به جدیدترین سلاح‌ها و تجهیزات رهگیری مجهز بودند. زمانی که تلاش کردیم به دریای سرخ نزدیک شویم با جنگنده‌های قدیمی میگ 21 روسیه غافلگیرشدیم اما مساله عجیب‌تر این بود که رادارهای نتوانستند بفهمند این جنگنده‌ها از کجا آمدند و به کجا رفتند.

کلینتون در ادامه نوشته است: ما ترجیح دادیم برگردیم. حمایت و پشتیبانی مردم مصر از ارتش بیشتر شده بود. چین و روسیه نیز مخالفت خود را با این اوضاع اعلام کردند و ناوها بازگردانده شدند؛ هنوز هم نمی‌دانیم که چگونه با مصر و ارتشش تعامل و برخورد داشته باشیم. اگر علیه مصر متوسل به قدرت می‌شدیم شکست می‌خوردیم و اگر مصر را رها می‌کردیم چیز مهمی را از دست می‌دادیم. مصر قلب جهان عرب و جهان اسلام است و ما تلاش داشتیم تا از طریق اخوان المسلمین و از طریق داعش این کشور را تحت کنترل درآورده و آن را تقسیم کنیم و پس از آن به کشورهای حوزه خلیج فارس برویم. کویت اولین کشوری بود که از طریق دوستان ما در آنجا آماده بود و سپس عربستان و بعد از آن امارات و بحرین و عمان مد نظر ما بودند و پس از آن منطقه عربی کاملا تقسیم می‌شد و به صورت کامل آن را تحت کنترل در می‌آوردیم. ما منابع نفت و گذرگاه‌های آبی را تحت تصرف خود درمی‌آوردیم. اگر برخی از اختلافات میان آن‌ها وجود داشت اوضاع تغییر می‌کرد.


کلمات کلیدی:   داعش ،آمریکا ،مصر ،بهارعربی
     
 
حجاب
ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۳  

فتاوای آیت الله سیستانی در باره حجاب

1 پرسش: اخیراً مجموعه ای از استفتاءات پیرامون حجاب در بعضی از سایتهای خبری به آیت الله سیستانی نسبت داده شده. از جمله اینکه مرد حق اجبار همسر و دخترش را بر حجاب ندارد و اینکه حضور در مجالس عروسی مختلط زنان و مردان و همراه با رقص و موسیقی جایز است. آیا اینها صحت دارد ؟

پاسخ: مقصود از اینکه شوهر و پدر حق اجبار بر حجاب را ندارند اینست که ـ بنابر احتیاط لازم ـ آنان نمی توانند بدون اجازه حاکم شرع از إعمال قوه ـ مانند گوش مالیدن و کتک و حبس ـ در امر به حجاب استفاده نمایند؛ اما استفاده از روشهای مسالمت آمیز ـ حتی تند خویی اگر ملایمت موثر نباشد ـ جایز بلکه با مراعات شرایط یاد شده در رساله عملیه واجب است  و نیز حضور در مجالس عروسی مختلط و یا مشتمل بر گناه های دیگر در صورتی جایز است که به هیچ وجه تایید عملی حرام محسوب نشود؛ و شخص با حضورش به گناهی ـ مانند نظر حرام و گوش دادن به آواز ـ مبتلا نگردد؛ و در اینصورت باید ـ طبق شرایط یاد شده در رساله عملیه ـ حاضرین را امر به معروف و نهی از منکر کند؛ بلکه اگر احتمال تاثیر را هم نمی دهد باید ـ بنابر احتیاط لازم ـ با ترش رویی در مقابل گناه کاران ناراحتی و تنفر خود را از کار آنان اظهار نماید.

۲ پرسش: آیا زن مؤمنه می تواند از روی باز و مستقیم و با خنده با نامحرم حرف بزند؟

پاسخ: چنانچه مهیج نباشد اشکال ندارد.

۳ پرسش: بر سر گذاشتن کلاه گیس به نیت خوشگل تر شدن ومورد توجه بانوان قرار گرفتن در مجالس ویژه خانمها جهت پیدا شدن خواستگار، جایز است؟ و آیا چنان کاری عیب پوشی به حساب می آید؟

پاسخ: اگر تنها به نیت آرایش باشد و نه فریبکاری و عیب پوشی از چشم خواستگاران، چنان کاری اشکال ندارد.

۴ پرسش: آیا بیرون گذاشتن قسمتی از روسری از زیر چادر برای زنان اشکال دارد؟

پاسخ: مانعی ندارد ولی موهایش را باید بپوشاند.

۵ پرسش: آیا پوشیدن جورابی که ساتر است امّا پا را مجسّم می کند، جایز است؟

پاسخ: پوشیدن چنان جورابی فی حد ذاته جایز است.

۶ پرسش: آیا یک زن جوان می تواند جوراب به رنگ پا که ساق پا را زیباتر نشان می دهد به عنوان حجاب بپوشد؟

پاسخ: پوشیدن چنان جورابی اشکالی ندارد امّا اگر آن، زینت به حساب آید باید آن را از دید نامحرمان بپوشاند.

۷ پرسش: زنی که روی خود را نمی گیرد می تواند موهای صورت و ابروان را بردارد و پودر طبیعی و سبک بر صورت بزند؟

پاسخ: برداشتن موی صورت، و باریک کردن ابروان، مانع از بازگذاشتن رو نمی شود به شرط آنکه از وقوع در حرام، ایمن باشد و بازگذاشتن صورت به انگیزه نگاه نامحرمان، نباشد امّا پس از به کار بردن پودر و وسایل آرایشی، پوشاندن صورت واجب است.

۸ پرسش: برخی آرایشگاههای زنانه به کارگر زن، احتیاج دارند آیا یک زن مسلمان می تواند در چنین آرایشگاهی مشغول کار شود و زنان بی حجاب را اعم از مسلمان و غیر مسلمان که در برابر مردان نامحرم، آرایش کرده ظاهر می شوند، آرایش کند؟

پاسخ: اگر آرایش کردن آنان، نوعی ترویج فساد و اشاعه گناه، محسوب گردد او چنان حقی را ندارد امّا تحقّق این عنوان، بعید به نظر می رسد.

۹ پرسش: آیا زن با حجاب تنها می تواند از مرد نامحرم رانندگی یاد بگیرد در صورتی که هنگام آموزش، بیم وقوع در حرام هم نباشد؟

پاسخ: با وجود ایمنی از فساد، جایز است.

۱۰ پرسش: اگر پوشیه و نقاب زدن بر چهره در یک شهری مایه شگفتی و پرس و جو شود و لباس شهرت تلقی گردد واجب است آن را کنار گذاشت؟

پاسخ: واجب نمی‌شود مگر زمانی که پوشیه زدن بر صورت توجّه بیشتری را جلب کند و یا مردم شهر آن را زشت و غیر عادی بشمارند و لباس شهرت به حساب آید که کنار گذاشتن آن واجب است.

……………………

منبع: سایت بهارنیوز ۱۴ مرداد ۱۳۹۳ خبر 50372


کلمات کلیدی:   آیت الله سیستانی ،معارف ،حجاب
     
 
روابط امنیتی ایران - عراق
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳  

تبادل تجارب امنیتی

آیا تجربه ایران در مقابله با مجاهدین خلق (سازمان منافقین) و بازگرداندن آرامش به کشور و حفظ جان مردم در برابر ترورهای گسترده ی منافقین در دهه ی 1360 که به برقراری امنیت در کشور منجر شد، قابل انتقال به دولت فعلی عراق می باشد؟

برادرم نوروزشاد در سایت خود اشاره ای در این باره داشته و پست خود را تحت عنوان " پیشنهادی برای امنیت عراق" ارائه کرده است. البته به نظر می رسد که نوروزشاد این عنوان را بهانه ای قرارداده تا بدین گونه وضعیت ناپایدار گذشته کشور را گوشزد نماید. زیرا مطالعه ی مطالب وی این نتیجه گیری را درپی دارد که " تجربه ی ج.ا.ا در خنثی سازی ترورهای گسترده منافقین، قابل اجرا در جامعه ی عشایری عراق نیست" اما جاداشت که او به روزامدی توانمندی اطلاعاتی- امنیتی حاکمیت اشاره می کرد و به این سوال پاسخ می داد که " پس چرا کشورهای ثالث از همکاری اطلاعاتی – امنیتی ایران با کشورهایی چون عراق هراس دارند؟"

اما تحلیل نوروزشاد :  

پیشنهادی برای امنیت عراق(1)

هم سن و سالهای من، دوران سیاه حاکمیت ترور را در سالهای 60 تا 62 از یاد نمی برند. سالهایی که هیج کس در امان نبود. بقال و کارگر و عکاس و پاسدار و عابر و کودک و ... فرقی نمی کرد! از روی ظاهر لباس و قیافه نمره می دادند تا ترور کنند! باورش برای جوانهای امروزی کمی سخت است. ولی تعداد شهدای ترور که حدود 17 هزار نفر است گواه بر عجیب بودن این فتنه دارد.

خیلی تلاش شد تا جوانهای فریب خورده، را نجات دهند اما دروغگویی های مجاهدین خلق تمامی نداشت. حتی اگر یکی دو تا از دروغها را برای آنها افشا می کردی، رسوب اخبار کینه انگیز از حکومت در دل آنها کار خودش را کرده بود. کافی بود در میان آن همه دروغ، یک راست پیدا شود. یا خبری که کمی از آن راست بوده باشد!

به هر حال، پس از ناامیدی از کار فرهنگی، کار به مقابله فیزیکی رسید. ستاد خبری تشکیل شد و مردم اخبار خودرا به این ستاد اعلام کردند. نتیجه خوب بود ولی کافی نبود. ترورها ادامه داشت. گشت ثارالله براه افتاد. تروریستها پس از ترور در امنیت نبودند. احتمال دستگیری شان بالا رفت. تلفاتشان زیاد شد. اما هنوز ترورها ادامه داشت. اما یک طرح جدید،  مثل تیر خلاص بر پیکر سازمان تروریستی مجاهدین خلق ( منافقین) نشست و آن طرح مالک و مستاجر بود.

بر اساس این طرح، کلیه مالکین باید اسامی و مشخصات مستاجرین خود را اعلام کنند. در صورتی که اعلام نکنند و آن مستاجرین جزو منافقین بوده باشند، مالک بعنوان همکاری با منافقین دستگیر و خانه هم مصادره خواهد شد.

کمتر از چند ماه، تمام منافقین به کردستان و یا بلوچستان رفتند. از آن جا راهی عراق و یا پاکستان و سپس عراق شدند.  سازمان ترور از کشور خارج شد.

این طرح، اما در عراق قابل اجرا نیست. جامعه عراق، جامعه ای عشیره محور است. در اکثر نقاط عراق عشایر زندگی می کنند و کسی بدون پیوستگی با آنها نمی تواند کاری بکند.

احیای نظام ثبت احوال عشیره ای، در کنار الزام روسای عشایر وقبایل به ارائه آمار و اطلاعات افراد مشکوک، خارج شده، گریخته، وارد شده، فاقد پیوستگی  و... می تواند کمک مهمی برای کنترل اوضاع باشد.

..........................

1 : نوروزشاد http://noroozshad.blogfa.com/


کلمات کلیدی:   ایران ،عراق ،مجاهدین خلق ،داعش
     
 
آیا اسرائیل تغییر جهت می دهد؟
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳  

اسرائیل برای برون رفتن از وضعیت فعلی مجبور است افکار عمومی جهانیان را به سوی خود منعطف سازد و حال آنکه درحال حاضر جنایات اسرائیل در غزه عواطف مردم جهان را جریحه دار کرده است. بازگرداندن جهت گیری افکارعمومی از سوی فلسطینی ها به سوی اسرائیل در وضعیت فعلی میسر نیست. لذا اوباما از رئیس دولت اسرائیل خواسته است که به طور یکطرفه آتش بس را بپذیرد. اما چنین اقدامی به معنای تغییر جهت گیری حاکمان اسرائیلی و پذیرش هزینه ی بیش از اندازه اسرائیل در مقابله ی با حماس تلقی می شود و با وجود کشته هایی که ارتش اسرائیل در این جنگ داده، دولت نتانیاهو باید پاسخگوی مردم اسرائیل باشد و چنین وضعیتی نیاز به زمینه سازی دارد و شاید به همین جهت بود شبکه یک تلویزیون اسرائیل دست به افشای بخشی از گفتگوی چند روز پیش اوباما و نتانیاهو زد.

سایت انتخاب در خبر: ۱۷۴۳۲۱--- ۰۸ مرداد ۱۳۹۳ خود نوشت:

به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره ، این مذاکره تلفنی یکشنبه این هفته درباره آخرین تحولات جنگ غزه بود.

شبکه یک تلویزیون اسرائیل این گفتگوی تلفنی را «تند و شدید اللحن» توصیف کرد.

اوباما گفته بود :« من می خواهم که اسرائیل یک طرفه آتش بس و هرگونه عملیات تهاجمی به ویژه حمله اسرائیل را متوقف کند.»

نتانیاهو در پاسخ گفته بود:« اسرائیل در مقابل چه چیزی به دست خواهد آورد؟»

اوباما گفته بود :« به تصور من حماس شلیک موشک را متوقف خواهد کرد ؛ آرامش در مقابل آرامش.»

نتانیاهو در پاسخ گفته بود:« حماس پنج توافق آتش بس را زیر پا گذاشته است حماس یک سازمان تروریستی است که خواهد اسرائیل را نابود کند.»

اما آمریکایی ها که حمایت از اسرائیل را اقدامی اشتراتژیک قلمداد می کنند و همواره درپی تامین منافع اسرائیل بوده اند، تنها راه موفقیت اسرائیل را در چرخش افکار عمومی جهانیان به نفع اسرائیل دانسته و لازمه ی چنین وضعیتی را اقدامی راهبردی؛ در تغییر چهره ی وحشی گرایانه ی اسرائیل به چهره ای مظلوم نما یافته اند، بر ضرورت آتش بس یکطرفه تاکید دارند. به همین جهت در ادامه ی خبر سایت انتخاب آمده:

اوباما گفت:« بار دیگر تکرار می کنم من از اسرائیل توقع دارم که یکجانبه آتش بس کند. تصاویر ویرانگریها در غزه ، کشورهای جهان را از موضع اسرائیل دور می کند.»

نتانیاهو در پاسخ گفته بود:« آنچه کری ( وزیر خارجه آمریکا) پیشنهاد کرده کاملا دور از واقعیت است و به حماس برتری نظامی و دیپلماتیک داده است.»

اوباما در پاسخ گفته بود:« ظرف یک هفته پس از توقف عملیات اسرائیل ، قطر و ترکیه با حماس بر اساس تفاهمات 2012 میلادی که شامل تعهد اسرائیل برای لغو محاصره و قید و بند از غزه است مذاکره خواهند کرد.»

نتانیاهو گفته بود:« قطر و ترکیه از بزرگترین حامیان حماس هستند و نمی توان به آنان به عنوان میانجی تکیه کرد.»

اوباما گفته بود :« من به قطر و ترکیه اطمینان دارم. اسرائیل در وضعی است که اجازه نمی دهد میانجی ها را انتخاب کند.»

نتانیاهو گفته بود :« من هشدار می دهم حماس می تواند به شلیک موشک و استفاده از تونلها برای مقاصد تروریستی ادامه دهد .»

اوباما گفته بود :« توپ اکنون در زمین اسرائیل است و اسرائیل باید هرگونه عملیات نظامی را متوقف کند.»

به نظر می رسد که اسرائیلی ها به رغم عدم تمایل، مجبور به قبول پیشنهاد آمریکایی ها شده اند و اظهارات اخیر جان کری را می توان دلالت بر تغییر موضع اسرائیلی ها دانست

سایت انتخاب در خبر: ۱۷۴۳۰۵--- ۰۸ مرداد ۱۳۹۳ به گزارش ایسنا، به نقل از پایگاه اینترنتی شبکه خبری الجزیرة، «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در کنفرانسی خبری در واشنگتن با همتای اوکراینی خود عنوان داشت: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در خصوص امکان برقراری آتش‌بس با من صحبت کرد و به من گفت که توافق آتش‌بسی را برقرار خواهد که به اسرائیل امکان محافظت از خود در مقابله با تونل‌ها را بدهد و بعد از تلفات زیادی که تاکنون داده است، ضرر نبیند.

وی افزود: باید به اسرائیل این فرصت داده شود تا مساله تونل‌ها در نوار غزه را حل و فصل کند. آمریکا با اسرائیلی‌ها در تلاش است تا به راه حلی دست یابد تا تعداد قربانیان غیرنظامی در غزه کمتر شده و موضع شدیدتر نشود.

بنا براین گزارش: ارتش رژیم صهیونیستی در جریان تجاوزهای خود به نوار غزه تلفات زیادی دیده است و در کمتر از دو هفته 53 سرباز خود را از دست داده است.

به نظر می رسد اقدامات رسانه های اسرائیلی، که همزمان با اقدامات دیپلماتیک در شُرف انجام است، وظیفه ی همپوشانی این تلاش را به عهده  گرفته اند.

سایت تابناک در خبر: ۴۲۰۹۴۶--- ۰۸ مرداد ۱۳۹۳ تحت عنوان "اسرائیلی‌ها قصد تکرار سناریوی پایان جنگ با حزب‌الله را دارند" به نقل از روزنامه اسرائیلی هاآرتص نوشته است:، یک مقام ارشد اسرائیلی در این باره گفته است که چنین اقدامی ابزارهای مبتنی بر حقوق بین‌الملل علیه حماس خواهد بود و به منافع اسرائیل برای مثال در موضوعاتی مانند خلع سلاح غزه و برگرداندن کنترل دولت خودگردان فلسطینی بر غزه کمک زیادی خواهد کرد.

بنا به گزارش تابناک، این پیشنهاد مشابه اقدامی است که در سال 2006 و در جریان جنگ با حزب‌الله اجرایی شد. قطعنامه 1701 که به ان جنگ پایان داد، خواهان آن شد که تمام راکت‌ها و سلاح‌های موجود در جنوب لبنان برچیده شود و ارتش لبنان را تنها نیروی نظامی قانونی در منطقه اعلام کرد و ماموریت‌های نیروهای حافظ صلح سازمان ملل را به طور گسترده افزایش داد.

وزارت خارجه صهیونیست‌ها دو راه را برای پیشبرد چنین قطعنامه‌ای در شورای امنیت پیشنهاد کرده است. راه اول این است که با چند کشور که در غزه اهدافی مشابه اسرائیل دارند، توافقی به دست آید. این کشورها احتمالا مصر، ایالات متحده، کشورهای اصلی اروپایی و دولت خودگردان فلسطینی خواهند بود که نتیجه توافق خود را به شورای امنیت خواهند برد. این روش مشابه روش خلع سلاح شیمیایی سوریه در سال گذشته است.

روش دوم این است که به طور مستقیم یک قطعنامه به همراهی ایالات متحده، انگلیس، فرانسه و سایر دولت‌های دوست اسرائیل به شورای امنیت برده شود.

به گفته مقام صهیونیستی که این طرح دولت را در اختیار هاآرتص قرار داده، وزارت خارجه این رژیم معتقد است که اگر اسرائیل چنین طرحی را در پیش گیرد و در هماهنگی با ایالات متحده، مصر و دولت خودگردان به پیش ببرد به چند هدف دیپلماتیک خود دست خواهد یافت، نخست این که مکانیزم‌هایی بین‌المللی برای خلع سلاح غزه و کنترل مواد ساختمانی ورودی به آن ایجاد خواهد شد، ثانیا دولت خودگردان به غزه باز گردانده خواهد شد و نیروهای وابسته به ان کنترل گذرگاه‌ها با اسرائیل را به دست خواهند گرفت و ثالثا اتحاد با مصر تقویت خواهد شد.

ایده استفاده از شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ به نفع اسرائیل از سوی چند وزیر و از جمله لیونی وزیر دادگستری و گیلاد اردان وزیر مخابرات در جلسات کابینه امنیتی نظامی اسرائیل مطرح شده است. یعالون وزیر جنگ این رژیم نیز این ایده را در دستور بررسی قرار داده است. به عقیده وی اگر رسیدن به آتش‌بس با میانجی‌گری مصر به سرانجامی نرسد، آن گاه ایالات متحده باید موضوع را از طریق شورای امنیت در دست بگیرد.

به گزارش تابناک، در پایان هفته گذشته اخباری در مورد پیشنهاد آتش‌بس کری مطرح شد که موارد زیر را در بر می‌گرفت:

۱ـ آتش‌بس موقت یک هفته‌ای که از روز یکشنبه (27 جولای) آغاز بشود و نیروهای اسرائیلی در این مدت، غزه را کامل ترک نمی‌کنند و به یافتن و تخریب تونل‌های حماس ادامه خواهند داد.

۲ـ در مدت آتش‌بس، حماس و اسرائیل مذاکره بر سر شرایط دائمی‌تر را با میانجیگری مصر آغاز خواهند کرد. دولت خودگردان فلسطین نیز در این گفت وگو‌ها خواهد بود.

۳ـ ایالات متحده، دبیرکل سازمان ملل و اتحادیه اروپا تضمین می‌کنند که موضوعات اصلی مورد نظر طرفین در گفت وگو‌ها بررسی شود؛ این موارد برای اسرائیل شامل خلع سلاح غزه از راکت‌ها و تونل‌ها و برای حماس، شامل پایان محاصره غزه و بازسازی خسارات وارده به غزه خواهد شد.

فلسطینی ها  در صورت موافقت با چنین پیشنهادی نه تنها امکان تداوم مقاومت را از دست خواهند داد بلکه در صحنه ی دیپلماسی هم بازنده خواهند بود و آنها را بر سرمیز مذاکرات بازی خواهند داد

بنا به گزارش تابناک، حماس در یک هفته اخیر خلع سلاح را به شدت رد کرده و اسامه حمدان از رهبران حماس در این باره گفته است که تونل های ارتباطی بین غزه و اسرائیل بخشی از سلاح مقاومت است که مذاکره بر سر آن وجود ندارد و تونل های واقع در بین مصر و غزه نیز بخشی از روش شکست محاصره تحمیلی بر غزه برای تامین برخی کالاهای ضروری مایحتاج مردم غزه است.


کلمات کلیدی:   اسراییل ،آمریکا ،فلسطین ،حماس
     
 
درباره داعش(قسمت اول)
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

چندی پیش سایت شفقنا مصاحبه ای پیرامون داعش با بنده داشت که به جهت مفصل بودنش، مجبور شدم آنرا در چند پست پیاپی ارائه کنم.

1 - داعش با تصرف سریع تعدادی از شهرهای عراق و مسلط شدن بر آنها، بسیاری را شگفت زده کرد. با توجه به تحرکاتی که در سامرا و بخش هایی از جنوب عراق مشاهده شد، آیا احتمال گسترش پیشروی های داعش در عراق وجود دارد؟

رشید: آنچه امروز در عراق تحت عنوان پرچم داعش در حال عملیات است و فاجعه می آفریند، تنها داعش نیست بلکه شخصیت های حزب بعث، ارتشی های رژیم زمان صدام و بعضی گروه های دیگر تکفیری در این مجموعه دیده می شوند. در حقیقت داعش، پرچم ایین قصه است و چه بسا کسانی که دو طرف صحنه هستند، نخواهند به غیر از داعش، نام دیگری برند زیرا بردن نام حزب بعث و شخصیت های آن در این زمینه، شاید بر بعضی مسایل دامن زند. علاوه بر آن می تواند به این جهت باشد که داعش، داعیه های بزرگ تری از سایر تکفیری ها دارد؛ چه بسا آنها را دیگر مطرح نمی کنند تا آن افق دید این جریان را نشان دهند. در این گفت وگو از یک زاویه باید راجع به این عَلَم و آن علمداران صحبت کرد، ممکن است در حاشیه نیز در مورد ابعاد دیگر این مجموعه و داعش نیز صحبت شود. داعش به تنهایی این توانایی را ندارد؛ اگر عواملی که در کنار آن جمع شده اند، دست به دست هم دهند، میزان موفقیت داعش افزایش می یابد و کاهش این عوامل نیز موفقیت داعش را پایین می آورد. به همین دلیل به ویژه برای افراد تصمیم ساز لازم است که چنین نگرشی به ماجرای رخ داده داشته باشند.

2 - بله!طبق نظرات مطرح شده در حال حاضر سه جریان «جماعات الصحوه»، بازماندگان نیروهای بعثی در بخش های امنیتی و نظامی و گروه داعش از میان جهادی های تکفیری، مبارزان اصلی  با دولت را در داخل عراق تشکیل می دهند که با وجود تفاوت دیدگاه ها به دلیل هم پوشانی منافع در کنار هم قرار گرفته اند. از این موضوع گذشته، برخی تحلیل گران، داعش را بیماری ذاتی خاورمیانه و برخی دیگر دست نشانده غرب می دانند ، نظر شما در این مورد چیست؟ داعش را جریانی برون زا می دانید یا شکل گرفته از درون خاورمیانه؟

رشید: در مورد داعش یک جمع بندی ارائه می دهم که شاید جای ارزیابی داشته باشد اما از نظر خود من جمع بندی ارزشمندی است؛ ممکن است به چالش هم کشیده شود اما این چالش ها می تواند مفید نیز باشد. در صورتی که کف داعش را در نظر بگیریم و نه قله آن؛ داعش گروهی تکفیری است و تکفیری بودن، بسیاری از این گروه ها را به یکدیگر پیوند می دهد. اگر تکفیری ها نیز بر مبنای وهابیت در نظر گرفته شوند، می توان گفت وهابیت با ظهور داعش، وارد مرحله چهارم شده است.

3 - یعنی داعش را نسل چهارم وهابیت می دانید؟

رشید: خیر! بحث نسلی نیست. منظور، دوره چهارم کاربردی شدن وهابیت است. وهابیت در دوره ای توسط امپراتوری بریتانیا تشکیل شد و ابزاری برای پیشبردهای منطقه ای بود. این پیشبرد منطقه ای به نتیجه مورد نظر موسسان پشت پرده رسید و عملا سلاح وهابیت زمین آمد. روح برائت وهابیت تا حدی قوی بود که به وحشی گری نزدیک می شد و در حدود دو سده اخیر و تاریخ معاصر، غارت، وحشی گری و کشتار بسیاری رقم زد. پس از تامین اهداف امپراتوری بریتانیا با کارایی این ابزار، این گروه مسلح شورشگر تبدیل به یک گروه ایدئولوژیک غیر مسلح شد.

4 - حدود چه زمانی این تبدیل اتفاق افتاد؟

رشید: می توان گفت حدود 200-170 سال پیش و از زمان رخ دادن حوادثی در تضعیف امپراتوری عثمانی آغاز می شود. شاید مربوط به اواخر سده نوزده میلادی و اوایل سده بیست میلادی باشد، برای زمان دقیق آن باید به تاریخ رجوع کرد. این ایدئولوژی پایان نپذیرفت اما به دلیل اینکه در خدمت یک هدف راهبردی، تعریف شده بود و آن هدف محقق شد، این ایدئولوژی اسلحه را زمین گذاشت. این دوره اول بود که پایان یافت. دوره دوم به حوادث افغانستان باز می گردد. آنچه با انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست یعنی آن روح مبارزه جویی، شهادت طلبی و ضد صهیونیستی انقلاب اسلامی ایران، در گام اول وهابیت را در زاویه برد.

تنها ایدئولوژی بین اهل سنت که مبارزه را تجویز می کرد و داعیه ایدئولوژی مبارز داشت، وهابیت بود که با نوع برخورد انقلاب اسلامی ایران علیه اسراییل و سقوط رژیم پهلوی که از حامیان اسراییل بود، ناگهان و به گونه ای جدید این پرچم، نه تنها دست ایران بلکه دست شیعه ها افتاد. ضمن این که وهابیت، برخلاف آن که بازیچه امپراتوری بیگانه بود، یک ایده داخلی به شمار می رفت. با این قضایا، وهابیت ابتدا در لاک خود رفت. پس از آن با تجاوز ارتش سرخ شوروی به افغانستان که مبارزه علیه اشغالگری آن از طرف شیعه و نیز سنی تجویز می شد، موقعیتی ایجاد شد که ترکیبی از اهل سنت و تشیع افغانستان در صحنه مبارزه وارد شدند. در بیرون راندن ارتش سرخ از افغانستان، ایران انقلابی، عربستان مرتجع و نیز آمریکای ابرقدرت تمامیت خواه، همه وحدت هدف پیدا کردند. در این وحدت هدف، بستری برای نضج دوباره ایدئولوژی تکفیری یا وهابیت شکل گرفت، تحت عنوان «القاعده» ای که بعد از آن به «طالبان» تبدیل شد.  این دوره دوم است که وهابیت در آن پوشیده است و دیده نمی شود زیرا عربستان، پاکستان، آمریکا و حتی انقلاب اسلامی ایران از این رزمنده های افغانستان حمایت می کنند و یک جبهه متحد و اتحاد نانوشته ای به وقوع پیوست که بستر بسیار مهمی برای این منظور فراهم کرد. پس از این دوره، ارتش سرخ بیرون رانده شد و فروپاشید و این جریان، تبدیل به حرکتی معکوس برای منافع خود آمریکا  شد. در این زمان طرح جمهوری خواه ها برای حمله به افغانستان، ایران، عراق، کره شمالی و ... به میان آمد و در خلال این بحث، ایده ای به نام «خاورمیانه جدید» مطرح شد. در خاورمیانه جدیدی که جمهوری خواه ها طرح مساله کرده بودند، وهابیت نقشی نداشت و قرار نبود با فرهنگ اسلامی و وهابیت- که البته تنها نام آن اسلام است- خاورمیانه جدید را راه اندازی کنند بلکه قرار بود با قدرت نظامی گری ارتش ناتو و آمریکا، وضعیت خاورمیانه را تغییر دهند. این طرح موفق نشد و به همین دلیل پس از آن، بهار عربی را مطرح کردند. بهار عربی همان تغییر خاورمیانه بود ، شاید با حفظ مرزها. در تغییر خاورمیانه، تغییر مرزها هم لحاظ بود اما شکست خورد و بهار عربی جای آن را گرفت. مادر بهار عربی و نقطه تولد بهار عربی، مصر است. آمریکایی ها به دنبال این بودند که اسلام جدیدی از جنس اسلام ترکیه که اخوانی است، در خاورمیانه آورند، اما اسلام اخوانی تا ان اندازه در منطقه توسعه نداشت. علاوه بر آن اخوانی ها برای این تغییر نظام ها توان کافی نداشتند و انرژی و  نیروهای خط شکنی نیز بود که بتوان با آن مردم را بسیج کرد. می خواستند این خط شکنی را با پرچم اسلام و شهادت طلبی هر چند از جنس تکفیری انجام دهند. این مساله در مصر، لیبی، تا حدودی یمن و از تونس آغاز شد و دامنه آن در اسراییل آمد. پیش از رخ دادن آن حوادث در سوریه، لیبی و یمن، سفیر آمریکا در عراق گفته بود که بعد از مصر، نوبت لیبی، و یمن و سوریه است. در این طرح بهار عربی قرار بود، وهابیت خط شکن باشد و اخوان از جنس ترکیه حاکم شود. فرهنگ لاییکی که در ترکیه، آن نوع اخوان را تربیت کرده بود در مصر وجود نداشت و در نتیجه این موضوع در مصری که «الاظهر» را به عنوان مرکز علوم اسلامی اهل سنت و مهم ترین عقبه فکری اهل سنت در خود جای داده است، محقق نشد. مرسی که خود، پرورش یافته دانشگاه های آمریکا بود، نتوانست مرزی با وهابی ها بکشد و جریان تکفیری را حاشیه نشین کند؛ در نتیجه قصه تغییر کرد. با ناتوانی اخوان مصر برای گوشه گیر کردن تکفیری ها، طرح بهار عربی نیز در عمل شکست خورد. با این شکست، فیتیله جنگ سوریه هم پایین آمد. یعنی وقتی آمریکا متوجه شد، طرحی که دنبال می کرد، به نتیجه نمی رسد، در سوریه نیز این فیتیله را پایین آورد. در حال حاضر از زاویه مقاومت های ایران و نقش شوروی و چین نگاه نمی کنیم و آن جای خود را دارد.

ادامه دارد... 


کلمات کلیدی:   داعش ،وهابیت ،القاعده ،عربستان سعودی
     
 
درباره داعش (قسمت2)
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

 ادامه پست قبل

5 - دوره سوم در اینجا تمام شد؟

رشید:بله! پس دوره اول، وهابیتی که شبه جزیره عربستان را به حکومت سعودی تبدیل کرده است، دوره دوم شامل مقابله با ارتش سرخ و دوره سوم نیز داستان بهار عربی است. دوره چهارم با دوره های اول، دوم و سوم تفاوت بسیاری دارد. در دوره دوم، ایران و عربستان و آمریکا به عنوان شاخص- ایران به شکل مستقل، آمریکا به عنوان سردمدار غرب و عربستان نیز نماینده ارتجاع عرب- متحد بودند. اتحاد آنها تنها از جهت هدف بود و  نه روش، انگیزه، برنامه یا مدیریت. در دوره بهارعربی از این جریان ها، ایران در صحنه نبود زیرا ایران به عنوان هلال شیعی شناخته می شد و طرح شکل گیری بهار عربی نیز در برنامه آنها در مقابل هلال شیعی مطرح بود یعنیدر چیدمان آنها ایران در مقابل این بهار عربی قرار می گرفت. اینکه ایران در این ماجرا تا چه اندازه نقش داشت، خارج از بحث ماست اما به اعتقاد من در این دوره جدید، آمریکا هم نیست. این نکته بسیار مهمی است که امروز به دلایل مختلف سیاسی و نگرشی در رسانه های ما اصلا مطرح نیست. اگر متد تبلیغاتی ایجاب می کند که امروز، داعش را آمریکا بدانند، یک موضوع است که ما با آن کاری نداریم اما برخی نیز این نگرش را دانرد که راه اندازی داعش یعنی اجرای برنامه های آمریکا در عراق؛ من با این نظر مخالفم. درست است که آمریکایی ها در تاسیس داعش موثر بودند. نطفه داعش در سوریه بسته شد و اسراییلی ها و آمریکایی ها در آن نقش مهمی داشتند که تردیدی در آن نیست؛ اما باور من این است که شکست مرسی، شکست بهار عربی است. شکست بهار عربی نیز به معنای عدم کارایی سلاحی به نام تکفیری ها برای آمریکاست. در نگاه از این زاویه می توان گفت، در نشست های ژنو که در مورد سوریه هم بود، عربستان و آمریکا بوی ناهمخوانی می دادند. این ناهمخوانی دال بر این است که نگاه امریکا نسبت به تکفیری ها با نگاه عربستان متفاوت شده است؛ پیش از این نیز تفاوت داشت اما اشتراک هدف داشته اند که امرز آن را نیز ندارند. همانطور که گفته شد در دوره دوم، ایران به عنوان شاخص کشورهای انقلابی، عربستان به عنوان شاخص کشورهای مرتجع و آمریکا هم به عنوان شاخص اردوی غرب، هر سه حامی جریانی بودند که بعدها نام آن «طالبان» شد. در آن زمان، طالبان و القاعده نبود و بعدها القاعده زاییده شد. در دوره سوم، ایران از صحنه خارج است و عربستان و آمریکا هستند. در دوره چهارم نیز عربستان از صحنه خارج است؛ در نتیجه عربستان سعودی در پشت صحنه اصلی آنچه که در عراق تحت عنوان داعش در حال رخ دادن است، قرار دارد.

6 - در تولید یا همراهی؟

رشید: تولید به چه معنی؟ تقویت؟

7 - خیر! اصلا ایجاد و تولد چنین گروهی، هر چند شعبه ای از گروهی بزرگتر.

رشید: نقطه انسجام و بسته شدن نطفه اینها مربوط به حدود 200 سال پیش است.

8 - اگر مبنا نگاه تاریخی باشد، تفکر تکفیر در گذشته های دورتر، زمان عباسی ها، صفویه و حتی در صدر اسلام نیز وجود داشته است. در حال حاضر نیز داعش، داعیه احیای خلافت عباسی دارد و شیعیان را «روافض صفویه» می نامد، بنابراین پیشینه تاریخی این موضوع فراتر از 200 سال گذشته است.

رشید: سابقه تاریخی بسیار دوری وجود دارد که شیعه را «رافضی» می دانند؛ در آن زمان اهل سنت، شیعه را رافضی می دانسته است اما بیرون آمدن مولودی به نام وهابیت از دل اهل سنت، متعلق به بیش از دو سده قبل نیست. این نطفه ای که با دست انگلستان بسته شده است، از نظر ایدئولوژیک، ماندگاری و پیوستگی دارد و از نظر روش و کاربردی بودن آن متفاوت شده است.

ادامه دارد... 


کلمات کلیدی:   داعش ،وهابیت ،مصر ،القاعده
     
 
درباره داعش (قسمت3 )
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

 ادامه پست قبل

9 - تولد خود داعش در سال 2003 از درون القاعده اتفاق افتاد. بعد از حدود سه سال جدا شدن از القاعده را به تدریج آغاز کرد و مدتی است که این جدایی از القاعده به صورت رسمی صورت گرفته است. یکی از دلایل اصلی آن نیز این بود که داعش، هدف اصلی مبارزه خود را تشیع قرار داد، در حالی که القاعده با وجود داشتن گرایش ضد شیعی، هدف اولیه اش مبارزه با غرب بود. در صورت تولیدی غرب دانستن داعشی که از جریانی رقیب غرب متولد شده است، تناقضی ایجاد می شود که باید به آن پاسخ داد.

رشید:نه این که غرب باعث ایجاد داعش شده است. غرب موج سواری کرده است...

10 - پس این جریان، خود وجود داشت و هم پوشانی منافع آنها موجب شده است به طور مقطعی یک مسیر را انتخاب کنند؟

رشید: وهابیت پس از اتمام دوره اول، تحت سلطه آل سعود قرار گرفت. به طور مثال اگر حکومت حجاز به دو بخش ایدئولوژی و مدیریت تفکیک شود، به طور طبیعی بخش مدیریت به بخش ایدئولوژیک امتیاز می دهد اما در حقیقت آن را مدیریت می کند. با پدیدار شدن انقلاب اسلامی ایران، آل سعود که به عنوان خادم بین الحرمین شناخته می شدند و خود را قدرت منطقه می دید متوجه شد این طور نیست. سرشکستگی عربستان در قبال ترقی جهان تشیع، آن هم با پرچم غیر عرب برای آنها که معتقدند اسلام برای عرب است و عجم ها در آن به شمار نمی روند، فوق العاده برای عربستان سنگین بود. این مساله تا خود آنها از این سرگیجگی خارج شوند، طول کشید و موجب شد عربستان تنفسی نداشته باشد و این ارتش سرخ شوروی بود که با حمله به افغانستان این موقعیت را به آنها داد. رگه های مترقی اهل سنت، بعضا از ما نسخه برداری کردند که غلط بود؛ از جمله ترور انور سادات توسط گروه «جهاد اسلامی مصر». این گروه دست به ترور انور سادات زد؛ من که در آن دوران جوان سی ساله بودم، بسیار خوشحال شدم اما این نادرست بود که توضیح چرایی آن مفصل است. حادثه ای نیز در سال های 60-59 در مسجد الحرام رخ داد که گروهی از انقلابی ها علیه سعودی ها وارد جنگ شدند و جنگ را به بیت الله الحرام و ...کشاندند که امام خمینی(ره) این جریان را محکوم کرد. دو اتفاق اشاره شده که یکی در مصر و دیگری در عربستان رخ داد، هر دو نسخه برداری نادرستی از انقلاب اسلامی ایران بود. در حقیقت نسخه برداری غلط از انقلاب ایران، یکی از ابعاد احیای مجدد تکفیری هاست. گفتن این مساله جرات می خواهد اما حقیقتی است و اگر ابعاد آن باز نشود، بعضی گمان می کنند قصد زیر سوال بردن انقلاب را دارم. خیر! به این شکل نیست، انقلاب ما و همینطور هر پدیده مثبت دیگری نیز می تواند نسخه غلط  و برداشت منفی هم داشته باشد.

11 - از خود قرآن هم برداشت های مختلفی صورت می گیرد...

رشید:بله می شود، بنابراین اگر این نطفه بسته شده از انقلاب ایران نسخه برداری کرده است، باید یک پرچم ضد غربی داشته باشد زیرا این ویژگی انقلاب ماست.

12 - می تواند الگوبرداری مورد نظر شما از روی مدل انقلاب اسلامی ایران باشد نه هدف و نگرش آن.

رشید: خیر! اصلا شناخت آنها راجع به موضوع نادرست بوده است. اگر این گروه ها می خواستند شهادت طلبان دنیای اسلام در حیطه اهل سنت را جمع آوری کنند، حتما باید این پرچم ضد امپریالیستی را می داشتند اما مشاهده می شود که این پرچم در واقعیت عملکرد آنها شعاری بیش نیست.  شاید هم سن های شما مجاهدین خلق را که بعدها تبدیل به سازمان منافقین شدند، نشناسند، مجاهدین خلق کسانی بودند که قبل از انقلاب آمریکایی می کشتند... چه نتیجه ای می خواهیم از این موضوع بگیریم؟

13 - اینکه هر تفکری در طول زمان، ظرفیت انحراف پیدا کردن را دارد.

رشید: امکان دارد از کنار هر تفکر صحیحی، تفکری انحرافی به وجود آید؛ نه اینکه هر تفکر سالمی منحرف می شود. القاعده شعار ضد غربی داد اما چرا هیچ وقت با اسراییل نجنگید؟ بنابراین پرچمی است که مجبور به برداشتن آن شده است زیرا از این مسیر آمده بودند و باید این پرچم را هم به دست می گرفتند تا بتوانند جاذبه های خود را داشته باشند اما این جاذبه را به سمت جهان شیعه هدایت کردند.

14 - گروه داعش در این مدت توانسته است، یکی از قوی ترین شهرهای عراق را تحت تسلط خود درآورد و سرزمینی متشکل از بخش هایی از سوریه، مناطقی از سوریه و بخش کمی از ترکیه را تحت پوشش خود قرار داده اند؛ دولتی رسمی با قوانینی خاص نیز در آنجا اعلام کرده اند. این وضعیت تا کی دوام دارد؟ آیا می تواند به این شکل ثبات پیدا کند؟

رشید: به نظر می رسد باید دو مثلث ترسیم و وضعیت را در این دو مثلث بررسی کرد. یک مثلث خارجی و یک مثلث داخلی؛ مثلث خارجی شامل ایران، آمریکا و عربستان است. مثلث داخلی نیز مرجعیت، حاکمیت و جریان مقابل را در بر می گیرد. در مثلث خارجی، امروز برای چندمین بار ایران و آمریکا اشتراک هدف پیدا کرده اند و بنا بر مصالحی، هیچ کدام از این دو نمی توانند با دیگری صمیمی باشند یا به او اعتماد کنند. علاوه بر آن آمریکایی ها از این صحنه، بهره کمی خواهند برد؛ این بهره این است که آمریکایی ها می خواهند در صحنه تهاجمات داعش، سهم ایران را از نفوذ در عراق بکاهند. به دلایل بسیاری سهم ایران در حاکمیت عراق بسیار است که امری طبیعی است.

ادامه دارد... 


 
درباره داعش (قسمت4)
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

ادامه پست قبل

15 - قرابت معنوی و مذهبی میان دو کشور وجود دارد.

رشید: قرابت تاریخی، نسلی و ... بسیاری وجود دارد اما آمریکا از این افزایش سهم ایران نگران است و بدش نمی آید که از شرایط ایجاد شده، در جهت کاهش سهم ایران بهره برداری کند. تلاش آنها برای تغییر دولت در عرقا را باید از این زاویه نیز نگاه کرد. سخن این نیست که دولت موجود در عراق بدون اشکال است، خیر! نقص دارد اما زاویه نگاه فعلی ما این است که یکی از ابعاد این تلاش آمریکا، تمایل او به کاهش سهم ایران از نفوذ در عراق است. در عین این که هدف ایران با آمریکا کاملا منطبق نیست اما کلان آن با هم تطبیق دارد. تجزیه عراق برای آمریکا، به معنای  شکست اوباماست. اگر عراق تجزیه شود، دموکرات هایی که علی رغم مخالفت جمهوری خواه ها، ارتش آمریکا را به عراق بردند، شکست می خورند. شکست دموکرات ها، شکست حاکمیت موجود عراق - آمریکاست بنابراین حتما اوباما و دموکرات ها این را نمی خواهند؛ البته دعواهایی در آنجا بین خود آنها وجود دارد که جمهوری خواه ها به دنبال شکست دموکرات ها هستند اما دولت فعلی آمریکا تجزیه عراق را نمی خواهد، پس هزینه ای که می شود، باید محدود و تنها برای گرفتن امتیاز باشد. اوباما گفت این گروه ها نباید به اماکن مذهبی هجوم برند و  نباید حاکمیت را در دست بگیرند؛ او این حرفها را به چه کسانی گفت؟ به داعش و نه مبارزان دیگر در کنار داعش. آن سوی قصه، خانم کلینتون آمد و گفت که دولت عراق نباید ارتشی هایی که ما آموزش داده ایم، کنار بگذارد یعنی سعی می کنند سهم خود را در ارتش حفظ کنند.

16 - سیاست یا برنامه تجزیه عراق به نفع کدامیک از کشورهای خارجی ذینفع در عراق می شود؟

رشید: اگر استراتژی کلان را تجزیه عراق یا حفظ تمامیت ارضی در نظر بگیریم، در اینجا آمریکا و ایران هر دو روی تمامیت ارضی عراق متفق القول هستند؛ در حالی که عربستان به این شکل نیست. به نظر می رسد عربستان روی تجزیه عراق سرمایه گذاری کرده است. از سوی دیگر آمریکا با عربستان صمیمی است و نمی خواهد عربستان را از دست دهد، عربستان نیز نمی خواهد بدون حمایت آمریکا بماند. در زمان رژیم گذشته ایران، شاه در انتخابات آمریکا، روی جمهوری خواه ها سرمایه گذاری می کرده است تا آنها پیروز شوند چون آنها جنگ طلب بودند، به ایران اسلحه می فروختند اما دموکرات ها به دنبال حقوق بشر بودند و حاکمیت پهلوی را تاحدی به چالش می کشیدند. عربستان نیز همچون آن زمان ایران و روندی که در مناطق دیگر نیز مرسوم است، دلارهای خود را خرج می کند تا جمهوری خواه ها به قدرت برسند. به دلایل گفته شده، سعی می کند این پروسه دو ساله را طی کند تا دموکرات ها شکست بخورند. پس بسیار مهم است که چه اتفاقی در این مثلث رخ می دهد. به نظر می رسد حکم اعدام «شیخ نمر» در عربستان که به تازگی منتشر شد، بی ارتباط با حادثه عراق نیست و در حال فشار آوردن به ایران است. عربستان با تصور اینکه ایران از شیعیان عربستان حمایت می کند به ایران فشار می آورد و می گوید فشار تو به داعش این نتیجه را دارد. در این مثلث، ایران که با عربستان رابطه ای تلخ و بسیار سرد دارد، رابطه ایران با آمریکا نیز سرد است اما تلخ نیست بلکه در ماجرای هسته ای و در موضوع عراق شیرین است. باید دید چه اتفاقاتی در روابط درون این مثلث بروز می کند.

17 - طی توضیحات شما، پیچیدگی های بسیاری در روابط موجود در مثلث خارجی ایجاد شد. از تجمیع رویکردهای مختلف در این مثلث، نتیجه، ماندن داعش و تجزیه عراق خواهد بود؟ تجزیه احتمالی عراق چه آثاری بر امنیت ملی ایران خواهد داشت؟

رشید: حوزه ماجرای داعش به خارج از مناطق عربی سرایت نمی کند. این پروژه متکی بر یک ایدئولوژی است که آن ایدئولوژی از ناسیونالیسم عرب جدا نیست. هر چند کسانی که از مناطق دیگری آمده اند، پاکستانی، مراکشی، انگلیسی و ... بعضا عرب نیستند اما در هر صورت فرهنگ های دیگر، ظرفیت پذیرش این ایدئولوژی را ندارند؛ ظرفیت پذیرش این ایدئولوژی، مختص عرب هاست پس به ایران سرایت نمی کند.

18 - چه طور آثاری نخواهد داشت؟ یک همسایه بد هم، آزار فراوانی می تواند برساند، چه رسد به ...

رشید: به همسایگی ایران نمی رسد. منطقه اگر تجزیه شود، بخشی از آن کردستان عراق است، بخشی شیعیان و بخشی دیگر سنی...

19 - بر فرض در صورت تجزیه عراق، سه بخش کردنشین، سنی نشین و شیعه نشین تشکیل می شود. در این صورت احتمال تحرکاتی در مناطق کردنشین همسایه وجود دارد، با توجه به منافع ایران و ترکیه در این موضوع –به عنوان دو قدرت مهم منطقه- احتمال ایجاد کشوری جدید در منطقه یا ایجاد ناآرامی در مرزهای این دو قدرت منطقه یی وجود دارد؟

رشید: اگر در ایران می خواست جدایی کردها رخ دهد، در زمانی که کردستان ما شلوغ شد، باید اتفاق می افتاد. ترکیه یکی از پایگاه های ناتوست، منافغ ترکیه هم با این قصه پیوند دارد، به همین دلیل حداقل به خاطر حضور ترکیه کردستان بزرگ تشکیل نخواهد شد. موضوع تجزیه داستانی متفاوت دارد. مثلث یاد شده در این موضوع، بسیار مهم است؛ ایران که صد در صد با تجزیه مخالف است، آمریکا هم تا زمان حضور دموکرات ها در قدرت، با تجزیه عراق مخالفند بنابراین حداقل در دو سال آینده، تجزیه جایی نخواهد داشت.

ادامه دارد... 


 
درباره داعش (قسمت ماقبل آخر)
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

 ادامه پست قبل

20 - پس قدرت های تاثیرگذارتر در شرایط فعلی عراق که ایران و آمریکا هستند، با تجزیه مخالفند و در دوسال آینده تجزیه عراق را نخواهیم داشت؟

رشید: عربستان پای قصه تجزیه ایستاده و به دنبال یارکشی است. سفر عربستان به مصر و دیدار با السیسی، دال بر یک دیدار اضطراری است؛ به این دلیل که آنها دچار نگرانی هستند. به عبارت دیگر عربستان دست تنها مانده اما سیسی، یار ضعیفی است و نهایت هنر او این می تواند باشد که شرایط مصر را در دست گیرد.

21 - در مثلث مورد اشاره شما به خوبی مشهود است که برخی دولت های خارجی  از برخی نیروهای داخلی حمایت می کنند. به طور مثال مورد حمایت بودن داعش از طرف عربستان یا کمک های مقطعی ترکیه و قطر و ... نشان می دهد داعش به گونه ای در حال دولتی شدن است. به نظر برخی تحلیل گران، این دولتی شدن موجب افزوده شدن بعد زئوپلیتیکی به ماجراست که می تواند جنگی ژئوپلیتیکی را دامن زند. این مساله چه آثاری بر امنیت ملی ایران خواهد داشت؟

رشید: ترکیه حتما با جنگ ژئوپلیتیکی مخالفت خواهد کرد چون مرزهای این کشور را نیز آسیب می زند. به خود عربستان نیز آسیب می زند؛ در حال حاضر شیعیان عربستان، حایل بین شمال و جنوب هستند و فعلا به پایین سرایت نمی کند. این نکته قابل توجه است که حمایت ترکیه و قطر از جنس حمایت عربستان و حمایت ایدئولوژیک نیست بلکه به تبع سیاست آمریکاست. مرکز رشد وهابیت، داعیه پرچمداری اسلام و خادم الحرمین برای عربستان بسیار مهم است و در حال حاضر حیثیتشان مخدوش شده و بیشترین نقش را عربستان دارد و بقیه چندان مهم نیستند.

22 - در مورد روابط مثلث داخلی که اشاره کردید، بیشتر توضیح دهید.

رشید: در زمان حمله داعش به سامرا، من کربلا بودم؛ البته به جهت این که زبان عربی مسلط نیستم، گفت وگویی نداشتم اما حسم این بود که یک نوع رعب در جامعه حاکم است.

23 - نسبت به؟

رشید: نسبت به اقدامات داعش که فتوای آقای سیستانی این رعب را شکست. من برای این بخش از صحبت، سندی ندارم و تنها حس من در آن فضا این بود اما به نظر می رسید که فتوای آقای سیستانی، نه تنها رعب را شکست بلکه پشتوانه دولت برای مقابله با داعش و پشتوانه ارتش را بسیار تقویت کرد. به عبارت دیگر فتوای آقای سیستانی، پیوند «مردم و دولت» و «مردم و ارتش» را متجلی و تقویت کرد و حتما در حوزه مخالف نیز اثر خود را داشته است. بعضی نیز از آقای سیستانی انتقاد می کردند که چرا این فتوا را داده است. از ابتدای سقوط صدام به این سو بلکه حتی از زمان حمله آمریکایی ها، نقش آیت الله سیستانی در عراق، بسیار مهم و تاثیرگذار بوده است. اگر آقای سیستانی را سمبل روحانیت مبارز عراق بنامیم، سخنی به گزاف نگفته ایم و کاملا درست است. من در زمان حضور در عراق، تظاهرات مردم را بعد از فتوای ایشان دیدم، با شعار «تاج علی رأسی سید علی سیستانی» به معنا اینکه تاج سر منی ای آقای سیستانی. این شعار با آن شور و حالی که آن جمعیت داشت، نشان می دهد که نقش روحانیت در انجا بسیار مهم است، آن هم روحانیتی که درجه مرجعیت و تقریبا موقعیت جهانی دارد و  مرجعیت ایشان هند و کش تا این سوی اروپا را در بر می گیرد. در صحبت هایم در مورد مثلث داخلی عراق، به جای مردم یا روحانیت، فقط اقای سیستانی را نام می برم.  یک پای این مثلث، آقای سیستانی، پای دیگر دولت موجود و پای سوم نیز نیروهای مقابل هستند. نیروهای مقابل از دو دسته بومی و فرابومی تشکیل می شوند. نیروهای فرابومی، تکفیری ها هستند که امکان سازش با آنها وجود ندارد اما امکان ایجاد انفکاک میان تکفیری ها و گروه های غیر ایدئولوژیک دیگر وجود دارد. در این مثلث، نقش آقای سیستانی بسیار مهم است. جامعه ایران از نظر نگاه سیاسی، نسبت به عرب ها رشد بسیاری داشته اند و تا حدی دین زدگی در جامعه ما رواج یافته است؛ در حالی که در جامعه شیعه عراق، دین زدگی و خلل های موجود در اینجا وجود ندارد بنابراین پیوند مردم با مرجعیت در عراق، بسیار قوی تر از ایران است. تضعیف یا تقویت این نقش، در هر دو سوی قصه موثر است.

24 - در نتیجه ای که می خواهد حاصل شود.

رشید: بله! در هر حادثه ای. حالا هدف گذاری حضرت آیت الله سیستانی چیست؟ هدف گذرای ایشان، «حفظ تمامیت ارضی عراق» است.

25 - ایشان بعد از فتوای دفاع از عراق، موضع گیری دیگری هم داشتند، با این مضمون که دولتی تشکیل شود که مشکلات سابق را نداشته باشد. می توان این موضع گیری را در جهت همان حفظ تمامیت ارضی تفسیر کرد؟

رشید: این نشان می دهد که آقای سیستانی به تمامیت ارضی نگاه می کند یعنی شیعه گرایی مبنای ایشان نیست و ملیت برای او مهم است. این نقش و این هدف گذاری بسیار مهم است. اگر این شخصیت که این هدفگذاری را کرده است، شکسته شود یا حمایت نشود، طبیعتا این هدفگذاری هم آسیب می بیند. آمریکایی ها نیز ظاهرا همین هدفگذاری را کرده اند که آقای سیستانی بر حفظ تمامیت ارضی عراق سرمایه گذاری کرده اند. آنچه آمریکا از داعش و دولت عراق صحبت می کند، بحث دولت فراگیر است.

26 - در نتیجه مرجعیت در عراق، حمایت بیرونی را خواهد داشت؟

رشید: حمایت بیرونی را دارد، غیر از آن تعدد دشمن نیز ندارد و تعداد دشمن را کاهش داده است. این یک پای مثلث است. ایشان نکته دیگری فرموده اند که «این دولت، توانایی اقدام فراگیر را ندارد» در حالی که مواضع ایران در مدت اخیر دال بر حمایت از نوری المالکی است که می تواند متاثر از تعاملات دو کشور باشداما اگر این مساله به تضعیف موقعیت مرجعیت شیعی منجر شود، یک شکست محسوب می شود.

27 - شما فکر می کنید شرایط به چه سمتی پیش رود؟

رشید: اگر قرار باشد نوری مالکی برای ماندن پافشاری کند، حمایت آقای سیستانی را از دست می دهد و دولتی که حمایت آقای سیستانی را از دست دهد، در عراق بسیار تضعیف شده است. اینکه دولتی که حمایت آقای سیستانی را از دست دهد، مورد حمایت ایران نیز باشد، منجر به نتایجی می شود از جمله شکاف بین ایران و آقای سیستانی که اصلا مصلحت نیست. چنین واقعه ای به حل مساله کمک نخواهد کرد.

ادامه دارد... 


 
درباره داعش (آخرین قسمت)
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

 ادامه پست قبل

28 - گفته می شود یکی از دلایل اصلی سقوط سریع موصل و تصرف شهرهای دیگر عراق، ضعف ارتش عراق و در کنار آن، عدم تصفیه عناصر بعثی بود؟

رشید: ارتش عراق، ارتش مطمئنی نیست و برای حفظ امنیت داخلی خوب است که متاسفانه داخل آن هم به جهت همین اختلافات، ناپایدار است. این پایه، ضعیف است که هم آمریکایی ها و هم ایرانی ها آن را تقویت می کنند. تقویت ایرانی ها امروز به مراتب بیش از آمریکایی هاست؛ این سیصد نفری که آمریکا گفت به عراق می فرستد، به طور عمده مشاور اطلاعاتی هستند و می توانند کمک های ماهواره ای، اطلاعاتی و جاسوسی داشته باشند، اگر اطلاعات درست به آنها دهند. در حالی که ایرانی ها می توانند مشاوران لجستیک بهتری باشند. باید سیاست گذاری درستی برای نقش دولت شود اما به نظر می رسد بیشترین نقش را رهبری روحانیت داراست.

29 - ریشه بحث تجزیه عراق به کجا برمی گردد و آیا قدرت ها بر سر منافع خود این پروژه را دنبال می کنند؟

رشید: بحث تجزیه تنها بیرون از عراق مطرح نیست و حس من این است که میان اهل سنت و حتی بین شیعیان نیز وجود دارد. از روزی که جمهوری عراق تشکیل شد و عبدالکریم قاسم و دیگران آمدند، حکومت در اختیار اهل سنت بود. در صورتی که نسبت به شیعه در اقلیت بودند اما حاکمیت در اختیار آنها بود. حال این حاکمیت چندین ساله، یک مرتبه از دست آنها خارج شده است. در تحلیل ها باید این مسایل تاریخی را نیز در نظر گرفت و در بروز وضعیت امروزی عراق فقط عربستان یا خطاهای دولت عراق و حمله های داعش دخیل نیست، بلکه این نکات نیز اثرگذار بوده اند. هرچند اینها ممکن است چندان مهم نباشد اما تاثیرگذار است؛ به ویژه در عراق که بافت اصلی اش را قومیت ها و عشایر تشکیل می دهند، انگیزه های قومی دارای اهمیت فراوان است.

30 - با توجه به حساسیت مساله قومیت ها و فرقه های مختلف موجود در عراق، آیا مانور گروه های شبه نظامی شیعه از جمله طرفداران مقتدی صدر ممکن است موجب تشدید اختلافات فرقه یی در این کشور شود؟

رشید: ایران در عراق، قدرت بسیاری دارد. نگرانی چندان در این زمینه وجود ندارد، حتی به نظر نمی رسد اشتباهاتی که در یکی دو دهه قبل بین نظامی های طرفدار صدر با دیگران اتفاق افتاد، رخ دهد. زیرا هم خود صدر پخته تر شده و هم روابط تعریف شده تر هستند.

31 - چه راهکاری وجود دارد که عراق به آرامش و ثبات برسد و این فضای جنگ، کشتار و خشونت موجود که هر روز در حال تشدید است،  از بین رود؟ حاکمیت عراق چگونه می تواند جلوی فروپاشی خود یا تجزیه کشور را بگیرد؟

رشید: نمی توان حرف قطعی زد اما همانطور که گفته شد، این بحران در دو مثلث حل می شود. در مثلث خارجی، رابطه «ایران و آمریکا» و «آمریکا و عربستان» دارای اهمیت بیشتری است و به نظر می رسد در شرایط فعلی رابطه ایران و عربستان چندان مهم نیست.

32 - یعنی مثلث داخلی، خود به تنهایی نمی تواند مساله را حل کند؟

رشید:خیر! نمی تواند. برای این مساله عربستان باید حتما از پشت صحنه خارج شود یا جریان دفع خطر تا اندازه ای قوی باشد که عربستان، دست خو را بالا برد، در حالی که این قدر قوی نیست. کف امتیازهایی که عربستان می خواهد این است که بخشی از اهل سنت به قدرت بازگردند.

33 - این انتقاد را که می توان به حاکمیت فعلی عراق هم وارد کرد.

رشید: منظور من ماجرای انفجار رخ داده است. در انفجارهای عراق، اهل سنت حساب خود را از گروه های دیگر جدا نکرد. دعوا اگر سیاسی بود، قابل هضم بود اما این فقط سیاسی نیست و از اهرم های سرکوب، ارعاب و کشتار جمعی استفاده می کنند و بسیار هم بد استفاده می کنند. پشت همه اینها نیز عربستان قرار دارد. عربستان به سادگی به این قصه تن نمی دهد.

34 - پس راهکاری کلی هم نمی توان ارائه داد؟

رشید: پیچیدگی، بسیار است؛ به ویژه در مورد داعش که مساله ای ایدئولوژیک است. مسایل ایدئولوژیک پایان پذیر نیست، از حجم آن کاسته می شود، هم پیمانان آن دور می شوند و ممکن است احساس ناکارآمدی کند یا مایوس شود اما تمام نمی شود. فرهنگ داعشی ها، فرهنگ سفیانی است. نمی گویم سفیانی هستند و این ساده اندیشی را نمی کنیم اما این فرهنگ، آن فرهنگ است. این فرهنگ اگر بگوییم تازه شروع شده است، تازه هم باید رو به گسترش باشد.