گفتگو با سحر (عنوان میز ؛ فوتبال )
ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧  

*سلام  سحر

ممنونم که از مشتریای سابقه دار سایت خالی از هیجان من هستی

یادت هست که از کجا قلّابت به سایت من گیر کرد

یک شعر برای "سید حسن نصرالله" و یک شعر هم برای "سید حسن خمینی"گفته بودم،

از من توضیح خواستی

من تو وبلاگ خودم با یک شعر "سنگ قلّابت" کردم

ولی خدایی اش حالا هم همان را می گویم:

 "تو از نسل جدید هستی ، من از نسل خراباتم"

درست گفتم

ولی جوابی که تو می خواستی این نبود

این را میدانم

به همین خاطر کلی عذاب وجدان برای خودم درست کردم

اما بازم آمدم همان جواب را بدهم

می خوام  بگویم : به تو جواب سرکاری ندادم

راست گفتم

بگذریم

طول می کشد تا من در دادگاه شما نسل سومی ها از حقّم دفاع کنم

حالا می خواهم دفاعیه ام را تنظیم کنم

تو هم وکیل مدافع ما باش چه عیب داره؟

به ما یاد دادند بهترین دفاع حمله است

این فقط "تز" ما نیست ، افشین پیروانی (مربی پرسپولیس هم تزش همین است)

میدانی از کجا میخواهم حمله کنم؟

از آنجایی که گاردت را باز کردی

ما امروز فهمیدیم که طرفدار استقلال هستی

به چه دلیل طرفدار استقلال شدی؟

جوابت چیست؟

از من می پرسی چرا در انتخابات شرکت کردی ، چرا رأی دادی؟

من سو أ ل آسان تری  کردم

چرا استقلالی شدی؟

اصلا چرا فوتبالی شدی ؟

 منتظر جوابت هستم

.............................................................................................................

*سحر :

سلام با تشکر از شما دوست خوبم

امیدوارم بحث خوب و پر باری داشته باشیم و به نتیجه مطلب برسیم.

سوالی کردید و من هم نمی خواهم جواب کلیشه ای بدهم ،

مثلا بگویم من رنگ آبی و دوست دارم

یا فلان بازیکن و دوست داشتم به خاطر اون استقلال و دوست دارم!!

یا استقلال خیلی خیلی فو ق العاده هست و خیلی خوب بازی می کنه...

نه اینطور نیست...

همه ما می دانیم توان و دارایی فوتبال ایران چقدر است.

از کودکی زمانی که 6 ساله بودم

برای اولین بار در صفحه شگفتیها !تلویزیون بازی فوتبال را دیدم

و عجیب مرا به طرف خودش کشد.

یادم هست که بازی بین دو تیم آبی و قرمز بود...

فکر می کنم ایتالیا بود

و کشوری که به خاطر سخت بودن اسمش نامش را به خاطر ندارم!

(البته راجب ایتالیا هم مطمئن نیستم فقط 6 سال داشتم)

تیم آبی با توپ بسیار خوب بازی می کرد...

توپ پلاستیکی رنگیم رو از تختم برداشتم و سعی کردم همونطوری به توپ ضربه بزنم...

خوردم زمین!

یادمه تیم آبی کارت قرمز گرفت

و من که فکر می کردم کارت قرمز خوبه با شوق و ذوق رفتم پیش مامان و گفتم :

مامان آبیا کارت قرمز گرفتن!!!!

و مامان خندید!

از اون روز بیشتر از عروسکام با توپم بازی کردم.

در خانواده کوچک من کسی اهل فوتبال نبود

ولی این زمین سبز و توپ گرد مرا به سوی خودش می کشید.

تا وقتی که توانستم بخوانم و بنویسم

با تعجب فهمیدم که ایران هم آبی و قرمز محبوب دارد.

بزرگتر که شدم فهمیدم می گویند فوتبال ورزشی مردانه است.

می خواستم ثابت کنم که فقط مردانه نیست.

دوران پایانی راهنمایی باشگاه حجاب شروع به جمع آوری تیم فوتسال بانوان کرد

 می خواستم ثابت کنم بهتر از علی داعی می توانم بازی کنم...

شروع کردم...موفق بودم ...ولی چه فایده؟؟؟؟؟؟

نه بازی خارجی!!!نه امکاناتی و نه هیچ چی!!!!

استقلال را به خاطر همون پیش زمینه ذهنی انتخاب کردم!

9 سالم بود که می گفتم استقلالیم!

شایدد اگر آن روز آن تیم قرمز توجه ام را جلب می کرد پرسپولیسی بودم

و لی به هر حال دریافتم با شرایط فوتبال ایران می توان استقلال را خوب نامید

و اگر خوبی مثل پرسپولیس کنارش نباشد   .خوب بودنش بی فایدس!

و نکته دیگر این که استقلال اولین انتخاب خودم در زندگی بود!

در دورانی که حق انتخابم به خاطر کودکی محدود بود

خودم انتخابش کردم و دوستش دارم...

خوشبختانه اشتباهم نکردم!

جواد زرینچه رو فوق العاده دوست داشتم...

یادش بخیر...

امیدوارم جوابتان را تمام و کمال داده باشم  گل

..............................................................

*کامنت مهمانان میز ما

...............................

*خازن :

سلام و درود فراوان بر شما.
مطلبتان را خواندم ولی با عرض معذرت چیزی دستگیرم نشد.
از حضور گرمتان سپاسگزارم.
موفق و موید باشید.
التماس دعا.
    گل 

........................

*رضا :

ما انسان‌ها در بستر اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم همواره در حال انتخاب هستیم:
- بعضی مواقع انتخاب می‌کنیم تا خودمان و هویتمان را ثابت کنیم.
- بعضی مواقع انتخاب می‌کنیم جون می‌خواهیم راکد نباشیم.
- بعضی مواقع هم انتخاب می‌کنیم چون ناگزیر از انتخاب هستیم.
- بعضی مواقه هم انتخاب نکردن را انتخاب می‌کنیم تا باز هم خودمان را با مبارزه منفی معرفی کنیم.
فضای این انتخاب هم شکل‌های مختلف دارد. گاهی به وسعت مستطیل سبز و گاهی به پهنای سرنوشت یک ملت. در برخی موارد انتخاب‌ها یک مکانیسم دفاعی یا تهاجمی برای رفتن به جنگ محدودیت‌هاست. ما به دنبال گزینه‌ای می‌رویم که هم علاقه ماست، هم محدودیت ما و هم ما را به نوعی متفاوت از بقیه در جامعه جلوه می‌کند.
و انتخاب هرچه باشد و به هر نیتی که انجام شود، چه از سر آگاهی قوه عاقله و چه از سر محدودیت زمان بچگی، یک مشخصه مشترک دارد و آن "من" به عنوان کسی است که انتخاب می‌کند و پای انتخابش می‌ایستد. و انتخابش را بعد از دورانی تحلیل می‌کند و کاستی‌هایش را مرتفع می‌کند.

داستان استقلالی یا پرسپولیسی شدن هم مثل دوم خردادی یا اصولگرا و اصلاح طلب شدن خیلی از افراد جامعه است. به طرف زمین سیاست کشیده می‌شویم. به دنبال تحلیل دلیلش نیستیم. انتخاب می‌کنیم. در ورزشگاه احزاب و گروه‌ها و دسته‌ها برای خودی هورا می‌کشیم و برای حریف، فحش. با بعضی خاطره و تابو می‌سازیم و بعضی را تخریب می‌کنیم. ... چندین سال با آن‌ها زندگی می‌کنیم و بعد از 8 سال می‌فهمیم که:
می‌توان استقلال را خوب نامید؛ اگر خوبی مثل پرسپولیس کنارش نباشد، خوب بودنش بی فایدس!!!


کلمات کلیدی:   اجتماعی ،سیاسی ،ورزش