| گفتکو با سحر (میز فوتبال ؛ رنگ آبی) |
| ساعت ٤:٠۳ ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧ |
|
سحر سلام امشب رفته بودم وبلاگ گردی ، تا سری به بچه ها بزنم ، درعین حال دعوتشان کنم که ما را از کنار میز یاری کنند . تا الآن که من شروع کردم 3 تا از دوستان ("ماه آبی"،"سیاوش"و "شیما") آمده اند . و هر سه نفر از بی علاقگی به فوتبال صحبت کرده اند . البته نگاه ما صرفا" فوتبالی نیست ، بلکه فوتبال بستر گفتگوی مااست برای آشنایی بیشتر با وضعیت اجتماعی گذشته(قبل از انقلاب) و امروز. .................................................................................................................. *تاریخچۀ آبی
امشب تاریخچۀ " آبی" را بعنوان موضوع انتخاب کردم : در سال های قبل از 1350 دو تیم آبی داشتیم ، تیم دارایی و تیم تاج ، لباس هر دو هم آبی آسمانی بود تیمی که امروز با نام آبی رقیب سرخ پوشان است ، همان تیم تاج سابق است ، در دهۀ 1350 نام تیم قرمز ؛ شاهین بود . "شهرآورد" پایتخت بین دارایی و شاهین برگزار میشد . نه بین تاج و شاهین ؛ تا اینکه رییس باشگاه تاج ، تیمسار پرویز خسروانی ، با حفظ امتیاز باشگاه تاج ، به ریاست فدراسیون فوتبال منصوب شد . وی که تیمش طرفدار چندانی نداشت ، بعد از رسیدن به قدرت ، هر دو تیم پرطرفدار دارایی و شاهین را منحل کرد . بازیکنان تیم آبی منحل شدۀ دارایی (مثل؛جلال طالبی،منصور پورحیدی،حسین فرزامی، فریدون معینی ،اکبرافتخاری، حمید لواسانی و...) همه را برد تاج ، انشعاب در لباس آبی از بین رفت و اکثریت در اقلیت ادغام شد . بازی کنان قرمز هم مدتی سفید پوش شدند و تیم پیکان را تشکیل دادند و سپس پرسپولیس راه افتاد و دومرتبه قرمز پوشیدند . *ممکن است بگویی شد که شد ، ما چکار کنیم ؟ اما جواب : 1-اگر قدرت را به اقلیت بدهند و اکثریت را در خدمت اقلیت در آورند درحالیکه اکثریت نه تنها مجبور به تمکین باشد و جرأت مخالفت نکند ، بلکه از این مسأله لذت هم ببرد و شیپورچی اقلیت هم بشود . برایت عادیست؟ من که آن روز حدودا" 20 ساله بودم و تا آنروز طرفدار آبی بودم ، نتوانستم این ظلم غالب را به پذیرم ، هر چند که به اردوی قرمز هم نپیوستم . ٢-کجای عالم دیده اید که رییس یک باشگاه با حفظ سمت رییس فدراسیون ورزشی شود ، باشگاه های رقیب را منحل کند و ... 3-انتصاب تیمسار خسروانی ، یک امر استثنایی نبود ، بلکه انتصاب ژنرالها و سرهنگ هایی که وفاداریشان نسبت به رژیم اثبات شده بود –در مراکز حساس دولتی و بخش خصوصی- به عنوان یک رویۀ مدیرتی شناخته می شد . ۴-رژیم با این اقدام چند هدف را دنبال می کرد : - اولا" ارتش شاهنشاهی را یکی از ارکان پرورش مدیر قرار داده بود . -ثانیا" منزلت اجتماعی نظامیان وفادار به رژیم را ارتقا می بخشید . -ثالثا" استیلای ارتش را توسعه می داد . -رابعا" نظام توتالیتۀ خود را با استیلای ارتش به رخ مردم می کشید . *آره من هم مثل تو اول آبی بودم ، ولی آبی شدن من این طوری شروع شد : چون فوتبال را دوستداشتم باید از یک تیم طرفداری می کردم ، بین شاهین و دارایی باید یکی را انتخاب می کردم ؛ از آن جهت که از بچگی طرفدار مظلوم بودم ، طرفداران شاهین عده شان بیشتر بود ، و دارایی چی ها کمتر بودند ، اقلیت ظاهرا" مظلومتر هستند ، من هم طرفدار اقلیت یعنی دارایی چی شدم ، اما بعد از این که اقلیتی ها ، به ظلم تیمسار خسروانی تن دادند ، از آنها فاصله گرفتم . همزمانی این مسأله با افزایش تعلقات سیاسی من علیه رژیم هم درخور توجه است . *ببخشید که سرت را درد آوردم ، امیدوارم در انعکاس مشاهدات خودم تصویر روشنی ارایه کرده باشم . منتظر دریافت نظراتت هستم ------------------------------- *سحر: سلامی به بلندای آبی آسمان... من از این موضوع اطلاعی نداشتم ولی با اطمینان می گم حتما دلیلی برای انحلال این بوده و این تیمساری که می گین حتما دلیلی داشته... نمی تونم قبول کنم چون تیمسار و مزدور شاه بوده بی دلیل این کارو کرده!!! یا برای این که تیم تاج و قوی تر کنه این کار کرده!! واقعا نمی پذیرم اینو...از این اتفاقات و پارتی بازیها که الانم در فوتبال ما هست! یه زمانی بود که فوتبال ما فقط آبی و قرمز بود...دیگران فدای دو تیم می شدند... انتخاب مربی و بازیکن واسه تیم ملی هم که همیشه همین بوده!! به نظر من و با چیزهایی که می شنوم همه این پارتی بازیها و اعمال قدرتا بعد از انقلاب هم وجود داشته و داره ولی ما اون زمان و بزرگ می کنم و این زمان و نادیده می گیریم چون می ترسیم ...می ترسیم که انقلاب ارزشی مون خراب بشه!!!! ........................................................................................ کامنت مهمانان میز ما ............................. *سیاوش : ............................ *شیما : ولی حالا دیگه فقط برنامه نود رو نگاه میکنم ببینم عادل جون چطوری میزنه پای چشمه همه *ماه آبی : حقیقتا فوتبالی نیستم ................... *یک وب گرد : موضوع داره جالب می شه.
.............................................................................................. *دلشدگان : ................. * مهدی بوترابی : اینکه اقلیت به زور جای اکثریت را بگیرید واقعا جای تاسف دارد. ....................................................................................... *هلیا : سلام و وقت به خیر... ............................................. *کانون مسجد حضرت ابوالفضل سلام حاج آقا ..................... *رضا : (بقیۀ متن را در کامنت نظرات رضا رؤیت کنید) |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


