گفتکو با سحر (میز فوتبال ؛ پرویز دهداری)
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧  

سلامی از دل شب بر طلعۀ سحری

*موضوع انتخابی من ؛ پرویزدهداری

مرحوم پرویزدهداری ؛ آبادانی ، فوروارد سرخ پوش تیم شاهین ، که ورود من به ورزشگاه ها ، همزمان بود با کناره گیری او از میدان فوتبال ، همان شخصیتی که من بازیش را ندیده بودم ،  ولی احترام ویژه ای برایش قایل بوده و هستم .

وی پس از کناره گیری از ورزش بعد از مدتی به کسوت مربی گری درآمد و به صحنۀ فوتبال باز گشت و در این میدان نوع ویژه ای از مدیریت در فوتبال را به نام خود ثبت کرد .

مدیریت وی مبتنی بر اخلاق و دیسیپلین بود که در جایگاه مربی تیم گارد شاهنشاهی-که بعدا" نام هما برآن نهاده شد-متدش را عرضه کرد .

دهداری بعد از انقلاب برای مدتی سرمربی تیم ملی شد که در آن مدت نیز تیم ملی را به قهرمانی مسابقات آسیایی رساند .

متد مدیریت دهداری مکتبی را ایجاد کرد که تا مدتی پاره ای از مربیان جوان از او الگو برداری می کردند .

ولی افسوس که مکتب اصالت "برد" و اصالت "شهرت" مانع از توسعۀ  و پایداری مکتب دهداری شد .

اخلاق در مکتب دهداری ، اخلاق عرفی بود ،  نه اخلاق دینی ، هر چند که مبانی اخلاق عرفی و دینی یکی است ، ولی در اخلاق عرفی بعضا" مسامحه و یا تنگ نظری هایی وجود دارد که مورد پذیرش دین نیست .

مکتب دهداری در ورزش بویژه در حاکمیت لاییک کاربرد خوبی داشت و بازیکنان اخلاقی فراوانی را تحویل جامعۀ ورزش داد

 ..................................................................................................................

*سحر :

سلام و باز هم سلام به همه دوستانی که قسمتی از وقت پر ارزششان را به خواندن این وبلاگ اختصاص می دهند.

همیشه از تفکیک و تقسیم به دینی ...غیر دینی...ارزشی...غیر ارزشی...در میدان ورزش تنفر داشتم و دارم.

به نظر می رسد بعضیها خودشان تصمیم می گیرند که دین و دینی بودن چیست.

هر وقت کسی منافعشان را بر آورده نمی کند تبدیل به ضد دین و ضد ارزش می شود بدون در نظر گرفتن دانش و بار فنی!!!!!

یاد قرون وسطا می افتم زمانی که کلیسا دانشمندان را به جرم ملحد بودن می سوزاند.

....................................................................................................................

*حاج محسن :

سحر سلام
1-در بارۀ متن دیروز تان نکته ای دارم:
من از کلمۀ مزدور شاه استفاده نکرده بودم ، بلکه گفته بودم: وفاداران شاه
این دو واژه تفاوت فراوانی دارد

2-اما در بارۀ متن امروز :
آیا لازم نبود که ضمن ابراز انزجار از ایده ءلوژیک کردن ورزش ، موضع خود را در بارۀ اخلاق در ورزش هم توضیح میدادید
زیراکه من  از نقش اخلاف سخن گفته بودم

3-شما به عنوان خبرنگار ، اگر بخو اهید پرسشی از من داشته باشید ، پرسش های تان چیست ؟
................................................................................................................

 *سحر :

درورد بر محسن عزیز...
1-گله شما به من این بود که "چرا شما نوشتید وفادار به شاه و من خواندم مزدور شاه!"

در طی این چندین سال که به تحصیل مشغول بودم ،

در مدرسه در دانشگاه ، بارها و بارها تاریخ انقلاب را مرور کرده ام...

در مدرسه ؛  تاریخ معاصر ، بخشی از دینی...

در دانشگاه بخشی از اخلاق و معارف و خود درس انقلاب -که در هر 2 دانشگاه به شیوه متفاوت خواندمش-

بارها خاطرات وابستگان به شاه را مرور کرده ام

و نقد های آنها را خواندم!!!

و بارها در طول دهه فجر از برنامه ها و مستندات مختلف دیده و شنیده ام که وفادار به شاه یعنی مزدور!!!

پس امیدوارم فکر نکنید که خواسته ام از صحبتهای شما برداشت شخصی کنم.


2

-موضع من به عنوان یک انسان و نه فقط به عنوان یک مسلمان به اخلاق و اخلاقیات کاملا مشخص است.

کدام انسان هست که ذره ای وجدان در او زنده باشد و به اخلاقیات احترام نگذارد؟؟؟؟

بسیاری از ارزشهای اخلاقی انسانی بین همه به واسطه فطرت انسانی مشترک هستند

و دین به اخلاق جلا می دهد.

دین باطن و حقیقت اخلاق است

 ٣-سوالی که بارها از خودم پرسیده ام و می پرسم را از شما می پرسم:

آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟

آیا همیشه فساد اخلاقی سردمداران موجب انقلاب می شود؟؟؟

پس چرا این اتفاق فقط در ایران افتاد یعنی فقط رژیم ایران فاسد بود؟؟؟؟؟

....................................................................................................................

*کامنت مهمانان میز ما

 .............................

*شاخ نبات

سلام حاج آقا و سحر خانوم ....

عذر تقصیر بابت تاخیرنیشخند

والا از آنجاییکه بنده فوتبال و دویدن دنبال توپ رو چیز جالبی نمیدونم و در این زمینه سر رشته ای هم ندارم بهتر میبینم که سکوت پیشه کنم....!چشمک

ولی دنبال میکنم مطالبتون رو...هر وقت دیدم میتونم اظهار نظر کنم حتماَ میگم..گل

ممنون بابت تلاشتون برا آگاه کردن جوانان این نسل از اوضاع اجتماعی قبل از انقلاب...

موفق باشید و پیروز...

.............................

*هلیا :

سلامی دوباره
این نوشته ها برای من مثل یک پازل می‌مونه! از اونجایی که می‌دونم هیچ کدوم از کلمات نویسنده‌ی فکور ما بی حکمت نیست، برام جالبه بدونم از این بحث ورزشی چه نتیجه ای قراره گرفته بشه و پای چه چیزهایی قراره که به وسط کشیده بشه. اما تا اینجا رسیده ایم که بحث اخلاق به میون اومد و باز سر درد دل سحرخانم باز شد!
نمی دانم در این وبلاگ جا داره یا نه که تفاوت میان اخلاق دینی و عرفی کمی بازگو بشه و شاید بهتر باشه اینجوری گفت که کلا اخلاق با دین تفاوت داره و صد البته ارتباط داره. ارتباطش عموم و خصوص مطلقه، یعنی هرکس دین دار باشه قطعا اخلاق هم داره اما اینطور نیست کسی که اخلاق و وجدان داره حتما متدین باشه. اما شاید اونچه که اعصاب سحر رو خورد می کنه این باشه که ورزش درسته که باید اخلاقی باشه مثل همه ی مسائل در همه جای دنیا ( نه فقط ایران) اما چه لزومی داره که ورزش رو ربطش بدیم به دین؟؟ و چه اهمیتی داره که حاج محسن اشاره می کنند که اخلاق عرفی بود نه دینی! بقیه ی توضیحات رو به خود صاحبخانه می‌سپارم.

 

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی:   ورزش ،معارف ،اجتماعی