گفتگو با سحر (میز انقلاب)
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧  
سحر :
سوالی که بارها از خودم پرسیده ام و امروز هم می پرسم ،
 می خواهم آن سوال را از شما بپرسم.
آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟
آیا همیشه فساد اخلاقی سر دم داران موجب انقلاب می شود؟؟؟
پس چرا این اتفاق فقط در ایران افتاد یعنی فقط رژیم ایران فاسد بود؟؟؟؟؟
حاج محسن :
 دوستان وبلاگی را دعوت می کنم ،
در نقد و پاسخ به این سوال مشارکت نمایند .  
 
مهدی بوترابی :
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است.
 خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند.
مردم در مقابل حکومت قرار میگیرند و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند.  
در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود
و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند
و کار را به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند.
این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد
که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.

انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد.
در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود.
مردم خواستار استقلال و آزادی بودند.
استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند.
مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند،
 آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود،
ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود.
در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود.
دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است.
طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
شاخ نبات :
سلام....

مردم ما در گذشته در خفقان کامل بودند ! با اینکه نبودم در آن زمانها اما به وضوح در اشعار شعرای آن زمان قابل رویت است.... کوچکترین ظلم این سران دولت را میگویم: به دلیل عقده های خویش به خود این اجازه را میدادند که کسانی که کفشهای خود را بر طبق عادت یا هرچیز دیگری تا کرده میپوشیدند به باد کتک میگرفتند و... !

یکی از علما که نامش در خاطرم نیست و در یک روستا روزگار میگذراند! تنها به دلیل بک جمله "دشمن امام خمینی کافر است" تحت شدیدترین شکنجه ها بود ( از ذکر این شکنجه ها دلم خون میشود) تا اینکه عاقبت به شهادت رسید... اما اکنون هر سایت یا وبلاگی را باز میکنی که مخالف نظام است یا فحش میخوانی یا تهمت و ....

اکنون مد شده که همه میگویند این نظام جمهوری اسلامی " دین اسلام" را دست آویز کرده است و در پشت پرده چه ها که نمیکنند! درست است که تمام افعال این جامعه و  مملکت درست نیست اما اصل و مبنای کشور درست است.... انقلابی که رخ داده صحیح است... من و تو (دوستان کم سن و سال) در آن زمان نبودیم که مشکلات آنان را از نزدیک لمس کرده باشیم و اکنون که برخی از وضع موجود ناراضی اند زمان شاه را با چنان
با چنان آب و تابی تعریف میکنند که من و تو گمان میکنیم چه بوده....!!! اما جالب است که زنانی که ادعای پایمال شدن حقوق زنان در این جامعه را میکنند بدانند که در زمان شاه که زنان تنها وسیله ای برای هوسرانی مردان بودند حتی نمیتوانستند با آرامش خیال تا سر کوچه شان قدم بردارند! تصورات ذهنی خود را بازگو نمیکنم انچه را که از نزدیکان شنیده ام میگویم...

انقلابی که به رهبری امام خمینی (ره) رخ داد همچنان روزنه ی نور و امید را بر ستم کشان در هر گوشه از دنیا می گشاید ...

سوالی دارم از خانوم سحر .... شما از زمان شاه اطلاعات وسیعی دارید به گمانم... اگر میشود چند نمونه از ویژگیهای خوب آن زمان را بگویید تا متخصصان این بحث و شاهدان عینی زمان شاه پاسخ دهند و ما نیز استفاده کنیم...ممنون...
ایجاد حکومت اسلامی و دوری از حکومت طاغوت مهمترین هدف پیامبرانمان بود در عین دعوت به توحید.... مردم در سایه حکومت اسلامی اعمال دینی خود را می آموزند و انجام میدهند اما در حکومت طاغوت(شاه) مردم به بدحجابی و بی حجابی و شراب خواری و تمام اعمالی که خداوند با حکمت بی انتهای خود ما را از آنها نهی میکند امر میشدند... اهمیتی به بعد روحانی انسانها داده نمیشد همانگونه که اکنون در جوامع غربی مشاهده میکنیم... به نظر من ما اول باید مشکلمان  را با اسلام و دین حل کنیم سپس به بحث نظام و حکومت کشورمان وارد شویم!
شهرزادقصه گو :
درود دوست عزیز مشکل این است که مردم همیشه به دنبال شرایط بهتر هستند
در زمان شاه فکر کردند چه خبره با احساس و بدون هیچ ارزیابی انقلاب کردند
و نمی دانستند انقلاب از روی احساس از چاله به چاه افتادنه
و حالا که با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی انقلاب به ثمر رسید نه استقلال داریم نه آزادی و نه جمهوری اسلامی

آنچه نصیب مردم شد یک مشت دروغ بود و بس
 
و حالا رئیس جمهور این مردم همیشه در صحنه ... است
 همراه با ... دروغ عوام فریبی و بیرق عدالت که به این بیرق به جز استبداد و استحمار نبوده است
و مردم به این نتیجه رسیدند شاه چقدر آدم خوبی بود و اشتباه کردند
با تشکر از مدیر وبلاگ
گل
شاخ نبات :
سلام شهرزاد قصه گو ... ممنون که اینقدر صریح ابراز احساسات کردینیشخند

ولی میشه چندتا سوال از شما داشته باشم؟
1- از کجا میگید مردم به خاطر هیجانات و احساساتی که بر آنها حاکم بود انقلاب کردند؟!
2- استقلال را چگونه معنا میکنید؟ آیا استقلال این نیست که زیر سلطه کشورهای ستمگر نباشیم؟ و خود راه خود را برویم نه اینکه آمریکا یا هر کشوری افعال و باورهایش را به ما دیکته کند؟ از وضع موجود حمایت نمیکنم اما این هم بی انصافیست که استقلال موجود را نادیده بگیریم!

3- آزادی را چگونه معنا میکنید؟من معتقدم در هر کشوری قوانینی وجود دارد که باید به آنها احترام گذاشته شود... آزادی نیز تا حدی باید وجود داشته باشد که موجب هنجار شکنی و ایجاد هرج و مرج نگردد!
نظر شما چیست؟
4- جمهوری اسلامی را چگونه معنا میکنید؟
من کاری به کار درست یا غلط بودن کار رئیس جمهور ندارم اما اینکه دیگر واضح است که طبق آمار بانکها فاصله طبقاتی تا حدودی کم شده! (عرض کردم تا حدودی!)پس بیرق عدالت تا حدی کار خود را کرده!
...........
سحر خانوم ممنونم که به نکته خیلی خوبی اشاره کردی.... "همه مردم ما حق دارند نظر خودشان و داشته باشند و موافق و یا مخالف باشند " دقیقاَ به فرمایش امام صادق (ع) اشاره کردید...
بله ما انقلاب دینی داشتیم اما متاسفانه رفته رفته کمرنگ تر شد! ما هم برای همین تلاش میکنیم که دوباره آرمانهای انقلاب رو زنده کنیم...تا همون انقلاب دینی رو داشته باشیم...!
 
سمانه :
سلام
من خودمو رسوندم استاد
با این که به حوادث انقلاب مشرف نیستم
 اما فکر می کنم ما انقلاب دینی داشتیم.
انقلابی با کثرت جوانهایی که دین واقعی و قلبی داشتند و همانها هم در جنگ جان خود را فدا کردند.
هر انقلابی افت و خیز دارد
.هر انقلابی آرمانی دارد که می تواند به آن برسد یا نرسد.
من با آرمانهای امام راحل کاملا موافقم
و فکر می کنم خیلی ها برای رسیدن به آن تلاش کرده و می کنند.
اما چیزی که باعث نرسیدن به آن می شود
 یکی همان عده ی محدودی هستند که تلاش نمی کنند
و بعضا مانع رشد انقلاب و باور ها و آرمانهای آن هستند
 و دیگر تلاش کم آنهایی که تلاش می کنند.
شاید باید با جدیت بیشتری تلاش می کردیم
ممنونم
 
سازخدا :
سلام خدمت تمام دوستان......
بحث موجود به قدری پیچیده است که از توان درک و بیان و تجزیه و تحلیل بنده بیرون است.......
ولی برای احترام زیادی که برای حاج محسن قائل هستم باید بگویم خیلی از ما ها در حال حاضر نیاز به یک انقلاب درونی داریم و مقصر خودمان هستیم.....
خیلی از ماها همه چیز را فراموش کردیم........
ارزشهای زیبایمان کمی نیاز به محبت دارند.......
بعضی از دوستان به زمان کنونی و بعضی دیگر به زمان قبل انتقاد کردند ......
من با سیاست کاری ندارم ولی غبطه می خورم به جوانهای دوران جنگ.........
لحظه ای تصور کنید آن همه شهامت آن همه ایمان آن همه گذشت........
اما الان خود من به عنوان یک جوان چه قدر فاصله دارم از چیزی که به خاطر اعتقاد بهش از همه چیم بگذرم .....
نه تنها من خیلی از مردم ما.....
من می گم باید به خودمان مراجعه کنیم........
حرف از مولایمان علی می زنیم از امام حسین می گوییم ولی چند نفر پای عمل ، شیعه واقعی اند.......
کیست که مثل مولایش شبها نان پشت در خانه ها بگذارد.....
کیست که مثل مولایش تسلیم عطش نشود.......
یا امام رضا ما را چه می شود که اینگونه ارزشها را گم کرده ایم
وای بر ما که همچنین امامان و پیشوایانی در دینمان داریم و این هم از همه چیز غافلیم.......
حاج محسن عزیز وقت نیایشهایت من و همه جوانهای ایران را دعا کن.........
جوانهای ایران اگر درک شوند همان جوانهای دوران جنگند که نمونه اش در دنیا کم نظیر است.........
مرا ببخش اگر صحبتهایم بی ارتباط با موضوعت یود...............
یا علی
 
امین :
سلام خسته نباشید
انقلاب تاریخی است که در هر مقطعی  بخاطر وضع واوضاع هر اقلیمی و  هر مردمی و حکومتمدارانی
(با هر ابزاری چه خود مردم وچه ...استعمار گران ) به شکلهای متفاوت رخ می دهد
تا منقلب شدن را چه در محتوا وچه در صورت حکاکی نماید
اما هدف عالیه هر انقلاب تغییر در سیرت اهداف است

اما تنها چیزی که در این بحر عظیم می توان گفت و غرق در الفاظ هم نشد چون شناگری مهارت می خواهد و...

اینست که صورت هر حکومتی می تواند عامل ظاهری دگر دیسی وتغییر در سیرت آن باشد

در ضمن نباید انقلاب را هم با تغییر یک حکومت در شیوه ها و اصلاحات کلی و اساسی اشتباه کرد

دست آخر هم منتظر نظرات ارزشمند دوستان هستیم تا جمع بندی آن را مطالعه و استفاده کنیم
موفق باشید
 
رضوان :
سلام سوال خوبی کردید  
انقلاب ما نتیجه ولایت پذیری مردم ایران بود
اسلام بدون ولایت عاقبتی ندارد
ایرانیان معتقد به ولایت مولا علی (ع)هستند
که دستور خدا در قران به پیامبر است سفارش پیامبر(ص) ولایت امام علی(ع) و مودت اهل البیت بود
که تنهادر مذهب شیعه ودر ایران عمل شد وبعد از غیبت  تحت رهبری ولی فقیه قرار گرفتند
ودیدید امام خمینی با دست خالی در تبعید با  2 تا نوار واعلامیه  مردمی بی سلاح را در مقابل حکومتی طاغوتی ودست نشانده وتحت حمایت   بی حساب ابر قدرتهایی که تنها اتکاشان به سلاحهای بیجان میباشد متحد کرد
وبا شعار الله اکبر و خون شهیدان آنان را با ذلت از اریکه ظلم وفساد پایین کشید وتحویل اربابان بحساب ابرقدرتشان داد
این یک معجزه بود شما به چه میگویید معجزه
فقط کافی است کمی دقیق به این انقلاب فکر کنید الان اگر کشورهای فلسطین ولبنان عراق وافغانستان تحت ولایت بودند اینهمه سال در ظلم واشغال بسر نمیبردند
ظلم وفساد تا یک مدتی مهلت داده میشوند بعد طبق عدالت خدا همه ظالمان با خواری سرنگون میشوند ایران تحت حمایت عنایات ائمه علیه السلام وصاحب الزمان است وهیچگاه دست دشمنان نمی افتد انشاءالله مادام که حب محمد وآل محمد
صلی الله علیه واله در دل  مردم ماست سربلند  و پیروز هستیم .
یا علی
 
سیدمحمدحسین روان بخش :
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز

و سلامی ویژه خدمت حاج محسن عزیز

سوالات سحر رو خوندم و سپس نظرات دوستان رو که در متن وبلاگ درج شده بود

از اونجایی که سن من اجازه بررسی جامعه قبل از انقلاب رو نمیده و از طرفی

در پذیرش یا عدم پذیرش امور اطرافم بشدت با اتکا به برداشت های شخصی خودم

و یا نقل قول های دیگران بی اعتمادم و مطالعه و تحقیق مستند رو در مسائل

اعتقادی و سیاسی دنبال می کنم  ترجیح می دم در این بحث بیشتر شنونده باشم

و از مطالب دوستانی که برای نظراتشون رفرنس و سند ارائه می کنند

برای افزایش اطلاعاتم استفاده کنم

و اما در مورد سوال اول سحر : آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟

مسلما نمیتوان بین انقلاب دینی و دین انقلابی در سوال بالا عبارت "یا" رو قرار داد

چرا که دین و مذهب قالب مردم ایران اسلام و شیعه اثناعشری است

که دینی انقلابی است و انقلاب مردم ایران برپایه این دین شکل گرفته و

انقلابی دینی است.

و اما سوال دوم

آنچه که از احادیث و روایات اهل بیت و هم چنین تجارب تاریخی بشری

البته در حد اطلاعات حقیر نمایان است این است که فساد اخلاقی حاکمان


موجب فساد اخلاقی جامعه می شه و بخودی خود نه تنها ایجاد انقلاب

نمی کنه که بر عکس جامعه رو از هر نوع حرکت انقلابی و اصلاحی دور می کنه

بنظر من نقش اصلی رو در شکل گیری هر انقلابی در هر یک از جوامع بشری

استبداد و خودکامگی ایفا می کنه و روند و شکل گیری بعدی جریانات و نوع حرکت مردم

رو اعتقادات ، آداب ، سنن و تفکرات قالب بر اون جامعه شکل می ده. انقلابی که

در کشور ما به وقوع پیوست علی رقم همه وقایع و حوادث سالهای 1341 تا 1357

حاصل استبداد ستیزی چند صد ساله مردم ایرانه

ما در راستای استبداد ستیزی و حرکت های انقلابی مردم ایران چندین و چند

قیام هم عصر با انقلاب خودمون رو برای مطالعه داریم مثل قیام جنگل و ..........

که هر یک با اینکه مقطعی و منطقه ای بودند و شکست خوردند اما زمینه ساز

حرکت همه جانبه مردم و گروه ها و اتحاد زیر لوای مذهب و به رهبری فردی مدبر

و آگاه و مورد اعتماد مردم شد.

آنچه مسلم است این است که حرکت جوامع همواره رو به جلو و ترقی و پیشرفت می باشد

و تغییرات اجتناب ناپذیر است فقط ممکن است سرعت این تغییرات
و این حرکت در مقاطع

زمانی متفاوت باشد و اگر چیزی در راه  این حرکت و میل به تغییرات سد شود

خواه ناخواه از مقابل آن برداشته می شود .
 
شهرزادقصه گو :
درود بر همه گی
من کاملا موافقم انقلاب رای اکثریت بود وقابل احترام اما یکی از دلایلش وجود آزادی بود
وگرنه اگر هر حرکتی مثل الان کنونی رخ می داد سر کوب بود وزندان
وکسی جرات نمی کرد وارد این صحنه شود
پس مردم آزادی داشتند اما ظرفیتش را نداشتند
کشور ایران آنموقع هم مستقل بود
اگر کشوری با کشورهای دیگر ارتباط داشته باشد و درعین حال بگوید پیش به سوی تمدن بزرگ کشور ی موفق ومستقل است
پس ما تنها برای اندیشه های مذهبی واحساسات مذهبی قیام کردیم وبازهم معتقد نبودیم مدیریت کشوررا اسلامی کنیم
قرار بود همانطور که امام گفت آزادی در حجاب داشته باشیم
به نظر من جمهوریت واسلامیت هم رعایت نشد
چون بعد از امام افراط هایی صورت گرفت که آرمانهای امام را نابود کرد
نمونه بارز همین بگیر وببند ها وسرکوب های داخلی ودروغ وعوام فریبی مسئولان ...
ما قرار نیست چون انقلاب کردیم در هر شرایطی از آن دفاع کنیم
خیلی ها با این اتفاقاتی که افتاد احساس گناه می کنند
به حکومت سابق رو "یادش به خیر" می گویند
واین گناه کسی نیست به جز عملکرد اشتباه حکومت کنونی
در مورد استقلال می خواستم بگویم ما در کشور خودمان در چنگال استبداد هستیم واستحمار
انگار کشور ایران از عده ای از مردمش غصب شده است
ووضعیت اقتصادی ایران نابودو سقوط کرده است
بیرق عدالت ... وبذل وبخشش به حزب اله لبنان وغزه وجیب خالی جوان ایرانی عدالت نیست
جنایت است خیانت است
از به چالش کشوندن موضوعات ممنونم
به امید اگاهی
 
تفکرآزاد :
سلام بر حاج محسن عزیز که مباهات افتخارش را دارم
سوال بسیار خوب و قابل تاملی کردید
من اگه اجازه بدید در این مورد جامعتر برایتان درس تحویل خواهم داد
 
وحید :
اول اینکه سلام

دوم اینکه جواب سوال اول نه دین انقلابی بود و نه انقلاب دینی.
 البته تا آنجا که من از دانسته ها خود استنباط می کنم.
چون گروه های مختلف در انقلاب شرکت داشتند و دین مطرح نبود.
 ضمنا دین اسلام سالیان دراز با نظام های شاهنشاهی دین رسمی بود.
 
سوم اینکه به این سوال دوم نمی توان با قطعیت جواب داد
ولی می توان آن را جزو عوامل محرک برای انقلاب دانست.

چهارم اینکه  انقلاب ایران در یک روز و دو روز پایه ریزی نشد.
ریشه انقلاب چند ساله یا حتی چندین ساله بود.
 فساد حکومت نیز در زمینه های مختلف بود.
فساد یکی از عوامل است نه تنها علت انقلاب.
دلیل اتفاق افتادن انقلاب در ایران در حد و  اندازه کامنت نیست!
 
کربلایی :
1. انقلاب اسلامی

اگر ما انقلاب را دگرگونی بنیادی در همه زمینه‏های اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و به ویژه سیاسی بدانیم
که همیشه با سرنگونی نظام سیاسی حاکم پیش می‏آید
و کمتر با آرامش همراه است،
الف- انقلاب اسلامی عبارت خواهد بود از
 دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن،
منطبق بر جهان بینی، موازین و ارزش‏های اسلامی و بر اساس خواست و اراده مردم
ب- و به تعبیر دیگر، انقلاب اسلامی، انقلابی است
که به منظور حاکم نمودن ارزش‏های اسلامی بر جامعه انجام می‏گیرد.
از این رو، «اسلامی بودن»، ویژگی بنیادی آن محسوب می‏شود.
امام خمینی می‏گوید:
 «شک نباید کرد که انقلاب اسلامی از همه انقلاب‏ها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام ... جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه‏ریزی شده و آن چه در این حکومت اسلامی مطرح است، اسلام و احکام مترقی آن است».

ج-مقام معظم رهبری نیز می‏گوید:
 «انقلاب بزرگ ما، خصوصیاتی مخصوص به خود داشت. این خصوصیات، اولین بار در یک انقلاب مشاهده می‏شد؛ تکیه بر اسلام، هدف گیری ایجاد حکومت اسلامی، تجدید نظر در مفاهیم سیاسی عالم - مثل آزادی و استقلا ل...
(متاسفانه متن کربلایی عزیز ناقص مانده است)
2. اسلام انقلابی

انقلاب اسلامی، وسیله قرار دادن اسلام برای انقلاب است.
 بر اساس این دیدگاه، انقلاب اصل و هدف است
و اسلام وسیله و ابزاری است برای انقلاب و مبارزه.
نگاه تک بعدی به اسلام و اسلام را تنها از دریچه انقلاب و مبارزه نگریستن،
ویژگی اساسی این دیدگاه است.
شهید مطهری در این باره می‏گوید:
«انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن اسلام و ارزش‏های اسلامی است و انقلاب و مبارزه، صرفاً برای برقراری ارزش‏های اسلامی انجام می‏گیرد و به بیان دیگر، در این راه، مبارزه هدف نیست؛ وسیله است؛ اما عده‏ای میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی اشتباه می‏کنند؛ یعنی برای آنها انقلاب و مبارزه هدف است؛ اسلام وسیله‏ای است برای مبارزه. اینها می‏گویند هر چه از اسلام که ما را در مسیر مبارزه قرار بدهد، آن را قبول می‏کنیم و هر چه از اسلام که ما را از مسیر مبارزه دور کند، آن را طرد می‏کنیم. طبیعی است که با این اختلاف برداشت میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی، تفسیرها و تعبیرها از اسلام و انسان و توحید و تاریخ و جامعه و آیات قرآن، با یکدیگر متضاد و متناقض می‏شود. فرق است میان کسی که اسلام را هدف می‏داند و مبارزه و جهاد را وسیله‏ای برای بر
(متاسفانه متن کربلایی عزیز ناقص مانده است)
 
نازنین :
در این باره می توان گفت :‌
 نظامی را که انقلاب روی کار آورد همانند سایر نظام های دیگر کاستی هایی دارد که به پاس خدمتی که به نجات بخشی ایران در اوج زوال کرد ، نادیده شان می گیریم ..
اگر مجریان در کار خود پیش نمی روند دلیل بر نابه جا بودن انقلاب نیست .. ملتی نیست که با تکیه بر پشتوانه دینی به تکامل نرسد .
اما طبق نظر این بنده حقیر هر نظامی تاریخ انقضایی دارد .. چون افراد دائما در حال پیمودن سیر تکاملی پیشبر اهداف بشریت اند ..
هدف ما پیشبرد انسانیت است و مطمئنا از این بهتر هم می توانیم .. تنها موردی که میتوان از اثرات انقلاب درایران خرده گرفت بی توجهی یا می توان گفت کم توجهی به پشتوانه ملی - فرهنگی ایران باستان است ..
 مجریان باید بدانند که انقلاب نه انفجار نور بود نه انزجار پروری ،‌
انقلاب یک حرکت مردمی بود
و اگر توده مردم به پشتیبانی از بنیان گذاران بر نمی خواستند ،‌هیچ انقلابی در کار نبود ..
   
 شاهین :
سلام حاج آقا
ممنون از اظهار لطفتون.
در رابطه با تعریف شما از انقلاب موافقم.
اما در مورارد جزیی تر :
متاسفانه در رابطه با انقلاب ایران تاریخچه ها و البته نظریات مختلفی وجود دارد
و باز هم متاسفانه متولیان این انقلاب هم سعی کردند تاریخ را همانگونه که دوست دارند به ثبت برسانند
در خیلی از موارد مشاهده می شود که در این تاریخ 30 ساله خیلی از موارد ذکر نمی شود و یا از کنار آن گذشته می شود یا به عمد یا به سهو... (شما بگو چرا؟)
نهایتا فرقی نمی کند. حاجی عزیز به نظر من وقتی به شناخت صحیحی از همه مواردی که باعث انقلاب شد به طور همه جانبه با در نظر گرفتن همه عوامل بشویم آنوقت می شود در این خصوص نظر داد...
با توجه به شرایط فعلی شاید بتوان منتظر بود تا تاریخ مثل همیشه قضاوت کن و یا شاید ایجاد بحث های اینچنینی در سطح گسترده به صورت آزاد بتواند این انتظار را سریعتر برآورده کند..
حاج آقا قبلاَ گفته بودم من سیاسی نیستم ولی اندک عقل سلیم باقی مانده به من می گوید که هیچ تئوری بدون منتقد و مخالف نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. شاید حداقل فایده ای که مخالف می تواند داشته باشد پیدا کردن نقاط ضعف و تلاش در جهت از بین بردن آنه
 
 
پورنژاد :
حاجی سلام
راستش این سئوال نباید به این صورت کلی مطرح میشد
 شما از دوستانی دعوت به درج نظر کرده اید که بیشتر ین آنها بهد از سال 60 به دنیا   آمده اند  
درست است که دانا هستند و هوشیار و بسیار نکته بین ولی باید با شنیده هایشان نظر بدهند  
این کمی دور از واقعیت است
 
به نظر من بیاییم یک سری سیر تاریخی را بدون هیچ گونه اعمال نظری پیش روی این عزیزان باز کنیم
و بعد از تفکر دوستانمان استفاده کنیم
 
درست است که ما وظیفه داریم جوانهایمان را آگاه به همه مسائل روز و گذشته ایران نگاه داریم
ولی مشروط به این که در مسئله شناخت هم  یاورشان باشیم
 
من به شخصه آن روزها نمی فهمیدم مشکل ما برای انقلاب کردن چه بود چون سنی نداشتم
ولی امروز که می دانم   ! هم  لا ادری ؟
 
حاج عادل :
ای راهب کلیسا کمتر بزن به ناقوس 
خاموش کن صدا را نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان 
بردار جان خود را با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد و غبار گیرند با بال ناز طاووس
 
محمد :
سلام خدمت همه دوستان حاضر و بخصوص حاج محسن عزیز .
و تشکر از حاج محسن گرامی بابت دعوتشون از بنده .
به نظرم اینجا اصلاً جای مطرح کردن خوبی و بدی انقلاب و قبل از اون نیست .

میشه بهش اشاره کرد برای پیشرفت بحث ،
ولی باز کردن خوب و بد این موضوع بحث جدا و فرصت دیگری رو می طلبه ...
اما محضر دوست گرامی ام ، سحر :
به نظر بنده ، ما در ایران انقلاب دینی داشتیم ...
چرا ؟ چون که دین رو از پایه و اساسش قبول داشتیم
و سابقه ای طولانی هم در تعصبات دینیمون از خود نشون دادیم .
و همون انگیزه ها و رهبریها باعث شد تا اینطور فکر کنیم که اگر حکومتی بر پایه موازین دینی داشته باشیم ، زندگی بهتر و روشنتری خواهیم داشت .
عرض کردم ، کاری هم ( فعلاً ) به درست و غلطش نداریم .
و همون انگیزه ها و رهبریها و البته خواست خود مردم باعث شد تا طی یک حرکت انقلابی همه چیز از این رو به اون رو بشه ...
پس تا اینجا نتیجه میگیریم که نتیجه حرکت مردم در ایران در قالب انقلاب دینی بوده .
باز به این هم کار نداریم که دین رو چگونه تفسیر کردیم ... بماند برای بعد ...
ولی دلیل دیگه برای اثبات حرفم اینه که ، دین انقلابی ، یعنی انقلابی در دین !
 نمیدونم اگر اشتباه می کنم بهم بگین لطفاً .

ما دین رو داشتیم و در دینمون انقلابی رو به وجود نیاوردیم که بخواهیم اسمش رو بذاریم دین انقلابی .
 مردم از نحوه حکومت و سر دمدارانش و همچنین عدم پیاده کردن مبانی دینی از طرف همون سر دمداران و اقدامات اونها برای سرنگونی یا تغییر دینشون ، خسته و ناراضی بودند
و این احساس رو کردن که با یک حرکت انقلابی میتونن به خواسته هاشون برسن .
 حالا رسیدن یا نرسیدن ، باز هم فعلاً کاری بهش نداریم .
بازم نتیجه می گیریم که ما در ایران انقلاب دینی داشتیم .

اما اینکه آیا آثار انقلاب در دینمون تأثیری داشته یا نه ، اونم جای بحث داره ...
اما در مورد سوأل دومتون :
من معتقدم که فساد سر دمداران نمیتونه انگیزه خوبی برای به وجود اومدن انقلاب باشه ،
 یا بتونه به تنهایی باعث انقلاب بشه .

انقلاب ایران فقط به خاطر فساد سر دمداران نبود ،
 مگر فقط در ایران انقلاب شده ؟
 شما اگر انقلابهای دیگر رو هم مرور کنید متوجه حقیقت مطلب میشید
و نتیجه میگیرید که این تصور غلطه که فساد بتونه باعث انقلاب بشه
اصولاً هر نارضایتی میتونه سبب ساز انقلاب و شبیه اون بشه .
انقلاب فقط در ایران رخ نداده ،
لطفاً سوابق انقلاب و انقلابیون دیگر سرزمینها رو هم مطالعه بفرمائید .
اگر انقلاب برای فساد سر دمداران باشه ، پس چرا حکومتها یا رژیمهای فاسد دیگر سقوط نمی کنند ؟
 
هر حکومت و هر دولت و هر قدرتی که مراقب خود نباشد مشمول انقلاب خواهد شد .

شما فکر میکنید اگر انقلاب ایران مراقب خود نباشد ، دچار انقلابی دیگر نمی شود ؟
اصولاً انقلاب یعنی دگرگونی ...

به نظر شما آیا حکومتی ، حتی سالم و برخوردار از سر دمدارانی سلامت ، دچار اتفاقی به اسم انقلاب نخواهد شد ؟

پس فساد نمی تواند علتی محکم برای سرنگونی باشد ، می تواند مکمل باشد ولی به تنهایی اثر گذار نیست .

این موضوع هم که سیاستهای یک انقلاب چقدر میتونه تأثیر داشته باشه روی سلامت و تضعیف انقلابها ، جای بحث داره ...

از همه دوستانی که باعث سر دردشون شدم عذر میخوام .
بحثه دیگه کاریش نمیشه کرد .
منتظر ادامه بحث و همه نقطه نظرات دوستان هستم .
م :
سلام  علیکم  جمیعا
خدمت  سحر  خانم سلام  ویژه  دارم
اما  در مورد  سوال  شما
اول  باید یک  سوال بپرسم  هدفتان را از  طرح این سوالات  مشخص  کنید تا مخاطب  بدانید  سکان کشتی  را در چه  سمتی  بگرداند تا در برابر  گردباد های  سوال کننده قرار  نگیرد
اما  جواب
انقلاب  دینی  یعنی  مردم  ایران  در محیطی  زندگی  میکردند  که  دین وجود  نداشت  و مردم  انقلاب  کردند  که  دین را به جامعه  بر گردانند   با کمی  تامل  میتوان  فهمید  آن  دسته از مردمی  که  قبل از انقلاب  دین  دار بودند  دین  را به معنای  واقعی  کلمه  درک  کرده  بودند و اگر  این  دین  وجود  نداشت  هیچگاه  مردم را  در برابر  ظلم  مجتمع  نمیکرد 
 پس  نتیجه  میگیریم  انقلاب  مان  انقلاب  دینی  نبود  و  حال  دین  انقلابی  ان  نوع  انقلابی  است  که  احکام  و دستورات  دین  مردم  را واردار  به ایجاد انقلاب  کرد  و در دوره  قبل از انقلاب  ادیان  گوناگونی  وجود  داشت  هر چند  که  اکثرا  تشیع  بودند  ولی  می توان  گفت  دین  حکمرانان  و والیان  لزوما  تشیع  نبود و هر چند  که  در طول  تاریخ  همیشه  حاکمان  جدای  مردم  فقط  در فکر  قدرت  خودشان  هستند  
و نتیجه  میگیریم  که  اگر  انقلاب  ایران  از نوع  انقلاب  دینی  بود  چرا  زودتر از اینها  مثلا  در دوران  بنی  عباس  و ...  که  کشورهایی  غنی  از دین  با سلطه  استکبار  انقلابی  مانند  انقلاب  ایران  انجام  نشد
و مجموعتا  نتیجه  می گیریم  که  انقلاب  ایران  از نوع  انفجار  ملت  مظلوم  ایران  که  سرنوشتشان  طوری  رقم  خورده  که  همیشه  باید  با  ظلم  دست و پنجه  نرم  کنند  بود  و مانند  کوه  اتشفشانی  بود   که  تمام  گذازه  خود  را در اثر  فشار  ظلم  زیاد  دستگاه   به بیرون  پرتاپ  کرد//
و اما اینکه  همیشه  فساد  سردمداران  موجب  انقلاب  نمی شود  چون  گاهی  سردمداران  چنان  مستکبر  هستند  که  کوچکترین  تحرک  بر علیه  خودشان  را فتنه  تلقی  میکنند  و به  سختی  مجازات  میکنند
(  به  یاد این  شعر  پروین  اعتصامی  که  مصاحبه  یک  دزد  و قاضی  شهر  است  می افتم دزد  ره  بستند و دزد دین  رهید  شهنه  ما را دید  قاضی  را ندید)
 اما  در مورد  سوال  اخرت  به  علت  اشتباهات  سخت  رژیم  گذشته  از قبیل  ازادی  بیان  ازادی  زندانیان  سیاسی  و  .. باعث  ایجاد انقلاب  شد  
چه  نباید  در هیچ رژیم  دیکتاتوری  به  افراد روشنفکر  و نقاد  اجازه  صحبت  داد  چون باعث  واژگونی  نظام  میشود.
 
شیوا سپهری :
سلام هر جامعه ای  دارای ارزش ها و عقایدی است که زیر بنای اصلی ان جامعه را تشکیل میدهد
در ایران روحیه ی دینی و شهادت طلبی ملت اقتضای انقلابی را میکرد که به واسطه ی ان به اهداف خود برسند
قرآن کریم مى‏فرماید: مردم و جامعه تغییر نمى‏کنند، مگر آنکه خود افراد یکایک تغییر کنند
همانطور که بسیاری از اندیشمندان بزرگ ار اقصا نقاط جهان نقش اصلی پیروزی انقلاب را در وجود رهبر کبیر(امام خمینی)خلاصه میکنند میتوان به جایگاه مهم دین و اسلام در انقلاب ایران پی برد
و به گفته رهبر کبیر انقلاب ، "ما هرچه داریم از محرم و صفر است".
میشل فوکو"، فیلسوف مشهور فرانسوی  در تحلیل و بررسی عوامل انقلاب اسلامی، از "معنویت گرایی سیاسی" نام می‌برد
و می نویسد:  مردم ایران راه اصلاح را در اسلام یافتند، اسلام برای آنان هم دوای درد فردی و هم درمان بیماری‌ها و نواقص جمعی بود.
و من الله التوفیق

حاج رضا :
با سلام خدمت حاج محسن
انقلاب اسلامی ایران ریشه در خون شهدا دارد
اگر کمی تامل و دقت داشته باشیم رهبران این حرکت همه در راستای تکامل اخلاق بشریت قدم بر داشته و راه انبیا را ادامه داده اند
لذا و در تمامی مسیر مهدی موعود پشتیبان و نظاره گر حرکت حسینی است
حالا دیگر فرقی نمی کند مانع مسیر چه باشد
 یک روز رژیم پهلوی، روزی دیگر صدام بعثی و شاید روزی دوستان ناآگاه وغفلت زده ....
در هرحال برای رسیدن به هدف باید مبارزه کرد
و به این آیه قرآن جامه عمل پوشاند "و قاتلوهم لاتکون فتنه"
 پس روشن است نباید مرزی داشته باشیم
و انتظار می رود که انقلاب دینی روزی در غزه، روزی در بوسنی و روزی دیگر در جایی دیگر........
در نهایت به ندای مظلوم باید جواب داد و به کمک او باید شتافت.
خدا یار و نگهدارتان

پیمانه :
با سلام
نمیخواهم سخنی در رد یا تایید انقلاب داشته باشم .
 
اما اگر از نسل جوانان انقلابی یاد میکنیم که چگونه و با چه رشادتی و بدون هیچ چشمداشتی سینه سپر کردند
 باید این راهم یادآوری کنیم
که هم اینان در دوران حکومت پهلوی به رشد رسیدند و زندگی میکردنند!

این نسل چهارم و پنجمی که اکنون در جامعه زندگی میکند آیا اگر جنگ دیگر ی رخ دهد چند درصد میتوانند اهل جنگیدن باشند؟؟؟

چند نفر از این جوانان مدل موهای بالا و پایینی قادرند اسلحه به دست بگیرند؟؟؟
 چند نفر قادرند چند شبانه روز بدون غذا و خوراک که سهلست بدون لباسهای آنچنانی زندگی کنند؟؟؟
منکر نمی شود شد که اینان در جامعه ای به ظاهر کاملا اسلامی در مدارسی اسلامی تر و تحت دروسی اسلامی زندگی کرده اند !
چیزهایی که در دوران قبلی وجود نداشته اند !

شاید بهتر باشد یه سوزن به خودمان بزنیم بعد یه ......
خلبان :
اول سلام چون ضامن سلامتیه.

من فکرمیکنم انقلاب ما به نام انقلاب دینی تمام شد
چون صاحبان حکومت جدید ، انسانهای مذهبی بودند .
 در صورتیکه  همه گروهها در این انقلاب صحیح بودند.
در مورد دین انقلابی راستش دین ما راجع به ساکت نماندن در مقابل ظلم و بی عدالتی صحبتهای فراوانی شده ،
خوب اگر اینطوره حالا هم به همان مقدار بر سر مردم فشار ، ناامنی و تبعیض هست ولی حرکتی دیده نمیشود.
انقلاب ما زاییده شرایط خاصی بود ،
شکست ابرقدرتهای آن زمان ، ظهور چه گوارا ، کاسترو ، فضای باز سیاسی(کمی بازتر از حالا) و ...
قاعدتاً ! در طول تاریخ اکثر انقلابها بخاطر نارضایتی مردم از حکومت زمان اتفاق افتاد
مثل روسیه و فرانسه و...
 ولی همیشه انطور نیست کودتاهای نظامی هم به نوعی تغییر حکومت است
گفتم شرایط جامعه ما فرق میکرد
 چون متأسفانه ما ایرانییها همیشه بنده افراط و تفریط هستیم فکر میکنیم تغییر اولین و آخرین چاره است
 مثل حالا که فکر میکنیم تغییر حکومت یعنی بوجود آمدن شرایط ایده آل .
در آن زمان ترورهای زیادی در اکثر کشورها اتفاق افتاد مثل مصر ، آمریکا ولی آنها تنها چاره را تغییر حکومت ندیدند.
شاخ نبات :
اما شهرزاد جان ...
من به تازگی در هر وبلاگ مخالف عقاید خودم که وارد میشوم و نظراتش را میخوانم میبینم نوشته اند به امید آگاهی!!
 به نظر میرسد این آرزو! کمی آمیخته به توهین باشد!
پس از شما خواهش میکنم این را تکرار نفرمایید.
ممنون.
امیدوارم ناراحت نشده باشی.
و بذل و بخششی که در این چند روز اخیر دائم به گوشم میخورد! را متوجه نمیشوم!
 مگر ما مسلمان نیستیم و ادعای مسلمانی نمیکنیم؟!
 پس چگونه میتوانیم وقتی صدای کمک خواستن برادر یا خواهرمان را میشنویم بی تفاوت باشیم؟!

خدمت دوستان دیگر عرض میکنم:
ما وقتی آدم موفقی خواهیم شد که کاستی های هر فرد را به خود او متذکر شویم
 نه به مکتب او!
لبخندگل
هلیا :

سلام.
حقیقت اینه که با توجه به سیره‌ی ائمه ی اطهار علیهم السلام، اسلام یک دین انقلابی ست.
اما واقعیت به نظر من اینه که انقلاب ما انقلاب دینی بود.
 چون اگر اساس دین و انقلاب بر انقلابی بودن دین اسلام بود، ما باید انقلاب های خرد و کلان مستمری قبل و بعد از انقلاب می داشتیم
حتی به فرض عدم پیروزی.
اما خوب مهمترین دلیل و بهانه برای انقلاب قطعا دین بود
و بی پشتوانه‌ی دین و حاکم دینی، چنین امری اتفاق نمی افتاد.
اما در پاسخ سؤال دوم به طور مختصر نظر بنده اینست:
ظلم پذیری را با یک رویکرد شناختی – رفتاریِ منظم و صبورانه، می‌توان به چنان عادتی در شیوه‌ی رفتاری افراد جامعه تبدیل نمود، که اصلا کسی آن را حس نکند.
آستانه‌ی درد را می‌توان به آرامی بالا برد تا درد کشیدن آسان شود و فریاد کسی بلند نشود،
و در کنار آن، قرار دادن سوپاپ‌هایی با نام حزب‌ها و توده‌ها که فقط حرف می‌زنند و داد می‌کشند و خود و مردم را خالی می‌کنند بی آنکه به جایی بر بخورد
و بهترین فایده اش برای حکومت ها تخلیه است.
این یک اصل مهم روان شناختی ست :
« کسی که زیاد سخن می‌گوید و فریاد می کشد و شعار می‌دهد، چندان عمل نمی‌کند!»

پس نباید تهدید کسی به خود کشی را چندان جدی گرفت،
 کسی که بخواهد خودش را بکشد می کشد و اینقدر در کوی و برزن فریاد نمی‌زند..
 توجه داشته باشید که شعار در این نوشتار با شعار ایام انقلاب تفاوت دارد.
 آن شعارها خود عمل بودند!
لذا...
افزایش منظم و اندک اندک فشار(ظلم‌ها)،
قراردادن سوپاپ‌های بی‌خطر،
 و گسترش تفریحات و سرگرمی‌های عملی که فرصت تفکر را از بین می‌برد،
انرژی را تحلیل می‌دهد
و اندک اندک، اندیشیدن را به کلی از صفحه‌ی روزگار پاک می‌کند،
 به همراه خفه کردن چند تن سران و ستون‌های اندیشمند جوامع،
 هر حکومتی را از خطر انقلاب حفظ می کند
اما در حکومت‌های اسلامی
که اساس اندیشه و عمل بنیادین تر است،
کافیست چاشنی آزادی حفظ دین و برپا داشتن شعائر را هم به آن اضافه کرد و دیگر آسوده زیست!

رویش سرخ :
فقط:

((نگذارید حرف امام به زمین بماند))
((همین))
رضا :
سلام و درود بر شما و متشکر از دعوت شما ....
در مورد سوالات مطرح شده ..خدمتتان عرض کنم ...
با توجه به گذشته و تاریخ کشورمان
 بخوبی متوجه میشویم این ملت دین اسلام و شیعه جعفری را برگزید
و با توجه به مشکلات با خاندان بنی امیه  در انتخاب دین خود نیز راسخ و استوار بودند ...
در حکومت شاهنشاهی  خیلی از مسائل نادیده گرفته شد و حتی کشف حجاب را انقلاب می دانستند ....
بلاخره مردم با باورها و اعتقاداتی که داشتند  
و کسی که رهبری نمود
انقلاب کردند
انقلاب دینی و به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند
 انهم با درصد بسیار بالا ....
در مورد سوال دوم هم
بلی همیشه فساد اخلاقی سردمداران موجب انقلاب میشود
 ولی این حرکت مستلزم داشتن یک رهبر دانا و ثابت قدم است ....
چرا این اتفاق در ایران افتاد
 بخاطر اینکه ما ایرانیان با توجه به داشتن اعتقادات پاک و ایمان تحمل دیدن بی حرمتی به دین خدا را نداشتیم
برای همین منظور راسخ و استوار خواهان انقلاب اسلامی بودیم
و با دادن شهید راه خود را هموار ساختیم .....
برایتان بهترینها را آرزو میکنم در پناه حق ...
گل
محمد:
سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز ،
همچنین سلام و عرض ارادت خدمت حاج محسن بزرگوار .
با دعوت اولیه حاج محسن ، مشتاق شدم که این بحث را دنبال کنم .
 خوب به نظرم جالب و شیوا بود و البته هست و امیدوارم که همینطور هم بمونه و بتونه نتیجه خوبی رو در بر داشته باشه .

ولی با توجه به طرح سوألات و خواسته دوستمون سحر ،
مبنی بر بحث روی محورهای ذکر شده و عدم رفتن به کناره ها ،
دیده میشه که ایشون و دوست عزیزمون ( شاخ نبات ) به کناره بحث رفتن و موضوعات دیگه ای رو مطرح کردن که دور از خواسته سحر هست .
 
ولی در هر صورت چون این مباحث برام جالبه به چند نکته اشاره می کنم .
( البته با عذر خواهی از سحر ، چون ما به ایشون قول دادیم وارد جزئیات نشیم و فقط روی سوألات ایشون پیش بریم )

دوست اصولگرامون در بیاناتشون گفتند
که داشتن انرژی هسته ای به جنگ می ارزد
چون یقین دارند که جنگی در کار نخواهد بود
اگر هم باشد شکستی در کار نخواهد بود .
دوست عزیز
اول اینکه شما برداشتتون از جنگ چیه ؟
شما جنگ امروزی و تبعاتش رو در مقایسه با جنگ تحمیلی بررسی کردید ؟
مهمتر از اون ،
 شما که معتقد هستید اصلاً جنگی در کار نیست !

چطور با این صراحت بیان می کنید که داشتنش به جنگ می ارزد ؟
شما به نتیجه ای که اصلاً قرار نیست وجود داشته باشد ( البته به اعتقاد خودتان ) استناد میکنید ؟
اگر جنگی در کار نیست چطور این ارزش را مقایسه کردید ؟
و بر چه اساسی معتقد هستید که در صورت بروز جنگ ، شکستی در کار نیست ؟
شکست را چه واژه ای تعبیر می کنید
و به چه اتفاقی شکست می گوئید ؟
بله ،
همه ما معتقدیم که ایران تامروز قوی ، قدرتمند و به تعبیر شما یکی از ابر قدرتها است .
ولی خود می گوئید یکی از ابر قدرتها !
 پس موضوع به همین سادگی که بیان هم کردید نیست .

به بند دیگری از عرایضتان اشاره می کنم :
اتفاقاً هم توبیخ لازم و منطقی است هم تشویق ...
و به نظر شما رسیدگی به وضع نیازمندان توسط دولتها خواهش می خواهد ؟ 
یا این وظیفه ای ذاتی برای دولت و حکومت است ؟
برای انجام وظیفه تشکر لازم نیست ،
ولی تشویق می تواند کارساز باشد ، اینطور نیست ؟
انقلاب مقدس است ، به شرطی که قداستش محفوظ بماند .
متأسفانه اسراف و خرجهای بیهوده ( یا هر اسمی دیگر ) در دولتهای ما بسیار است ،
که این موضوع دردآور است .
متشکرم از این که فرصت گذاشتید و عرایضم را خواندید

کلمات کلیدی:   اجتماعی ،سیاسی