میزانقلاب( نقد بوترابی )
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧  
مهدی بوترابی :
١-آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است.
خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود را میراند .در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند 
مردم در مقابل حکومت قرار میگیرند و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. و کار را به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسند و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد ،انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد.
٢-مردم ایران خواستار استقلال و آزادی بودند.استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند.
مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند،آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود،
ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود.
٣-در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود.
در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی(ع) آرزوی ملت ما بود.
دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است.
طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
حاج محسن :
با اجازه سحر و همه دوستان شرکت کننده در میز انقلاب ، نظر دوستانی را که در گفتگوی میز انقلاب شرکت کرده اند ، به ترتیب زمانی حضور در پای میز ، به نقد دوستان بگذاریم و پاسخ شخص مورد انتقاد را نیز بشنویم .
امیدوارم این روند خود به خود پاسخ به ابهامات احتمالی دوستان و از جمله جواب به سوالات سحر را نیز دربر داشته باشد .
در اینجا لازمست برای نقد نظرات هر فرد دوره زمانی تعیین کنیم .لذا ضمن نقد نظرات آقای بوترابی دوره "آپ" را هم پیشنهاد کنید .
پیشاپیش از حضور تان تشکر می کنم .
بد نیست به اطلاع دوستان برسانم که با اجازه قلبی(نه قبلی) متن جناب بوترابی را با فهم اندک خودم بازنویسی کردم 
بوترابی :
شاید هفته ای یک قرار آنلاین یا قرار حضوری داشتن ( اگر دوستان در تهران باشند ) فرصتی برای نتیجه بخش تر کردن مباحثات باشد. کنفرانس آنلاین در یاهو میسنجر هم خوبه تا نظر حاج محسن چه باشدگل.نیشخند
حاج محسن :
1-جناب بوترابی شما علل بروز انقلاب را در به بن بست رسیدن اصلاح از طریق قوانین دانسته اید و از حکومت مورد تایید جامعه صحبت کرده اید!
یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید!
جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند .
ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد.
در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست.
2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت
٣-ترسیمی که شما از نقش مذهب در جامعه ما کرده اید و آن را با زبان ما که فارسی است مقایسه نموده اید ، اگرچه تشبیه بکر و در خور تحسینی است ولی بفرمایید در تاریخ این مرزو بوم سابقه داشته است که ملت  برای حفظ زبان فارسی آغوش خود را به روی مرگ بگشاید .
4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد .
5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد. 
رضا :
کاش می شد راه انسان بودن را به همه آموخت ....کاش می شد راه خوب بودن را به همه آموخت...کاش می شد دلی را شاد کرد ..برلب خشکیده ای یک غنچه کاشت..کاش میشد با کلامی سرخ و سبز ..یک دل غمدیده را تسکین داد.. .....................درپناه حق و خدا نگهدارتان  گل
بوترابی :
از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با مردم برای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...
با تشکر فراوان
شهرزاد گو :
درود بر همه دوستان وخصوصا جناب آقای بوترابی
تا حدودی گفته های ایشان به نظر من درست وتا حدودی نیازمند بحث بیشتر است آنچه موجب انقلاب در جامعه می شود که راههای اصلاحی هم نتیجه بخش نباشد ومردم به این نتیجه برسند که انقلابی خود جوش داشته باشند مثل انقلاب فرانسه وانقلاب فرانسه برای این موفق بود که کاملا خود جوش بود ومردم می دانستند چه می کنند
اما در مورد انقلاب ایران آرمانها بحثی نداشت اما انقلابش بدون تفکر وارزیابی های لازم ومطالعه کافی انجام گرفت
من فردی علاقه مند به تاریخ سرزمینم هستم ما زبان فارسی را 4500ساله که با تمام اعمال های زور از جوانب گوناگون برای خود حفظ کرده ایم هر چند به ناچار بعد از تحمیل دین اسلام در هزاروچهار صد سال قبل به مردم یکتا برست ایران خود به خود عربی وارد زبان شیرین فارسی شد واین که ما اسلام را چگونه قبول کردیم ومردم مسلمانی شدیم جای بحث دارد ....
باری ما که خود خداوند یکتا را ستایش می کردیم به شیوه ای دیگر با زرتشت وتمام نیکی ها وصلح وآرامش اجین شده بودیم اعراب وحشی به سرزمینمان حمله کردند این اتفاق در زمان عمر بن خطاب افتاد که ما که مردمی متمدن بودیم وهیچ وقت در تاریخمان سابقه
ستایش گاو نداشتیم
عربهای وحشی افراطی در ایران حمام  خون به راه انداختند تا ما خداوند یکتایمان را الله بخوانیم واسلام را جانشین زرتشتیت کنیم ومحمد را فرستاده خدا بدانیم قافل ازاینکه تفاوتی در اصلها نبود وهم محمد (ص) وهم زرتشت هردو فرستاده خدا بودند وهمانطور که امیر المومنین فرمودند زرتشت هم فرستاده خداست زرتشتیان اهل کتابند ودین زرتشت هم یکی از چهر دین اسلام است وبدین وسیله امیر امومنین جلوی یک فاجعه تاریخی را گرفتند واندک زرتشتیانی که آیینشان را حفظ کردند با این جکم امیر مومنان واصلاح طلبان ان زمان علی (ع) بود
همیشه در تاریخ تعصب وافراط وجود داشته شما ببینید همین الان خانم فاطمه رجبی در کمال بی احترامی وافراط چطور نظرات مخالف خود را در مورد شخص خاتمی می زند یا نگاه کنید کسانی که سه اصل انقلاب را نادیده می گیرد چطور خود را وارث انقلاب وبر حق می دانند
در آخر کشور ما نیازمند این است که دین آلایش رو حی شخصها وتوشه آخرتشان شود ومثل جوامع جلو دار جهان در گوشه قلبهای افراد باشد وجزئی از زندگی شخصی افراد ودر مورد آن همانطور که خداوند فرموده اجبار نباشد
لا اکراه فی دین
به چنین جامعه ای جامعه مدنی وآزاد می گویند تحمیل عقاید واستفاده از زور برای هیچ جامعه ای کارساز نبوده ونخواهد بود نهادینه کردن آزادی فردی واجتماعی واحقاق حق برای هر انسانی می تواند انتهای در خواست اجتماعی باشد انتخاب شخصی در چار چوب قانون نه دین دین یک چیز شخصی است دین یک ارتباط شخصی خالق ومخلوق است واین قانون اساسی است که باید در هر جامعه حاکم باشد
طبق آن قانون زندانی سیاسی نباید داشته باشیم
تحصیل رایگان است آیا اینگونه است ؟
حرف من این است رعایت کردن حجاب مگر امام نگفتند حجاب اجباری نیست ؟
مگر هر اندیشه وتفکری از نظر ایشان آزاد نبود ؟
اکنون جامعه ما به کج راهه می رود واز آرمانهایش فاصله ای دارد بسیار وسیع واصلاحات هم هزینه ترین کار برای نزدیک شدن به آرمانهاست
از مدیر وبلاگ کمال تشکر را دارم وهمچنین جناب آقای مهدی ابوترابی
سر فراز باشید
به امید آگاهی

م :

سلام  حاجی
خوبید؟
من  متوجه  نمیشم شما  میخواین  از  چی  نتیجه  بگیرین    واقعا  نامفهومه....اگه  میخواین  انقلاب  مونو  توجیه  کنین  حتما  به بچه  های  ژای  میز  بگین  کتاب  قلعه حیوانات  لووار  رو  بخونن  اگه  هم نمی خواین  در باره مشروعیت  جلوه دادن  انقلابمون  حرفی  بزنی  چرا  هر چی  بچه  مذهبی  رو اینجا  جمع کردین  لطفا  پاسخ  بدین
حاج محسن :
با توجه به اینکه پایان سال نزدیک است، از 25 اسفند که همزمان است با میلاد پیامبر اکرم (ص) باید میز انقلاب را به سرانجام برسانیم.
البته مقصود این نیست که به جمع بندی واحدی برسیم؛ بلکه سعی کنیم حداکثر نظر 5 نفر دیگر از شرکت کنندگان را تا آن تاریخ به نقد بگذاریم. لذا در همین جا ضمن تشکر از همه مشارکت کنندگان در پای میز نقد بوترابی اجازه می خواهم که پایان این میز را تا ساعت ٢۴ امشب اعلام کنم و جمع بندی این میز را در این جمله بوترابی خلاصه کنم:
"انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد.
نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود ."
البته در این میز مباحث مختلی مطرح بود ولی جمله فوق را که از نظر من یک نقطه عطف و یک مدخل اساسی برای ورود به بحث است، بعنوان شاه بیت بحث برگزینیم. به امیدی که مورد پذیرش جناب بوترابی و سایر دوستان قرار گیرد.

همینطور به شهرزاد قصه گو اعلام میکنم که از روز جمعه 16 اسفند آماده پاسخ گویی به نقد دوستان درباره نظرات خودش باشد. چون پست بعدی را می خواهم به نام او باز کنم .

در پایان لازم است به دوست عزیزم "م" هم بگویم که من هدف های گوناگونی را از فعال شدن در وبلاگم دنبال میکنم؛
ولی هیچ کدام از این  اهداف با پیش گویی شما منطبق نیست.
میخواهم در بستر اندیشه خودم دیدگاه هایم را به طور مستقیم یا غیر مستقیم عرضه کنم
و از نظرات دیگران نیز بهره ببرم.
شاید حداقل به خودم اثبات شود که درست می اندیشم،
و نیز اگر بتوانم اندیشه هایم را که ادعا میکنم مبتنی بر آموزه های خمینی است، توسعه دهم
همچنین اگر متوجه شوم که در فهم مکتب خمینی خطا کرده ام 
 بتوانم آن را اصلاح کنم .
درضمن شرایط سنی من اجازه نمیدهد وارد مباحث غیر جدی شوم .
کسانی که از سبک من بدشان نمی آید، اینجا خانه آنهاست؛ خواه مذهبی باشند یا غیر مذهبی!

کلمات کلیدی:   اجتماعی ،سیاسی ،انتخابات ،انقلاب