میز انقلاب (نقد محمد)
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧  

 

سحر :
سوالی که بارها از خودم پرسیده ام و امروز هم می پرسم ،
 می خواهم آن سوال را از شما بپرسم.
آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟
آیا همیشه فساد اخلاقی سر دم داران موجب انقلاب می شود؟؟؟

پس چرا این اتفاق فقط در ایران افتاد یعنی فقط رژیم ایران فاسد بود؟؟؟؟؟
محمد :
سلام خدمت همه دوستان حاضر و بخصوص حاج محسن عزیز .
و تشکر از حاج محسن گرامی بابت دعوتشون از بنده .
به نظرم اینجا اصلاً جای مطرح کردن خوبی و بدی انقلاب و قبل از اون نیست .
میشه بهش اشاره کرد برای پیشرفت بحث ، ولی باز کردن خوب و بد این موضوع بحث جدا و فرصت دیگری رو می طلبه ...

اما محضر دوست گرامی ام ، سحر :
به نظر بنده ، ما در ایران انقلاب دینی داشتیم ...
چرا ؟ چون که دین رو از پایه و اساسش قبول داشتیم و سابقه ای طولانی هم در تعصبات دینیمون از خود نشون دادیم .
و همون انگیزه ها و رهبریها باعث شد تا اینطور فکر کنیم که اگر حکومتی بر پایه موازین دینی داشته باشیم ، زندگی بهتر و روشنتری خواهیم داشت . عرض کردم ، کاری هم ( فعلاً ) به درست و غلطش نداریم . و همون انگیزه ها و رهبریها و البته خواست خود مردم باعث شد تا طی یک حرکت انقلابی همه چیز از این رو به اون رو بشه ...
پس تا اینجا نتیجه میگیریم که نتیجه حرکت مردم در ایران در قالب انقلاب دینی بوده .
باز به این هم کار نداریم که دین رو چگونه تفسیر کردیم ... بماند برای بعد ...
اما در مورد سوأل دومتون :
من معتقدم که فساد سر دم داران نمیتونه انگیزه خوبی برای به وجود اومدن انقلاب باشه ، یا بتونه به تنهایی باعث انقلاب بشه .
انقلاب ایران فقط به خاطر فساد سر دم داران نبود ، مگر فقط در ایران انقلاب شده ؟ شما اگر انقلابهای دیگر رو هم مرور کنید متوجه حقیقت مطلب میشید و نتیجه میگیرید که این تصور غلطه که فساد بتونه باعث انقلاب بشه .
اصولاً هر نارضایتی میتونه سبب ساز انقلاب و شبیه اون بشه .
انقلاب فقط در ایران رخ نداده ، لطفاً سوابق انقلاب و انقلابیون دیگر سرزمینها رو هم مطالعه بفرمائید .
اگر انقلاب برای فساد سر دم داران باشه ، پس چرا حکومتها یا رژیمهای فاسد دیگر سقوط نمی کنند ؟
هر حکومت و هر دولت و هر قدرتی که مراقب خود نباشد مشمول انقلاب خواهد شد .
شما فکر میکنید اگر انقلاب ایران مراقب خود نباشد ، دچار انقلابی دیگر نمی شود ؟
اصولاً انقلاب یعنی دگرگونی ...
به نظر شما آیا حکومتی ، حتی سالم و برخوردار از سر دم دارانی سلامت ، دچار اتفاقی به اسم انقلاب نخواهد شد ؟
پس فساد نمی تواند علتی محکم برای سرنگونی باشد ، می تواند مکمل باشد ولی به تنهایی اثر گذار نیست .
این موضوع هم که سیاستهای یک انقلاب چقدر میتونه تأثیر داشته باشه روی سلامت و تضعیف انقلابها ، جای بحث داره ...
از همه دوستانی که باعث سر دردشون شدم عذر میخوام .
بحثه دیگه کاریش نمیشه کرد .
منتظر ادامه بحث و همه نقطه نظرات دوستان هستم .

ولی دلیل دیگه برای اثبات حرفم اینه که ، دین انقلابی ، یعنی انقلابی در دین ! نمیدونم اگر اشتباه می کنم بهم بگین لطفاً .
ما دین رو داشتیم و در دینمون انقلابی رو به وجود نیاوردیم که بخواهیم اسمش رو بذاریم دین انقلابی . مردم از نحوه حکومت و سر دم دارانش و همچنین عدم پیاده کردن مبانی دینی از طرف همون سر دم داران و اقدامات اونها برای سرنگونی یا تغییر دینشون ، خسته و ناراضی بودند و این احساس رو کردن که با یک حرکت انقلابی میتونن به خواسته هاشون برسن . حالا رسیدن یا نرسیدن ، باز هم فعلاً کاری بهش نداریم .
بازم نتیجه می گیریم که ما در ایران انقلاب دینی داشتیم .
اما اینکه آیا آثار انقلاب در دینمون تأثیری داشته یا نه ، اونم جای بحث داره ..

http://hoviat.blogsky.com/

١١  اسفند ساعت  ١٢
محمد :
سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز ، ... مشتاق شدم که این بحث را دنبال کنم . خوب به نظرم جالب و شیوا بود و البته هست و امیدوارم که همینطور هم بمونه و بتونه نتیجه خوبی رو در بر داشته باشه .
ولی با توجه به طرح سوألات و خواسته دوستمون سحر ، مبنی بر بحث روی محورهای ذکر شده و عدم رفتن به کناره ها ، دیده میشه که ایشون و دوست عزیزمون ( شاخ نبات ) به کناره بحث رفتن و موضوعات دیگه ای رو مطرح کردن که دور از خواسته سحر هست .
ولی در هر صورت چون این مباحث برام جالبه به چند نکته اشاره می کنم . ( البته با عذر خواهی از سحر ، چون ما به ایشون قول دادیم وارد جزئیات نشیم و فقط روی سوألات ایشون پیش بریم )

دوست اصولگرامون(شاخ نبات) در بیاناتشون گفتند که داشتن انرژی هسته ای به جنگ می ارزد چون یقین دارند که جنگی در کار نخواهد بود اگر هم باشد شکستی در کار نخواهد بود . دوست عزیز اول اینکه شما برداشتتون از جنگ چیه ؟ شما جنگ امروزی و تبعاتش رو در مقایسه با جنگ تحمیلی بررسی کردید ؟ مهمتر از اون ، شما که معتقد هستید اصلاً جنگی در کار نیست ،
چطور با این صراحت بیان می کنید که داشتنش به جنگ می ارزد ؟ شما به نتیجه ای که اصلاً قرار نیست وجود داشته باشد ( البته به اعتقاد خودتان ) استناد میکنید ؟
اگر جنگی در کار نیست چطور این ارزش را مقایسه کردید ؟
و بر چه اساسی معتقد هستید که در صورت بروز جنگ ، شکستی در کار نیست ؟
شکست را چه واژه ای تعبیر می کنید و به چه اتفاقی شکست می گوئید ؟
بله ، همه ما معتقدیم که ایران تامروز قوی ، قدرتمند و به تعبیر شما یکی از ابر قدرتها است . ولی خود می گوئید یکی از ابر قدرتها ! پس موضوع به همین ئسادگی بیان هم نیست .
به بند دیگری از عرایضتان اشاره می کنم :
اتفاقاً هم توبیخ لازم و منطقی است هم تشویق ...
و به نظر شما رسیدگی به وضع نیازمندان توسط دولتها خواهش می خواهد ؟ یا این وظیفه ای ذاتی برای دولت و حکومت است ؟
برای انجام وظیفه تشکر لازم نیست ، ولی تشویق می تواند کارساز باشد ، اینطور نیست ؟
انقلاب مقدس است ، به شرطی که قداستش محفوظ بماند .
متأسفانه اسراف و خرجهای بیهوده ( یا هر اسمی دیگر ) در دولتهای ما بسیار است ، که این موضوع دردآور است .
متشکرم از این که فرصت گذاشتید و عرایضم را خواندید
١٢  اسفند ساعت ۶:۵٣
محمد :
سلام و عرض ادب محضر همه دوستان .
از حاج محسن تشکر ویژه ای دارم که با حوصله و دقت به همه نظرات توجه دارن و برای پیشرفت مباحث حوصله به خرج میدن .
من قصد نداشتم که مانع ادامه بحث دوستانمون بشم ولی چون تأکید  دوست عزیزم سحر ، گفتگو روی سوألات ذکر شده بود ، مهم دونستم که از بحث دور نشیم . ولی اگر دوستان مایلند که فعلاً روی شاخه ها بحث کنند ، من هم همکاریمو اعلام میکنم . ولی چون هنوز نتیجه ای از بحث اصلی گرفته نشده ( که البته اینو سحر باید بگه ) پیشنهاد میکنم به حاشیه نریم چون که از خواسته اصلی دور میشیم .
در هر صورت از دوستان عذر خواهی میکنم .
و همچنان منتظر نقطه نظرات دوستان روی صحبتهام هستم ، البته اگر قابل بدونن .

هنوز سحر عزیز روی جوابهای من نظری نداده که قانع شده یا نه ؟
و دوست عزیز دیگرم شاخ نبات ، هم نظری رو به عرایض بنده ندادند ، که البته منتظر بیاناتشون هستم .
بحث جالبی از طرف سحر مطرح شده و خب دوستان هم نظرات خوبی ارائه کردند ، بخصوص شاخ نبات . ولی جا داره که دوستان بیشتری به این گفتمان دعوت بشن و البته فعالتر هم عمل کنند که باعث گرم شدن بحثمون میشه ، و البته این زحمتی است برای حاج محسن گرامی که دوستان رو دعوت و بحث رو مدیریت کنند .
با تشکر از همه
.١٣  اسفند  ١١:٢٨
محمد :
سلام بر دوستان
من تا به حال فکر می کردم به میزگردی دعوت شده ام که دوستانی که بر دورش نشستند و یا خواهند نشست لحظه به لحظه گرمتر و با هیجان بیشتری بحث را دنبال خواهند کرد و یک میزگرد تاریخی محسوب خواهد شد .
و چون سوألات سحر عزیز برایم بسیار جالب بود ، انگیزه فوق العاده ای مرا به وادی این بحث کشاند .
و از همه مهمتر دعوت استاد گرامی و عزیزم حاج محسن ، باعث تشدید انگیزه ام گردید .
و نکته جالب دیگر اینکه ، دوستان فعال این بحث سحر و شاخ نبات عزیزم و به تعبیر حاج محسن ( اصولگرا و اصلاح طلب ) چنان به گرمی بحث پرداختند و چنان تخصصی به بررسی موضوعات ادامه دادند که خود را در محیط سیاسی دوستانه و گرمی احساس کردم که اشتیاق و انگیزه ام چند برابر گردید .
ولی نمی دانستم که با انتقادی کوچک و یا طرح چند سوأل ، دوستان ، میز را ترک گفته و بحث زیبائی را نیمه کاره رها کرده و بدون نتیجه و بدون خداحافظی و یا بهانه ای ما را هم ترک می کنند .
و یا به اصطلاح شاخ نبات عزیز کم آورده و رفیق نیمه راه می شوند ، که البته از ایشان شدیداً گله مند هستم ، بدین خاطر که دعوتی را پذیرفته ولی حاضر به ادامه گفتمان سیاسی نشده و با جمله ای تحت عنوان کم آوردن ، زمینه بی وفایی را فراهم آورده است .
و همچنین از سحر گرامی و عزیز به شدت گله مندم ، چرا که از لحظه نخست طرح سوألشان و مباحث مطرح شده از ایشان مخصوصاً  در گفتمانشان با دوست اصولگرایمان ، جدیت ، انگیزه و نشاط سیاسی منطقی و همراهی گرمی را احساس کردم که ظاهراً این احساس اشتباه بوده ، چون که ایشان به عرایض بنده توجه ای نکرده و حتی نظری هم پیرامون جوابهای بنده نداده ، چه برسد به ادامه بحث .
دیگر دوستان هم ای ... نظری را گفتند و به سادگی و به طنز از بر آن عبور کرده ، که ای کاش آن چند کلمه را هم نمی فرمودند ...
به هر حال از همه دوستان بخصوص سحر و شاخ نبات عزیز و گرامی ام تشکر و قدر دانی میکنم به خاطر همینقدر حضور سبزشان و عذر خواهی هم می کنم به خاطر اینکه بیش از حد درد و دل کردم که البته به نظر خودم لازم بود .
و در نهایت از حاج محسن گرانقدرم تشکر میکنم به خاطر دعوت گرم و سبزشان و غذر خواهی به خاطر پر چونگی ام .
و همچنین خداحافظی از همه دوستانم در این میز گرد ، چرا که ادامه آن و اداره آن به تنهایی نه مقدور است و نه جذاب .
موفق و موئید باشید .
دوست کوچک و همیشگی شما : م
١۴  اسفند  ساعت ١: ١٧
...........................................................................................
محمد :
آقای عزیز(رضا)
برغم آنکه مدتهاست جوابی بر این قبیل نوشته‌ها و نظرات نمی‌گذارم و خلاصه آب در هاون کوبیدن می‌دانم به هر ... پاسخ گفتن را اما به دلایلی که به خودم مربوط است ضروری می‌بینم این بار سکوتم را بشکنم.
راستش را بخواهید بعد از خواندن مطلب شما بی‌اختیار احساس کردم با نوجوانی روبرو هستم که سن و سالش قد نمی‌دهد و از تاریخ هم به تبع بی‌سوادی رایج در مملکت ما چیزی نمی‌داند. و حالا راستی که نوجوان بودنتان تنها موجه نیم‌بند چنین مطلبی می‌تواند باشد.
دوست عزیز
ملتی که حافظه تاریخی خوبی نداشته باشد می‌توان هر روز برایش تاریخ و گذشته‌های موهوم ساخت. آنطور که برای سرزمین من و شما ساخته‌اند و صدا و سیما هم هر روز شاغل است به همین شغل شریف. چه آسان قهرمان ملی ما را می‌دزدند و حسن کچلی به جایش می‌گذارند که اگر ناگزیر با غولی مواجه شده به تمنای دختر شاه پریان بوده و بس. چه آسان ما را از خودمان دور می‌کند این جهل تاریخی مستدام. و تا چون شمایی به بسته‌های پیش ساخته فکری بسنده کند و شخصیت‌های تاریخی کشورش را از آینه‌های کج‌نمای این و آنی مغرض بخواند وای بر ما که هنوز باید در پیچ و تاب کوچه‌های کژ و کوژ دروغ و دغل دنبال بیرق‌های نخ‌نمای حقیقت‌نمایان بدویم. و به هیج کجا نرسیم. که نرسده‌ایم. من به باور شما کاری ندارم که اصلا به من ربطی ندارد و باید بگویم علاقه‌ای هم به کاویدنش ندارم. اما کوبیدن بازرگان را به کدام مبنا و حجتی می‌توان هضم کرد نمی‌دانم...
حیف است برادر. حیف است که چون بازرگانی را به بزرگی آوینی تحقیر کنی. ستایش من از بازرگان انکار حقیقت بزرگ آوینی نیست اما انکار بازرگان راستی چه معنایی دارد؟ نمی‌خواهم پس پشت کلمات بی‌معنی شما دنبال همان دستی باشم که این روزها هر بزرگداشتی برای بازرگان و مصدق را بر هم می‌زند و سال‌ها است به چنین رسالتی مشرف شده!! نمی‌خواهم بنشینم و داد سخن بدهم که بازرگان چنین بود و چنان که دردی از ما دوا نمی‌کند و ترمیم گذشته و ترمیم امروز نیست. فقط و فقط می‌خواهم به گذشته برگردید. تاریخ را برگی بزنید و بدانید هجو و لعن شما نه از بزرگی کسی می کاهد نه بر آن می‌افزاید. اما برای ما که ایرانی هستیم بغایت ناگوار است که هنوز این بیماری ملی را در خودمان نمی‌شناسیم. ناروا گفتن مختص ملت ما نیست
اما آفتاب را هم وارد بازی‌های سیاسی مهمل کردن ظاهراً از کرامات قبیله ما است.
١۵  اسفند  ساعت ١٢:٢١
محمد :
با سلام :
حاج محسن شما که اهل سانسور نبودی !  چه شد ؟
چرا جمله پر محتوای دوستمان رضا و نظر این کمترین را خذف کردید ؟
اجازه می دادید دیگران قضاوت کنند و نتیجه حاصل می شد .
واقعاً از این اتفاق متحیر مانده ام ...

١۵ اسفند  ساعت  ١۵:۴١

حاج محسن :

دوست من !
1-همه کامنت شما و بقیه دوستان بطور کامل موجود است و عزیزان می توانند به کامنت ها رجوع کنند تا هم متن کامل نظرات رابخوانند و هم آدرس بچه ها را داشته باشند .
2-برای اینکه طول پست زیاد نشود و دوستان از مطالعه آن خسته نشوند باید مباحث اصلی کامنت را درج در پست کنم .
3-جنبه ادبی بخشی از مطالب شما به جنبه محتوایی اش می چربید ، لذا برای کوتاه شدن متن آن را حذف کردم .
4-یادت باشه که ما یک "حاج رضا" داریم و دوتا "رضا" وب "رضا"ی مخاطب شما "مسیر سبز" نام دارد و نام وب آقا "رضا"ی دوم "یک قلب پاک..."است .
5-مرا متهم به سانسور نکن درضمن من اجازه نمیدهم که سایت من محل ترویج موارد غیر اخلاقی شود .
6-البته تا کنون مطالب غیر اخلاقی از طرف هیچ کدام از دوستان مشاهده نشده است .

١۵  اسفند  ساعت ١۶:١۶

محمد :

با سلام :
بنده همیشه مخاطبانم را محترم شمرده و هیچ قصد بی ادبی هم به ایشان ندارم .
و با قاطعیت هم از نگارش خود دفاع میکنم چون حقیقت نظرم را صادقانه و پاک و بدور از بی حرمتیها نوشته ام .
حال اگر حقیت مطلب سازگار مزاج افراد نباشد ، نام آن خلاف اخلاق نیست .
و بهتر بود شما هم همه عرایضم را بطور کامل می آوردید تا برای کسی ابهامی در کار نباشد . اگر این میزگردها آزاد هستند برای بیان نظراتشان ، پس خلاصه کردن به تعبیر شما و به تعبیر من ( سانسور ) ، چه معنایی دارد .
شکی در مدیریت شما و سلامت سایتتان هم نیست ولی در بیان من هم موارد غیر اخلاقی نسیت که نیاز به تذکر داشته باشد .
شما یا نظری را نیاورید یا اگر می آورید به صاحبش احترامی گذاشته و کامل بیاورید تا دیگران خود قضاوت کنند .
تصور من از سایت شما و شخص شما چیز دیگری بوده ، اینکه صبور هستید و اجازه می دهید افراد نظراتشان را بیان کنند و دیگران هم نظر بدهند ، نه اینکه او را متهم به بی حرمتی و بیانش را خلاف اخلاق بنامید .
به هر حال  در نهایت احترام برای همه دوستان و شما استاد بزرگوار ، از همه دوستان دعوت می کنم در وبلاگ هویت این موضوع را دنبال کنند ، البته اگر از نظر حاج آقا اشکالی ندارد !
و باز از همه دوستان درخواست میکنم موشکافانه و دقیق به جمله دوست گرامی ام ( رضا ) بنگرند و بگویند آیا می توان ارزشی را بوسیله ارزش دیگر تخریب کرد ؟

١۵  اسفند  ساعت  ١٧:١

.................................................................................................................

     نقد بعدی

   ٢٢  و  ٢٣  اسفند     نقد روانبخش  http://ravanmohamad.persianblog.ir/
   ٢۴  و  ٢۵  اسفند     نقد (م)            http://www.freeramsar.blogfa.com/
   ٢٧  اسفند پاسخ حاج محسن به سوال سحر     http://cinderella22.persianblog.ir/

کلمات کلیدی:   اجتماعی ،سیاسی ،انقلاب ،انتخابات