انتخابات: نامه فاطمه رجبی به میرحسین موسوی
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧  

نامه فاطمه رجبی به میرحسین :

این روزها پس از گذشت دو دهه سکوت و پنهانی، شما فعال شده‌اید! فعالی پر از ابهام و مسأله‌برانگیز! فعالی که هر روز نامش به عنوان نامزد ریاست‌جمهوری دهم بر سر زبان است، و تصویرش کنار محمد خاتمی، یا سیدحسن خمینی آن هم در جلسات پرمفسده مشارکتی‌ها، کارگزارانی‌ها و به طور کلی اصلاح‌طلبان بیگانه‌پرست و اسلام‌ستیز منتشر می‌شود.   (برای اطلاع از متن کامل نامه خانم رجبی به سایت کلمه رجوع کنید)

حاج محسن :

سلام بر خانم رجبی و همه کسانی که مطالب ایشان را به نقد گذاشته اند...

من می خواهم از زاویه دیگری وارد این گفتگو شوم...

اما قبل از هر چیز لازمست خودم را معرفی کنم...

در انتخابات 1376  و 1380 به خاتمی رای دادم...

در مرحله اول و دوم انتخابات 1384 به ترتیب به کروبی و هاشمی رای دادم...

رای سال 1376 من به خاتمی پاسخ منفی بود به انذیشه ای که می خواست مشروعیت مردمی نظام را بدست فراموشی بسپارد و حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کند...

رای من به کروبی از این جهت بود که در بین نامزدهای 1384 او را بیش از دیگران متعهد به خط امام میدانستم...

رای من به هاشمی؛ترس از قدرت گرفتن جریانی بود که در انتخابات 1376 به گوشه ای رانده شده بود . درحالیکه از عملکرد ارزشی هاشمی بعد از رحلت امام  بشدت دلگیر بودم....

اما بعد از معرفی خودم عرض می کنم بجای انتقاد به خانم رجبی بیاییم به این واقعیت توجه کنیم که اظهارات وی نمونه ایست از یک اندیشه و یک جریان که در کشور ما وجود خارجی دارد...

لذا نباید با این مساله برخورد سطحی کنیم...

سخنان خانم رجبی هرچند که بی ادبانه تلقی میشود ولی حکایت از نکاتی است که به دردمندی او انجامیده و این دردمندی اوست که او را بفریاد واداشته...

البته ممکن است او در شناخت علل مشکلاتی که موجب دردمندیش شده  بخطا رفته باشد ولی ما باید طبیبانه به این دردمندی نگاه کنیم...

اندیشه خانم رجبی که ظاهرا از دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی سرچشمه میگیرد تا قبل از دوم خرداد امکان بروز نداشت...

اگر شما هم با من هم عقیده هستید،پس اولین مساله اینجاست که چرا چنین انتقاداتی در دوره ریاست جمهوری پنجم وششم مجال ابراز نداشت

و چه شد که از دوم خرداد 1376 چنین تریبونهایی گشوده شد...

این یک مساله مهم سیاسی-اجتماعی است که بی توجهی به آن تحلیل ما را از وضعیت داخلی 20 ساله اخیر ناکار آمد میکند ...

من قبل از نامزد شدن آقای خاتمی برای انتخابات دهم  به دوستانم میگفتم نامزدی ایشان را به چند دلیل مفید نمیدانم ؛

یکی از دلایلم چنین بود :

میگفتم جریانی که در دوره ریاست جمهوری خاتمی و به بهانه مبارزه با او شکل گرفته با دردست گرفتن قدرت در دوره نهم و بروز ناکار آمدی اجرایی آن در حال فروپاشی است ولی درصورت نامزد شدن خاتمی این جریان سوژه ای برای احیای ایده یولوژی خود پیدا میکند و این معضل فکری-اجتماعی دوباره رشد میکند ...

من معتقدم فریاد خانم رجبی مبتنی بر ادراک او از انقلاب و خط امام است ، لیکن او در فهم خط امام خطا کرده است

لذا اگر امکان بازگشت عینی -نه شعاری- به خط امام میسر شود کوره گداخته امثال خانم رجبی(بشرط صداقت شان) خنک میگردد...

البته ما نباید فکر کنیم که این فریادها مختص گرایشات ضد اصلاح طلبان است...

مگر شاخه ای از بچه های تحکیم وحدت نیستند که در دهه اول انقلاب بیشترین نقش را در حرکت های انقلابی داشته اند و مدتی است که دنبال تریبون برای فریاد میگردند...

مگر اکبر گنجی پاسدار انقلاب نبود که دوم خرداد به او فرصت فریاد داد و او  بعد از گرفتن تریبون آن ادبیات را علیه هاشمی بکار برد ...

لذا میرحسین باید بداند که برای مدیریت فرهنگی کشور با چه موضوعات فکری-فرهنگی پیچیده ای روبرو است

و اگر برنامه هایش بجای باز کردن این گرههای فرهنگی به کور شدن آنها کمک میکند نباید وارد صحنه شود

هرچند که مشکلات فرهنگی 20 ساله اخیر به این سادگی نه قابل تحلیل است و نه بزودی قابل رفع

اما باید از میرحسین بپرسیم که جهت گیری او چگونه خواهد بود؟ 


کلمات کلیدی:   اجتماعی ،سیاسی ،انتخابات ،میرحسین موسوی