تجربه تاریخ
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸  

روزی که شهید بزرگوار"شیخ فضل الله نوری" را بدار آویختند و پای دار او کف زدند, مردم علاقمند به مشروطه نمی دانستند آب به آسیاب چه کسانی میریزند.

نمی دانستند ؛ آنانی که مقدمات "جدایی دین از سیاست" را پایه ریزی می کردند , سوء استفاده کنندگان این ماجرا خواهند بود.

نتیجه بدار کشیدن "شیخ شهید" در میان مدت , بی تفاوتی افکار عمومی و مردم مسلمان از سرنوشت نهضت مشروطه بود و در بلند مدت کودتای رضاخانی را بدنبال داشت.

روزی که بین سردمداران روحانی مشروطه ؛ یعنی "بهبهانی و طباطبایی" از یکطرف و "شیخ فضل الله" از طرف دیگر شکاف ایجاد شد , شاید عده ای گمان می کردند که برای پالایش نهضت چنین امری ضروریست .

اما اندکی تامل نشان می دهد که این حادثه چه ضربه بزرگی را به نهضت وارد کرد و در این شکاف چه عناصری رشدکردند و نیز در نتیجه این اختلاف چه اقشاری از مردم دچار افسردگی سیاسی شدند و عطای نهضت را به لقای آن بخشیدند و بی تفاوتی پیشه کردند و با کمرنگ شدن حضور مردم در صحنه چگونه امکان رشد فرصت طلبان توسعه یافت.

آری انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید دست طبیعت , برخی از بزرگان روحانی چون "طالقانی" رااز ماگرفت و عناصر شاخصی چون "مطهری , بهشتی , مفتح , باهنر" و...هدف ترور های برنامه ریزی دشمن قرار گرفتند تا اطراف "امام" خالی شود و امکان مهره چینی آنان برای بعد از امام فراهم آید.

اما بااین وجود , خداوند سه چهره از یاران مشهور امام یعنی آقایان "موسوی اردبیلی , هاشمی و خامنه ای" را از مرگ نجات داد و ترور آنان بی نتیجه ماند.

حال از نزدیکان آن روز امام همین سه نفر باقی مانده اند.

آری این افراد انگشت شمار سرمایه های اصلی این نظام هستند که اگرچه ارزش دیگران را تحت الشعاع قرار نمی دهند ولیکن عضویت آنان در "شورای انقلاب" و نقش آنان در هدایت کشور درطول ٨ سال جنگ به عنوان "سران سه قوه" , پشتوانه ملی و انقلابی بزرگی است که نباید اجازه داد کسی حرمت آنان را زیر پابگذارد.

تعرض به این سه بزرگوار , حمله به ذخایر ملی-انقلابی این کشور است.

و اینچنین است: آنان که پای دار شیخ فضل الله کف می زدند و گمان داشتند که به حمایت از بهبهانی و طباطبایی , رهبری نهضت را پالایش می کنند , نمی دانستند چه کلاهی سرشان رفته و چه کلاهی سر بهبهانی و طباطبایی گذاشته اند.

و امروز نیز آنان که برای حذف یاران ارزنده امام روزشماری می کنند و گسست بین آنان را "تسویه انقلاب" و "جهش انقلاب به جلو" تصور می کنند نمی دانند نخواسته آب به آسیاب کسانی می ریزند که در پی احیای تز "جدایی دین از سیاست" می باشند.