هویت من
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸  

هویت من ترکیبی از هویت اعتقادی، اجتماعی و رفتاری است که در زیر به آن می­پردازم.

1-   هویت اعتقادی:

هویت اعتقادی من از اینجا ناشی می­شود که جایگاه خود را در عالم خلقت اینگونه یافته­ام؛ مخلوق پروردگارم، ومصنوع او هستم و اگر چه به من اختیار داده که عصیانش کنم - متأسفانه تمام اوقات عمرم را در وادی عصیان گذرانده­ام- لیکن میدانم که عقل، خروج مخلوق از دایره حکومت خالق را مجاز نمی­شمارد.

خالق من پروردگاریست که دو پیامبر همزمان برای من نازل کرده؛ یکی پیامبر درونی که همان عقل من است و همواره با من همراه است و دیگری پیامبر بیرونی که موسی، عیسی و حضرت ختم­­المرسلین از آن جمله­اند و پس از ختم رسالت نیز دوازده امام معرفی فرموده که من در زمان آخرینشان زندگی می­کنم و او حاضری است دور از چشم من و ناظری است که وجودش را میتوان حس کرد اما نمیتوان با وی به گفتگو نشست.

عقل به من می­گوید: سهمی که حضرت پروردگار از عقل به تو (من) داده سایه­ای است از آنچه به عقل کل (یعنی حضرت ختم الانبیاء) داده است. لذا در محضر پیامبر بیرونی و جانشینان معرفی شده­اش، شاگردی کن و مطیع فرمان باش!

اما در غیاب آنان عقل مدعی فرماندهی و وجود من است و می­بایست عنان نفس خویش را بدو بسپارم.

عقل مدعی است که پیامبر درونی من بوده چه در زمان غیبت کبری و چه در غیبت صغری بر من ولایت دارد اما همین عقل در حضور معصوم عنان نفس مرا میگیرد و کشان کشان به محضر معصوم برده تا در آنجا زانوی ادب بزند.

٢-   هویت اجتماعی:

هویت اجتماعی من نیز از سه عنصر تشکیل شده که به ترتیب قدمت زمانی شامل موارد زیر است:

الف- سابقه محبت به اهل بیت

ب- سابقه فعالیت سیاسی

ج- سابقه پاسداری

مورد "الف" اگرچه بعدی از هویت اجتماعی مرا تشکیل میدهد ولی "توسعه نیافته" است و تنها دوستان نزدیک من مرا خادم اهل بیت می­شناسند و بلکه بسیاری از هیئتی­ها روش مداحی مرا نمی­پسندند و پیوند بین من با آنان در این موضوع از نوع فرزندان ناپدریست، لیکن این بخش از هویت من اصالت وجودی من است و آن را با هیچ چیز دیگری معامله یا معاوضه نمی­کنم! حتی اگر صدای زمزمه مصیبت خوانی­ام به گوش هیچ کس نرسد، درون دلم "عزاخانه" به پا می­کنم و برای خویش روضه می­خوانم.

لیکن در مورد "ب"­ به غلط فردی سیاسی شناخته شده­ام؛ بلکه سیاسی بودنم ریشه در عقاید مذهبی­ام دارد و چون اعتقاداتم از عاشورا و تاریخ اهل بیت سرچشمه می­گیرد و با مکتب خمینی به "روز­رسانی" شده است، سیاسی بودنم کاربردی شدن اعتقادات من است که اگرچه در این حوزه عصیان فراوان کرده­ام اما این بعد هویتی من مفهوم مستقلی از عقایدم  ندارد.

اما در مورد "ج" که در واقع بیشترین بخش کارنامه اجتماعی مرا در بر می­گیرد نیز دقیقاً ریشه در ابعاد "الف" و "ب" حقیر دارد و اگر نبود تعلق خاطرم به اهل بیت و در پی شعار "یا لیتنا کنا معک" نمی­رفتم، سیاسی نمی­شدم! پشت پرچم خمینی راه نمی­افتادم! و اگر پشت این پرچم نمی­آمدم مرا با انقلاب و سپاه چه کار بود؟!

اما دست تقدیر و خواست "لیلی" مرا به جیره­خوار انقلاب و سپاه تبدیل کرد به طوری که امروز شأن اجتماعی خود را مدیون این دو واژه هستم و اکثراً مرا بدین سمت می­شناسند، اعم از آنکه فرزند خلف یا ناخلف مرا بخوانند.

به عبارت دیگر اگر خواستگاه اعتقادی من عاشورا و توحید عاشورایی است، اما خواستگاه اجتماعی من از منظر آشنایان دوردست هویت انقلابی- پاسداری من است و هویت اجتماعی من با سرنوشت سپاه و انقلاب گره خورده است گرچه پاره­ای از همسنگران قدیمی از من خشمگین باشند.

٣-   هویت رفتاری:

با توجه به آنچه گفته شد تحلیل هویت رفتاری من مجزی از هویت و خواستگاه اعتقادی و اجتماعی من نیست.

اما کمتر کسی به خواستگاه اعتقادی من توجه دارد بلکه این خواستگاه اجتماعی من است که هویت بیرونی مرا شکل میدهد. لذا چه بخواهم و بخواهند و یا چه نخواهم و نخواهند، رفتار من با ذره­بین خواستگاه اجتماعی­ام رصد می­شود از همین بابت ملتزم به رعایت چارچوبی هستم که مبتنی بر آن دل به انقلاب سپردم و بیش از بیست سال در سازمان سپاه خدمت کردم و آن چهارچوب چیزی نیست جز رعایت ارزش­هایی که میراث خمینی است. هرچند که برخی از ارزش­های مزبور "همه فهم" است و برخی دیگر نیازمند به کاوش و پژوهش بوده و به مقتضای زمان شناخته می­شود.

*در پایان خواستار نقد جدی دوستان نسبت به مطالب فوق می­باشم.      

 

 

 


کلمات کلیدی:   سیاسی ،اجتماعی ،کارت شناسایی