یوم الله15خرداد
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩  

 

صد هزاران طفل سر ببریده شد     تا کلیم الله صاحب دیده شد

 

تا کنون به این بیت مشهورمولوی توجه کرده اید!

به نظر شما مقصود مولوی ازجمله "صاحب دیده" شدن موسی علیه السلام چیست؟

همه می دانند که فرعون چه جنایاتی کرد تا خواب معبران تعبیر نشود ولی خدای متعال در کاخ فرعون و در دامن همسرش ,یعنی در محل امنی که هرگز فرعون و درباریانش گمان نمی کردند موسی را پرورید

اما مولوی نگاه دیگری دارد و معتقد است "بیش از آنکه دامن فرعون بسترپرورش موسی باشد جامعه سرکوب شده مصر موجب پرورش عقلانیت موسی و "صاحب دیده" شدن وی گردیده است.

با این مقدمه حوادث 15 خرداد 42 تا پاییز 1356 را به اجمال مرورکنیم.

قیام 15 خرداد پس از یک کشتار سنگین توسط رژیم پهلوی آرام گرفت.

این حادثه سهمگین که نقطه انعقاد نطفه انقلابی بزرگ بود به جز برای رهبر با هوش آن که می گفت سربازان من امروز در گهواره هستند , برای دیگران نه تنها نشناخته بود بلکه به غیر از کسانی که دل به رهبر فهیم و شجاع خود بسته بودند , مورد تخطئه سایرین قرار می گرفت.

رجوع به تاریخ نشان می دهد که تخطئه کنندگان  قیام 15 خرداد را 4 گروه تشکیل می دادند

1-رژیم پهلوی که مخالفتش با این قیام دور از انتظار نبود. ولی بکارگیری اصطلاح "ارتجاع سیاه" و تشابه این واژه با ادبیات و فرهنگ شوروی(روسیه) دوستان ضد آمریکایی در خور توجه بود.

2-احزاب چپ مارکسیستی به پرچمداری حزب توده که کعبه آمالشان شوروی بود و در جامعه شناسی انقلابی شان قیام 15 خرداد نا مفهوم بود و با ارتجاعی تصور کردن این قیام , آن را موجب تاخیر در انقلاب طبقه کارگر دانسته لذا آن را تخطئه می کردند.

3-گروههای ملی گرا با پرچمداری جبهه ملی که تنها به مبارزات پارلمان تاریستی می اندشیدند وبرای مذهب وفقاهت موقعیتی جز در محدوده اخلاق و حداکثراحکام فردی قائل نبودند.

4-گروهی از مذهبی ها(1) به پرچمداری انجمن حجتیه(2) که مبارزه باشاه را حرام می دانستند و مروج جدایی دین از سیاست بودند.

 

اندکی بعد از فروکش کردن قیام 15 خرداد جریاناتی حادث شد که مرور هر چند اجمالی آنها عبرت آمیز است

الف-برخی از همراهان جریان 15خرداد که قدرت پهلوی درسرکوب قیام , آنان را نسبت به ادامه مبارزه ناامید کرده بود , به جای تمرکز اندیشه و توانشان در نفی استبداد پهلوی , به سوی تئوری های فرصت طلبانه گرایش یافته و راه انجمن حجتیه را در پیش گرفتند و به صف مخالفین15خرداد پیوستند که از جمله آنان آقای مشهوری است که امروز دایه دلسوز تر از مادر شده و از انقلابی ها انقلابی تر شده است.

ب-طرفداران مبارزات پارلمان تاریستی که ریشه در گذشته داشتند و تنها ابزاری بودند در دست حکومت پهلوی , که هرگاه به عللی فشار بین المللی-تحت عنوان عدم رعایت حقوق بشر در ایران و یا...-علیه حکومت وقت صورت می گرفت , اجازه تنفسی به آنان بدهد.

ج-جریا ن شوروی دوستانی که همواره عامل روسها بودند و به عنوان ابزاری برای میز مذاکرات روسها با آمریکایی ها بر سر مساله ایران شناخته می شدند.

و از قضا تعدادی از آنها آنچنان به مبارزه پشت کردند که به ساواکی ها موفق تبدیل شدند.

د-جریانی که به مبارزه مسلحانه روی آورد

طرفداران مبارزه مسلحانه را می توان با سه گرایش کاملا متفاوت شناخت

1-گروههای مارکسیستی و یا مائوئیستی که شاخص ترین آنها سازمان چریکهای فدایی خلق بود.

            

2-گروه مذهبی و متکی به تئوری های مبارزاتی از نوع مارکسیسم تحت عنوان سازمان مجاهدین خلق

3-گروههای مذهبی-اسلامی فدائیان اسلام و موتلفه اسلامی

 

با ظهور اقدامات مسلحانه گروههای مزبور بویژه با موفقیت های گروههای مذهبی و ترور مزدوران رژیم پهلوی و وابستگان آمریکا , کانون های امید در دل مردم روشن می شد و اگرچه به تزلزل و حتی سقوط نظام پهلوی کسی امیدوار نبود ولی با هر خبری که از موفقیت آنان منتشر می شد , از آتش دل مردم کاسته می گردید.البیته موفقیت گروههای مزبور نتوانست تداوم پیدا کند:

 

فدائیان اسلام و موتلفه ای ها بعد از ترور نخست وزیر حسنعلی منصور با 4 اعدامی و دستگیری بقیه عناصر فعال شان عملا از اقدام مسلحانه باز ماندند. و عفو نامه نوشتن شخصیت های محوری موتلفه در زندان شاه درروزهای پایانی 1356حکایت از به بن بست رسیدن این جریان مسلحانه بود.

 

ترور چند آمریکایی در خیابانهای تهران توسط سازمان مجاهدین خلق بسیا ر غرور آفرین بود. لیکن دستگیری گروه ترور کننده و متعاقب آن اعترافات تلویزیونی وحیدافراخته (از عناصر کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق) به ویژه که او به ترور نا جوانمردانه مجیدشریف واقفی(که دانشگاه صنعتی شریف به نام او مزین است) برای مردم باورکردنی نبود. اما اندکی بعد با افشای تغییرات ایئولوژیک سازمان همه طرفداران سازمان در اغما فرورفتند!

بدین ترتیب مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق نیز به بن بست رسید.

 

ضمن این که از دید نازک بینان دور نمانده بود که تلاش کاظم رجوی برادر مسعود که از خادمان رژیم پهلوی بود که به عفو ملوکانه مسعود رجوی توسط رژیم پهلوی و تقلیل محکومیت او از اعدام به ابد منجر شده بود – درحالیکه همراهان او همگی به جوخه اعدام سپرده شدند- نمی توانست خالی از ابهام باشد.

 

سازمان چریک های فدائیان خلق نیزکه به جهت ماهیت غیر دینی شان از مقبولیت کمتری دربین مردم برخوردار بود , پس از سرکوب قیام جنگل واعدام مرکزیت سازمان توسط رژیم پهلوی عملا پرونده فعالیت شان در حال انقباض بود.

 

در این بین امام نه تنها اقدامات مسلحانه (حتی دوستان نزدیکش در موتلفه) را تایید نمی کرد , بلکه روی خوشی هم به آنها نشان نمی داد و تنها به سازماندهی و آگاه سازی مردم توصیه می کرد.

 

بدین ترتیب و درحالیکه سایر گروهها برای تغییر رژیم پهلوی در بن بست بسر می بردند,امام با رهبری خود همچون حرکت آب در زیر کاه جامعه را به سمت نقطه مطلوب پیش می برد. و رژیم پهلوی با توجه به بن بست همه جریانات مخالف خود و بدون آگاهی از حیات دینی زیر پوست جامعه , علیه امام خمینی شعر بی ادبانه ای خواند!

 

شاه به طعنه امام را سیدی هندی خواند تا به مردم القا کند اصالت امام خمینی غیر ایرانی است و مغرورانه اقدامات خود را به پرتو افشانی نور ماه تشبیه کرد و چنین گفت :

 

مه فشاند نور و سگ عوعو کند 

آری در زمانی که شاه هیچ خللی در حکومت خود نمی دید و بدون احساس نگرانی ,شاهانه ابراز وجود می کرد , حرکت زیر پوست جامعه فوران کرد , و چون معدن نوری منفجر شد و تاج و تخت شاه را به دست باد ویرانگر داد!

ولله عاقبة الامور

 ....................................................................................................................................

پ.ن

(1)امام خمینی در پیامی ازآنان به عنوان "مقدس نمایا احمق" , "متحجر" , "ساده لوحان بی سواد" , "بازی خورده" , "روحانی نما" , "دشمن رسول الله" , "مارهای خوش خط و خال" و "مروجان اسلام آمریکایی" نام می برده است(3اسفند1367).

(2)امام خمینی در پیام خود به روحانیت می گوید: "اگر می خواستی بگویی شاه خائن است , بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است" "دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان-ارواحنافداه- را مفید و راهگشا می دانستند , امروز...فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند , امروز انقلابی تر از دیروز شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجرخود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند درعمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند!(3اسفند1367)