دین ودینداری
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٩  

دین هدفدار نباشد , دین نیست

     کبر شاهانه و مشق کین نیست

رهبرش زارع و از طیف شبان

     سینه چاکش همه ی محرومان

قوت مردان خدا نان جوین

     وصله برپاپوش و کهنه آستین

دشمنان راهشان خواهان جاه

     اندرون پر , بیخبر از سوز و آه

جملگی در جستجوی مال و زر

     از مساکین و یتیمان بیخبر

شرط دینداری ما را لازمه

     سینه ای مملوّ درد جامعه

جز عدالت داروی این درد نیست

     باوری دیگر اگر داری , بایست!

راه ما ازیکدگر باشد جدا

     دشمنی با تو ندارند اغنیا

"ان الانسان لیطغی" خوانده ای؟!

     "ان راه استغنی" اش نشنیده ای؟!

هرکه مستغنی شود طغیان کند

     پشت بر فرمایش جانان کند

معنی "الفقرفخری" چیست؟ هان!

     فقر یعنی آینه ی آسمان

فقر یعنی ظرفیت , گیرندگی

     یعنی استعداد جذب و بندگی

چون فقیری گشت روزی معتبر

     خارج از دین است و از حق بیخبر

درد ما از مسلم "نوکیسه" است

     آنکه بارش را به نام دین ببست

گرچه بعد از رحلت "ختمی مآب"

     می کشیده جانماز خویش آب

کم کمک در شام خرگاهی زدند

     آشکارا طبل گمراهی زدند

از همان روزی که شد "حسبی کتاب"

     زیرکان را جمله روشن شد حساب

انحراف ابتدایی غامض است!

     در کجایش با عدالت ناقض است؟!

صبر بنما قصه را منما رفو

     بود استغنایی , اما همچو "مو"

دسته ای مستغنی از تفسیر وحی

     متکی برخویش کردند امر و نهی

خویشتن را چون غنی پنداشتند

     "مرتضی" را پشت سر بگذاشتند

جامعه از حرف آنان خام شد

     در "حقیقت فهمی" اش ابهام شد

اغنیا آنجاکه زهرا را زدند

     نیشتر بر قلب مصطفی زدند

شهر در خاموشی مبهم نشست

     وحدت اندیشه ی مردم گسست

شهر شد آماده ی کشت جدید

     بذرهای غیر دینی پرورید

در فراز و شیب حکام غنی

    نحله ها آمد پدید و دیدنی

دسته هایی خارجی مسلک شدند

     دسته ای در دین دچار شک شدند

آنچنان مال و منال اندوختند

     دین به "درهم" های زر بفروختند

پس قیامت نسیه , "ری" را دید نقد

     "زاده شیراُحد" فرزند "سعد"

سرببرید از حقیقت همچو آب

     از برای جلب سلطان شراب

فاصله گیرد هرآن قومی ز فقر

     می شود محروم از آیات نصر

ای خدا "الفقر فخری" دین ماست

     صبر جویم از تو در این راه راست

دست و پا بشکسته حرفم را زدم

     گاه بر چپ , گاه آنسو تر زدم

هرچه بادا باد! من جز این نی ام

     کس نمی داند سخنگوی کی ام

من نگویم جز برای خود سخن

     خواه با من باشی یا بر ضد من   


کلمات کلیدی:   اهلبیت عصمت ،اجتماعی ،کارت شناسایی ،معارف