مجهولات جامعه
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩  

در پست اسلام آمریکایی , دوست من بهرام نظریاتی را نوشته بود که دارای چند نکته بود. در بین نکته های یاد شده تشیع علوی و صفوی خیلی نظر مرا به خود جلب کرد. به ویژه که این ادبیات در بین نسل جدید مذهبی-اصلاح طلب رواج دارد. لذا مطالب زیر را نوشتم هرچند که نسبت به ارزشمندی آن تردید دارم:

  سلام خدا بر بهرام دردمند

1-مدل تحلیل تشیع علوی و صفوی اگرچه موجب دست یابی ما به تحلیل های شفاف می شود ولی درعین حال از جنس مدل "صفر و یک" است.

2-مدل صفر و یک اگرچه برای تحلیل حوادث اجتماعی , مدل آسانی است ولیکن نه تنها جامعیت ندارد بلکه زوایای بسیار کوری را برای تحلیلگر باقی می گذارد.

3-به هرصورت ما برای تحلیل حوادث نیازمند به مدل تحلیلی هستیم و تردیدی نیست که مدل تشیع علوی و تشیع صفوی مدل مرسومی است که قبل از انقلاب کاربرد فروانی داشته است.

4-تردیدی ندارم که اگر امام خمینی به داد ما نرسیده بود امثال من که تنها با این مدل (تشیع علوی و تشیع صفوی) جامعه قبل از انقلاب را تحلیل می کردیم در فهم بسیاری از مسایل جامعه خودمان به نتایج غلط می رسیدیم.

5- به نظرم می رسد که معضل جامعه ما از جنس معادله چند مجهولی است که دو مجهول آن تشیع علوی و تشیع صفوی است.

6-به نظر می رسد که نمی توان برای حل معضلات چند مجهولی این جامعه معادله ای شبیه معادلات جبری طراحی کرد.

بلکه باید چند معادله دو مجهولی تعریف نمود و پس از حل هر معادله با در کنار هم چیدن پاسخ های مربوطه سامانه ای ایجاد کرد که برای تحلیل صحیح جامعه ما از زوایای مختلف راهگشا باشد.

7-شاید یکی از معادلات دو مجهولی امروز جامعه ما مسئله سنت و مدرنیسم باشد

و معادله دیگر آن مشروعیت دینی و مشروعیت مردمی

و معادله دیگر اسلامیت و جمهوریت

و معاذله دیگر آزادی و دیانت

و معادله دیگر جهانی شدن و استقلال

و معادله دیگر حوزه و دانشگاه

و معادله دیگر مطلقه بودن ولایت فقیه و پاسخگو بودن ولی فقیه در برابر مردم

و معادله دیگر نسل انقلاب کرده و نسل بعد از انقلاب

و معادله دیگر مدیرا ن سیاسی دوران جنگ و نظامی های آن دوران

و معادله دیگر منافع ملی و ارزش های انقلابی

و معادله دیگر ملی گرایان و دین مداران

و چندین معادله دیگر

8-هر نوع نتیجه گیری یک طرفه در هنگام حل این معادلات به معنی پاسخ غلط تلقی می شود. بلکه مسلما پاسخ صحیح ترکیبی است , ترکیبی از هر دو مجهول.

9-با توجه به بن مایه ی دینی انقلاب ما ,‌ نباید هیچ کدام از پاسخ های یاد شده با مبانی اسلام در تضاد باشد.

10-قدر مسلم این مجهولات جزئی از واقعیت های جامعه ایرانی ما را (چه در امروز و چه در قبل از پایه ریزی انقلاب اسلامی ) تشکیل می دهد و اسلام نمی تواند برای حل این مجهولات بی پاسخ باشد و اگر اسلام برای این مجهولات پاسخی نداشت نباید انقلابی به نام اسلام صورت می گرفت.

11-مشکلات امروز کشور در دو حوزه ی نظری و عملی قابل تفکیک است اگر از حوزه ی عملی آن صرفنظر کنیم , در حوزه ی نظری چهار نوع اندیشه در پاسخ به مساله فوق به چشم می خورد:

الف-کسانی که معتقدند اسلام پاسخی برای این مسایل ندارد و اساسا" معتقد به انقلاب اسلامی نیستند.

ب-کسانی که گمان دارند تنها با رجوع به روایات و اخبار باید پاسخ به این مسایل را یافت. 

ج-کسانی براین باورند که اسلام پاسخ به این موارد را به نهاد عقل واگذار کرده ولی نهاد عقلی مورد نظر آنان ضرورتا نباید دین مدار باشد.

د- کسانی براین باورند که اسلام پاسخ به این موارد را به نهاد عقل واگذار کرده ولی نهاد عقلی مورد نظر شان باید دین مدار باشد.

12-به گمان من نگرش امام خمینی از نوع آخرین نظر(بند-د) است. لذا من هم براین باور هستم.


کلمات کلیدی:   سیاسی ،اجتماعی ،امام خمینی ،معارف