نکاتی در باره میرحسین موسوی و اصلاح طلبان
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠  

علی شکوهی در سایت خود به نام نقد زمانهhttp://naghdezamane.com/) سخنان اخیر دکتر احمد توکلی را دستمایه ای برای طرح پاره ای از مسایل قرار داده که گزیده هایی از آن را در اینجا ارائه می کنم

علی شکوهی:   

اخیرا دکتر احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس و دوست محترم بنده، مصاحبه‌ای با سایت خودش (الف) انجام داده که عنوان آن چنین است: «آدم‌های اصلی‌ احمدی‌نژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هر دو». من به مباحثی که در این مصاحبه محورند و نکاتی که در نقد دولت مطرح شده است، کاری ندارم اما یک نکته در این گفتگو جلب توجه می‌کند که مربوط به مقایسه میرحسین موسوی با احمدی‌نژاد است و من می‌خواهم در این باره نکاتی را عرض کنم. دکتر توکلی گفته است:

«...در انتخابات سال ۸۸ من به هیچ وجه از ایشان(احمدی نژاد) دفاع نکردم و به بزرگان کشور نیز اعلام کردم که حمایت از ایشان را بر خودم حرام می‌دانم. در عین حال اعلام کردم که اضطرارا به ایشان رای می‌دهم؛ علت این رای اضطراری را آن زمان اعلام نکردم اما الان برای اولین بار در شکل رسانه‌ای می‌گویم. ...گفتم که آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعی‌ای است که ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریک اجتماعی در برابر رهبری را دارد و آقای احمدی‌نژاد دارای پایگاه اجتماعی است که ولو بخواهد، قدرت تحریک اجتماعی در برابر رهبری را ندارد....چون مقابله با رهبری را سم مهلکی برای جامعه می‌دانم، اضطرارا به کسی که حتی اگر بخواهد نمی‌تواند کاری کند رای می‌دهم و به کسی که می‌تواند این تحرک را ایجاد کند، ولو نخواهد رای نمی‌دهم گرچه مزیتی برای احمدی‌نژاد بر موسوی قائل نیستم، ...».

شکوهی در ٩ بند به نقادی سخنان توکلی پرداخته که بند اول آن  به گرایشات دهه اول انقلاب توکلی در باره نحوه تبعیت پذیری او از نظرات امام خمینی اشاره دارد:

۱ – توکلی به اصل ولایت فقیه اعتقاد دارد و رهبری موجود را مصداق این اصل می‌داند و تبعیت از وی را مبنای رفتار سیاسی خود قرار داده است اما در عین حال قبول دارد که می‌توان در مقابل نظرات رهبری، نظراتی دیگر داشت و برای اداره بهتر جامعه، مصلحت‌اندیشی متفاوتی کرد و کسانی را که رهبری از آنها دفاع می‌کند، مورد نقد و خدشه قرار داد و حتی آنان را مستحق حمایت ندانست. این نگاه در مواضع و عملکرد توکلی از دوران امام تاکنون قابل استنتاج است....

۲ –...

۳ – دکتر توکلی از پایگاه متفاوت اجتماعی میرحسین موسوی و احمدی‌نژاد حرف زده‌ است ... توکلی معتقد است که این پایگاه اجتماعی متفاوت، موسوی را حتی اگر نمی‌خواست در مقابل رهبری قرار می‌داد ولی احمدی‌نژاد را ناتوان از این تقابل می‌کرد حتی اگر می‌خواست. این سخن، مهم است و به نظر من می‌تواند مادر همه خطاهایی تلقی شود که از سالهای قبل در «توصیف» وضعیت موجود کشور و در نتیجه در «تجویز» راه‌حلها، رخ داده است.

۴ – نماینده مردم تهران در مجلس به صورت تصریح نشده، می‌پذیرد که یک پایگاه اجتماعی نسبتا بزرگ در جامعه ایرانی وجود دارد که در مقابل رهبری قرار دارد و ...

۵ – من قصد وارد کردن خدشه بر این تحلیل آقای توکلی را ندارم و ... در عین حال نحوه تعامل با این جریانهای سیاسی و نوع تنظیم رابطه با این پایگاه نسبتا بزرگ اجتماعی را بزرگترین هنر حکومت و ملاکی برای سنجش کارآمدی نظام ارزیابی می‌کنم....

۶ – حکومت چرا فرصت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری را به افرادی مانند موسوی و خاتمی می‌دهد؟ آیا برای این که پز دمکراسی و مردم‌سالاری بدهد و ... مشکل اساسی این است که رهبران نظام، این حضور را بیشتر برای گرم کردن تنور انتخابات می‌خواهند و نه برای پیروز شدن احتمالی آنان و به همین دلیل بلافاصله پس از شکل‌گیری رقابت انتخاباتی و رسیدن به اهداف تعیین شده، صحنه بازی را تغییر می‌دهند تا نامزد مورد حمایت این پایگاه اجتماعی، پیروز نشود و این بزرگترین تعارض درونی جمهوری اسلامی است ....

۷ – ....

۸ – به عنوان یک تحلیلگر و نه بازیگر سیاسی، معتقدم که در ذهن میرحسین موسوی هم نمی‌گنجید که با او در مجموعه نظام، برخوردی بشود که شده است. او انتظار نداشت که حضور او در صحنه رقابت انتخاباتی که واقعا یک فرصت بود، به عنوان یک تهدید تلقی و وانمود شود. او هرگز انتظار برخورد دوگانه با خود را نداشت و باور نمی‌کرد که رهبران و مسئولان نظام که در ظاهر از به صحنه آمدن او اظهار خوشحالی می‌کردند، در خفا تحلیل دیگری داشته باشند و برای رای نیاوردن او، صحنه رقابت انتخاباتی را تغییر دهند. او گمان نمی‌کرد که تمام امکانات، نهادهای فراجناحی حکومت و منابع مشروعیت‌بخش نظام، به نفع کاندیدایی وارد صحنه شود که خودشان به کارکردهای بغایت نامعقول و غیرقانونی و خودمحورانه او اذعان داشتند و رای دادن به چنین نامزدی را بر خود حرام می‌دانستند. موسوی هرگز تصور نمی‌کرد که یک جریان سازمان یافته سیاسی و نظامی در کشور وجود دارد که با استفاده از همه امکانات سیاسی، قضایی، امنیتی –  انتظامی و  تبلیغاتی – رسانه‌ای موجود و با توسل به همه روشهای قانونی و غیرقانونی، برای پیروز نشدن او تلاش می‌کند و در این زمینه، موسوی خود معترف است که با گذشت حدود دو ماه از انتخابات و مشاهده همه جوانب کار، قانع شده که چنین جریانی وجود داشته است. موسوی علیرغم همه انتقادهایی که در دو سال گذشته بر کلیت نظام وارد کرده و علیرغم همه جفاهایی که از سوی نظام متوجه خود می‌داند و خود را به عنوان نماینده طیف بزرگی از مردم، محق به پیگیری برخی از اعتراضات تلقی می‌کند اما هرگز حرمت شخص رهبری را نشکسته و از مرز قانون اساسی نظام عبور نکرده و آرمانهای انقلاب را نادیده نگرفته است. این واقعیت نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، کارآمدی لازم برای حفظ نیروهای معتقد به خود را ندارد و این قوت اعتقادی افراد و اصالت جریانهای سیاسی منتقد و نجابت چهره‌های سرشناس آن طیف است که مانع خروج آنان از چارچوب نظام شده است و علیرغم همه تنگ‌نظری‌ها و حذف‌ها و در دوسال اخیر، علیرغم همه محدودیتها و حبس‌ها و دستگیری‌ها و ظلمها و ناجوانمردیها، آنان را به انقلاب وفادار و بر آرمانهای امام خمینی مستقیم نگه داشته است.

٩-...