انجمن های ولایتی
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠  

 

قیام الهی مردمی امام خمینی علیه لایحه ی انجمن های ایالتی و ولایتی از آغاز تا لغو لایحه

پس از فوت آیت‌الله بروجردی فضای انزوا و سرکوب روحانیت سیاست امریکا و شاه بود و از سوی دیگر مرجعیت امام‌خمینی هنوز در تمامی اقشار جامعه جای خود را باز نکرده و مقدس نماها و روشنفکران نیز این مرجعیت را بر نمی‌تافتند. در چنین شرایطی سیاست درهای باز امریکا در راستای تحکیم حکومت های دست نشانده‌ای چون شاه زمینه تصویب قانون انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی را فراهم کرده و اهداف خود را در کشور دنبال می‌کرد.

رژیم شاهنشاهی این قانون را در سال 1341 با حذف شرط سوگند به قرآن و نیز حق انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان را به تصویب رساند. این در حالی بود که در جامعه آن روز، مردها از حق رأی آزادانه محروم بوده و این مسئله جز یک طرح فریب بیش نبود. لذا امام خمینی خواستار لغو این لایحه شده که حمایت برخی از علمای قم و نجف را به دنبال داشت.

مقاومت اسدالله علم نخست‌وزیر وقت و تهدید به سرکوب روحانیت، منجر به تحرکات مردمی در صحنه مبارزات شد.

امام خمینی در 6 آبان 1341 در بخشی از سخنرانی خود در مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و لغو آن که خواسته مردم نیز می‌باشد گفت:

"اگر این قانون [لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی] عملی بشود، دنبالش چیزهای دیگری است، و خواستة اکثریت مردم، شرط است؛ اکثر مردم این مملکت از این امر بیزارند. اسدالله عَلم [نخست‌وزیر وقت] در این مملکت چه می‌خواهد بکند؟! این کار بازخواست و محاکمه‌های بعدی دارد. به طوری که شنیدم، از امینی این موضوع را خواسته بودند؛ ایشان قبول نکرد و به کنار رفت. به حساب ارسنجانی هم روزی خواهند رسید. اگر تمام دنیا ـ یکطرفه ـ بگویند: باید بشود! من یکی می‌گویم: نباید بشود. نه وظیفة من تنهاست، بلکه وظیفة شاهنشاه و همة افراد این مملکت است که بگویند این کار صلاح نیست...

[خطاب به حجت‌الاسلام انصاری، واعظ شهیر قم:]

شنیده‌ام دو شب است زبان تو را بسته‌اند. چه می‌شود که اگر دستبند به دست من و شما بزنند و به گوشة زندان بیندازند؟ مگر ما از حسین بن علی و امام سجاد بالاتر هستیم؟ در تمام نقاط این کشور، این جریان، رویش بحث است و مردم تنفر خودشان را از این امر چه به شاهنشاه و چه به دولت، نوشته‌اند.

این کشور، قانون اسمی‌اش قانون امام جعفر صادق است و باید تا موقع ظهور امام زمان، این قانون باقی بماند. از کلیة علما بخواهید تا آنها بخواهند. فرستادة آقای بهبهانی [از علمای سرشناس تهران] نزد من آمد و گفت: من تا آخرین نفس برای این موضوع اقدام می‌کنم. دولت باید بنویسد در روزنامه‌های رسمی که این عمل نقض شد و علناً به مردم اعلام کند. شنیده‌ام آقای فرماندار گفته است: دولت کار دارد. چه کاری از این کار واجبتر است که رضایت بیست میلیون جمعیت را فراهم کنند؟"

.............

زمان: 6 آبان 1341 / 28 جمادلی الاول 1382

مکان: قم، منزل امام خمینی

حضار: دویست نفر از کسبة بازار تهران از جمله آقایان: نیلچی، حسین ـ توفیقی ـ مظاهری، میرزاعلی ـ پیش قدم، لطف‌الله ـ بزاز، علی نقی ـ خراز، میرزاعباس ـ خراز، جوانمرد

 

 


کلمات کلیدی:   امام خمینی