حوادث بعد از انتخابات از منظری متفاوت
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠  

بسم الله الرحمن الرحیم

یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح

با درود ؛ به زیبا ترین جلوه جمال الهی؛ محمد مصطفی که عالی ترین الگوی بشری برای ارتقاء مدارج انسانی است و دورود بر علی مرتضی و ائمه طاهرین, که در پرتوی انوار الهی شان دل های مجروح التیام یافته و تحمل هرگونه زشتی و پلیدی ممکن می شود.

با این مقدمه به نکات زیر می پردازم:   

1-      گرچه احتمال می دهم که اظهارات من به مذاق دوستان خوش نیاید ولی احساس وظیفه می کنم که بگویم...

2-      به نظرم حوادث 2 سال اخیر، برهه ای از روند تکاملی انقلاب است که هدف مشخصی را دنبال می کند و لذا اگرچه می توانستیم این هدف را بدون هزینه تامین کنیم ونیز اگرچه هنوز هدف مزبور تامین نشده و چه بسا هرگز هم به هدف نرسیم، لیکن تمام کسانی که در این برهه با ما همراهند ولی تمایل به خروج از انقلاب دارند و یا انقلاب اسلامی ما را ناکارآمد می پندارند,  نسبت به علت موجده ی حوادث موجود دچار خطا هستند.

( انقلاب اسلامی ما در مرحله ای قرار دارد که تمام طیف های سیاسی، نهادها و مسئولین کشور را به سوی اخلاق محوری، قانون گرایی و پاسخ گویی فرا می خواند).

3-      در طیف اصلاح طلب گرایشات مختلفی وجود دارد و گرایشات مزبور باید با حفظ مرزهای اندیشه خود، شناخت منطقی از سایر گرایشات درون جناحی خود داشته باشد، نه این که از روی احساسات آنها را تخطئه کنند.

4-      اگر طیف اصلاحات را با شاخصه رهبری بسنجیم سه گرایش در طیف اصلاحات وجود دارد، گرایش اول که به جریان سبز مشهور است، بر این باور است که هیچ نقطه اشتراک با رهبری پیدا نخواهد کرد. گرایش دوم، اصلاح طلبانی هستند که رهبری آیت الله خامنه ای را پذیرفته اند لیکن در اندیشه ی تعامل با رهبری هستند، اما گرایش سوم به اکراه و یا دلخواه می کوشند به عدم تبعیت از رهبری متهم نشوند.

5-      من از آقای خاتمی تشکر می کنم به این جهت که ادراکات خود را به جامعه عرضه می کند، فارغ از این که در جامعه و یا دربین اصلاح طلبان  پذیرایی آن، وجود داشته باشد، یا نداشته باشد.

 من شاخض قرار دادن سخن رهبری در 14 خرداد 90 توسط آقای خاتمی را ارج می نهم.

 بلکه معتقدم، ویژگی نخبگان ایجاب می کند که حداقل آنها باید یک گام جلوتر از جامعه قدم بردارند.

  فراتر از احساسات عمومی به واقعیت های موجود نگاه کنند.

  شناخت صحیحی از وضعیتی که جامعه در آن قرار دارد، ارائه کنند.

  و راهکارهای خروج از بحران را شناسایی بازگشایی نمایند.

  من متاسفم از دوستانی که منتقد نگاههایی ایده ئولوژیک هستند ولی خود ایده ئولوژیک عمل می کنند!

6-      اصولگرایان نیز مانند اصلاح طلبان طیف گسترده ای هستند که دارای گرایشات مختلفی می باشند، آنچه آنها را وحدت می بخشد دو عنصر رهبری و اصلاح طلبان هستند. در طیف اصولگرایان، تبعیت از رهبری عامل وحدت و رقابت با اصلاح طلبان عامل انسجام است.

7-      اشکالی ندارد که وجود اصلاح طلبان باعث انسجام اصولگرایان شود، اما اشکال اینجا است که گرایشات مختلف درون طیف اصولگرایان شفاف نیستند و اصولگرایان به اشتباه در پی انکار گرایشات درون جناحی هستند و می کوشند با خطرناک نشان دادن اصلاح طلبان مانع از بروز گرایشات درون طیف خود شوند.

 حال آنکه غیر شفاف ماندن گرایشات مانع از برنامه ریزی پایدار و  شناخت چشم اندازهای جناحی و ملی است.

 لذا اصلاح طلبان نباید طوری عمل کنند که اصولگرایان در این اشتباه خود در جا بزنند.

8-      شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، از منظر مطلب فوق نیز مهم است.