| سید احمد خمینی مخالف گسترش جنگ به خاک عراق |
| ساعت ٧:٥٦ ق.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠ |
|
سردار حسین علایی در گوشه ایی از مصاحبه خود در 7/7/1390 با سایت پایگاه اطلاع رسانی جماران گفت: تنها کسی که بعد از فتح خرمشهر می گفتند از مرزها عبور نکنید امام خمینی بودند. هم نظامی ها و هم سیاستمدارها به امام می گفتند حالا که ما در موضع قدرت نظامی هستیم دلیلی ندارد که ما جنگ را در داخل خاک ایران ادامه بدهیم از مرزها عبور بکنیم. امام می فرمودند نه از مرز عبور نکنید ولی تا خواسته های مان بجنگیم. خواسته هایمان هم همان 4 خواسته ای بود که همان روز اول جنگ اعلام شد: بیرون کردن ارتش عراق از مرز، پذیرش معاهده 1975، تایید تجاوز عراق و پرداخت خسارت جنگ از سوی عراق. امام تنها کسی بودند که می گفتند در ادامه جنگ، از مرزها عبور نکنید. جلسه شورای اول دفاع روز 6 خرداد سه روز پس از فتح خرمشهر در حدمت امام تشکیل شده بود. امام تبریک گفتند و فرمودند: الحمدالله همه چیز به خوبی و خوشی (مثلا به تعبیر من) جلو رفته حالا می خواهید چه کار کنید؟ در آنجا بعضی از حاضرین گفتند که باید از مرز عبور کنیم. امام فرمودند چرا می خواهید از مرز عبور کنید؟ گفتند به دلایل نظامی که ما باید در محلی باشیم که از نظر عوارض پدافندی، زمین مناسب باشد باید پدافند کنیم ما نمی توانیم در زمین دشت باز پدافند کنیم ما باید برویم کنار رودخانه و کوهستان تا بتوانیم با نیروی کم پدافند کنیم این دلیل نظامی بود. سیاستمداران هم دلایل خود را داشتند. البته باید مذاکرات شورای دفاع منتشر بشود تا دقیق تر بررسی شود. ولیکن آن چیزی که تا الان منتشر شده این است. سیاستمداران هم تقریبا یک همچون جمله ای گفتند که اگر ما بخواهیم جنگ را خاتمه بدهیم باید با دست پر جنگ را خاتمه بدهیم هنوز که ما نتوانسته ایم به طور کامل ارتش عراق را از خاک کشور بیرون کنیم بنابراین عراقی ها زیر بار شرایط ما نمی روند. اما امام با عبور از مرز مخالفت می کنند می گویند پس با این جلسه قانع نشدم بروید دوباره جلسه دوم بیایید. در جلسه دوم شورای دفاع که حدود دو هفته بعد تشکیل می شود امام 4 تا ایراد می گیرند امام می فرماید عبور از مرز 4 تا اشکال دارد اشکال اول این است تا الان مردم عراق از ما طرفداری می کردند اگر ما برویم در خاک کشورشان ممکن است عرق ملی و تعصب ملی آنها به کمک صدام بیاید و آنها در خاک خودشان بهتر بجنگند دوم اینکه تا الان مردم دنیا ما را قربانی تجاوز می دانستند اگر ما از مرز عبور کنیم ممکن است ما را متجاوز بخوانند. حرف سوم امام این بوده که تا الان کشورهای دنیا به خصوص عربها رفتاری به ظاهر بی طرفانه ای اتخاذ کرده اند اگر ما به خاک عراق برویم، آنها رسما از صدام پشتیبانی خواهند کرد یک موضوع چهارمی هم می گویند که من الان فراموش کرده ام. در فاصله ی بین جلسه اول تا جلسه ی دوم شورای عالی دفاع ،احمد آقا یک نامه ای خدمت امام نوشتند که این نامه تا حالا منتشر نشده ولی من شنیدم که ایشان نوشته اند که احمد اقا هم با عبور از مرز مخالفند و در آنجا خدمت امام می نویسند که من فکر می کنم چون شما به متخصصین خیلی اهمیت می دهید به این نامه من زیاد توجه نخواهید کرد من معتقدم که نظر شما که می فرمایید از مرز عبور نکنیم درست است چون شما به متخصصین اهمیت قائلید آنها شما را قانع خواهند کرد که از مرز عبور کنید ولی اگر از مرز عبور کنیم درست است زیرا از این به بعد وارد مرحله ی جدیدی از جنگ می شویم که معلوم نیست چگونه تمام خواهد شد. بنابراین بحث این بوده که امام مخالف عبور از مرز در آن مقطع زمانی بودند اما بعدها به هر دلیلی منع عبور از مرز برداشته می شود. البته می دانید که از لحاظ منطقی وقتی جنگی شروع می شود ما نمی توانیم کشوری را مجبور کنیم که داخل مرزهایش بجنگد در حالی که کشور متجاوز ب از مرز عبور کرده است. در همان روز که ارتش عراق از مرز عبور کرد و امد خرمشهر را گرفت ما نیز از نظر منطقی هیچ اشکالی نداشت از مرز عبور کنیم برویم بغداد را بگیریم ایرادی ندارد یعنی منطقا درست است ولی امام با آن هوشیاری ای که داشتند معتقد بودند که نباید بگذاریم جنگ گسترش پیدا کند ما باید جنگ را تمام کنیم بنابراین من معتقدم که امام از روز اول دنبال تمام کردن جنگ بودند |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


