تشکر از سیدمحمدخاتمی
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠  

وظیفه می دانم که به دلایل زیر از عملکرد سید محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم نهایت تشکرم را ابراز دارم:

1- اگر اصلاح طلبان در این دوره با اصولگرایان به رقابت می پرداختند، عملی اصلاح طلبانه تلقی نمی شد.

بلکه در این دوره "مساعدت به اصولگرایان معتدل(جبهه متحد+ ایستادگی + صدای ملت) برای جدا شدن از اصولگرایان افراطی (جبهه پایداری)" رفتار اصلاح طلبانه شناخته می شد.

2- تفکیک بین دو گرایش افراطی و معتدل اصولگرایان یک ضرورت راهبردی است، زیرا از آنجایی که هردو گرایش در سطوح ملی، در تصمیم سازی، برنامه ریزی و اجرا نقش دارند، باید نقش هرگرایش در طرحریزی ها و اجرا مشخص شود تا مردم و نخبگان عوامل تاثیر گذار در میادین خوب و بد را با شفافیت تشخیص دهند  و اگر لازمست به مردم تفهیم شود که باید به استقبال بحران بروند، بدانند با طناب چه گرایش وارد چاه می شوند.

3- همچنین تفکیک بین دو گرایش اصلاح طلبی ضرورتی غیر قابل انکار است:

گرایشی که فعالیت خود را منحصر به چهارچوب قانون اساسی می داند و گرایش دیگری که از اصلاح طلبی عبور کرده و درپی برپایی نظامی جدید است.

مسلما اگر اصلاح طلبان در انتخابات نهم لیست ارائه می کردند، این جدایی صورت می گرفت. لیکن این جدایی زایمان زودرس تلقی می شد و هزینه اش سنگین تر از ثمره اش بود.

همانطور که تفکیک معتدلین اصولگرایان از افراطیون در انتخابات 88 میسر نبود، تفکیک اصلاح طلبان پایبند به قانون اساسی از گرایشاتی که به خروج از نظام می اندیشند نیز هنوز مقدور نیست، لیکن حضور سید محمدخاتمی در پای صندوق های رای مجلس نهم، می تواند نقطه آغازین تفکیک این دو گرایش محسوب شود. 

4- راهبرد من (به عنوان یکی از اعضای فعال ستاد انتخاباتی 88 مهندس محبوبم میرحسین موسوی) در انتخابات 88 جلب اعتماد از دست رفته رهبری نسبت به جریان اصلاح طلب بود.

در این حوزه خیلی تلاش کردم، موفق هم بودم.

انتشار عکس رهبری در کنار میرحسین و خانواده او با پیگری من و اقدام خواهرزاده میرحسین(سید رضا موسوی که برادر گرامیش در عاشورای 88 به نحو مشکوکی شهید شد) انجام شد.

حتی سید رضا موسوی قسمتی از عکس را که تصور می کرد انتشار آن مورد پسند رهبری نیست از آن تصویر حذف نمود و سپس آنرا برای انتشار دراختیار ما گذاشت.

راهبرد من در انتخابات 88 مبتنی بر دو پایه بود اول تجربه مجلس ششم و دوم سخنان رهبری در نوروز 88 در مشهد

در نوروز 88 ایشان گفته بود برای من فرقی نمی کند که چه کسی انتخاب شود. ولی نمی دانم در فاصله نوروز88 تا سفر رهبری به کردستان چه حوادثی اتفاق افتاد که علاقه رهبری به انتخاب مجدد احمدی نژاد آشکار شد.

من بعد از استماع سخنان رهبری در کردستان به بسیاری از دوستانم پیامک زدم که: "موسوی و کروبی بی خود وقت خود را صرف می کنند و نظر رهبری انتخاب مجدد احمدی نژاد است" اما آن روز دیگر دیر شده بود و حتی خودم هم نتوانستم از فعالیت انتخاباتی کناره گیری کنم.

درعین حال راهبرد برگزیده شده ی من صحیح بود و جریان اصلاح طلب می بایست اعتماد از دست رفته رهبری را که در اثر رفتار افراطی ما در مجلس ششم پیش آمده بود، بازسازی کند و هرچند که حوادث 88 این بی اعتمادی را در دو سوی صحنه تعمیق بخشید، اما جریان اصلاح طلب باید به باز سازی اعتماد رهبری نسبت به خود بیاندیشد.

5- من دورادور و هم در توفیقاتی که برخی اوقات در دیدار خصوصی با خاتمی داشته ام، با قاطعیت می گویم که خاتمی هماره درپی جلب اعتماد رهبری بوده است، لیکن از سویی دوستان کیهانی و از سوی دیگر دوستان زخم خورده ی انتخاب 88 فضا را برای آشکار شدن تلاش خاتمی مسدود می کنند.

همچنانکه حضور خاتمی در پای صندوق رای مجلس نهم را هر دو گروه تخطئه کرده اند.

6- من به سهم ناچیز خود از این تلاش خاتمی نهایت تشکر را می کنم و درخواست های زیر را از ایشان دارم:

1/6- تا زمان جلب اعتماد رهبری همچنان از تلاش های حزبی پرهیز نمایید.

2/6- مجمع روحانیون مبارز را از جرگه ی احزاب خارج کرده و آن مجموعه را به اندیشه پردازی و پشتوانه سازی جریان اصلاح طلب در حوزه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی مبدل سازید.

3/6- لویی جرگه ی اصلاحات را (در صورت عدم واکنش رهبری)  با محوریت مجمع روحانیون مبارز تشکیل دهید.

4/6- مراودات خود را با جامعه ی روحانیت مبارز و اصولگرایان معتدل برقرار نمایید.

5/6- برای احیای فعالیت احزاب معتدل به ویژه حزب اعتماد ملی بیاندیشید.

6/6- مجاری فعالیت رسمی مشارکت و مجاهدین انقلاب را به کمک افرادمورد اعتماد نظام (مانند سلامتی و شکوری راد) بررسی نمایید.

7/6- برا ی رفع حصر خانگی میرحسین و کروبی با رهبری وارد گفتگو شوید.