مذاکرات ایران و آمریکا
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  

هرچند که در هیئت 5+1 مواضع روسها و چینی ها به ما نزدیکتر است تا 4 کشور دیگر، ولی مواضع چینی و روسی را باید از منظر منافع ملی خودشان بررسی کرد. قدر مسلم دو کشور چین و روسیه بیشترین سود را از روابط متشنج ایران و غرب می برند. زیرا که از سویی ایران مجبور می شود که در اثر فشار غربی ها اتکای بیشتری به روس و چین نماید و از سویی دیگر آن دو کشور با در دست داشتن برگ ایران، می توانند در گفتگو با غربی ها قدرت مانور بیشتری داشته باشند. لذا آنان از ادامه وضعیت فعلی بهره فراوانی می برند، در نتیجه نباید موافق بهبود روابط ایران و غرب باشند.

از سویی دیگر، نقش آمریکا در تصمیم سازی 5+1 نقش محوری است و 3 کشور اروپایی بیشتر از چین و روس با آمریکایی ها هماهنگ هستند.

بدین ترتیب می توان 5+1 را ابزاری دانست که آمریکایی ها برای تعامل با ایران و یا تحت فشار قراردادن ایران به آن نگاه می کنند.

و متقابلا می توان 5+1 را بستری دانست که در آن بستر ایران می تواند ارتباطش را با نظام بین الملل – با محوریت آمریکا – تنظیم کند.

با این مقدمه، می توان گفت در وضعیت فعلی 5+1 بستری است که ایران و آمریکا میزان تعامل و یا تقابل خود را مشخص می کنند.

قدر مسلم ایران  و آمریکا درپی منافع خویشند.

رئیس جمهور آمریکا که طی سال گذشته با جنبش وال استریت روبرو بوده است، در آستانه انتخابات جدید قرار دارد و به رای جنبش وال استریت نیاز دارد، سعی می کند نمایشی از پایبندی خود بر سیاست های صلح آمیز ارائه کند.

این خواسته در وضعیتی است که اوضاع منطقه ای، آمریکا را به برپایی جنگ در سوریه سوق می دهد و نیز اسرائیل و رقبای انتخاباتی اوباما درصدد بودند تا قبل از پایان ریاست جمهوری اوباما او را آلوده جنگ با ایران کنند.

لذا امروز نیاز آمریکا به گفتگوی با ایران مسئله ای اساسی است. زیرا نه تنها یافتن راه حل غیر نظامی در سوریه به نقش ایران بستگی دارد، بلکه یافتن راه حل غیرنظامی در برخورد با ایران نیز از همین طریق جستجو می شود.

اوباما برای بازکردن گره گفتگو با ایران، باید چراغ سبزی را نشان می داد. این چراغ سبز، پذیرش حق ایران درغنی سازی 3.5 درصد اورانیوم بود - که اردوغان در دیدار با رهبر ایران  حامل این پیام از سوی اوباما برای ایشان بود.

اوباما با قبول این امتیاز منتظر امتیازات طرف ایرانی است. وی از ایرا ن امتیازی می خواهد که بتواند آنرا دربرابر رقبای انتخاباتی اش روی میز انتخابات بگذارد. همچنین وی نمی تواند فرصت زیادی برای کسب امتیاز از ایران داشته باشد. زیرا که انتخابات آمریکا در آبان ماه 1391 برگذار می شود و او باید در زمانی امتیاز بگیرد که بتواند در فعالیت انتخاباتی خود از آن بهره کافی ببرد.

اما اگر نتواند امتیاز مورد نظر را در زمان مورد نظر دریافت کند، آنگاه باید در انتظار شکست بزرگی باشد که نه تنها باعث سرافکندگی او می شود بلکه شکست بزرگی به حزب دموکرات آمریکا وارد می آورد و در آن صورت تنها چیزی که می تواند مانع شکست حزب دموکرات باشد، آغاز جنگ علیه ایران است تا در آن صورت اگر اوباما هم شکست خورد لااقل حزب دموکرات از خود اعاده حیثیت کرده باشد.

حال به نظر می رسد آمریکایی ها در سه حوزه منطقه ای، هسته ای و حقوق بشر با ایرانی ها به گفتگو بنشینند.

 سابقه اخیر تعامل ایران و آمریکا درمسایل پیرامون افغانستان و عراق و همچنین توافقات طرفین برسر طرح کوفی عنان نشان می دهد که تعامل منطقه ای قابل تحقق است.

 در زمینه هسته ای نیز به نظر می رسد که ایرانی ها از مواضع اخیر آمریکایی ها راضی هستند.

 تنها چیزی که ممکن است موجب بن بست مذاکرات شود، تعریف آمریکایی ها از رعایت حقوق بشر در ایران است.

 البته قضاوت در این باره زود است و باید دید اوباما برای برنده شدن در انتخابات آینده آمریکا، چه تصویری از مذاکرات با ایران  می خواهد به نمایش بگذارد.