آیا هاشمی در انتخابات پیروز می شود؟
ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢  

1- ابتدا از اینکه فاصله بین مطالبم بیش از توقع برخی از دوستان است، عذرخواهی می کنم.

2- برای بررسی درصد پیروزی نامزدهای انتخاباتی، باید عواملی را که موجب حضور مردم پای صندوق ها می شود،شناخت.

3- در دهه اول انقلاب، یکی از دلایلی که مردم را پای صندوق می کشاند، وحدت دولت و ملت بود، لیکن در دهه های بعدی این پیوند به مرور کم رنگ شد.

بعد از دوم خرداد 1376، این پیوند در دوانتخابات مجلس ششم و دوره اول انتخابات شوراها، در مقیاس محدودتری به نمایش گذاشته شد، لیکن کارنامه غیرقابل قبول اصلاح طلبان در دوره اول شوراهای شهر- که در باره چرایی آن تحلیلی وجود دارد- و نیز حوادث روزهای پایانی مجلس ششم، نهالی را که با شبیه سازی پیوند دولت و ملت  در بستر اصلاح طلبی در حال رشد بود، خشکاند.

4- از دیگر عواملی که در تمام طول چند دهه انقلاب، موجب حضور مردم در صحنه های عمومی، از جمله مشارکت در انتخابات شده، احساس خطر دربرابر هجوم نظامی کشورهای بیگانه بوده است. اما به جهت اینکه در زمان حاضر، خطر حمله نظامی جدی نیست، این احساس هم در بین مردم کم رنگ است.

البته مسئله تحریمهای جهانی می تواند نگرانی مردم را برانگیخته و عاملی برای حضور مردم در پای صندوق ها باشد، همچنانکه نگرانی مردم از این دست عوامل، موجب حضور غیرقابل باورشان در راهپیمایی 22 بهمن 1391 شد.

لیکن مدیریت ضعیف دولت وقت، باعث شده، مردم بیش از آنکه نگران تحریم بیگانه باشند، در انتظار به پایان رسیدن دولت احمدی نژاد بسربرند.

لذا امید به تغییر دولت دهم، عاملی برای حضور در پای صندوق هست، اما تاثیرگذاری آن به مقدار تهدید خارجی نیست.

5- عامل دیگری که مردم را به پای صندوق می آورد، چالش های بین نامزدهای انتخاباتی است.

البته درصدی از مردم همچنان مانند دهه اول انقلاب، بین خود و دولت شکافی احساس نکرده، لذا درهر انتخاباتی پای ثابت حضور هستند. درعین حال انگیزه آنها برای مشارکت، در زمانی که چالش بین نامزدها تهیج کننده شود، بسیار بیشتر از وضعیتی است که فرقی بین منتخبین نباشد.

6- اولین انتخابات بعد از امام- ریاست جمهوری اول آقای هاشمی در سال 1368و رفراندوم بازنگری قانون اساسی- آخرین حضوری بود که قاطبه مردم درچارچوب وحدت دولت وملت پای صندوق آمدند.

انتخابات مجلس ششم و دوره اول شورای شهر هم بی شباهت به دهه اول نبود، لیکن جان مایه اش از دوم خرداد 1376 بود که بیش از آنکه تجلی وحدت ملی باشد، رای به مخالفت با دولت وقت بود.

7- از اوائل دهه 1370، آرائ مردم به سه گرایش تقسیم شد.

گرایش اولی ها خواهان حفظ بی کم و کاست حاکمیت بودند.

گرایش دومی ها تغییرات در چارچوب نظام را خواستار بودند.

گرایش سومی ها خواستار تغییر وضعیت، حتی به قیمت تغییر نظام بود.

8- بروز و ظهور گرایش اولی ها و گرایش دومی ها به سالهای دهه اول انقلاب برمی گردد، هرچند که این دو گرایش مواضع شان در دهه اول 180 درجه با دهه های بعدی فرق می کرد. اما پیروزی خانم فائزه هاشمی در انتخابات مجلس پنجم (که رای اول مردم تهران را به دست آورد) را می توان بروز و ظهور گرایش سومی ها فرض کرد. 

9- دوم خرداد 1376، آغاز پیوند گرایشات دوم وسوم بود. لذا فرزندی که از پیوند این دو گرایش متولد شده، از یک زاویه اصلاح طلب و از منظری دیگر متهم به براندازی شد. منتها چون از آغاز پیوند این دو گرایش، رهبری جریان به دست گرایش دومی ها بوده، این جریان هرگز به خط قرمز براندازی نزدیک نگردید، گرچه از اظهار نظرات برخی گرایش سومی ها، طرح براندازی استشمام می شده است.

10- نام دیگری به گرایش سومی ها داده شده و آنان را به "رای خاکستری ها" و یا "آرای خاموش" مشهور شده اند.

11- رهبران جریان پیوندی (گرایش دومی+گرایش سومی ) تا کنون از بین گرایش دومی ها بوده، این رهبران تاکنون آراﺀشان خاموش نبوده - مانند رای خاتمی در انتخابات مجلس نهم-و گرایش دومی ها تا قبل از 1376 در این ترکیب از اکثریت برخوردار بودند، ولی روند حوادث دو دهه گذشته- به ویژه از انتخابات 1388 به بعد- باعث شده که گرایش سومی ها از نظر کمیت به گرایش دومی ها غلبه کنند.

12– دوم خرداد 1376 ضمن اینکه بروز و ظهور طیف آراﺀ خاموش محسوب می شود، روز انعقاد نطفه مهندسی انتخابات نیز به حساب می آید.

تا قبل از دوم خرداد76، اگرچه حاکمیت در دست گرایش اولی ها بود، لیکن در زیر مجموعه حاکمیت، ترکیبی از دوگرایش اول و دوم سرگرم امور مورد نظرشان بودند. به طوری که درصد آرائ سال1376 خاتمی در ملت و نهادهای دولتی یکسان بود.اما از آن پس گرایش اولی ها چاره اندیشیده و با ترویج اندیشه خود، در زیر مجموعه ها جریان سازی کردند، جریانی را راه اندازی کردند که از سویی فراتر از اصولگراهاست و از سویی دیگر برخی از نحله های اصولگرایی را نیز بیگانه دانسته و برای طرد و حذف آنان روز شماری می کنند.

13- حال اگر این فرض صحیح باشد که گرایش اولی ها (که شاید بتوان از آن به "جریان مصباحیه" یاد کرد) و گرایش دومی و سومی ها( که به آراﺀ خاموش مشهورند)، شالوده آراﺀ را تشکیل می دهند و در انتخابات نقش تعیین کننده دارند، باید دید که کنش و واکنش این دو جریان نسبت به کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی در سال 1392 چه خواهد بود.

14- با معذرت خواهی از اطاله این مبحث و ناتمام ماندن آن، به جای وعده ادامه مطلب، دوستان را به اندیشیدن وتحلیل پیرامون درصد پیروزی آقای هاشمی(درصورت کاندید شدن) دعوت می کنم.