چرا از هاشمی دفاع می کنم
ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢  

عبدالله در حاشیه پست "هاشمی و تایید رهبری" نوشته است:

حاج اقا متاسفانه حافظه ما ایرانی ها خیلی کم شده!! یادم هست که در انتهای دولت هاشمی جناح متصل به شما و روزنامه سلام چه مطالب تندی علیه ریخت و پاشها و اصراف های دولت ایشان بیان میکردند!!چی شده که حالا شما ها عاشق سینه چاک ایشان شده اید؟ ایشان و دولتشان چه چیز جدیدی قراره ارایه بدند؟؟؟؟

..................

اما پاسخ من

سلام بر عبدالله و جمیع بندگان خدا

1- انتقاد امثال من، به عملکرد  آقای هاشمی ( قبل از انتخابات 1376)، برای بازگشت به شعار "ساده زیستی" که ارزشی برآمده از خط امام است، بود و هست.

ولی آیا می دانی که شما اصولگرایان در آن ایام با شعار "مخالف هاشمی مخالف رهبر است- مخالف رهبری دشمن پیغمبر است" در مقابل پاسداری ما از ارزشهای خط امام سنگر گرفته بودید و آیا نمی دانی که دکترین وآموزه شما اصولگرایان در انتخابات مجلس چهارم چنین بود " به چپی ها(خط امام) رای ندهید، چون مانع از اقدامات دولت آقای هاشمی هستند"

آیا قبل از اینکه از من بپرسی، "چرا دیروز با آقای هاشمی مخالف بودید" نباید پاسخ دهی" چرا امروز شما علیه هاشمی شعارهایی می دهید که دیروز ما را به دلیل همان شعارها دشمن پیغمبر می دانستید"  

2- حمایت امروز امثال من از جناب هاشمی، برای این است که پرچم مخالفت با هاشمی به دست آقای مصباح یزدی و شاگردان وی افتاده است و شما اصولگرایان کمتر از گل به ایشان نمی گویید.

جناب مصباح یزدی که آخرین کارنامه او (تا امروز) تحمیل احمدی نژاد به نظام بوده است. همو که در زمان امام، از "بسط ید" ولی فقیه ابراز نگرانی می کرد و امروز مواضعش درباره ولایت فقیه حتی از ولی فقیه زمان هم آتشی تر است. آن جنابی که شاگردانش احمدی نژاد بی اخلاق را در برابر میرحسین موسوی ساده زیست وارزشمدار، حمایت کردند. هرگز ساده زیستی میرحسین را بر زبان نیاوردند و هرگز با وجود اختلاس های میلیاردی زمان احمدی نژاد، متعرض احمدی نژاد نشدند. آیا بر من وامثال من وظیفه نیست که برای خروج از چنین وضعیتی، درحد بضاعت مان اقدام کنیم؟

 برای نجات کشور از دست افرادی که سابقه انقلابی شان مخدوش و بلکه کارنامه شان منفی است، چرا از توانایی مدیرترین شخصیتی که می تواند وضعیت را عوض کند،بهره نگیریم .

جناب مصباح که امام را در پیروزی انقلاب یاری نکرد و شواهد وقرائن نشان می دهد بعد از پیروزی انقلاب، امام نگران تصدی امثال او بر امور کشور بوده، امروز پرچمدار انقلاب و خط امام شده است. این مسئله برای امثال شما یادآور وصیت امام نیست که گفت"نگذارید کشور به دست نااهلان بیفتد" (نقل به مضمون) البته که امثال من نسبت به اقدامات دهه 1370 جناب هاشمی انتقاد داریم، لیکن هاشمی از مبارزین شاخص قبل از پیروزی و معتمد چندین ساله امام است او بعد از شهادت بهشتی و درحالیکه آقای خامنه ای رئیس جمهور رسمی کشور بود، در حیات امام، دومین شخصیت کشور بعد از امام محسوب می شد. و امروز مخالف سرسخت وی؛ کسی است به نام جناب مصباح، که قبل از انقلاب مبارزه را ترک کرد، در پیروزی نقش نداشته، در طول 8 سال جنگ ومقاومت، پایش را به جبهه نگذاشته و حال طفیلی سفره آماده انقلاب شده است.

به عبارت دیگر انتقاد من به هاشمی از جنس نقد درون سازمانی است، همچنانکه نقد بسیاری از بزرگان انقلاب را برای خود جایز می دانم ولی اجازه شکستن حرمت پایه گزاران انقلاب را به کسی نمی دهم. به ویژه که حرمت شکن فردی مانند مصباح باشد و حرمتی شکسته شود، که دارای سابقه ای درخشانی چون هاشمی رفسنجانی است.