ساز مخالف جناب مصباح
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢  

عدم حضور جدی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، گرچه غم انگیز بود، ولی ثمره خوبی هم داشت.

اصلاح طلبان با خالی کردن صحنه رقابت انتخابات مجلس نهم، رقابت درون جناحی اصولگرایان را موجب شدند و این مسئله به خروج بخش بزرگی از اصولگرایان از زیر پرچم جناب مصباح یزدی منجر شد.

در انتخابات نهمین دوره مجلس، نه تنها اصولگرایان معتدل حساب خود را از جبهه پایداری جداکردند، بلکه بخشی از اصولگرایان رادیکال هم کم کم سفره شان از جبهه پایداری جدا شد.

بدین ترتیب پرچم اصولگرایی از دست پرچمدار انحصاری دو دهه اخیر؛جناب مصباح  بیرون آمد و اصولگرایان را به تکثر پرچمداری مبتلا ساخت.

جناب مصباح که با ابزار جبهه پایداری در انتخابات مجلس نهم، برای حذف اصولگرایان معتدل پا به صحنه انتخابات گذاشته بود، چون نتوانست حمایت بیت رهبری را جلب کند، با شکستی راهبردی مواجه شد و نه تنها آن انتخابات به حذف اصولگرایان معتدل منجر نشد، بلکه پس از انتخابات، جبهه پایداری از درون دچار تفرقه شد.

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، جبهه پایداری را امیدوار به بازگشت انحصارطلبانه در صحنه سیاسی کرد. اما ضمن ناتوانی این جبهه در به دست گرفتن مجدد انحصارطلبانه پرچم اصولگرایی، حضور هاشمی رفسنجانی در میدان انتخابات، همه معادلات را به هم ریخت، برنامه ریزی اصولگرایان را متلاشی کرد و پیش فرض های جبهه پایداری باطل شد.

البته ورود هاشمی به صحنه می توانست به تقویت موقعیت مصباح در جبهه اصولگرایان کمک کند. اما درعین ناباوری، جناب مصباح به جای تبلیغ وحدت گرایی در جبهه اصولگرایان به یکی از عوامل مهم تفرقه اصولگرایان مبدل شده است.    

افول موقعیت انحصاری جناب مصباح، می تواند یکی از عوامل مخالف خوانی وی محسوب شود.

لذا باوجودی که مواضع آشکار جناب مصباح همواره به ترجیح منافع اصولگرایی بر منافع حزبی دلالت داشت و باوجودی که همواره ایشان نگران بازگشت اصلاح طلبان به صحنه بوده است، اخیرا از وحدت جبهه اصولگرایی سرباز زده و برحمایت بی چون چرا از لنکرانی؛ نامزد جبهه پایداری پافشاری می کند.

هرچند مواضع اخیر وی می تواند ناشی از عوامل دیگری هم باشد و تردید در تایید صلاحیت لنکرانی هم می تواند یکی از همان عوامل محسوب شود. لیکن آنچه مهم است، ایجاد تفرقه در جبهه اصولگرایان، به ویژه توسط شخصیت مشهوری به نام مصباح یزدی، به افزایش احتمال شکست اصولگرایان در برابر رقیب منجر می شود و مانع از دو قطبی شدن اصولگرایی و اصلاح طلبی می شود و بلکه میدان را برای دو قطبی شدن به مشایی می سپارد تا قطب مقابل هاشمی را منحصر به خود سازد.

لذا هرگونه مخالف خوانی در جبهه اصولگرایی را می توان به نفع مشایی و هاشمی تصور کرد و چنین موضع گیری از سوی رادیکال ترین پرچمدار اصولگرایان قابل هضم نیست و نکاتی را به ذهن متبادر می سازد که باورش سخت است.