ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢  

گاهی تنها راه چاره آرزوی مرگ است!

وقتی از زاویه علاقه خود به این نظام نگاه می کنم

و آنگاه که بنیان گزاران نظام را شمارش می کنم

 و می بینم از بین بنیان گزاران این نظام حتی به اندازه انگشتان یکدست باقی نمانده است

و آنگاه که یکی از شاخصترین یادگاران و بنیان گزارن، در سیمای هاشمی رفسنجانی متجلی است

و هنگامی که شایعه ردصلاحیت هاشمی توسط شورای نگهبان در شهر دهن به دهن می پیچد

جز آرزوی مرگ چیز دیگری نمی توانم داشته باشم

من که حاضر بودم، حتی با رد صلاحیت خاتمی و رد صلاحیت همه اصلاح طلبان، بازهم پای صندوق حاضر شوم، نمی توانم باورکنم که هاشمی ردصلاحیت شده باشد و من به زندگی سیاسی ام ادامه دهم!  

 .................

در ضمن شما را به این کامنت شاخ نبات (که هیچگاه از جنس اصلاح طلبان نبوده) توجه می دهم:

سخنگوی شورای نگهبان:

اگر فردی فقط قادر به انجام چند ساعت کار در روز باشد نمی‌تواند تایید صلاحیت شود.

سلام حاج آقا !

من تا حالا فکر میکردم آقای هاشمی تایید صلاحیت شدنش حتمی ست بخاطر موقعیت ایشان و حضور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام اما گویا اشتباه میکردم !

به نظر شما در صورت رد صلاحیت ایشان عکس العمل حامیانشان چه خواهد بود؟!

 

پاسخ من:

واکنش دیگران را نمی دانم ولی درصورت وقوع چنین حادثه ای مرگ برای من بهتر از زندگی سیاسی است!

وقتی که جناب حدادعادل و ولایتی که در گذشته به عضویت در انجمن حجتیه اشتهار داشتند و در طول عمر 35 ساله انقلاب، هیچ موضعی علیه انجمن حجتیه اتخاذ نکرده اند، تایید صلاحیت شده و شخصیت های حزب اللهی قلمداد می شوندو متقابلا شایعه ردصلاحیت هاشمی قند در دل اصولگراها آب کرده، اگر کسی از این غصه بمیرد، با شهدای اول انقلاب محشور خواهد شد.

آری وقتی که حدادعادل با سابقه همکاری در دفتر فرح پهلوی، انقلابی معرفی می شود و کسانی که با رژیم پهلوی مبارزه کرده و زندان کشیده اند و بعد از پیروزی انقلاب توسط گروههای چپ آمریکایی ترور شده اند، متهم به فتنه گری می شوند، اگر کسی نتواند مانع از ترکتازی این دست افراد شود، مردنش بهتر از زنده بودن است.