قطعنامه598(قسمت5)
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢  

5ـ اگر قطعنامه پذیرفته نمی‌شد به‌نظرتان جنگ چه سرنوشتی پیدا می‌کرد و آیا در این صورت هجمه بین‌المللی به ایران افزایش نمی‌یافت و نظامیان و رزمندگان با کمبود امکانات و... مواجه نمی‌شدند و در این صورت آیا ممکن نبود همه چیز به ضرر ایران باشد؟

پاسخ:

ببینید این مسئله از زوایای مختلفی باید مورد بررسی قرارگیرد و ای کاش بجای تداوم روی آنتن رفتن اختلافات، جنگ به عنوان بزرگترین تجربه و پرهزینه ترین تجربه ملی، در فضاهای آکادمیک به نقد ودرس آموزی گرفته می شد.

چه پایان نامه ها و تزهایی که در این باره ضرورت داشت ودارد که تدوین شود و هرچند که بیش از بیست سال از این مسئله می گذرد ولی هنوز ضرورت چنین اقدامات پژوهشی غیرقابل انکار است. اما چه کنیم که بهره گیری ملی از این سرمایه  بزرگ، تبدیل به سنگربندی جناحی شده، گرایشاتی برای اثبات حقانیت خویش، دستاوردهای جنگ را نادیده و بعضا به سخره می گیرند و گرایش دیگری، پکیج 8 ساله جنگ را به مقوله ای مقدس تبدیل کرده و دریچه های ورود علمی به آن محدود به زوایای ارزشی نموده، به جای تعقل، تنها دریچه توصیف را باز گذاشته اند و ضمنا اجازه دخول دیگران به این مقوله را نمی دهند.

واقعا یکی از استدلالهایی که برای پذیرش قطعنامه هست، مسئله پیامی است که از بمباران شمیایی حلبچه به دست آمده. حال باید کنکاش شود که آیا واقعا بمباران حلبچه چنین پیامی داشت و اگر چنین است، چرا اجازه دادیم کار بدانجا بکشد و ما برای بازدارندگی و تقویت بنیه دفاعی آن روز چه باید می کردیم و امروز چه باید بکنیم

و یکی از زوایایی که به آن پرداخته شود، گرایشات و شاخص های تبلیغاتی در زمان جنگ است.به هرصورت نظام تبلیغاتی ما باید روی نقاط قوت خودی ها وضعف های دشمن مانور می کرد. ولی 2 ماه آخر جنگ که یکباره عِده و عُده عراقی ها موجب تغییر موازنه به نفع عراق شد، چالشی بُهت آوری را درپی داشت که امام با نوشیدن جام زهر، جامعه را با مسئله ای بزرگتری روبه رو ساخت که گره ذهنی اجتماعی در حال شکل گیری، قبل از بروز جدیدی، به محاق فراموشی رفت. حال چنین متدی که امام به کاربرد، از چه اصولی تبعیت می کند ودر چه شرایطی قابل الگو برداری است؟

اینها درسهایی است که باید از کنکاش خُرد و کلان جنگ به دست آید ولی خبری از آن نیست.