تحریم دولت روحانی
ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢  

تحریم های اخیر که در آستانه آغاز فعالیت دولت حسن روحانی، توسط اکثریت قاطع نمایندگان کنگره آمریکا علیه ایران تصویب شد، یکی از الطاف خفیه الهی است. مشروط برانکه واکنش مناسبی از سوی ما صورت گیرد.

بی تردید همچنانکه در ایران گروههای افراطی، جهت دهی بسیاری از امور کشور را در دست دارند، دولت آمریکا هم از این وضعیت مستثنی نیست. البته گرایشات اوباما و کنگره می تواند متفاوت باشد. اما فراموش نشود که اوباما یک دموکرات است و نمی تواند هویتی فراتر از منافع و خط مشی حزبی داشته باشد. از سوی دیگر اکثر دموکراتهای عضو کنگره آمریکا هم در تصویب تحریم جدید علیه ایران نقش داشته اند. پس کمی سادگی است، اگر به تفاوت گرایش اوباما و کنگره بیش از واقعیت ارزش قائل شویم، هرچند که از تمام روزنه ها برای حفظ قوام نظام باید بهره برد.

توجه داشته باشیم که اوباما هم از این مصوبه استقبال می نماید، زیرا چنین مصوبه ای دست او را برای مذاکره از موضع بالا و فشار بیشتر به طرف ایرانی تقویت می کند.

این حادثه حکایت از آن دارد که آمریکایی ها طرفدار جریانهای افراطی در ایران هستند تا  اینکه برای سوق دادن جمهوری اسلامی به سمت سقوط، از جیب هزینه نکنند. بلکه با دست افراطیون ایرانی سنگ آسیابشان را بگردانند و به دست تندروهای ایرانی خر خویش برانند و به منزل برسانند؛ همچنانکه آن مقام اسرائیلی از خدمات غیر مستقیم احمدی نژاد، برای پیشبرد اهداف صیهونیستی پرده برداشت.

بی جهت نبوده که هروقت میانه روها یا اصلاح طلب ها در ایران روی کار می آیند، آنها ساز ناسازگاری را کوک می کنند و متاسفانه افراطگران داخلی هم با چوب لای چرخ گذاشتن دولت میانه رو و یا اصلاح طلب، تا می توانند در تضعیف دولت ملی می کوشند تا جایی که آمریکایی ها تصور می کنند که با دولت تضعیف شده ای روبرو هستند.

اکنون شایسته است که ما به صبوری خود ادامه دهیم و اگرچه آمریکایی ها با این اقدامشان کفه تندروها را در مقابل روحانی و اصلاح طلبان سنگین کردند، ولی ما نباید تا قبل از استقرار حقیقی و حقوقی دولت جدید کاری کنیم که موجب کاهش بیشتر قدرت مانور دولت جدید شود. بلکه برما وظیفه است که - دربرابر تحریمهایی که آمریکایی ها با هدف تضعیف بیشتر دولت روحانی به تصویب رسانده اند- با حمایت از دولت روحانی کفه دولت او را برای دوئل دیپلماتیک تقویت نماییم.

به عبارت دیگر ما وظیفه مهمی بردوش داریم و تا می توانیم باید به همافزایی قدرت ملی کمک کنیم، هرچند که رقبای بی انصاف ما، در صدد مصادره رفتارهای ایثارگرانه ما باشند.

بی تردید شفافترین نمایش قدرت ملی انتخابات 24 خرداد 1392 بود. اصلاح طلبان باوجود تردیدهای فراوان و با بی رغبتی تمام، در خلق این حماسه بزرگ نقش به سزایی ایفا کردند. ولی دیدیم و می بینیم که چگونه اقتدارگرایان، به جای پاسداشت چنین مشارکتی، و به جای بهره برداری ازاین همافزایی ملی، نه تنها درپی مصادره این حماسه بزرگ هستند، بلکه به طرق مختلف به کمرنگ کردن، ارزشهایی که از این حماسه سیاسی بروز کرده و به افزایش قدرت ملی منجر شده دامن می زنند.

همه می دانند که پیروزی روحانی متاثر از آرائ اصلاح طلبان، کناره گیری عارف و حمایت خاتمی و هاشمی بود. اما اقتدارگرایان نه تنها از وارونه نشان دادن واقعیت ابایی ندارند، بلکه برای مصادره نتیجه انتخابات چیزی را فرو نمی گذارند و در همین راستا دست روحانی را برای انتخاب کابینه بسته اند.

توقع میرفت که پس از خلق حماسه 24 خرداد، با رفع حصر میرحسن و کروبی، پرده دیگری از وحدت ملی به نمایش درآید. اما نه تنها هنوز چنین تدبیری محقق نشده، بلکه مخالفت پرهیاهوی اقتدارگرایان با حضور سیدمحمدخاتمی در مراسم تحلیف، به تضییع بیشتر حماسه 24 خرداد منجر شده است.

وقتی که اقتدارگرایان در تشخیص منافع  ملی نابینا هستند و از تضعیف دولت روی کارنیامده روحانی دست برنمی دارند، چه جای تعجب است که- باوجود بی رغبتی چند روز پیش 131 نماینده کنگره آمریکا به تشدید تحریم علیه ایران- افراطگران آمریکایی، رای اکثریت آنها را علیه ج.ا.ا جلب کنند.

آری اینچنین است برادر ولی عقل گرایی همچنان ایجاب می کند که باوجود ندانم کاری و اقدامات تضعیف کننده اقتدارگرایان، باید به همافزایی قدرت ملی اندیشید و ایثارگرانه برای دست یابی به افزایش وحدت ملی هزینه کرد.