شش تایی ها
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢  

عنوان طنز آمیزی که انتخاب شده، دردنیای فوتبال مسبوق به سابقه است. البته قصد طنزنویسی ندارم، لیکن گزینش این عنوان می تواند به تلطیف خاطر برخی دوستان و کاهش نگرانی آنان کمک کند.

در این نگاه انتخابات 1392 به تورنمنتی تشبیه شده که تیمهایی چند در آن مشارکت داشته اند و اصلاح طلبان با 6 گل برنده تورنمنت شده اند.

تیم احمدی نژاد، تیم پایداری و تیم حدادعادل هر سه، مسابقه را با نتیجه 0-6 به اصلاح طلبان واگذار کردند، تیم جلیلی و تیم کیهان 1-6 بازی را باختند، تیم قالیباف 3-6 بازی را باخت، تیم ولایتی 4-6 باخت و تیم لاریجانی 5-6 بازنده شد.

یکی از گلهای این مسابقه، ویژه بود و آن تک گلی بود که اصلاح طلبان به تنهایی به دست آوردند. ولی 5 گل دیگر این تورنمنت، مشارکتی زده شد و به جز آنهایی که 0-6 بازنده شدند، بقیه تیمها در گلزنی با اصلاح طلبان مشارکت داشتند.

 گل اول

گل اول تورنمنت، پایان یافتن دولتی بود که طی 8 سال به اعتمادعمومی، ایمان مردم، اقتصاد کشور و پرستیژجهانی نظام لطمه شدیدی زد. زننده این گل، کل ملت ایران بودند که با صبر 8 ساله خود، در نهایت از احمدی نژاد خلاصی یافتند. در این گل، تیم های پایداری و حداد- که تحت عنوان حمایت از گفتمان سوم تیر 1384نخواستند باور کنند که گفتارهای متناقض و رفتارهای نامتجانس احمدی نژاد اساسا گفتمان بردار نیست- سهیم نبودند و به همین جهت تیمهای آنان مانند تیم احمدی نژاد نتوانست حتی یکی از 6 گل خورده را جبران کند.

 گل دوم

گل دوم تورنمنت، انزوای بیشتر تیم پایداری بود. در این گل تمام اصولگرایان و حتی تیم جلیلی و کیهان مشارکت داشتند. البته گل خوردن پایداری ها بدون مقدمه نبوده، بلکه از انتخابات مجلس نهم که طرفند پایداریها برای منزوی کردن سایر اصولگرایان(با شعار برکناری ساکتین فتنه) توسط بیت رهبری و طایفه کیهانی تحویل گرفته نشد، انزوایشان آغاز شده بود و بازی غیرقابل باور رهبرپایداری در انتخابات 92 (پس از رد صلاحیت لنکرانی و تاخیر در قبول حمایت از جلیلی) توپ را به تور پایداری چسباند و درپی آن اصولگرایانی که 4 سال تمام با اتهام ساکتین فتنه تحت فشار بی امان پایداریها بودند، با این گل نفس راحت و عمیقی کشیدند.

 گل سوم

گل سوم تورنمنت، رای نیاوردن جلیلی بود. آنانی که از گفتمان سوم تیر 1384 دم می زدند و نمی خواستند بفهمند که گفتمان سوم تیر84 ابزاری بوده در دست احمدی نژاد برای فریب مردم، در انتخابات 92 به درستی پشت سر جلیلی قرارگرفتند. اما به دلیل عدم تناسب گفتمان سوم تیر با مقتضیات زمان، ملت گل سوم را با ندادن رای به جلیلی وارد دروازه طرفداران سوم تیر کرد تا به ناکارامدی این گفتمان رای داده باشند. لذا در زدن این گل تمام تیمهای غیر رادیکال اعم از اصلاح طلب و اصولگرا مشارکت داشتند.

گل چهارم

گل چهارم تورنمنت، انتخاب مردی بود از طایفه اصولگرایان معتدل با مشی اصلاح طلبانه؛ تمام تیمهایی که نماینده شان، یکی از 6 نامزد نهایی این انتخابات بود، دریافت کننده این گل بودند. البته ولایتی را باید از دیگران استثنا کرد. به طوری که اگر روحانی، ولایتی را به عنوان نماینده خود در گفتگوی با 5+1 معرفی کند، هیچکس تعجب نمی کند.

 گل پنجم

گل پنجم، اعاده حیثیت هاشمی رفسنجانی بود. این گل با درایت توام با صبر شخص هاشمی به ثمر رسید.اما علاوه بر اصلاح طلبان، مراجع تقلید و نخبگان اصولگرای معتدل از به ثمررسیدن این گل خشنود بودند و اگر علی لاریجانی را سمبل تیم یاد شده فرض کنیم، تمامی آنها در این گل با اصلاح طلبان مشارکت داشتند و متاسفانه تیم هایی که صرفا به جهت بستن دهان رادیکالهای اصولگرا، هاشمی را هدف هجوم خود قرار داده بودند، در این تورنمنت، گل پنجم را هم خوردند.

 گل ششم

گل ششم، اقدام خاتمی بود که نقش رهبری خود را در طیف اصلاح طلبان، ثبت تاریخی کرد و با سوق دادن اصلاح طلبان به سوی روحانی، گلهای 1 تا 5 را تثبیت کرد و با گل طلایی خود کشور را به دامن اعتدالگرایی برگرداند.