عقلانیت درشورای شهر(بازنگری شده)
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢  

درحالیکه همه به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم سرگرم بودند و درحالیکه نامزدهای نام آشنای اصلاح طلبان، زیر تیغ تایید صلاحیت ذبح شده بودند، اصلاح طلبان اکثریت شورای شهر را با 17 کرسی به دست آوردند.

بعد از این موفقیت، ریاست شورا شهر نیز به احمد مسجد جامعی؛ شاخص ترین اصلاح طلب شورا رسید.

اما وقتی نام طلایی به عنوان نفر دوم شورا معرفی شد، احساس شد بین دو فراکسیون اصلاح طلب و اصولگرای موجود در شورا، نوعی توافق نهانی صورت گرفته است و یا فراکسیون اصلاح طلبان از انسجام کافی برخوردار نیست.

لذا از همان زمان شمارش معکوس انتخاب قالیباف احساس می شد. تا اینکه در نهایت واقعیت آشکار شد؛ قالیباف در شهرداری باقی ماند.

به دنبال انتخاب قالیباف، واکنش های اعتراض آمیز رسانه های اصلاح طلب آغاز شد و نشان داد که اصلاح طلبان این شطرنج سیاسی را با برنامه از قبل طراحی شده اجرا نکرده اند، بلکه عدم انسجام کافی چنین سرنوشتی را برای شهرداری تهران رقم زده است. اما به نظر می رسد که چرخه حوادث مزبور، راهبردهای درازمدت اصلاح را به دنبال داشته باشد.

عقلانیت حاکم بر اندیشه اصلاح طلبی ابتدا ایجاب می کرد که اصلاح طلبان از موفقیت به دست آمده در شورای چهارم حداکثر بهره برداری را بنمایند. لذا با نامزد کردن محسن هاشمی برای ریاست شهرداری تهران چند گام مثبت برداشتند:

1- اثبات کردند که رد صلاحیت محسن هاشمی برای ورود در انتخابات شورای چهارم، غیرعادلانه بوده است.

2- نامزد کردن محسن هاشمی، نوعی حمایت از آیةالله هاشمی محسوب می شد و جوابی بود به جریاناتی که حذف هاشمی رفسنجانی از گردونه انقلاب هدف راهبردی آنانست.

3- کسی را نامزد شهرداری کردند که کارنامه مدیریتش در متروی تهران نشاندهنده توانایی اوست.(1)

4- نامزدی را معرفی کردند که نام و نشانش درمقابل رقیب امتیازاور بود.

اما آنچه به دست آمد نیز خالی از جوهر نهانی عقلانیت نیست:

1- اگرچه قالیباف در رقابت ریاست جمهوری یازدهم برخوردهای ناجوانمردانه ای علیه هاشمی و اصلاح طلبان کرد ولی فراموش نکنیم که وی در بازی قدرت گیر افتاده بود و برای اینکه تبلیغات اصولگرایان رادیکال را علیه خود خنثی کند و مانع از ریختن آراء بسیجی ها به صندوق جلیلی شود (باوجود خمیرمایه های اصلاح طلبانه اش) اینگونه اخلاق را فدای سیاست کرد.

2- شهردار شدن محسن هاشمی اگرچه موفقیت سیاسی بزرگی برای اصلاح طلبان محسوب می شد و شکست فوق العاده ای برای طایفه اصولگرای ضدهاشمی رفسنجانی به حساب می آمد، لیکن واکنش های متعصبانه مخالفین به ضرر شهرداری تهران و مدیریت کلان کشور تمام می شد.

3- شهردار شدن محسن هاشمی و رای نیاوردن قالیباف، دمیدن به تنور رادیکالهای اصولگرا و سوق دادن مجدد اصولگرایان معتدل به زیر علم آنها بود.(2)

به عبارت دیگر، رای آوردن قالیباف اگرچه حکایت از نابسامانی فراکسیون اصلاح طلبان دارد و باید در رفع آن نقیصه بکوشند، اما راهبرد عقلانی حفظ آرامش کشور و جلوگیری از میدان دار شدن مجدد راستهای افراطی است.

.....................

1- قابل یاداوری است که فشار دولت احمدی نژاد باعث برکناری محسن هاشمی از مدیریت متروی تهران شده بود. وی به بهانه حضور محسن در مترو، بودجه های مربوط به مترو را بسته بود. بعد از برکناری محسن از مترو، احمدی نژاد و قالیباف- لبخندزنان-  درکنار هم دیده شدند. اما اندک زمانی نگذشت که بازی احمدی نژاد دوباره شروع شد و متروی تهران تا انتهای دولت دهم، همچنان در تحریم احمدی نزاد باقی ماند و مردم هم همچنان دندان به جگر رفتارهای او را تحمل کردند.

2- رفتارهای صداوسیما نشان می دهد که این رسانه قصد دارد کم کم نقش ابوزیسیون دولت روحانی را ایفا کند و نشان می دهد که درصدد احیای احمدی نژاد است و هیچ بعید نیست که باردیگر مردم فریبی آغاز شود.