سفر به نیویورک
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢  

سفر این روزهای حسن روحانی به سازمان ملل، با سفر تمامی روسای پیشین جمهوری اسلامی ایران تفاوت چشمگیری دارد. چیزی که موجب این تفاوت شده، تغییر لحن این روزهای رهبری است که با تابلوی "نرمش قهرمانانه" از آن یاد می شود.

البته تغییر لحن رهبری از روز اول فروردین 1392 در سخنرانی ایشان در مشهد مقدس قابل استشمام بود. هنگامی که ایشان راههای ورود به گفتگو را آسان خواند، دانستم که پالس های مثبتی برای مذاکره با آمریکا صادر شده است.

اندکی بعد همزمان با مذاکرات آلماتی، صدا و سیما دست به کار بی سابقه ای زد و همزمان با روزهای نشست 5+1 تکیه کلامهای اول فروردین رهبری (درباره تعامل با غرب) به طور مدام از صدا و سیما پخش می شد. به گونه ای که گمان می بردم جلیلی از نشست آلماتی دست پر برمی گردد. اما جلیلی دست خالی برگشت و شنیدم که رهبری به جهت ناکامی جلیلی او را مورد عتاب خود قرارداده بود.  

شاید بتوان گفت از هنگامی که آمریکایی ها (در توافقات غیر رسمی) موافقت خود را با غنی سازی 5 درصد اعلام کرده و آن را مشروط به توقف غنی سازی 20 درصد کرده بودند، رهبری درصدد بهره برداری از این موقعیت بود. اما جلیلی نتوانست از این موقعیت بهره بگیرد و لذا بعید نیست که مورد عتاب رهبری نیز واقع شده باشد. لذا به نظر می رسد گزینش نام حماسه سیاسی برای سال 1392 منحصر به انتخابات پرشور نبوده است. بلکه در نظر بوده است که با دست پر، زمینه تعامل با غرب نیز فراهم آید.

در اینجا بد نیست کمی عقب تر، به انتخابات 1388 هم  سری زده باشیم. انتظار حاکمیت از انتخابات 1388 به دست آوردن دو دستاورد بود.

1- بهره برداری از حماسه  انتخابات برای نشستن پرقدرت درپای میز مذاکره با طرفهای غربی

2- بهره برداری از حضور پرشکوه مردم برای دستگیری سردمداران رادیکال اصلاح طلب

اما واکنش های بخش وسیعی از رای دهندگان به مدیریت غیرشفاف انتخابات و دستگیری های از پیش تعیین شده، که مقابله نیروهای نظامی و انتظامی را به دنبال داشت، حماسه بزرگ 88 را مخدوش کرد و نقطه قوت نظام را در برپایی انتخاباتی حماسی به نقطه ضعف مبدل ساخت و امکان بهره برداری از انتخابات در پای میز مذاکره را از ما گرفت.

آسیب شناسی انتخابات88 رهبری را برآن داشت تا در انتخابات 1392 مانع از تکرار حوادث 88 شود. حال اگرچه شور انتخابات 92 کمتر از انتخابات 88 بود. اما امکان بهره برداری از انتخابات 92 با هدف حل مسئله هسته ای و تعامل سازنده با غرب در دستور کار رهبری قرارگرفته است.

روحانی که خود مرد گفتگوست با پشتوانه عزم رهبری، عازم نیویورک می شود. اما این همه ماجرا نیست. بلکه طرفین باید به گونه ای زمینه نزدیک شدن به یکدیگر را فراهم کنند و نیز به طرف مقابل تضمین های لازم را بدهند. در همین راستا ظریف وزیرخارجه می شود و شمخانی به نمایندگی مشترک رهبری و رئیس جمهور برکرسی شورای امنیت ملی تکیه می زند. سپس با شروع مسئولیت شمخانی تعداد قابل توجهی از زندانیان سیاسی آزاد می شوند، تصمیم گیری برای شکستن حصر میرحسن و کروبی به شورای امنیت ملی واگذار می گردد و شمخانی با میرحسین دیدار می کند.

آمریکایی ها هم باید تضمین های لازم را بدهند. صرف اظهارات مثبت مقامات ارشد امریکایی تضمین آور نیست و به همین جهت برخی تحریم ها برداشته می شود و غربی ها افکار عمومی را برای نزدیک شدن به ایران آماده می کنند.

البته پیش بینی سفر نیویورک مشخص نیست و معلوم نیست که آمریکایی ها تا چه مقدار بتوانند گروههای فشار داخل کشور خود را کنترل کنند و نیز هرگز نباید توقع تاثیرات زودهنگام از نیویورک داشت. اما این سفر مشخص خواهد کرد که طرفین برای نزدیک شدن به یکدیگر تا چه مقدار جدی خواهند بود.