راهبردهای ایران درجنگ(مصاحبه با قانون3)
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢  

سوال: آیا کسانی بودند که در آن زمان مخالف تدابیر و نگرشهای رهبران نظامی جنگ باشند؟

پاسخ:

در ماههای اول جنگ  دو راهبرد دفاعی وجود داشت: راهبرد سرزمینهای سوخته و راهبرد سلب آرامش از دشمن

راهبرد مبتنی بر استراتژی سرزمین های سوخته براین مسئله تاکید داشت که باید برای به دست آوردن زمان، از زمین صرفنظر کنیم تا پس از آمادگی لازم با هجوم به دشمن سرزمینهای اشغال شده را بازستانیم.

راهبرد دیگر مبتنی بر ندادن فرصت به دشمن و ممانعت از تثبیت آنان در سرزمینهای اشغال شده بود که می توان آن را استراتژی "سلب آرامش از دشمن" نام نهاد.

ارتش و فرمانده کل قوا؛ بنی صدر راهبرد سرزمین های سوخته را ترجیح می دادند. اما امام خمینی جنگ را به سوی عملیاتی کردن راهبرد "سلب آرامش از دشمن" سوق می داد و افکار عمومی؛ پاسداران و نیروهای مردمی چنین راهبردی را دنبال می کردند.

اگرچه پس از تاکیدات امام خمینی راهبرد مورد نظر امام برگزیده شد اما این دوگانگی در عمل تاثیرات خود را درپی داشت.

بعد از گذشت 4 ماه از شروع جنگ که توقف ماشین جنگی متجاوزین عراقی را درپی داشت، راهبرد سرزمینهای سوخته عملا موضوعیت خود را از دست داد و تا آغاز راهبرد آزادسازی سرزمینهای اشغال شده، راهبرد "سلب آرامش از دشمن" جاری بود. هرچند که هیچ اجباری برای هیچ سازمان نظامی و یا نیروی مردمی برای تن دادن به این راهبرد مشاهده نمی شد.

راهبرد بیرون راندن متجاوز از سرزمین های اشغالی مورد اتفاق همه صاحب نظران سیاسی و نظامی بود. هرچند که درباره روش و تاکتیک دست یابی به این هدف راهبردی، نظرات متفاوتی وجود داشت.

البته موقعیت دیپلماسی آن روز کشور و مرز بندی های دو ابر قدرت شرق و غرب با جمهوری اسلامی و رقابت آن دو ابرقدرت با یکدیگر برسر به دست آوردن موقعیت در نظام جدید ایران، امکان مانور سیاسی را نمی داد. لذا راههای سیاسی برای فعالیت دیپلماسی بسته بود. اما درباره تاکتیک های نظامی و سازمانهای متناسب برای عملیاتی شدن راهبرد نظامی، بیش از یک نظر وجود داشت.

پس از فتح خرمشهر دو راهبرد در پیش رو قرار گرفت: راهبرد متارکه جنگ و راهبرد تعقیب و تنبیه تجاوزگر.

مرکزیت تصمیم گیری پس از برسی جوانب مختلف قضیه، راهبرد تنبیه متجاوز را برگزید. تا بتواند با تحمیل اراده خود بردشمن ضمن گوشمالی متجاوز، غرامت های وارده بر ایران را بستاند.

در این برهه خارج از سطوح تصمیم گیری، جریانی مانند نهضت آزادی بودند که نظرشان مخالف ادامه جنگ بود. اما نظرشان در افکار عمومی جایی نداشت. ضمن اینکه همگرایی نچندان دور نهضت آزادی با ائتلاف بحران سازانی که از مجاهدین خلق (سازمان منافقین)، جبهه ملی و طرفداران رئیس جمهور بنی صدر تشکیل شده بود، موجب گردید که افکار عمومی به چشم دوست به آنان نگاه نکند. اگرچه داشتن نظر مخالف هم محدودیتی برای آنان درپی نداشت.

پس از اتخاذ راهبرد تعقیب متجاوز و پس از بروز موانعی که برسر راه تحقق این راهبرد آشکار شد، بر سر نوع دستیابی به راهبرد مزبور دو نگاه بروز کرد: در یک نگاه، تجمیع همه امکانات کشور برای تحقق راهبرد تعقیب متجاوز ضروری بود و در نگاه دوم، نبردهای نظامی می بایست درخدمت فعالیت دیپلماتیک قرار می گرفت.

صاحبان این دو نگرش هردو در مرکزیت فرماندهی عالی جنگ جای داشتند و امام محدودیتی برای هیچکدام از آنهاایجاد نمی کرد.