آسیبی که نسل سوم دید(مصاحبه با جماران4)
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢  

سوال: خب بااین اوصاف  باید از نسل امروز قطع امید کنیم؟

پاسخ:

نه من کی چنین حرفی زدم؟

سوال: اگر بااین حرف مخالف هستید پس چه راهی را پیشنهاد می کنید که فلسفه "شهادت" چکانده شود به این نسل منقطع و منفک از آرمانهای جنگ؟

پاسخ:

ابتدا باید بگویم که نسل سوم دراین مورد آسیب سختی خوردند. اینها فرزند نسل دوم اند. حوادث بعد از دهه اول انقلاب یک فضایی را ایجاد کرد که باعث یک اختلال اساسی در ذهن و اندیشه نسل سوم شد. نسل چهارمی ها با مشکل نسل سوم روبه رو نستند. آن مسئله  چیست؟نسل سومی ها در دوران جنگ متولد شده اند معنای آژیرخطر را می فهمیدند بسیج را و کمک به جبهه را می شناختند و می فهمیدند که شهید یعنی چه ولی به ناگاه به این رسیدند که انگار جنگ را اشتباه فهمیده اند و دیگر نمی توانند معنای شهادت را درک کنند و شاید اصلا تا کنون خواب بوده اند و خواب می دیده اند. این مسئله آن هارا دچار یک پارادوکس اساسی کردکه نسل چهارم این مسئله را ندارد.دوگانگی آدمی را نابود می کند و ما یک مرتبه وارد فضایی شدیم که برای امثال من کشنده بود این بچه های ما بودند که آن فضارا دیده بودند اما این بچه ها از عمل ما به اینجا رسیدند که پدر و مادر ما چه شده؟ آن ساده زیستی آن اخلاق آن آزادی خواهی عدالت طلبی کجا رفت؟ این کلاه سرهمدیگر گذاشتن ها اختلاس ها دروغ ها چیست؟ واین مسئله ضربه ای کشنده به این نسل وارد کرد. شما وقتی می بینید که یک نفر مرتد شده است آسیبی که می بیند و به دیگران نیز وارد می کند به عقیده من بسیار بیشتر از کسی است که کافر شده است.البته مقصود من جنبه فقهی آن نیست. قصد توهین یا مقایسه هم بین نسل های انقلاب ندارم می خواهم شدت واقعه را بیان کنم که این نسل بین زمین و هوا گیر کردند.در دهه شصت ویدئو خط قرمز بود و بچه می دید که تا دیروز پدر و مادرش اهل مناسک مذهبی بودند اما اکنون در خانه شان و دوستان خانواده شان با مناظری روبه می شدند که همخوانی را آموزههای گذشته نزدیکشان نداشت.همان آسیب باعث شد که این نسل عکس العمل نشان دهد ازکوزه همان برون تراود که در اوست. مقصر اصلی هم این نسل نبود بلکه این ما ئیم که مقصریم اما بهرحال واقعیتی بود که رخ داد.نسل چهارم...

سوال: فکر کنم بااین تفاسیر جزو کافرها محسوب میشوند...

پاسخ:

(باخنده)نه! رفتار شناسی نسل چهارم را باید از هم نشینی و مجاورت با نسل سوم بررسی کرد. نسل چهارمی ها کلا ازبن و پایه بی خیال و راحت بودند و تا انتخابات سال 1388 درد اجتماعی چندانی نداشتند. درعین حال حادثه ای که در سال88 به وقوع پیوست و آن موجی که به وجود آمد در فضای انتخاباتی یک نقطه برگشت بسیار بزرگی برای نظام بود. نسل چهارمی ها که تا قبل از انتخابات  88 از ما می پرسیدند، چرا انقلاب کردید؟ و اگر شما انقلاب نکرده بودید، ما سرنوشت خوبی داشتیم، در آن برهه با ما نسل دومی ها و اولی ها ادراک مشترک پیدا کردند. فهمیدند که انقلاب برای چی و هزینه کردن برای انقلاب یعنی چی. ولی ما این فرصت را سوزاندیم: اینکه نام خمینی بر سر زبان نسل چهارمی  به اعتقاد من مقدس ترین اتفاق بود که ازآن بخوبی استقبال نشد. و لذا پردههای ضخیم دیگری بر اوهام افتاد و ابهامات را به ناکجاآباد سوق داد


کلمات کلیدی:   امام خمینی ،دفاع مقدس ،انتخابات 1388 ،انقلاب