نقد اصلاح طلبان (مصاحبه با جماران5)
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢  

سوال: فرهنگ شهادت مصادیقی داشته است که اکنون خلاصه شده در یک تیپولوژی خاص و یکسری عکس به در و دیوار و نام بزرگراه و ریش و تسبیح...برای انتقال آن فرهنگ به آینده به عنوان کسی که جنگ را باتمام وجودتان احساس کرده اید چه پیشنهادی دارید؟

پاسخ:

یک نکته بسیار مهم عامل انتقال است. نسلی که انقلاب کرد از مستضعفین بود. اینکه امام میگه تنها پابرهنه های تا آخر خط همراه ما هستند (نقل به مضمون) یا تنها پابرهنه در جبهه ها شرکت دارند (نقل به مضمون) این به این معنی نیست که تنها خانواده های فقیر و کم درآمد باید پا به عرصه می گذارند. بلکه معنی ان این استکه کسانی پا در این راه می گذارند که کوخ کاخ نشینی را در نفس خویش ذبح کرده اند.

 از مشکلات مهم اصلاح طلبان این است که نمی توانند مستضعفین را به خوبی درک کنند. به بچه های اصلاح طلب این اتهام وارد است که از طبقه متوسط هستند. حتی تیپ هایی نظیر ما که از فقرای رژیم قبل هستیم امروز از زمره طبقات متوسط بعد ازانقلاب محسوب می شویم . البته اشکالی هم ندارد چرا که ما انقلاب کردیم که مردم را از فقر نجات دهیم ومعنای حقیقی عدالت را محقق کنیم هرچند که احمدی نژاد طعم تلخ فقر را به جامعه آنهم تحت لوای عدالت چشانید .که البته من این را الطاف خفیه وآزمونی از طرف خداوند  می بینم که در کنه آن رحمت و گشایش است. برگردیم سر اصل مطلب، این تغییر طبقاتی ما  باعث شده که ما به شعائر قناعت کنیم و کدهایی که می توان از آن عزم و اراده جدی برای عمل استنباط کرد وجود ندارد.ادبیات شهیدپرور، ادبیاتی است که استضعاف در ان قابل لمس است.شما باکری و بابایی را ندیده اید! اگر می دیدی شان باورت نمی شد که اینها فرمانده هستند از بس که خاکی و متواضع بودند. معرفی دیگران لازم بود تا بفهمید که اینها فرمانده هستند اساسا واژه ای به نام فرماندهان و مسئولین در جنگ وجود نداشت. دولت موسوی در دوران جنگ خود را خدمتگذار می نامید. اما این مسئله در فرهنگ عمومی آن روزگار موضوع فوق العاده ای نبود. مردم درعین محبت فوق العاده به مسئولینشان، از آنها تعریفی جز خدمتگذازی و شهادت طلبی نداشتند. اما بعدا این مسئله تبدیل به شعار شد.