تشکر از یک دوست
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳٩٢  

ناآشنایی طی سه کامنت خصوصی و عمومی زیر، نکاتی را به من تذکر داده که پاسخ به وی را بهانه کرده تا بعد از تاخیر فروان در بارگذاری،پست حاضر را ارائه کنم.

دوست ناآشنایم نوشته:

1-    واااااااااااااااااااااااااااااای حاج محسن،میدونستم سنت زیاده ولی نه اینقد دیگه،خداییش زیاده

2-    .. سلام حاج محسن    چه عرض کنم،عرض کنمی راه انداختی،من بهت میگم باورات غلطن،قبول کن

3-    سلام حاج محسن،دنیا اینقد ارزش نداره که برا یه عده ای که به فکرخودشونن نه به فکر کشور،سینه چاک کنی،دیگه سنی ازت گذشته برو برا آخرتت فک کن،یه وقت بهم توهین نکنیا

.................

اما پاسخ من:

بخدا راست میگویی، خیلی عمر کرده ام است. اصلا بوی مرگ را استشمام می کنم. عموما میلی به نوشتن ندارم. بویژه در وضعیت فعلی که دغدغه هایم بسیار کاهش یافته. راستش را بخواهی آنگونه که به نظر رسیده من طرفدار روحانی نیستم. بلکه منافع ملی دغدغه اصلی من است.

البته گرایشات سیاسی و ارزشی ترا نمی شناسم ، لیکن به شما بگویم که من ضمن پایبندی به ارزشهای مبتنی بر خواسته های دهه اول انقلاب، هیچ توقع ندارم که دولتمردان و مدیران کشور پایبندی خود را به ارزشهای مورد قبول من رعایت کنند. بلکه فقط به فقط از آنها توقع دارم که منافع ملی را پاسداری کنند. از همین جهت هم مخالف احمدی نژاد بودم.

حال نمی دانم که توانسته ام عمق دیدگاهم را منعکس کنم یا نه اما دریک کلام؛...تلاش من اینستکه دینم را نگهدارم و حفظ منافع ملی بخشی از دیانت من است.


کلمات کلیدی:   حسن روحانی ،احمدی نژاد ،انقلاب ،سیاسی