دیپلماسی اوائل انقلاب
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢  

در 11 بهمن 1392 مصاحبه ای از من در سایت شفقنا منتشر شد که بخشی از آنرا که مرتبط با موضوع این پست میباشد با ویرایش جدید ارائه کرده ام شاید ارزشی داشته باشد

پرسش: ایران که پیش از انقلاب، ژاندارم منطقه به شمار می رفت، بعد از آن در شرایطی متفاوت قرار گرفت و سیاست ها و تعاملی متفاوت از گذشته با جهان برقرار کرد. کشور در اوایل انقلاب، در عرصه بین الملل با چه شرایطی مواجه شد و جهان با رویکرد اسلام گرایانه این انقلاب، چه برخوردی داشت؟

 پاسخ: با فروریختن عامل ژاندارمی ایران در حقیقت نظام سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه از هم پاشید. جمله منتشر شده از «موشه دایان» که در آن، انقلاب ایران را همانند زلزله ای خوانده بود که آثار آن در آینده به اسراییل می رسد، امروز به وضوح تعبیر شده است.

به دلیل عبور شاهراههای اصلی نفت از خلیج فارس، با به هم ریختن ژئوپلیتیک منطقه، عوامل بسیاری تغییر کرد.

ضمن اینکه شورویها سعی فراوانی داشتند تا در خاورمیانه به ویژه در کشورهای حوزه خلیج فارس، در رقابت با آمریکا دستاوردی داشته باشند، در حالی که هیچ پایگاه غیر از حکومت عراق نداشتند. با تغییر وضعیت اساسی در منطقه، روس ها نیز به این فکر افتادند یک گام اساسی به سوی آبهای گرم خلیج فارس بردارند. و برای محقق شدن این خواسته، به افغانستان حمله کردند. حکومت وقت افغانستان با اینکه گرایش روسی داشت اما در عین حال دچار بحران های داخلی بود.

روس ها با ازهم پاشیده شدن حلقه‌ی نظامی سنتو -که تحت هدایت ناتو مرکب از ارتشهای پاکستان+ ایران+ ترکیه تشکیل شده بود- و با تحقق انقلاب اسلامی ایران، این کمربند امنیتی آمریکیی گسسته شده بود، روسها با تصور تسهیل دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس، تصمیم گرفتند هر چه سریع تر خود را از طریق افغانستان به خلیج فارس نزدیک کنند. اما افغانها با تاثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران، روسها را گرفتار کردند.

 پرسش: سیاست های اتخاذ شده توسط دستگاه دیپلماسی ایران در رابطه با گروه های منطقه‌ای و بین‌المللی در آن دوره چه نقاط ضعف و قوتی داشت؟

 پاسخ: عواملی که حادثه رخ داده در ایران را آفریدند، متاثر از گرایشهایی بودند که بعد از پیروزی انقلاب بر همه مسایل از جمله سیاست خارجی نظام بعد از انقلاب تاثیر گذاشت. نگرش این گرایشها نسبت به نظام بین‌الملل، قدرتهای غرب، شرق، نظامهای مستبد، نظامهای قبیله‌گرا و از این دست نظامها، آنچنان که در کشورهای عربی مشاهده می شد، بسیار منفی بود. این نگرش ها در سیاست خارجی اتخاذ شده توسط کشور تاثیرگذار بود، البته نوع گرایش نهضت‌ازادی و جبهه‌ی ملی از جنس دیگری بود. ولی گرایشات آنان با افکارعمومی سازگاری نداشت و به دلیل اینکه هارمونی لازم بین افکارعمومی و دولت موقت میسر نشد، این دولت فرو ریخت.

آنچه رخ داد، تبعیت از افکارعمومی بود و بی‌تردید دولتها در حوزه‌ی دیپلماسی، باید افکارعمومی مردمشان را نمایندگی کنند و لذا آنچه موجب سقوط دولت مرحوم بازرگان شد، واقعیتی معقول و قابل پذیرش است.

افکارعمومی ایجاب می‌کرد و باعث شد، زمینه‌ی روابط ایران با کشورهایی که ضد امپریالیسم شناخته می‌شدند فراهم شود که از جمله‌ی آنها بهبود روابط با لیبی و کوبا بود.

 پرسش: با توجه به بحرانهای موجود در کشوری تازه انقلاب کرده، چه تمهیداتی اندیشیده شده بود که کشور دچار خلآ امنیتی نشود؟

 پاسخ: در عرصه‌ی داخلی، فضا بسیار آزاد بود. از یکطرف با سوءاستفاده فراوان از این فضا، امنیت به خطر می افتاد؛ از منظر دیگر به دلیل متکی بودن نظام بر حمایت تودههای مردم، این حوادث هر چند بسیار تلخ اما نمی توانست امنیت عمومی را به هم بریزد. حوادث بسیار تلخی در جای جای کشور از کردستان و گنبد تا خرمشهر و... رخ می داد که هر کدام از آنها برای متزلزل کردن دولت مرکزی کافی بود.

اما به دلیل اینکه نظام، متکی به توده‌ی مردم بود، این حوادث نمی توانست تزلزلی در دولت مرکزی ایجاد کند. در مورد امنیت خارجی نیز تاثیرات باورهای عوامل انقلابی که بخشی از آنها نیز ذهنی بود یعنی در محاسبات قدرت، چندان کاربرد نداشت، ایجاب می‌کرد که نگرانی چندانی در مورد عامل خارجی وجود نداشته باشد.

 پرسش: منظور شما کدام باورهاست؟

پاسخ: انقلاب بر دور موفقیت بود و کسی باور نمی کرد پادگانهایی- که قلعه‌های مستحکم نظامی رژیم پهلوی محسوب می‌شد- در برابر شعارهای مردمی "ارتش برادر ماست" فرو بریزد.

احساس پیروزی بر رژیمی که به عنوان قدرت بلامنازع منطقه محسوب می‌شد، با آن حجم تسلیحات، تجهیزات و مستشاران در کنار آن نظریه‌های ابتدایی و آزمایش نشده در حوزه‌ی سیاست خارجی و آرمانگرایی مطلق موجب می‌شد دغدغه‌ی چندانی نسبت به تهدیدات خارجی وجود نداشته باشد. خطا اینجا بود که باید این دغدغه‌ها وجود می داشت اما نبود.

 پرسش: یعنی این موارد موجب شده بود که آمادگی لازم برای مواجهه با خطر های خارجی در داخل وجود نداشته باشد؟

 پاسخ: سوء بهره‌برداری از آزادیهای موجود اول انقلاب بسیار تلخ بود و در نتیجه‌ی آن شهدای فراوانی به انقلاب تقدیم شد. شدت این مسایل به گونه ای بود که در یک روز  یعنی هفتم تیر ماه 1360، حدود هفتاد نفر از مسوولان کشور شهید شدند اما با وجود همه تلخیها، به جهت برخورداری از پایه های مردمی، نظام آسیبی ندید.

 اما در مورد تهدیدات خارجی، در افکارعمومی از تهدیدات آمریکاییها احساس نگرانی وجود نداشت و نگران نبود از اینکه جنگ با آمریکا چگونه خواهد بود و چه هزینه‌هایی برآن متصور بود، همچنان که آمریکاییها نیز واقعا می‌ترسیدند که دست به اقدام نظامی بزنند، بویژه که از حادثه‌ی صحرای طبس خاطره‌ی شکست تلخی داشتند. لذا میزان خودباوری ملی به عنوان نقطه قوت سیاست خارجی ما در آن ایام و عدم نگرانی غیر واقع‌بینانه آنروزها از تهدید خارجی، می‌تواند نقطه ضعف تلقی شود.


کلمات کلیدی:   خلیج فارس ،آمریکا ،نهضت آزادی ،جبهه ملی