دفاع مقدس (قسمت 5)
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳  

مصاحبه با روزنامه ایران هفته دفاع مقدس 1393(قسمت پنجم)

س: همیشه این سوال اذهان رو به خودش جلب کرده است که آیا در زمان جنگ تنها سوریه،کره شمالی و لیبی کمک حال ایران بودند و کل جهان در روبه روی ما قد کشیده بوده است یا این بیشتر یه داستان حماسی است؟

ج:حقیقت محض است. هیچ کشوری ما را کمک نمی کرد ولی در مقابل هم ابرقدرتهای شرق و غرب، هم کشورهای اروپایی اعم از اعضای پیمان ورشو در اروپای شرقی و اعضای پیمان ناتو در اروپای غربی و حتی اعضای کشورهای غیرمتعهد، اتحادیه عرب و کشورهای حوزه خلیج فارس به وفور به عراق کمک می کردند. عراق از جیب کشورهای نفت خیز جنوب خلیج فارس، با تجهیزات روسی، فرانسوی، برزیلی و آرژانتینی و تکنولوژی آلمانی، یوگسلاوها و ... با ما می جنگید. ولی تنها سوریه و کمی هم کره شمالی آن هم در قبال دریافت وجه و نیز لیبیایی ها به ما سلاح می فروختند. حتی لیبی در وسط کار ما را در پوست گردو گذاشتند و ما را در بکارگیری موشکهای اسکادشان با بحران روبه رو کردند. ولی این اقدام آنان باعث بروز ابتکار عمل ما شد که در نتیجه آن نه تنها توانستیم موشکهای اسکاد را فعال کنیم بلکه این ابتکارعمل سرآغاز تولد صنعت موشک سازی ایران شد و صنعت موشکی ما از همان جا کلید خورد.

س: در پیروزی هایی که در عملیات ها نصیب ایران می شد، فرماندهان این موفقیت ها را مربوط به تدبیر و برنامه ریزی خود می دانستند و یا تلاش های رزمندگان را نیز در این امر دخیل می کردند؟

ج: صحنه دفاع مقدس صحنه تجلی خدا بود و بس. فرمانده و رزمنده همه و همه برای جلب رضای خدا کار می کردند و چیزی به نام فرمانده با تعریف کلاسیک و با تعریف امروزی آن، نه در اذهان فرماندهان و نه در احساس رزمندگان، عینیت خارجی نداشت. فرماندهی وجود داشت ولی ادعای فرماندهی وجود نداشت. نه رزمنده احساس می کرد در زیر دست مافوقی قراردارد و نه فرماندهی بود که خود را خادم رزمندگان نداند. به عبارت دیگر محبت متقابل بستر رابطه سازمانی فرمانده و رزمنده را تشکیل می داد.

س: بعد از قطعنامه و حمله ای که عراق و منافقین به کرمانشاه داشتند،آیا آن ها توان رسیدن به تهران و از پا درآوردن نظام را داشتند؟

ج:امام سنبل همه چیز ایران بود. خودی و دشمن به این موقعیت امام واقف بودند با این تفاوت که نگاه و حس ما نسبت به این سنبل با نگاه حکومت عراق و منافقین، دو وجه کاملا متفاوت داشت. هنگامی که امام(س)قطعنامه را پذیرفت و تعبیر نوشیدن جام زهر، محبوبیت ایشان را در قلب های مردم ایران دو چندان کرد ولی در ذهن منافقین این بود که اظهار امام به نوشیدن جام زهر به معنای شکست امام و  فرو ریختن نماد مقاومت مردم ایران است. لذا حکومت عراق به گمان خود زمان را برای حمله ای بسیار گسترده مناسب دید و با 12 لشکر به خوزستان هجوم کرد. احساس منافقین هم همین بود؛ تصور می کردند که به سرعت از استانهای مرزی عبور کرده، خود را به تهران می رسانند. آن ها از تحلیل حوادث ایران به این نتیجه رسیده بودند. ولی همه دیدیم که واقعیت چیز دیگری بود.