دفاع مقدس (قسمت 6)
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳  

مصاحبه با روزنامه ایران هفته دفاع مقدس 1393(قسمت ششم)

س: چندی پیش کتابی به قلم یکی از فرماندهان سپاهی جنگ نوشته شده بود که مورد انتقاد برخی ارتشیان قرار گرفت و معترض بودند که در این کتاب نقش ارتش را در عملیات هایی مانند مرصاد کمرنگ جلوه داده اند آیا این اختلافات در آن زمان هم وجود داشت یا اینکه در حال حاضر ماشاهد اینگونه بحث های تفرقه ای هستیم؟

ج: هرگونه ایجاد اختلاف میان ارتش و سپاه اشتباه است. البته ضرورت تجربه اندوزی ایجاب می کند که نسبت به عملکرد سازمان های مزبور در فضایی آکادمیک حلاجانه نگاه شود و نقاط ضعف و قوت ها شناسایی گردد ولی بازگو کردن این مباحث در جامعه سازنده نیست.

البته رفتارها و نگرش ها قابل نقد هستند ولی حفظ حرمت سازمانها و شخصیت ها ضروری است. امروز پرستیژ سپاه و ارتش که شاکله قوای مسلح ایران را تشکیل می دهد، به عنوان برترین قوای مسلح خاورمیانه نقش بازدارنده ای در برابر تهدیدها ایفا می کند و هرگونه تضعیف این دو سازمان، کاهش قدرت بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی است.

نقش افراد نیز با اهمیت است. نظامها نیازمند حفظ اسطوره ها تاریخی و قهرمانان ملی هستند. همانطور که قهرمانان ورزشی دارای اعتبار ملی هستند صد چندان بیشتر قهرمانان جنگ و مردان بزرگ انقلابی قابل تقدیر و احترام هستند. هتک حرمت قهرمانان یک نظام، خدشه دارکردن هویت ملی و نمادهایی است که نقاط اتکاء جامعه شناخته می شوند. البته رفتار و اندیشه قهرمانان نیز قابل نقد است و الا قابل نسخه برداری نمی شوند. مردان بزرگ انقلاب ساز مانند آقای هاشمی رفسنجانی و قهرمانان صحنه های نبرد مانند آقایان محسن رضایی و رحیم صفوی قهرمانانی هستند که حفظ حرمتشان ضرورت دارد و نقد رفتارشان بلامانع است. ولی تخریب شخصیت شان، آسیب رسانی به ذخایر ملی کشور است.

امروز قدرتمند ترین نیروهای مسلح منطقه خاورمیانه قوای مسلح ایران است. در صورتی است که تا قبل از جنگ 2006 لبنان، اسرائیل به عنوان ارتش اول خاورمیانه را داشت. اما شکست ارتش قدرتمند اسرائیل در برابر حزب الله لبنان و حماس، که نوعی شکست اسرائیل در برابر ایران شناخته می شد، قوای مسلح ایران را به رده اول خاورمیانه ارتقاء داد و اسرائیل را به رده پایین تر نازل کرد. حال قوای مسلح ایران، تضعیف پرستیژ جهانی و منطقه ای این قواست. ولی این به معنای تقدیس آن سازمانها و آن شخصیت ها نیست. حفظ حرمت افراد به معنای حفظ شأن آنانست نه به معنای تقدیس شان. 

اگر خودمان ارتش و سپاه که توان ملی ماست از درون تخریب کنیم چه انتظاری باید از دشمنان داشت. هر جامعه ای برای حفظ هویت خود نیاز به حفظ اسطوره هایش دارد. البته اسطوره ها قابل نقد هستند و تنها ذوات مقدسه انیاءعظام و معصومین علیهم السلام قابل نقد نیستند.

جریانها، احزاب و افراد حق ندارند برای یار کشی های سیاسی اقدام به تخریب شخصیت های نظام کنند. چرا بعضی تصور می کنند که برای تحکیم پیوندهای درون جناحی و یا یار کشی های سیاسی، باید از شخصیت هایی چون آقای هاشمی ابراز برائت کنند؟! آن عزیزی که در تحلیل پذیرش قطعنامه 598 نقش آقای هاشمی را به عنوان عاملی که برای بعد از امام برنامه ریزی می کرده به مرز تخطئه ایشان نزدیک شده، نمی داند که آقای هاشمی از فردای شهادت بهشتی تا اول دولت احمدی نژاد، شخصیت دوم کشور بوده و جای به تخطئه ندارد! و آیا آقای هاشمی بهترین نقش را در خبرگان بعد از رحلت امام، برای به رهبری رسیدن آیت الله خامنه ای نداشته است؟! پس این چه جای تخریب و تخطئه دارد و چه نیازی به استدلال برای این ادعاست؟!


کلمات کلیدی:   سپاه ،ارتش ،هاشمی رفسنجانی ،محسن رضایی