دفاع مقدس (قسمت7)
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳  

مصاحبه با روزنامه ایران هفته دفاع مقدس 1393(قسمت هفتم)

س: صحبت از اختلاف  نظرها پیش آمد.آقای رضایی در نامه ای که در اختیار رسانه ها قرار دادند به اقدامات اهالی سیاست در زمان جنگ انتقاد شدیدی کردند. واقعا در زمان دفاع سران کشوری با قوای لشکری همکاری لازم را نداشتند؟آیا اهالی سیاست نمی دانستند که اگر جبهه ها شکست بخورد دیگر آن ها نیز جایی در این کشور ندارند؟

ج: باید توجه  داشت هیچ ایرادی ندارد که یک فرد نظامی به یک تصمیم سیاسی منتقد باشد و یا بلعکس، ولی اینکه فرمانده سپاه یا وزیر امور خارجه را تخریب کنیم، این کار به نظام ضربه می زند. محسن رضایی نقش بی بدیلی در جنگ داشت و همچنین صفوی و شمخانی نیز از قهرمانان این کشور هستند و از سمت دیگر آیت الله هاشمی نیز قهرمان انقلاب است. اگر اهالی رسانه انتقاد و اعتراضی به مدیریت جنگ داشته باشند ایرادی ندارد ولی اینکه متهم می کنند افراد را درست نیست.

برای مثال برخی گفتند که می خواستند برای عقب نشینی رزمندگان از فاو فرماندهان را در دادگاه نظامی محاکمه کنند! این حرف را افراد متعهدی زدند که اطلاعی از جنگ و وقایع راستین صحنه نبردهای پایانی جنگ در فاو نداشتند و نمی دانستند که رحیم صفوی و بقیه فرماندهان و رزمندگان در آنجا چه مقاومتی را به نمایش گذاشتند.نبودند ببیند که فرماندهانی مانند مرتضی قربانی و شهید احمد کاظمی تا آستانه شهادت و رحیم صفوی تا مرز اسارت مقاومت کردند.

البته اشکلالی ندارد اگر که سیاست مداران از منظر خود جنگ را تجزیه و تحلیل کنند و اصولا جنگ ابزاری است برای نمایش قدرتمندی در حوزه دیپلماسی. از این منظر طبیعی خواهد بود، اگر اهالی سیاست منتقد مدیریت جنگ باشند. ولی ابتدای جنگ ما مستثنی بود هرچند که در پایان این قاعده در جنگ ما هم محقق شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، نظام بین الملل به صف آرایی در برابر انقلاب گرفت. لذا فضاهای مناسب برای مانور دیپلماتیک برای ما وجود نداشت. لذا تا زمانی که ملت ایران نتوانسته بود اراده خود را به طرفهای مقابل تحمیل کند، دیپلماسی در اختیار جنگ قرار داشت. اگر آقای هاشمی به نظامی ها می گفت یک عملیات پیروز داشته باشید و سپس مدیریت صحنه را به بسپارید، با همین منطق بود و اگر قوای نظامی می خواستند که با قدرت نظامی پایان جنگ را رقم بزنند، ناخواسته در چهارچوب همان تئوری گام گذاشته بودند، بلکه خواستار زمینه سازی برای دیپلماسی پایان دهنده بودند. زیرا که در هرصورت هرجنگی با دیپلماسی پایان می پذیرد.

البته خواسته آقای هاشمی محقق نشد و پیروزی مورد نظر آقای هاشمی تحقق نیافت. به عبارت دیگر پیروزی های بزرگ خیبر و فاو و شلمچه اگرچه بخشی از اراده ما را بر دشمن تحمیل کرد، و اگرچه از فردای نبرد خیبر دنیا دانست که مجبوراست دریچه های گفتگو با ایران را بگشاید، اما عقب نشینی جهان در برابر ما به اندازه ای نبود که به احقاق حقوق ما منجر شود.

دنیا با ما ارتباط دیپلماتیک نداشت و نمی خواست داشته باشد و فرصت مذاکره به ما بدهد. اما طی یک روند 2 تا 3 ساله وارد تعاملی با ایران شد که ورود مک فارلین به ایران نقطه اوج آن بود. در این تعامل هم چون می خواست پای اسرائیل را به مذاکرات بکشاند و چون گفتگو با اسرائیل خط قرمز ایران است، آن روند هم بسته شد.


کلمات کلیدی:   محسن رضایی ،هاشمی رفسنجانی ،فاو ،شلمچه